کد خبر:۵۱۹۶
در گفت‌وگو با دکتر مرجان فولادوند:

قصه‌ها پناهگاه امن روزهای جنگ‌اند

مرجان فولادوند؛ نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی _با تأکید بر نقش قصه‌ها در تاب‌آوری کودکان جنگ‌زده_ گفت: «قصه‌خوانی به کودکان کمک می‌کند تا بار ترس‌ و نگرانی را کمتر احساس کنند؛ زیرا وارد جهانی خیالی می‌شوند که می‌تواند کاملاً موازی با واقعیت اتفاق بیفتد.»
قصه‌ها پناهگاه امن روزهای جنگ‌اند

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، دکتر مرجان فولادوند؛ نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی، در سال ۱۳۵۴ در جهرم به دنیا آمد. او کتاب‌های داستانی و غیرداستانی متعددی برای گروه‌های سنی گوناگون _با درونمایهٔ حماسه و تاریخ‌_ نوشته است. تألیفات مرجان فولادوند تاکنون در فرانسه، ایتالیا و آلمان ترجمه و منتشر شده‌ است.

 کتاب «آرش؛ حکایت تیرانداختنِ مرد قصه‌گو» از برجسته‌ترین آثار این نویسنده است که جوایز متعددی چون دیپلم افتخار IBBY و بهترین بازآفرینی متون کلاسیک را از آن خود کرده است.

قصه‌ها پناهگاه امن روزهای جنگ‌اند

من فرزند زمان جنگ هستم

 مرجان فولادوند در گفت‌وگو با خیر ایران، از تأثیر قصه‌ها در تاب‌آوری کودکان؛ در شرایط بحرانی جنگ سخن گفت و از نقش ادبیات خلاقه به‌عنوان پناهگاهی امن در شرایط دشوار یاد کرد.

 نویسندهٔ کتاب «هفت جاویدان» _ضمن اشاره به محتوای سخنرانی اخیر خود در شب‌های بخارا_ اظهار داشت: «من فرزند زمان جنگ هستم. ما با تکیه‌بر قصه‌ها و شعرها آن دوران سخت را تاب آوردیم. درواقع، در آن شرایط نشریاتی چون «کیهان‌بچه‌ها» ما را از فضای حاکم دور نگه می‌داشت.»

از تجربیات جهانی استفاده کنیم

فولادوند همچنین به‌ضرورت توجه به تجربیات جهانی در بحران‌های مشابه تأکید ورزید و افزود: «لازم است نگاهی به تجربیات ملت‌های دیگر در شرایط مشابه بیندازیم. یکی از وخیم‌ترین جنبه‌های روزگار جنگ، فقدان عاملیت انسانی است.

 در حال حاضر، ما _به‌عنوان شهروندان عادی_ قادر به توقف جنگ نیستیم و اگر قرار باشد بمبی بر سر ما فرود آید، توانایی جلوگیری از آن را نداریم. ما پیش از این تلاش‌های بسیاری برای ترویج صلح کردیم تا بگوییم جنگ با فرهنگ ما سازگار نیست؛ اما متأسفانه این تلاش‌ها دیده و شنیده نشد». 

به گفتهٔ این پژوهشگر ادبیات فارسی، «بدترین پیامد شرایط جنگ، احساس ناتوانی است که در افراد _به‌ویژه کودکان_ ایجاد می‌شود؛ چراکه در این شرایط، کودکان هیچ‌کاری از دستشان برنمی‌آید و گویی کنترل بر هیچ جنبه‌ای از زندگی‌شان را ندارند.» 

 این نویسنده با اشاره به تفاوت مواجههٔ کودکان با بزرگسالان در شرایط جنگی افزود: «بزرگسالان قادر به تحلیل‌های سیاسی و ابراز موافقت یا مخالفت هستند، اما کودکان چنین امکانی ندارند. آن‌ها صرفاً واقعیت دردناکی که پیرامونشان در جریان است و هراس جمعی را درک می‌کنند.»

قصه‌ها؛ دروازه‌ای به جهان‌های موازی

نویسندهٔ کتاب «رستم و اسفندیار» در ادامه، وجود قصه‌ها را در شرایط جنگ، حیاتی دانست و یادآوری کرد: «قصه‌ها بیش از هر زمان دیگری می‌توانند یاری‌رسان باشند. با نگاهی به تاریخ، مشاهده می‌کنیم که در جنگ جهانی دوم _در جریان بمباران‌های شدید برلین_ گروه‌هایی از مادران خانه‌دار برای کودکان جلسات قصه‌خوانی تشکیل می‌دادند. این قصه‌ها چتر حمایتی بر سر کودک و دنیایی متفاوت با جهان پرهراس و آسیب‌پذیر آن‌ها بودند؛ دنیایی که گویی دروازه‌ای به سرزمینی دیگر بود.»

 این پژوهشگر ادبیات حماسی با تشبیه این تجربه به داستان «ماجراهای نارنیا» و شباهت ادبیات به دنیای پشت کمد جادویی افزود: «قصه‌ها به کودکان کمک می‌کنند تا بار ترس‌ و نگرانی را کمتر احساس کنند؛ زیرا وارد جهان داستانی می‌شوند که می‌تواند کاملاً موازی با واقعیت پیش برود.»

قصه‌ها ارتباط با واقعیت را مخدوش نمی‌کنند

 این نویسندهٔ کودک و نوجوان در پاسخ به نگرانی والدین نسبت به غفلت کودک از زمان حال پاسخ داد: «ممکن است این پرسش در ذهن شما شکل بگیرد که غفلت از واقعیت زمان حال، امری مطلوب است یا مخرب؟ یا این‌که ورود کودکان به جهانی موازی، موجب انکار واقعیت هراسناک موجود نمی‌شود؟ پاسخ این است که این امر واقعیت را از بین نمی‌برد، اما به کودک کمک می‌کند تا بحران را با سلامت روان بیشتری پشت سر بگذارد؛ زیرا حضور آگاهانه‌ٔ کودک در اوج لحظات ترس، نه‌تنها کمکی به او نمی‌کند، بلکه سلامت روانی‌اش را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

با نگاهی به تاریخ، مشاهده می‌کنیم که در جنگ جهانی دوم، در جریان بمباران‌های شدید برلین، گروه‌هایی از مادران خانه‌دار برای کودکان، جلسات قصه‌خوانی تشکیل می‌دادند.

جنگ جهانی دوم و نگارش کتاب «قصه‌های من و بابام» 

در ادامه، مرجان فولادوند به کتاب «قصه‌های من و بابام»؛ نوشته اِریش اُزر اشاره کرد و دربارهٔ محتوای این اثر و تناسبش با شرایط امروز توضیح داد: «به‌عنوان مثال «قصه‌های من و بابام» که امروزه بسیار شناخته‌شده است، داستان‌هایی شیرین و ساده از ماجراهای خنده‌دار بین یک پدر و فرزند است. این قصه‌ها سرشار از طنز و شوخ‌طبعی هستند، اما تاریخچهٔ نگارش آن‌ها به دوران اوج بمباران‌های جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد؛  نویسنده‌شان پدری است که پسر کوچکش به‌شدت از جنگ و بمباران‌ها وحشت دارد. پدر برای محافظت از پسرش در برابر این هراس، داستان‌های خنده‌دار می‌نویسد و تصاویر جالبی می‌کشد تا او را به جهانی شیرین و امن وارد کند.»

 فولادوند با اشاره به کنشگری نویسنده‌ٔ این قصه‌ها و مخالفتش با حزب نازی توضیح داد: «این نویسنده، کاریکاتوریستِ سیاسیِ مخالف جنگ و هیتلر بود که همین موضوع منجر به زندانی‌شدن و درنهایت اعدام او شد. با وجود این شرایط دشوار، او دغدغه‌ٔ نگارش قصه‌ای آرام، سرشار از صلح، خنده و شادی برای فرزندش را داشت تا از او محافظت کند.»

سخن پایانی

 در پایان، دکتر مرجان فولادوند بر اهمیت این تجربیات تاریخی تأکید و توصیه کرد: «این تجربیات به ما کمک می‌کنند تا با تأمل در وضعیت کنونی، بکوشیم تا حد امکان، کودکان را دربرابر جهان پرهراس و آشفته‌ای که قادر به کنترل آن نیستند _حداقل از نظر ذهنی_ محافظت کنیم.»

 

گفت‌وگو از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha