کد خبر:۵۰۸۷
در گفت‌وگو با افشین علا مطرح شد:

تاب می‌آوریم، همچون کهن‌سروِ وطن

افشین علا با خواندن یکی از شعرهایش درباره وطن گفت: تاب‌آوری در شرایط جنگی مستلزم یادآوری تاریخ مقاومت ایرانیان دربرابر دشمن و ایمان به وعده‌های قرآنی است. او به خانواده‌ها پیشنهاد کرد برای فرزندانشان شاهنامه بخوانند.
تاب می‌آوریم، همچون کهن‌سروِ وطن

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، افشین علا؛ شاعر و دارنده نشان درجه یک هنر از وزارت فرهنگ‌و‌ارشاد اسلامی در گفت‌وگوی اختصاصی با خیر ایران از راهکارهای ادبی و تعلیمی برای تاب‌آوری در جنگ گفت. چکیده این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

 -برای تاب‌آوری مردم در شرایط دشوار جنگ چه پیشنهادی دارید؟

 همه ما نگران جان عزیزانمان هستیم، همه هم‌وطنان ما اعضای خانواده ما هستند، برای من هیچ فرق نمی‌کند عزیزان خودم مورد اصابت قرار بگیرند‌ یا مردم عزیز. این شرایطی نیست که هیچ کدام از ما خواهان آن باشیم.

 برای تاب‌آوری در این شرایط دشوار _به‌عنوان کسی که در قلب عزیز ایران؛ پایتخت همراه با عزیزانم در زیر بارش بمب‌ها و پرتوهای دشمنانه هستم_ کافی است به این فکر کنیم که ما آغازکننده این جنگ نبودیم، این تجربه را در ۸

شب‌ها کنار هم بنشینیم، شاهنامه را با فرزندانمان مرور کنیم، این ابیات گوارا را مثل جرعه آب در کام بچه‌ها بریزیم تا با این آموزه‌ها رویین‌تن و بزرگ شوند و ببالند تا قدر استقامت، مقاومت و جهاد رزمندگان ما را بدانند.

سال دفاع مقدس هم از سر گذراندیم. یکی از دلایل اصلی تاب‌آوری مردم ایران در آن دوران بی‌گناهی‌شان بود؛ خداوند در قرآن به ما وعده داده است که اگر مورد هجوم دشمن قرار بگیریم و بدون این‌که گناهی کرده باشیم، کشته شویم، باید جهاد و ایستادگی کنیم، در این صورت، خدا وعده یاری داده است.

 اگر تا به‌حال در سایه تبلیغات سرسام‌آور صهیونیست‌ها در عرصه‌های فرهنگی، برخی از افراد در ماهیت غرب تردید داشتند، امروز خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که سران جنگ _به ویژه ترامپ_ در فهرست یاران اپستین هستند.   آن‌ها در اولین جنایت، رهبر و خانواده‌شان را به شهادت رساندند و بعد سراغ دخترکان معصوم؛ فرشته‌های مینابی رفتند و دوبار با شلیک موشک، بچه‌های نازنین را پرپر کردند، بدون این‌که به آن‌ها حمله کرده باشیم.

 خبرگزاری‌های غربی افشا کرده‌اند که موشک‌ها کاملاً آمریکایی بوده و تعمدی زده شده‌اند. طبیعتا این ایستادگی هزینه‌هایی دارد؛ یکی از این هزینه‌ها آتشباران‌هاست که هیچ خللی بر عزم مردم وارد نکرده و آن‌ها را مصمم‌تر ساخته است.

 دومین راه تاب‌آوری اندیشیدن به ماهیت دشمن خبیث است. باید داغ این پیروزی را بر دلش بگذاریم و برای این کار باید هزینه بدهیم.

_ خواندن چه کتاب‌هایی را در بخش ادبیات پایداری ایران و جهان به ما پیشنهاد می‌کنید؟

 قطعاَ کتاب‌های بسیاری وجود دارد که بشود در چنین روزهایی به مردم متمدن ایران با فرهنگ کهن و ریشه‌دارشان توصیه کرد. من فکر می‌کنم هیچ کتابی به اندازه شاهنامه فردوسی در این روزها دستگیر و مرهم ما نخواهد بود.

شاهنامه اثری منظوم، فاخر و هزارساله است که به اعتراف جهانیان، بزرگ‌ترین و بی‌نظیرترین اثر حماسی در تاریخ ادبیات بشر در جهان است. از ویژگی شاهنامه این است که اگرچه سرشار از روایت‌ها و حکایت‌هایی از دلاوری‌ها و پهلوانی‌های اسطوره‌های ملت بزرگ ایران است، جای‌جای آن با پیام‌های اخلاقی و انسانی بامضمون صلح، مدارا، مروت و جوانمردی آمیخته شده است. در عصر حاضر هم این رویکرد در ملت ایران و رزمندگان ما به‌خوبی مشاهده می‌شود.

 ما ملت جنگ‌طلبی نیستیم. پیام‌های صلح، دوستی، مضامین عرفانی، عاشقانه، الهی و آموزه‌های قرآنی برای جهانیان داریم، مثل اسطوره‌های شاهنامه رویین‌تنانه دربرابر شیاطین می‌ایستیم، مجاهدت می‌کنیم و از آموزه‌های اخلاقی و الهی هم غفلت نمی‌ورزیم.

 شب‌ها کنار هم بنشینیم، شاهنامه را با فرزندانمان مرور کنیم، این ابیات گوارا را مثل جرعه آب در کام بچه‌ها بریزیم تا با این آموزه‌ها رویین‌تن و بزرگ شوند و ببالند تا قدر استقامت، مقاومت و جهاد رزمندگان ما را بدانند.

خاطرات شما در گذر از فرازونشیب‌های زندگی چیست و چطور تاب می‌آورید؟

 اولین خاطره‌ای که از جنگ به ذهنم می‌رسد، مربوط می‌شود به سال ۱۳۵۹ که صدام ناگهانی و ناجوانمردانه به ایران اسلامی حمله کرد. آن‌موقع با الان خیلی فرق می‌کرد. بچه‌های این نسل نمی‌توانند تصور کنند که ما حالا چه اقتداری داریم؛ توان دفاعی اکنونِ ما، ادوات نظامی و به‌ویژه سیستم موشکی ما که پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج‌فارس را نابود کرده و برای صهیونیست‌ها در سرتاسر سرزمین‌های غصبی فلسطین کابوس شده، وجود نداشت.

 ما بی‌دفاع بودیم. درست است که صدام عددی نبود، اما تمام قدرت‌های آن زمان؛ دو قطب غرب و شرق پشتیبان عراق بودند، خبری از روسیه کنونی نبود، اتحاد جماهیر شوروری _که قدرت زیادی داشت_ به‌اتفاق آمریکا و کشورهای اروپایی عراق را تجهیز می‌کردند. ضمناً پول بی‌حدوحساب کشورهای عربی هم در اختیار صدام بود، ما ملتی تازه‌انقلاب‌کرده بودیم

ای سرو باستانی من، کم نمی‌شود چیزی ز ریشه‌ات که ز بن محکمی، بخند

که هنوز نیروهای ارتش و سپاه ما قدرت نظامی پیدا نکرده بودند. صدام به مرزها، پایتخت و شهرهای دیگر حمله کرده و تهران را به‌شدت بمباران کرد. همه واقعاً بلاتکلیف، سرآسیمه و آشفته بودند. به‌محض این‌که امام راحل در حسینیه جماران سخنرانی کردند، دل‌ها آرام شد. گفتند که دیوانه‌ای آمده سنگی پرتاب کرده ما در دهانش می‌زنیم و دشمنان هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

 مردم از پیر و جوان گرفته با هجوم به جبهه‌ها دشمن را _در جنگی که زمینی بود_ ناکام گذاشتند، از سد دفاعی تمام قدرت‌های جهان گذشتیم و عاقبت صدام را همه دیدند.

 خامنه‌ای بزرگ _چند روز پیش از جنگ_ خطاب به ملت ایران یادگار درخشانی به جا گذاشتند: نترسید، سست نشوید، پیروزی با شماست. ایشان وعده پیروزی به ما دادند و خود شهید شدند.

خوشحال می‌شویم شعری از شعرهایتان را _با موضوع وطن_ برای مخاطبان خیر ایران بخوانید.

ایران من بخند

ایران زخم‌دیده‌ غمگین، کمی بخند

دف می‌زنم برای تو، با من دمی بخند

 

زانوی غم‌گرفته در آغوش تا به کی؟

یک دم بدون هیچ ملال و غمی بخند

 

تا چشم دشمن تو شود کور، شاد باش

بگذار تا نگاه کند عالمی، بخند

 

ای سرو باستانی من، کم نمی‌شود

چیزی ز ریشه‌ات که ز بن محکمی، بخند

 

با بته‌جقه‌های لباست چو دختران

چرخی بزن، به نغمه‌ زیر و بمی بخند

 

دنیا اگر به قصد تو برخاست، غم مخور

ایران من! تو کشور جام‌جمی، بخند

 

اوج‌و‌نشیب‌های فراوان چو دیده‌ای

از پیچ و خم نترس، به پیچ و خمی بخند

 

هر شادمانی و طربی ابتذال نیست

مهد بنان و پایور و خرمی، بخند

 

تا چند انتظار گشایش؟ بلند شو

تا کی به یاد حادثه و ماتمی؟ بخند

 

خواهی که انتقام بگیری ز غم؟ برقص

خواهی به زخم خویش نهی مرهمی؟ بخند

 

دیدی اگرچه داغ جوانان بی‌شمار

چون غرق عشرت‌اند شهیدان، همی بخند

 

پیراهن سه رنگ برای تو دوختیم

با نقش خوش‌نگار چنین پرچمی بخند…

 

گفت‌وگو از مهدیه رشیدی


ارسال دیدگاه
captcha