داستان و روایت

«صبح‌رویش»؛ مدرسه‌ای که زندگی محسن را عوض کرد
داستان‌های توانمندی/۵

«صبح‌رویش»؛ مدرسه‌ای که زندگی محسن را عوض کرد

محسن یکی از مهارت‌‌جوهای «مرکز رشد» «صبح‌رویش» است، او که در کودکی تا پاسی از شب کار می‌کرد، این مدرسه را خانهٔ امن دوران سخت زندگی‌اش می‌داند. مرکز رشد و «توانستانِ» صبح‌رویش ایفاگر نقشی چون آژانس کارآموزی و کاریابی‌اند؛ جایی که محسن و بچه‌های شوش، مهارت‌های «نرم» و «سخت» را در آن می‌آموزند تا برای زندگی و شغل بهتر آماده شوند. حالا کسب‌وکار محسنِ ۱۶ ساله، مرتبط با علاقه و توانایی‌های فردی اوست.

چهارشنبه, ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
عکس‌های جنگ روایت می‌کنند: زنانی که نبض مقاومت خرمشهر را در دست داشتند

عکس‌های جنگ روایت می‌کنند: زنانی که نبض مقاومت خرمشهر را در دست داشتند

 بررسی عکس‌های دوران جنگ و دفاع مقدس نشان می‌دهد که در کنار نقش پرستاری و امدادگری زنان، حضور آنان در خرمشهر ابعادی فراتر از انتظار داشت. این حضور مؤثر و تعیین‌کننده، از پشت جبهه تا متن مقاومت، در تداوم دفاع از شهر نقش‌آفرین بود و ثابت کرد زنان خرمشهر تنها در مقام امدادگر و پرستار حاضر نبودند، بلکه با حضور در پشت صحنه، یاری‌رسانی و همراهی مداوم، به بخشی جدایی‌ناپذیر از مقاومت و پایداری شهر تبدیل شدند.

يکشنبه, ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
مهرورزی مادرانه در تلاطم جنگ

مهرورزی مادرانه در تلاطم جنگ

یک نویسنده و هنرمند ساکن تهران در ایام پرتلاطم جنگ چهل‌روزه، مسیر مهرورزی را برگزید، یک نوزاد را از شیرخوارگاه به سرپرستی موقت گرفت و اسم «آهو» را برای او برگزید. اینک روایت و عکس‌های او در فضای مجازی، پربازدید شده است.

سه‌شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵
«حامی‌یار مهر ماندگار»؛ روایت ۱۲ سال حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

«حامی‌یار مهر ماندگار»؛ روایت ۱۲ سال حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

سال ۱۳۹۳ بود؛ یک جمع چندنفره‌ همدل، چند بسته‌ تغذیه‌ای و دغدغه‌ بخش خون بیمارستان که تمام فکر و ذکر چند جوان شده بود. کسی فکرش را هم نمی‌کرد که قرار است ۱۲ سال بعد چه اتفاق‌هایی در اراک بیفتد! فقط می‌دانستند بچه‌هایی هستند که نباید در بیمارستان تنها بمانند. نباید هیچ روزی، حتی یک روز، حس کنند کسی کنارشان نیست.

سه‌شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵
راویِ شاهنامه با گوش و جان / فردوسی به من درس زندگی و میهن‌دوستی آموخت

راویِ شاهنامه با گوش و جان / فردوسی به من درس زندگی و میهن‌دوستی آموخت

روایت لیلی، دختر نابینا از توانمندی‌اش در پرتوِ اُنس با شعر و شاهنامه، شنیدنی و خواندنی است. او که از دوران راهنمایی با مشکل حاد بینایی مواجه شد، شعر و شاهنامه را به شکل صوتی و با گوش و جان شنید و امروز از مدرسان توانمند در «انجمن مردم‌نهاد حمایت از بیماران چشمی آر پی» است. او فردوسی را معلم خود می‌داند که از او، درس زندگی و میهن‌دوستی آموخته است و می‌گوید: شاهنامه به من می‌آموزد که شرط همراه‌شدن با جریان زندگی، سازگاری با شرایط آن است. گاهی لازم است بجنگیم و گاهی لازم است صبور باشیم و مقاومت کنیم. شاهنامه در واقع، خودِ زندگی در قالب کتابی جاودانه است.

شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵
روایت مادری که در نبرد با سرطان فرزندش از پا ننشست

روایت مادری که در نبرد با سرطان فرزندش از پا ننشست

مادری که فرزند نوجوانش در ۱۳سالگی با نوعی سرطان خون درگیر شده بود، در گفت‌وگو با خیر ایران، از مسیر پرچالش درمان فرزند می‌گوید؛ مسیری که از تشخیص دشوار، بستری‌های طولانی‌مدت و یک شوک دارویی خطرناک آغاز شد و با پیگیری خانواده، همراهی پزشکان و کمک گرفتن از نهاد خیریه‌ به سرانجامِ مطلوب رسید.

سه‌شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵
از تاریکی تا نت‌ها: مسیر یک زن نابینا در زندگی و آموزش

از تاریکی تا نت‌ها: مسیر یک زن نابینا در زندگی و آموزش

او ۳۷ ساله و ساکن کاشان است؛ نابیناست اما نوری در مسیر زندگی‌اش همیشه روشن مانده است. از همان سال‌های نوجوانی، وقتی متوجه شد بیماری ژنتیکی آرپی بینایی‌اش را به تدریج از او خواهد گرفت، با چالش‌های بزرگی روبه‌رو شد: کنکور، تحصیل، مواجهه با محدودیت‌ها و ناپایداری بینایی. اما با انگیزه، پشتکار و حمایت خانواده و جامعه نابینایان، توانست نه‌تنها زندگی مستقل خود را ادامه دهد، بلکه در مسیر موسیقی و آموزش به دیگران نیز خدمت می‌کند. او امروز نمونه‌ای است از مقاومت، خلاقیت و امید؛ کسی که نشان می‌دهد حتی در تاریکی هم می‌توان مسیر روشن ساخت.

سه‌شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
از بهزیستی تا «روشنای امید»؛ روایت حمایتی مادرانه و انسانی از ۴ خواهر

از بهزیستی تا «روشنای امید»؛ روایت حمایتی مادرانه و انسانی از ۴ خواهر

چهار خواهر، پس از فقدان پدر و جدایی از مادر، سال‌هایی از کودکی و نوجوانی خود را در بهزیستی گذراندند؛ اما آنچه سرنوشتشان را رقم زد، تسلیم نبودن و دستی بود که از دل مهربانی دراز شد؛ دستی از سوی مؤسسه‌ی «روشنای امید». یکی از آن‌ها در گفت‌وگو با خیر ایران می‌گوید، همراهی و اعتماد زهرا یاوری؛ مدیرعامل موسسه روشنای امید، نه‌تنها به رفع نیازهای مالی، بلکه به شکل‌گیری امنیت و آرامش واقعی در زندگی‌شان انجامیده است.

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵
زندگی با ام‌اس: روایت قهرمانی که ایستاد و زندگی را ادامه داد

زندگی با ام‌اس: روایت قهرمانی که ایستاد و زندگی را ادامه داد

نوید محجوبی، ورزشکار و مدیر رسانه‌ای انجمن ام‌اس ایران، در گفت‌وگوی صادقانه‌ای با خیر ایران از زندگی خود می‌گوید؛ از کودکی پرهیجان و رؤیای قهرمان‌بودن، تا مواجهه دشوار با بیماری ام‌اس و ایستادن دوباره روی پاهای امید. او با تأکید بر این‌که ام‌اس ناتوانی نیست، گفت: این بیماری اگرچه مسیر زندگی را سخت‌تر می‌کند، اما نمی‌تواند آن را متوقف کند؛ به‌شرط آن‌که روحیه، ورزش، خانواده و ایمان کنار هم بمانند.

دوشنبه, ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵
روایت امدادگر هلال‌احمر از نالهٔ زندگی در زیر آوار

روایت امدادگر هلال‌احمر از نالهٔ زندگی در زیر آوار

امدادگری که «حلما» را نجات داد از سیل و زلزله تا جنگ، دستانش، به جان‌های زیادی را به زندگی بازگردانده است. او مردم ایران را پایِ کار دانست و گفت: آن‌ها اولین نفراتی هستند که به ما کمک می‌کنند.

شنبه, ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵