از فقدان نگرش صنفی در سمن‌ها و خیریه‌ها رنج می‌بریم
محمدحسن داودی؛ عضو هیئت‌مدیره شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه‌ در دومین نشست از سلسله‌نشست‌های «بایسته‌های سیاستی پیرامون سمن‌ها، خیریه‌ها و تشکل‌ها» بود که چهارشنبه  اول اسفندماه در محل مؤسسه کار و تأمین اجتماعی برگزار شد، اظهار کرد: از فقدان نگرش صنفی و موازی‌کاری در میان خیریه‌ها و سمن‌ها رنج می‌بریم.

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، دکتر محمدحسن داودی؛ عضو هیئت‌مدیره شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه‌ و مدیرعامل مدارس کودکان کار «صبح رویش» در دومین نشست از سلسله‌نشست‌های «بایسته‌های سیاستی پیرامون سمن‌ها، خیریه‌ها و تشکل‌ها» که چهارشنبه اول اسفندماه در محل مؤسسه کار و تأمین اجتماعی برگزار شد، گفت: ارائه من با رویکرد آسیب‌شناسی در  خیریه‌ها است. بخشی‌‌ از آن در مواجهه با بیرون جامعه مدنی؛ یعنی در مواجهه با حاکمیت، بخش خصوصی و جامعه است و پس از ارائه این موارد، به موضوع درون‌ جامعه مدنی می‌پردازم. 

 وی افزود: مسئله اول، بحث غیرواقعی‌بودن همکاری‌های موجود است. مدام شاهد جلساتی هستیم که ظاهرش همکاری با سازمان‌های مردم‌نهاد است، اما روح همکاری با خیریه و سمن را ندارند؛ مثلاً قرار است که طرح جمع‌آوری کودکان کار پیاده‌سازی شود. از طرح رونمایی می‌شود و همین که صدای چهارتا خیریه درمی‌آید، جلسه هم‌اندیشی با خیریه دایر می‌شود. طبیعی است که اختلاف‌ نظری در آن جلسه بین سمن‌ها رخ ‌دهد و همه سازمان‌های مردم‌نهاد در آن جلسات بر یک نظر اتفاق‌ نداشته باشند. اینجا است که دولت می‌گوید ببینید! خودتان اختلاف نظر دارید! به خاطر همین تبعات، خیلی از  سمن‌ها، دیگر در این جلسات شرکت نمی‌کنند و آن‌هایی هم که شرکت می‌کنند،  برای حواشی مسائل برون‌سازمانی احساس می‌کنند که دیگر در این جلسات نباید  شرکت کنند. 

 مدیر مدارس صبح‌ رویش گفت: مسئله بعدی، اعتماد نداشتن دوطرفه بین حاکمیت و سمن‌ها است.  سمن‌هایی که از بهزیستی مجوز گرفته‌اند، در هیچ‌جایی غیر از بهزیستی حرفی  برای گفتن ندارند و پذیرفته نمی‌شوند آن‌هایی هم که از وزارت کشور مجوز گرفته‌اند، همین‌طور. یک مسئله دیگر این است که ما فکر می‌کنیم باید فرد  دولتی را از مسائل آگاه کنیم، درحالی‌که مسائل روی میز دولتی بسیار پیچیده و دشوار است که شاید هیچ فردی با وجود اختیارات فراوان هم نتواند آن را حل کند. در اینجا نقش سازمان‌های جامعه مدنی بسیار جدی است و اشتباهات شناختی  در تشکل‌ها از این قبیل که ما می‌دانیم و آن‌ها پشت میز نشسته‌اند کار  دستمان می‌دهد. روشن است که اگر در جایگاه دولتی باشیم و چنین فرد طلبکاری  پیش رویمان بنشیند، دیگر تمایل نداریم پس از آن دیدار با آن فرد گفت‌وگو کنیم. عدم اعتماد دوطرفه بحثی جدی در آسیب‌شناسی است. 

 عضو هیئت‌مدیره شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه‌ اذعان کرد: بحث سوگیری‌های شناختی، پیش‌زمینه‌ها، برچسب‌هایی که به سمن‌ها می‌زنند، مثل اینکه سمن‌ها فقط حرف تکراری می‌زنند یا دید امنیتی دارند، ارتباطات برون‌سازمانی را  دچار اختلال می‌کند. نکته بعدی نبود ساختار شفاف و منسجم است. من به‌عنوان کسی که بیش از یک‌دهه در صبح‌رویش کار کرده‌ام و عضو هیئت‌مدیره شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری‌ام، هنوز نمی‌دانم ساختار ارکانی‌مان با حاکمیت چیست و  دقیقاً باید چه کنیم؟ ما هنوز برای جلساتی که بخش دولتی برگزار می‌کند، سازوکاری نداریم. بخش دولتی هم ممکن است، افرادی را که می‌شناسد و به‌طور  اتفاقی آن‌ها را در جلسه‌ای دیده است، به جلسات فرابخواند و با آن‌ها  ارتباط برقرار کند.

 داودی ادامه داد: درباره نسبت جامعه مدنی با بخش خصوصی، مدام از ارتباطات در مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها دم می‌زنیم، اما شکل‌وشمایل درستی از مسئولیت اجتماعی در کشور ما جاری نیست. خودروساز باید مسئولیت اجتماعی خود را به مسائل ایمنی خودرو و  موضوعات زیست‌محیطی پیرامون خود محدود کند. در سرفصل محیط زیست مسئولیت  اجتماعی یکی از هلدینگ‌های بزرگ و معتبر کشور آمده بود و محوطه‌سازی و  چمن‌کاری و گلکاری کارخانه انجام می‌داد. این یعنی تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. مسئولیت اجتماعی در سازمان‌های ما بسیار کمرنگ است. خیریه‌ها و سمن‌ها پیوسته چشم‌انتظارند که از شرکت‌های بزرگ چیزی بستانند که ربطی به حوزه اجتماعی آن‌ها نداشته باشد. هرچند ارتباطات درستی در این زمینه شکل نگرفته است، اما ردپای فعالیت‌های ناکافی اما خوب، در این سال‌ها دیده  می‌شود.

 وی با تأکید بر اینکه نگاه  بخش خصوصی به مسئولیت اجتماعی به‌دلیل نابسامانی اوضاع اقتصادی، آوردن  دوباره بودجه به سر میز چالش‌های خودشان است گفت: موضوع خلق ارزش مشترک راهی است که باید در پیش گرفته شود. ساختن بخشی از ادبیاتش را برعهده تشکل‌ها می‌دانم و این در نسبت با سازمان‌های بخش سوم باید بسیار تقویت شود. اساساً در بسیاری از موارد، قرار نیست مسئله‌ای را درست کنیم و  بودجه‌ای را در قالب مسئولیت اجتماعی تأمین کنیم و در پی حل مسئله بشتابیم. سیم‌کشی ذهنی مدیران و مکانیزم ارتباطی و رفتاری را طوری تغییر دهیم که ارزش مشترکی در جامعه خلق شود. صحبت از کارآفرینی اجتماعی روزبه‌روز دارد پُررنگ‌تر می‌شود و آسیب‌شناسی آن هم باید روزبه‌روز پررنگ‌تر شود. خلق  ارزش مشترک، ادبیات جدیدی است که از همگی دعوت می‌کنم، بیشتر به آن بپردازیم.

 داودی اظهار کرد: سؤال این  است که نسبت جامعه با سمن‌ها چیست؟ وقتی زلزله سرپل‌ذهاب رخ داد، آدم‌ها از  مشهد، کرمان و شهرهای دور و نزدیک ایران، لباس خانواده را جمع‌آوری کردند و با خود به کرمانشاه آوردند. چرا این کار را به هلال‌ احمر و خیریه‌ها  نسپرده بودند؟ نتیجه‌ این کار توزیع نامناسب و غیرکارشناسی کمک‌ها بود. مردم به خیریه‌ها اعتماد نمی‌کنند و فکر می‌کنند پولشویی در آن اتفاق  می‌افتد. یکی از ایرادات سمن‌ها و خیریه‌ها این است که بر تمرکز افراطی بر جلب حمایت مالی و انسانی موافقت کردیم. کمپین جمع‌آوری مالی برگزار کردیم یا اگر بسیار به‌روز بودیم، از جلب نیروی انسانی صحبت کردیم. در نتیجه آموزش شهروندی جامعه ما اکنون می‌داند که زباله را تا 21 شب باید به سطل  زباله بیندازد، اما هنوز نمی‌داند که با کودک کار چطور رفتار کند و اگر  کودکی به شیشه ماشینش زد، خرید کند یا نکند.

 مدیر مدارس صبح‌ رویش پیشنهاد کرد: جامعه ما باید بسیاری از مشکلاتش را از طریق  تشکل‌ها به گوش حاکمیت برساند. چنین انتظاری را در جامعه ایجاد نکرده‌ایم. ریشه این‌ها به درون جامعه مدنی برمی‌گردد. وقتی کودکان در مدارس صبح‌ رویش که غالباً کودکان کار در آن درس می‌خوانند باهم گلاویز می‌شوند،  دعوتشان می‌کنیم به چتر گفت‌وگو؛ چتری که زیر آن مسئولیت‌پذیری را به آن‌ها یاد می‌دهیم. نگاهمان، تئوری انتخاب است. از او می‌پرسیم که چگونه رفتاری کرده‌ است. در پاسخ می‌گوید فلانی بود که به او فحش داد. آن فلانی هم در  آنجا حاضر است، مربی در پاسخ به کودک می‌پرسد که چه رفتار دیگری به‌جز  پرتاب مشت به صورت هم‌مدرسه‌ای‌اش می‌توانست از خود بروز بدهد؟

 داودی در بخش نتیجه‌گیری از صحبت‌های خود گرفت: نسبت جامعه مدنی با حاکمیت هم به  این نحو است. بسیاری از موضوعات به جامعه مدنی برمی‌گردد. ما چقدر با حاکمیت و بخش خصوصی گفت‌وگو کرده‌ایم؟ چند سمن آگاهی‌بخش داریم و آن سمن‌ها  چقدر دیده می‌شوند؟ واقعیت این است که نه جامعه می‌خواهد آن‌ها را دنبال  کند و نه ما رسانه‌ای درست در اختیار داریم، مثلاً دوره برندینگ و بازاریابی را برگزار کردیم، اما تیر و ترکشی که به ما برگزارکنندگان دوره خورد، این نگاه بود که پای مباحث بازاریابی را به خیریه نکشانید. همچنین  نوعی از سمن‌ها با نام‌های ان‌جی‌اوهای بدل از پیمانکار و جی‌ان‌جی‌اوها  وجود دارد و این نوع از سازمان‌های مردم‌نهاد، سوءاستفاده از آن‌ها است. 

 وی اشاره کرد: مسئله دیگر، سطح بلوغ سازمان‌ها است. سمن باید ساختارمند باشد و الا یک گروه اجتماعی مثبت است که با ساختار سازمانی فاصله دارد؛ پس کلیدواژه سازمان را در سازمان‌های مردم‌نهاد به رسمیت بشناسیم؛ اگر سازمان و  سلسله‌مراتب وجود نداشته باشد، کارها به‌درستی پیش نمی‌رود. تقابل با سازماندهی، موضوعی جدی است. موضوع دوم عدم درک لزوم ارتقای سطح بلوغ است.  سازمان با دستاوردهایش می‌خواهد خودش را فریب ‌دهد، اما سطح بلوغ  ریشه‌ای‌ترین موضوع است. همه مسائلی که تابه‌حال به آن اشاره کرده‌ایم، با  ارتقای سطح بلوغ برطرف می‌شود. موضوع بعدی عدم تناسب سطح بلوغ و سطح کنشگری  است. سطوح کنشگری اثربخش را به رسمیت بشناسیم و محتوا تولید کنیم. بعد از  آن باید رسانه داشته باشیم و تعداد دنبال‌کنندگان با جامعه نسبتی داشته باشد. سمن باید لابی را یاد بگیرد؛ یعنی در گوشی همراهِ مدیر سمن شماره‌تلفن چند مدیر دولتی وجود داشته باشد که به او پاسخ بدهند. پس از طی موفقیت‌آمیز این مراحل است که سازمان مردم‌نهاد وارد سطح تأثیرگذاری می‌شود.

 داودی تأکید کرد: عدم بلوغ  به‌معنای نبود ائتلاف و شبکه اثربخش در سمن‌ها است. برایند انرژی ما صفر است. شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه‌ها کاری مؤثر می‌کند، اما عضو شبکه آن را خنثی می‌کند. موازی‌کاری بسیار شایع است. مثلاً هم‌زمان چهار مجموعه داده‌های یکسانی را آنالیز می‌کنند. این به معنی فقدان ائتلاف در شبکه و نبود نگرش صنفی میان سمن‌ها است. همان افرادی که می‌گویند چرا سمن‌ها  سازمان و ساختار داشته باشند، می‌گویند چرا سمن‌ها صنفی عمل کنند؟

  عضو هیئت‌مدیره شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه‌ گفت: اتاق بازرگانی به عنوان نهادی که 141 سال است قدمت دارد، تشکلی است که بخش خصوصی آن را تشکیل داده است و از نظر اقتصادی با پول اعضا اداره می‌شود، اما در جامعه مدنی، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین شبکه سمنی که شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری است، تقریباً  230 عضو دارد. این شبکه مشروعیت دارد، ولی مقبولیت نسبت به آن حتی در سطح  اعضا رخ نداده است. این اتفاق درونی است. برخی از این تشکل به‌جای نمایندگی  انتظار خدمت‌رسانی دارند؛ مثلاً ما در شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه‌، درباره حل مسائل مالیاتی خیریه‌ها با سازمان‌های ذی‌صلاح مذاکره کرده‌ایم، اما ممکن است فردی به‌دنبال خدمت شبکه ملی به اعضا باشد.


لطفا به این مطلب امتیاز دهید
Copied!

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

دیدگاه‌های بازدیدکنندگان

صدسال دیگه عم نمی فهمیم این چه رابطه ایه!؟!؟!چون خیریه ویترینه نه کارگاه تولیدی!!!!

ارسال پاسخ 04 اسفند 1403

درود بر پایگاه خبری خیر ایران که به انعکاس اخبار می پردازد
بسیار با نظرات آقای داودی موافقم و فکر می کنم ما قبل از اینکه بریم به سراغ این جمله که بخش دولتی باید سمن را به رسمیت بشناسد باید به این بپردازیم که سمن ها ابتدا باید رسمیت خود را بدست آورند و این با ادبیات خلق ارزش مشترک امکان‌پذیر است
اگر ما سمن ها بتوانیم به ادبیات مشترک برسیم و ساختار مند عمل کنیم حتما به جایگاهی می‌رسیم که دولت ها چاره ای ندارند مگر آنکه سمن ها را بعنوان رکن سوم اداره امور جامعه به رسمیت بشناسند هم نسبت به آنها پاسخگو باشند و هم مطالبه گر

ارسال پاسخ 05 اسفند 1403