کد خبر:۵۲۹۶
خِیرنگاری در جنگ؛

«وعدهٔ حق است ظفر»

کاش آسمان ایرانمان دوباره خانهٔ آرامش پرندگان می‌شد.
«وعدهٔ حق است ظفر»

 صدای پدافند شیراز می‌آید. پسر کوچک‌ترم مرتب مرا صدا می‌‌زند و از پنجره، نورِ در آسمان را نشانم می‌دهد. دلم مثل سیروسرکه می‌جوشد. یک چشمم به تلویزیون است و یک چشمم به صفحهٔ گوشی. اقوام یکی‌یکی زنگ می‌زنند و جویای حال پسر سربازم هستند، کاش جنگ تمام می‌شد.

کاش آسمان ایرانمان دوباره خانهٔ آرامش پرندگان می‌شد و کاش دیگر هیچ‌وقت خبر شهادت عزیزانمان را نمی‌شنیدیم:

«آیه آمد که بمان وعدهٔ حق است ظفر 

وَ خداوند فرستاد ابابیلش را»

 

روایت از پروین جاویدنیا

 


ارسال دیدگاه
captcha