کد خبر:۶۱۹۵
ترجمه یادداشت:

چرا نهادهای خیریه باید به رشد همبستگی مردمی توجه کنند

مقاله‌ای در نشریه‌ی تخصصی «الاینس» (Alliance) به قلم لدیس سانخوئا مخیا، به پدیدۀ نوظهور «همبستگی مردمی» می‌پردازد و استدلال می‌کند که شهروندان عادی در سراسر جهان، فراتر از دولت‌ها و نهاد‌های بزرگ خیریه، اقدامات انسان‌دوستانه‌ی مؤثری را در بحران‌هایی نظیر غزه و کوبا سازماندهی کرده‌اند. این جنبش‌های مردمی با اتکا به سرمایه‌گذاری جمعی، کمک‌های داوطلبانه و هماهنگی فرامرزی، توانسته‌اند کمک‌های قابل‌توجهی را مستقیم به مناطق بحران‌زده برسانند. با این حال، نهاد‌های خیریه‌ی رسمی هنوز در سرمایه‌گذاری بلندمدت بر روی این ظرفیت‌ها تردید دارند و تنها سهم ناچیزی از بودجه‌های انسان‌دوستانه به بازیگران محلی و مردمی اختصاص می‌یابد. نویسنده بر ضرورت بازتعریف نقش نهاد‌های خیریه و پیوستن به این همبستگیِ فراگیر از طریق حمایت‌های منعطف و راهبردی تأکید دارد.
جنبش‌های مردمی و کنشگری مدنی (Grassroots Movements & Civic Activism)

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، یادداشت «چرا نهادهای خیریه باید به رشد همبستگی مردمی توجه کنند» نخستین بار در نشریۀ «الاینس» (Alliance) منتشر شده است که یکی از معتبرترین نشریات بین‌المللی در زمینۀ امور خیریه، سرمایه‌گذاری اجتماعی و توسعۀ جامعۀ مدنی به شمار می‌رود. این نشریه توسط «بنیاد فرهنگی آلاویدا» (Allavida)، منتشر می‌شود و همواره بستری برای تبادل نظر میان فعالان این حوزه، مدیران بنیادهای خیریه و سرمایه‌گذاران اجتماعی فراهم آورده است تا از این رهگذر، منابع مالی با کارآمدی بیشتری به سمت جامعۀ مدنی هدایت شود و اندیشه‌ورزی و نهادسازی در عرصۀ نیکوکاری رونق یابد.

 نویسندۀ این یادداشت، لدیس سانخوئا مخیا (Ledys Sanjuan Mejia)، از نویسندگان همکار این نشریه است. یادداشت پیش‌رو به پدیدۀ درحال‌رشدی در سطح جهانی می‌پردازد که از آن با عنوان «همبستگی مردمی» (civilian solidarity) یاد می‌شود و چالش‌ها و فرصت‌هایی را که این پدیده برای نهادهای خیریه و نیکوکاری ایجاد می‌کند، بررسی می‌کند.

«چرا نهاد‌های خیریه باید به رشد همبستگی مردمی توجه کنند»
نویسنده: لدیس سانخوئا مخیا
منتشرشده در: نشریۀ الاینس (Alliance) – ۴ آگوست ۲۰۲۶

 این روزها، همبستگی فراملی، که فراتر از چارچوب‌های احزاب سیاسی و سازمان‌های جریان‌اصلی عمل می‌کند، به‌سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از مشروع‌ترین مسیر‌های عمل انسان‌دوستانه برای میلیون‌ها شهروند عادی در سراسر جهان است. در شرایطی که دولت‌ها، نهاد‌های خیریهٔ بزرگ و سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی، در مواجهه با بحران‌های فوری و مبرم امروز، اغلب درمانده و ناتوان جلوه می‌کنند، این شهروندانِ معمولی هستند که دست‌به‌کار جمع‌آوری سرمایه، ایجاد زیرساخت‌های لجستیکی، هماهنگی فرامرزی و ارسال مستقیم کمک‌ها به مناطق جنگ‌زده، محاصره‌شده و منزوی‌شدهٔ سیاسی می‌شوند. منابع این همبستگیِ نوظهور، بسیار متنوع و غنی است: هنرمندان عواید نمایشگاه‌های خود را اهدا می‌کنند، سلبریتی‌های مجازی از بستر رسانه‌ای خود برای جلب حمایت استفاده می‌کنند، و وکلای داوطلب، کمک‌های حقوقی ارائه می‌دهند. موفقیت چشمگیر این جنبش‌های مردمی، پرسشی اساسی را پیش روی نهاد‌های خیریه قرار داده است: چگونه می‌توانند با این نیرو‌های برون‌سازمانی تعامل کنند، به آنها پاسخ دهند و از ظرفیت‌های آنان بهره بگیرند؟

نمونه‌ای از همبستگی مردمی: کاروان جهانی «صمود»

 در آگوست ۲۰۲۵، زمانی که نسل‌کشی در غزه رخ می‌داد، بسیاری از ما، از جمله نهاد‌های بزرگ خیریه، خود را در برابر این فاجعه ناتوان می‌دیدیم. با این حال، برای چهار هزار شهروند از نقاط مختلف جهان، ماه اوت نقطه‌عطفی بود برای آغاز به‌کار «کاروان جهانی صمود» (Global Sumud Flotilla)؛ یک اقدام انسان‌دوستانه و سیاسیِ عظیم که نیازمند بسیجِ سرمایه، زمان، تخصص و منابع گوناگون برای شکستن محاصرۀ کمک‌رسانی به غزه بود. این شهروندان، با تشکیل هیئت‌هایی از کشور‌های گوناگون و با اتکا به روش‌هایی همچون سرمایه‌گذاری جمعی، جلب کمک‌های مردمی در سطح محلی و راهبرد‌های تأمین مالی ملی، موفق شدند حدود سه میلیون یورو (معادل چهار میلیون و سیصد هزار دلار) جمع‌آوری کنند. تا سال ۲۰۲۶، این کاروان به بیش از هفتاد شناور رسید و هزاران داوطلب بین‌المللی، با وجود برخورد‌های نظامی، محکومیت‌های کیفری و تهدید‌های خشونت‌آمیز، در این اقدام داوطلبانه شرکت کردند.

کاروان انسان‌دوستانه «نوئسترا آمریکا»

 به‌طور مشابه، در آوریل ۲۰۲۶، کاروان انسان‌دوستانه‌ای با عنوان «نوئسترا آمریکا» (Nuestra América) راهی هاوانا شد. صد‌ها فعالِ همبستگی از کشور‌های مختلف، با استفاده از حمل‌ونقل هوایی و دریایی، دارو، مواد غذایی پودری و سایر مایحتاج ضروری را به دست مردم کوبا رساندند؛ کشوری که سال‌ها تحت تأثیر محاصرۀ آمریکا با کمبود‌های شدید مواجه است. این اقدام نیز کاملاً مردمی بود و ارزش محموله‌های ارسالی، که بیش از یک میلیون دلار برآورد می‌شد، تماماً از محل کمک‌های غیرنقدی و سرمایۀ شخصی شرکت‌کنندگان تأمین شده بود و هیچ نهاد خیریه یا بنیاد بزرگی در آن نقش نداشت. شرکت‌کنندگان، بلیت هواپیما را خود خریدند، چمدان‌هایشان را از کالا‌های ضروری پر کردند، در کشور‌های خود اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مردمی کردند و صرفاً با تکیه بر تعهدی ساده به همبستگی، داوطلبان بین‌المللی را به میدان آوردند.

دلالت‌های این اقدامات مردمی برای نهاد‌های خیریه

 بررسی این نمونه‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد که استقلال شهروندان در عرصۀ پاسخ‌گویی انسان‌دوستانه، روزبه‌روز به عاملی حیاتی تبدیل می‌شود؛ عاملی که با سرعت و مقیاسی عمل می‌کند که یک دهه پیش، کاملاً دور از ذهن بود. تا حدی، جریانی در خودِ امور خیریه به نام «نیکوکاریِ تغییردهندۀ نظام» (system-change philanthropy) به این تحول دامن زده است و از سرمایه‌گذاران اجتماعی می‌خواهد که در زمینه‌سازی برای کنشگری مدنی و توسعۀ سرمایه‌های رابط‌های سرمایه‌گذاری کنند. همچنین «نیکوکاریِ محلی» (community philanthropy) ما را به بازاندیشی در مورد منابعی فرا می‌خواند که یک جامعه، فراتر از پول، می‌تواند بسیج کند. با این حال، نهاد‌های خیریهٔ رسمی هنوز در سرمایه‌گذاری بلندمدت بر روی همبستگی مردمی تردید دارند. معدود پژوهش‌هایی که به بررسی حمایت‌های خیریه از سازمان‌های مردمی پرداخته‌اند، نشان می‌دهند که بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸، تنها ۳ درصد از کل کمک‌های بنیاد‌های خیریه عمومی و خصوصی در زمینۀ حقوق بشر، صرف حمایت از اقدامات جمعیِ غیرخشونت‌آمیز شده است.

 این الگو در سایر حوزه‌های کمک‌رسانی نیز کم‌وبیش مشابه است. با وجود تعهدات دیرینۀ نهاد‌های کمک‌رسان به بومی‌سازیِ کمک‌ها (localization of aid)، در سال ۲۰۲۴، کمتر از ۱۰ درصد از کل بودجۀ انسان‌دوستانه‌ی بین‌المللی به بازیگران محلی و ملی رسیده است و از این مقدار نیز تنها ۳.۸ درصد مستقیماً در اختیار آنان قرار گرفته است. پژوهش‌های تازه‌ترِ انجام‌شده توسط صندوق اقدام اضطراری (Emergency Action Fund) حاکی از آن است که در دوران کنونی که با «بحران‌های دائمی» همراه است، لازم است الگوی سرمایه‌گذاری به‌سمت رویکرد‌های مبتنی بر اعتماد و به‌ره‌گیری از ظرفیتِ جنبش‌های مردمی تغییر جهت دهد.

چگونه می‌توان این شتاب را حفظ کرد

 همبستگی مردمی در زمان بروز بحران‌ها، با تکیه بر توجه عمومی، انرژی داوطلبان و اهداف سیاسیِ مشترک، به‌سرعت دست‌به‌کار می‌شود. اما حفظ این تلاش‌ها در بلندمدت، چالش‌های جدیدی را پیش رو دارد: از نوسان در چرخه‌های توجه رسانه‌ها و خستگی اهداکنندگان گرفته تا افزایش سرکوب‌های سیاسی. در چنین وضعیتی، کمک‌های مالیِ منعطف در حوزه‌هایی نظیر دفاع حقوقی، حفظ سلامت روان داوطلبان، حمایت از آسیب‌دیدگان، تأمین امنیت، ارتباطات، مستندسازی، هماهنگی و توسعۀ مهارت‌های رهبری، حوزه‌هایی هستند که نهاد‌های خیریه می‌توانند در آنها نقشی تعیین‌کننده و دگرگون‌کننده ایفا کنند. افزون بر این، نهاد‌های خیریه می‌توانند از تجارب نوینِ همبستگیِ مردمی، درس‌های تازه‌ای بیاموزند:

 سرمایه‌گذاری جمعی (crowdfunding) به مکانیسمی قدرتمند برای تأمین مالی اقدامات انسان‌دوستانه و سازماندهیِ اجتماعی تبدیل شده است. پلتفرم‌های اجتماعی، به زیرساختی کلیدی برای جنبش‌های عدالت‌خواهی بدل شده‌اند و از سال ۲۰۱۳ تاکنون، بیش از سه میلیون و پانصد هزار اهداکننده، مبلغی بالغ بر سیصد و پنجاه میلیون دلار را به شصت هزار کمپینِ مختلف اختصاص داده‌اند. این بستر‌ها به جنبش‌ها امکان می‌دهند که به‌سرعت منابع را بسیج کنند و از حمایت هزاران نفر از مردم عادی بهره‌مند شوند، در حالی که نهاد‌های سرمایه‌گذارِ رسمی اغلب از چنین ظرفیت‌هایی غافل می‌مانند.

 نیکوکاریِ نهادی می‌تواند تکرارِ اقدامات مردمی را ممکن سازد. جنبش‌های همبستگیِ مردمی معمولاً در اوج بی‌عدالتی‌های آشکار، ناگهان ظهور می‌کنند و به‌سرعت توجه و منابع عمومی را جلب می‌کنند. امّا به‌محض آنکه پوشش خبری فروکش و توجه عمومی به موضوعات دیگر معطوف شود، میزان کمک‌ها کاهش می‌یابد، حتی اگر بحرانِ اصلی همچنان پابرجا باشد. با فراهم آوردن حمایت در دوره‌های کم‌توجهیِ رسانه‌ها، نهاد‌های خیریه می‌توانند اطمینان حاصل کنند که این جنبش‌ها، هر بار که بحران جدیدی رخ می‌دهد، از صفر شروع نکنند؛ بلکه با حفظ تاب‌آوری، پیوستگی و استقلال خود، در مواقع نیاز، قادر به بسیج منابع باشند.

 فناوری در حال دگرگون‌سازیِ اقدامات انسان‌دوستانه است. پلتفرم‌های روزمره‌ای مانند واتساپ، سیگنال و تلگرام به داوطلبان امکان می‌دهند تا هماهنگی لجستیکی، تأیید اطلاعات و ارتباطات فرامرزی را در زمان واقعی انجام دهند. در کنار این، جنبش‌ها به‌طور فزاینده‌ای از روش‌های عملیِ خودبنیاد در حوزهٔ فناوری بهره می‌برند. 

نقشی تازه برای نهاد‌های خیریه

 با تشدید بحران‌های جهانی، شاهد افزایش روزافزون ابتکارات همبستگیِ مردمی خواهیم بود: از اقدامات دوجانبۀ کمک‌رسانی و کمپین‌های حمایتی گرفته تا مشارکت‌های مردمی و اعتراضات عمومی. هرچند این واکنش‌های خودجوش، معمولاً در اوج مشارکت عمومی، بیشترین قدرت را دارند، اما در آن هنگام که توجه رسانه‌ها کاهش می‌یابد، روند جمع‌آوری کمک‌ها کند می‌شود، داوطلبان دچار فرسودگی می‌شوند و فشار‌های سیاسی تشدید می‌شود، این جنبش‌ها به حمایتِ راهبردی نیاز مبرم دارند. این دقیقاً همان جایگاهی است که نهاد‌های خیریه‌ی پیشرو می‌توانند در آن نقش‌آفرینی کنند. 

 نکته: نویسنده برای کارکردِ حمایتی، اصطلاح «بافتِ پیوندی» را به کار می‌برد؛ همان نیروی پنهان و مستمری که همچون تار و پود یک شبکه، جنبش‌های گوناگون را در دلِ آشوب‌های سیاسی و فترت‌های رسانه‌ای به هم متصل نگه می‌دارد و از ازهم‌گسیختگی‌شان جلوگیری می‌کند. در این نگاه، نقش نهادهای خیریه بسیار فراتر از عکس‌العمل‌های آنی و پرداخت‌های کلان در اوج بحران تعریف می‌شود؛ آنها باید با اولویت‌دهیِ راهبردی به امورِ پشتیبانیِ مستمر ،  همچون تأمین امنیتِ حقوقی و روانیِ داوطلبان، توسعه‌ی مهارت‌های رهبری در سطح محلی و ایجاد زیرساخت‌های ارتباطیِ ایمن، زمینه‌ی ماندگاری و توانافزاییِ این جنبش‌ها را فراهم آورند. بدین‌ترتیب، نهادهای خیریه از جایگاهِ صرفاً تأمین‌کننده‌ی بودجه خارج می‌شوند و خود به عضوی جدایی‌ناپذیر و حیاتی از پیکرۀ همبستگیِ فراگیرِ مردمی تبدیل می‌شوند.

 

منبع:
alliancemagazine.org


ارسال دیدگاه
captcha