خِیرنگاری در جنگ؛
«وعدهٔ حق است ظفر»
کاش آسمان ایرانمان دوباره خانهٔ آرامش پرندگان میشد.
صدای پدافند شیراز میآید. پسر کوچکترم مرتب مرا صدا میزند و از پنجره، نورِ در آسمان را نشانم میدهد. دلم مثل سیروسرکه میجوشد. یک چشمم به تلویزیون است و یک چشمم به صفحهٔ گوشی. اقوام یکییکی زنگ میزنند و جویای حال پسر سربازم هستند، کاش جنگ تمام میشد.
کاش آسمان ایرانمان دوباره خانهٔ آرامش پرندگان میشد و کاش دیگر هیچوقت خبر شهادت عزیزانمان را نمیشنیدیم:
«آیه آمد که بمان وعدهٔ حق است ظفر
وَ خداوند فرستاد ابابیلش را»
روایت از پروین جاویدنیا
لینک کپی شد
گزارش خطا
ارسال دیدگاه