کد خبر:۵۷۴۷

عکس‌های جنگ روایت می‌کنند: زنانی که نبض مقاومت خرمشهر را در دست داشتند

 بررسی عکس‌های دوران جنگ و دفاع مقدس نشان می‌دهد که در کنار نقش پرستاری و امدادگری زنان، حضور آنان در خرمشهر ابعادی فراتر از انتظار داشت. این حضور مؤثر و تعیین‌کننده، از پشت جبهه تا متن مقاومت، در تداوم دفاع از شهر نقش‌آفرین بود و ثابت کرد زنان خرمشهر تنها در مقام امدادگر و پرستار حاضر نبودند، بلکه با حضور در پشت صحنه، یاری‌رسانی و همراهی مداوم، به بخشی جدایی‌ناپذیر از مقاومت و پایداری شهر تبدیل شدند.
عکس‌های جنگ روایت می‌کنند: زنانی که نبض مقاومت خرمشهر را در دست داشتند

 دفاع مقدس، صحنه‌ای سترگ از مقاومت و ایثار بود که در آن، مردان و زنان ایران‌زمین، دوشادوش یکدیگر، حماسه‌ای بی‌بدیل را در تاریخ معاصر رقم زدند. در میان تصویرهایی که از این دوران به یادگار مانده است، نقش زنان حضوری پررنگ و چندوجهی دارد؛ حضوری که فراتر از کلیشه‌های رایج، تصویری جامع از “مقاومت زنانه” را به نمایش می‌گذارد. در حالی که تصاویر منتشر شده در روز پرستار، جنبه‌های پرافتخار امدادگری و پرستاری زنان در جبهه‌ها را به خوبی نمایان ساخت، این یادداشت بر آن است تا به ابعاد گسترده‌تر از حضور آنان بپردازد. از نقش آنان در خطوط مقدم در کنار رزمندگان و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها، تا تدارکات، حفظ روحیه، و حتی تبدیلِ خانه‌ها و مهارت‌های روزمره به ابزار دفاع، زنان در آزادسازی خرمشهر و تداوم دفاع، نقشی محوری ایفا کردند. این یادداشت با استناد به اسناد تصویری و تحلیلی، به بررسی این ابعاد متنوع پرداخته و اسطوره‌های پنهانِ زنانی را که در این نبرد حماسی درخشیدند، بازمی‌خواند.

خرمشهر


 اولین نکته که در این تصویر جلب توجه می‌کند، حضور زنان در محیط نظامی و خط مقدم است. آنان در میان خاک‌ریزها و در کنار رزمندگان نشسته‌اند؛ این “در کنار هم بودن” نشان‌دهنده یکپارچگیِ میدان نبرد است، جایی که مرز بین “جبهه” و “پشت جبهه” به حداقل رسیده و همگان در یک سرنوشت مشترک شریک‌اند.
زنان با پوشش ساده و متین (چادر و مقنعه) در محیطی کاملاً خشن و پرخطر حضور دارند. این تضاد بین ظرافت پوشش و صلابت حضور در میدان جنگ، گویای نوعی “تکلیف‌گرایی” و “حضور داوطلبانه” است. زن در اینجا نه یک تماشاگر، بلکه بخشی از ارکان مقاومت است.
 حالت چهره و نشستن افراد (هم رزمندگان و هم زنان) حاکی از آرامشِ پیش یا پس از طوفان یا گفت‌وگویی راهبردی است. این نشان می‌دهد که حضور زنان تنها برای پشتیبانی لجستیک نبوده، بلکه آن‌ها در تصمیم‌گیری‌ها، انتقال پیام‌ها و روحیه دادن به رزمندگان، نقشی فعال و محوری داشته‌اند.
خاک‌ریز بلند و دودی که در پس‌زمینه دیده می‌شود، نماد مستقیم جنگ، ناامنی و نزدیکی به خط مقدم است. حضور زن در این کادر، “جنگ” را از یک مقوله صرفاً نظامی و مردانه، به یک مسئله اجتماعی و خانوادگی تبدیل می‌کند.

خرمشهر

 با توجه به این که هر شی در عکس دلالت معنایی خاص خود را دارد. حضور یک زن در کنار این تعداد از مردان به همراه اسلحه که نوعی ابزار و وسیله جنگ نظامی تلقی می‌شود، به خوبی حضور زنان در فعالیت نظامی را دوشادوش مردان به رخ بیننده می کشد.عکاس تصویری از یک اسطوره زن ایرانی را برای بیننده ترسیم می کند، نگاهی که هم درآن زمان لازمه فضای اجتماعی جامعه بود و همچنان هم یکی از ملزومات جامعه امروز به عنوان شناخت اسطوره های پنهان در تاریخ جامعه است. تصویر زن در مرکزیت عکس قرار دارد در حالی که به نوعی نیز تصور و قاعده این که نبرد تنها مختص مردان می‌باشد را به هم زده است. این تصویر نمادی از شجاعت و قدرت را به تصویر می‌کشد.

خرمشهر
 تصویر بعدی چند زن جوان را به نمایش می گذارد که در خرمشهر مشغول کمک به رزمندگان هستند. حالت نشستن زن جوان همراه با اسلحه نشان می‌دهد که این زن جوان نیز همچنان به صورت آماده باش برای مقابله با دشمن قرار دارد و قطعا همراه داشتن اسلحه به معنای این امر است که زنان داخل تصویر نحوه استفاده از اسلحه را می‌دانند که همان اشاره به آمادگی برای دفاع است. حضور زنان با حجاب چادر که حفظ آن الزامات خاصی دارد در حالی که اسلحه نیز به همراه دارند، نوع دیگری از بروز فرهنگ اسلامی در مناطق جنگی را به نمایش می گذارد. این در حالی است که زن جوان دیگری نیز در تصویر حاضر است که پوشش متفاوتی از چادر را دارد این موضوع نشان دهنده آن است که لزوم و اجبار استفاده از چادر در مناطق جنگی وجود نداشته است و این امر به انتخاب خود بانوان حاضر در مناطق جنگی بوده است.

 زنان در طول جنگ تحمیلی دفاع مقدس در مساجد، منازل، مدارس و هر مکان دیگری که امکان تأسیس یک هسته و مرکز پشتیبانی وجود داشت، به جمع آوری کمک های مردمی، بسته بندی، ارسال آن و نیز ارائه سایر خدمات، پرداختند. 

خرمشهر

در این تصویر، برخلاف عکس های قبلی که در فضای باز ، خاک‌ریز و فضای نظامی بود، با یک محیط بسته، موقت و عملیاتی روبه‌رو هستیم. این فضا به‌جای میدان نبرد مستقیم، نشان‌دهنده پشت جبهه است؛ جایی که تداوم مقاومت از دلِ کار، نظم و همکاری شکل می‌گیرد. 

 زنان در حال کار گروهی هستند. خم شدن بر سر میز، شست‌وشو، آماده‌سازی و دسته‌بندی اقلام، همگی دلالت بر یک کنش سازمان‌یافته دارد. این صحنه نشان می‌دهد که زنان صرفاً ناظر یا حامی احساسی نبودند، بلکه در سازوکار تأمین نیازهای جبهه نقش مستقیم داشتند.
انبوه لباس‌ها و پارچه‌ها در سمت چپ تصویر، نشانه‌ای از امداد، تدارک، رسیدگی و نظم‌بخشی به منابع محدود است. در شرایط جنگی، همین کارهای به‌ظاهر ساده، در واقع بخشی از حفظ توان رزم محسوب می‌شود. یعنی زنانی که لباس می‌شویند، وصله می‌زنند، آماده می‌کنند و می‌فرستند، عملاً در چرخه مقاومت حضور دارند.
رنگ‌های خاکی، تیره و فرسوده، فضای جنگ و کمبود را تداعی می‌کند. با این حال، حضور زنان در چنین فضایی نوعی امیدِ فعال را القا می‌کند؛ امیدی که نه در شعار، بلکه در کار روزمره و مداوم متجلی شده است.

خرمشهر

 در تصویر حاضر حضور زنان در پوشش های مختلف از چادر تا مانتو و حتی لباس های محلی به چشم می خورد این امر نشان دهنده این جریان است که زنان در موقعیت‌های اجتماعی مختلف و فرهنگ های متفاوت همچنان در راه دفاع از کشور هر آنچه را در توان دارند به کار می بردند. وسیله دیگری که در گوشه عکس و در کنار بانوان به چشم می خورد رادیو است که میزان اهمیت اطلاع از روند جریان دفاع در جبهه ها ،عملیات های مهم و وضعیت قرمز را لحظه به لحظه در میان زنان و مجموعه افراد جامعه درگیر در روند و تحولات جنگ را نمایان می کند. 
 لیلا محمدی  از زنان مدافع حاضر در خرمشهر، در بخشی از خاطرات خود می‌گوید : «پیرزن‌ها و خانم‌های مسن گوشت‌ها را قطعه قطعه می‌کردند و آبگوشت بار می‌گذاشتند. ما هم کمکشان می‌کردیم. سبزی پاک می‌کردیم و آبگوشت‌ها که می‌پخت آن‌ها را می‌کوبیدیم. لای نان می‌پیچیدیم و یک وانتی می‌آمد همه را می‌برد خرمشهر و بین مدافعان پخش می‌کرد. وقتی گوشت کوبیده لای نان می‌گذاشتم با خودم می‌گفتم کاش یکی از این لقمه‌ها هم برسد به دست برادرم.»
 روایت دیگر از خانم صفیه مغینمی از مدافعان خرمشهر نیز گواه حضور موثر زنان در پشت صحنه و در کنار مدافعان شهر است. «مسجدجامع خرمشهر پایگاه مردمی شده بود که مانده بودند تا با دست خالی و اندک امکانات از شهرشان دفاع کنند. اصلا همه چیز از مسجد جامع شروع شد. قبل از انقلاب مسجدجامع، پایگاه مبارزان انقلابی بود و بعد از پیروزی انقلاب با بالا گرفتن غائله خلق عرب محل رفت و آمد چهره‌های انقلابی برای روشنگری مردم علیه ضدانقلاب و منافقین شد و حالا با شروع جنگ پناهگاه مردمی بود که حاضر به ترک شهرشان نشده بودند. هم نقش بیمارستان را داشت، هم پایگاه نظامی و پشتیبانی جنگ بود. مرد‌ها هر روز برای رویارویی و مبارزه با دشمن بعثی از همین مسجد اعزام می‌شدند.
تا آن‌زمان در خانه خودمان دست به سیاه و سفید نمی‌زدم ولی حالا در کنار زنان و دختران خرمشهری و بعضاً پیرز‌ن‌ها، که یکی‌شان خاله خودم بود، در مسجدجامع دور هم جمع شده و هرکس گوشه‌ای از کار را دست گرفته بودیم. 
 بازو بند داشتیم و این نشانه‌ای برای تشخیص خودی از نفوذی بود. مقدمات پخت غذا را فراهم می‌کردیم. سیب‌زمینی و پیاز پوست می‌گرفتیم. وسایل و امکاناتی هم نداشتیم. اجاق گاز نبود. هیزم می‌آوردند و ما غذا را تا قبل از تاریکی هوا باید روی هیزم می‌پختیم، چون عراقی‌ها هر جا نوری می‌دیدند آن‌جا را می‌زدند. بعضی روز‌ها آب نداشتیم و برنج را خیس نکرده می‌پختیم. در حین پخت غذا نگهبان می‌گذاشتیم تا مبادا ستون پنجم یا منافقین غذا را مسموم کنند. وقت ناهار یا شام که می‌شد رزمنده‌ها گرسنه می‌آمدند و آن‌جا مقسم غذا می‌شدیم و با بیل تمیزی که داشتیم برای‌شان غذا می‌ریختیم. هر بار یکی داوطلب می‌شد تا قمقمه رزمنده‌ها را پر از آب کند. مسجد آن‌روز‌ها لحظه‌ای خالی از جمعیت نمی‌شد. مدام عده‌ای می‌آمدند و عده‌ای می‌رفتند.»

خرمشهر

 حضور زنان با بیل در دست، تقابل کلاسیک «زن-خانه/مرد-میدان» را درهم می‌شکند. بیل در دست زن، قدرت فیزیکی و اراده او را به عنوان یک کنشگر فعال در دفاع سرزمینی نمایندگی می‌کند. فضای حفاری شده، نشان‌دهنده تغییر ماهیت محیط زندگی (شهر) به محیط نظامی است. این «خاک» تبدیل به مرز دفاعی شده است. حضور زن در عمق این حفره، بیانگر این است که خط مقدم در دفاع از خرمشهر، نه تنها در جبهه نظامی، بلکه در زیرساخت‌های بقای شهر (حفر سنگر برای پناه یا دفاع) تعریف شده است. حضور کودکی با بیل کوچک در کنار زنان، یک نشانه میان‌نسلی است. این عنصر، نشان‌دهنده «دفاع تمام‌عیار» است؛ جایی که مفهوم خانواده و تداوم نسل (کودک) در دل خطر و در کنار ابزار دفاعی (بیل) قرار می‌گیرد. این امر دال بر این است که زن در اینجا، هم محافظ حیات (کودک) و هم سازنده امنیت (سنگر) است.
 این تصویر نشان می‌دهد که در دفاع از خرمشهر، «دفاع» یک کنش جنسیتی نبوده است. بدن زن در اینجا دیگر یک سوژه منفعل نیست، بلکه بدنی است که «کارِ نظامی» (کندن سنگر) انجام می‌دهد. این عکس روایتگر «دفاع مردمی» است. در نشانه‌شناسیِ این تصویر، زن به عنوان «ستون خیمه مقاومت» بازنمایی شده است. تصویر از نگاهی «حماسی-واقع‌گرایانه» بهره می‌برد؛ جایی که ویرانی شهر (خاک‌های انباشته) توسط زنان و کودکان با تلاش فیزیکی در حال بازسازی یا تبدیل به سنگر است. این تصویر گویای این است که زنان ، نه تنها در پشت جبهه، بلکه در «متن» اتفاقات و در حال خلق استراتژی‌های دفاعی برای بقای شهر بوده‌اند.
 این تصویر، کلیشه‌های رایج از زن در جنگ را به چالش می‌کشد. زن در اینجا «نمادِ مقاومتِ استوار» است. ترکیب چادرو بیل (نماد تغییر و کنشگری)، نشان‌دهنده تلفیق ارزش‌های فرهنگی با ضرورت‌های حیاتی جنگ است. این تصویر «زن» را از حاشیه امنیت به قلب میدانِ اضطرار می‌آورد و نشان می‌دهد که دفاع از خرمشهر، امری برآمده از بطن جامعه و مشارکت همه اعضای آن بوده است.

خرمشهر

 این تصویر، مکملِ معناییِ تصویر قبلی است. اگر تصویر اول «مقاومت فیزیکی و بدنی» زنان را نشان می‌داد، این تصویر به «مقاومتِ اقتصادی و گذشتِ نمادین» زنان در دفاع از خرمشهر اشاره دارد. در نظام نشانه‌شناسی فرهنگ ایرانی، طلا برای زنان هم‌زمان دال بر «زیبایی»، «پس‌اندازِ شخصی» و «امنیت مالی» است. در اینجا، انباشت این اشیاء بر روی میز در کنار دفتر ثبت، نشان‌دهنده «تغییر کاربری» این دارایی‌هاست. طلا از یک کالای زینتی (لوکس) به یک ابزار برای «تأمین لجستیکِ جنگ» تبدیل شده است. وجود این اشیاء برای ثبت در کنار طلاها نشان می‌دهد که این یک کنشِ هیجانیِ صرف نبوده، بلکه بخشی از یک سیستم سازمان‌یافته برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی است. فضایِ خلوتِ میز، بر این نکته تأکید دارد که این عمل (اهدای طلا) یک کنش شخصی و بی‌ادعا بوده است. فقدان چهره در تصویر، تمرکز را از «شخصِ اهداکننده» به «عملِ اهدایِ دارایی» منتقل می‌کند. این یعنی «ایثار»، ارزشمندتر از «صاحبِ ایثار» جلوه داده شده است. مشارکت در جنگ از طریق «سرمایه‌گذاریِ عاطفی-اقتصادی». زنان در اینجا با گذشتن از عزیزترین دارایی‌های شخصی خود، اعلام می‌کنند که سرنوشتِ «شهر» با سرنوشت «فرد» گره خورده است. طلا به عنوان نمادِ دنیای خصوصی و امن، به پای امنیت جمعی شهر ریخته می‌شود تا «بقای وطن» تضمین شود.این تصویر روایتگر «جبهه دومِ جنگ» است. در این عکس، «زن» به عنوان «تأمین‌کننده پشتوانه جنگ» بازنمایی شده است.
 طلا از یک شیء برای «آرایشِ بدن زنانه» به ابزاری برای «آرایشِ دفاعیِ شهر» تغییر ماهیت داده است. این یعنی زنِ خرمشهری در نبود امکانات دولتی کافی، خود دست به کار شده و «اقتصاد مقاومت» را پایه می‌گذارد.


 تحلیل تصاویر و روایات برجای مانده از دوران دفاع مقدس، به ویژه وقایع آزادسازی خرمشهر، تصویری روشن از حضور همه‌جانبه و تأثیرگذار زنان ارائه می‌دهد. آنان نه تنها در قامتِ پشتیبان و امدادگر، بلکه به عنوان کنشگرانی فعال در عرصه نبرد، حضوری مقتدرانه داشتند. شکسته شدنِ قواعدِ سنتیِ “زن-خانه/مرد-میدان” با تصاویری چون حضور زنان با بیل در دست، مشارکت در حفر سنگر، و تبدیلِ ابزارِ روزمره به سلاحِ دفاع، نشان از انعطاف‌پذیری، قدرتِ اراده و عمقِ تعهدِ آنان به حفظِ سرزمین دارد. همچنین، اهدای طلا و دارایی‌های شخصی، و حضورِ زنان در محیط‌های نظامی و خطوط مقدم، گواهِ یک “دفاع تمام‌عیار” است که در آن، مفهومِ خانواده، نسل‌ها و تمامیِ سرمایه‌های مادی و معنوی، در راستایِ حفظِ امنیت و تمامیتِ کشور، در طبقِ اخلاص گذاشته شد. این اسطوره‌هایِ پنهانِ تاریخ، با اراده‌ای پولادین و حضوری تأثیرگذار، نقشی بی‌بدیل در آزادسازی خرمشهر و تداومِ شکوهِ مقاومت ایفا کردند که بازشناسی و معرفیِ آن، وظیفه‌ای تاریخی و اجتماعی است.

مهشید رضائی

پژوهشگر تاریخ و جامعه

ارسال دیدگاه
captcha