کد خبر:۵۲۶۱
پای صحبت کلر ژوبرت؛ نویسندهٔ فرانسوی‌تبار؛

از پاریس تا تهران؛ نوشتن برای کودکان ایران

کلر ژوبرت؛ نویسنده فرانسوی‌تبار ادبیات کودک بیش از سی سال است برای کودکان ایرانی داستان می‌نویسد. او از تجربهٔ نوشتن به زبان فارسی، زندگی در ایران و اهمیت داستان‌خوانی برای کودکان در روزهای جنگ گفت.
از پاریس تا تهران؛ نوشتن برای کودکان ایران

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، کلر ژوبرت برای بسیاری از کودکان ایرانی نامی آشناست؛ نویسنده و تصویرگری که سال‌هاست داستان‌هایش در قفسهٔ کتابخانه‌های کودکان جا گرفته است. او در سال ۱۹۶۱ در پاریس و در خانواده‌ای مسیحی به دنیا آمد و در نوزده‌سالگی _پس از دوره‌ای طولانی از پرسش‌ها و جست‌وجوهای شخصی دربارهٔ ایمان و باورهای دینی_ اسلام را برگزید. ازدواج ژوبرت با یک دانشجوی ایرانی مسیر زندگی‌اش را به ایران گره زد؛ سرزمینی که به گفتهٔ خودش حالا دیگر وطن دینی او شده است.

 این نویسنده تحصیلات خود را در رشتهٔ علوم تربیتی و ادبیات کودک گذرانده و علاوه‌براین تصویرگر کتاب‌های خود نیز هست. ژوبرت در داستان‌هایش، نگاهی تربیتی و انسانی به موضوعاتی چون ایمان و معنویت، هویت، همدلی، روابط انسانی و تجربه‌های عاطفی کودکان دارد.

 در این گفت‌وگو، کلر ژوبرت از نقش داستان در روبه‌روشدن کودکان با بحران‌هایی مانند جنگ سخن گفته است. او همچنین به مخاطبان «خیر ایران» کتاب‌هایی را معرفی کرده است که می‌توانند در روزهای جنگ، آرامش و امید به کودکان هدیه کنند.

-شما سال‌هاست در ایران زندگی می‌کنید و برای کودکان این سرزمین می‌نویسید. چه شد که تصمیم گرفتید به زبان فارسی‌ داستان بنویسید؟ 

 با سلام و تبریک اعیاد و تسلیت شهادت شهدا به همهٔ مردم ایران. قبل از پاسخ‌دادن به سؤال شما مایل‌ام این توضیح را بدهم که از چهل‌وچند سال پیش در ایران زندگی می‌کنم و بااین‌که زادگاهم فرانسه است، ایران را به‌عنوان وطن دینی‌ام انتخاب کرده‌ام و بسیار دوستش دارم.

 حدود سی سال است که برای کودکان داستان می‌نویسم و تصویرگری می‌کنم. زمانی‌که این کار را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کردم، به هر دو زبان فرانسه و فارسی می‌نوشتم، اما چون به‌دلیل سکونتم در ایران، کودکان ایرانی را بسیار بهتر از کودکان فرانسوی می‌شناسم و امکان دریافت بازخورد از آن‌ها را دارم، اکنون ترجیح می‌دهم ابتدا به فارسی بنویسم و سپس _در صورت نیاز_ داستان‌هایم را به فرانسه ترجمه کنم.

-در میان آثار خود، کدام کتاب‌ را متناسب با حال‌وهوای امروز ایران می‌دانید؟ 

از میان داستان‌های چاپ شده‌‌ام، شاید چند کتاب زیر بتوانند در اوضاع کنونی برای بچه‌ها مناسب باشند:

  • «چرا؟ چرا؟ چرا؟»، از انتشارات مهرک، با موضوع اعتراض در مقابل ظلم.

 

  • «به من چه!»، از انتشارات دارالحدیث، راجع‌به اتحاد در مقابل زورگویی.

 

  • «خداحافظ راکون پیر»، از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در مورد مرگ به‌عنوان آغاز زندگی جدیدی.

 

  • «قهرمان، به شکل خودم»، از انتشارات راه‌یار (خانهٔ همبرای)، راجع‌به این‌که هرکس هرچه‌قدر کوچک باشد، می‌تواند در حد خودش قهرمان باشد.

 

  • کتاب دیگری که شاید مناسب این روزهای تلخ باشد، «کیسه‌ٔ شادی» است از انتشارات داستان جمعه، چون موضوعش پیداکردن دلایل خوش‌حال‌بودن در لا‌به‌لای اتفاقات کوچک زندگی است. 

از پاریس تا تهران؛ نوشتن برای کودکان ایران

 

-شما در اثر ماندگار «خداحافظ راکون پیر» به موضوع پذیرش سوگ در کودکان پرداخته‌اید. برای این روزها که کودکان اخبار را می‌شوند و تجربه‌های اضطراب‌آوری دارند،  مطالعهٔ چه آثاری را از دیگر نویسندگان پیشنهاد می‌کنید؟ 

تا جایی که توانستم در بین کتاب‌های کودک قابلِ‌دسترس رصد کنم، این چند کتاب زیر را پیشنهاد می‌کنم:

  • «آن آبزیان کوچک و این سنجاقک‌ها» (ترجمهٔ مسیحا برزگر، از نشر کتاب کوچه)، با داستانی تمثیلی در مورد مرگ به‌عنوان انتقال به دنیای دیگری.

 

  • «خبر فوری، شهر عوض می‌شود» (ترجمهٔ فرزین سوری، از انتشارات پرتقال)، راجع‌به نقش التیام‌بخش و شادی‌آفرین بچه‌ها در خانواده و محیط زندگی در شرایط بحرانی.

 

  • «نخ نامرئی» (ترجمهٔ آناهیتا حضرتی کیاوندانی از انتشارات پرتقال)، در مورد رابطهٔ عاطفی اعضای خانواده در موقعیت‌های جدایی و ترس.

 

  • «یکی بود» (نوشتهٔ سوسن طاقدیس، از انتشارات کانون)، با موضوع امداد الهی در موقعیت چالشی.

این چهار کتاب در اپلیکیشن طاقچه بی‌نهایت در دسترس‌اند.

 البته علاوه‌بر کتاب‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم به مسائل جنگ می‌پردازند، با توجه به اهمیت داستان‌خوانی در این روزهای پراضطراب، برای تقویت روحیهٔ بچه‌ها و ایجاد آرامش، همهٔ کتاب‌های شادی‌بخش و آرام‌بخش توصیه می‌شوند.

چون به‌دلیل سکونتم در ایران، کودکان ایرانی را بسیار بهتر از کودکان فرانسوی می‌شناسم و امکان دریافت بازخورد از آنها را دارم، اکنون ترجیح می‌دهم ابتدا به فارسی بنویسم.

-اگر بخواهید در این دوران داستانی برای کودکان بنویسید، موضوع آن چه خواهد بود؟ 

 برای ما نویسندگانی که برای کودک قلم می‌زنیم، نوشتن داستان در این دورانِ پرتنش، وظیفه است؛ هرچند آرامش درونی موردِنیاز فراهم نباشد. از همان ابتدای جنگ دوازده‌روزه، فهرستی مفصل از مطالب مناسب کودکان در این شرایط تهیه کرده بودم و با آغاز جنگ رمضان، آن را اصلاح و تکمیل کرده‌ام. 

 موضوعات زیادی‌اند که دلم می‌خواهد در موردشان داستان بنویسم، مانند تاب‌آوری، مبارزه با ناامیدی، اهمیت همدلی در دشواری‌ها، مصلحت سختی‌ها و خیلی مطالب دیگر، اما بعضی موضوعات اولویت زمانی دارند، ازجمله پرداختن به فاجعهٔ دبستان پسرانه و دخترانهٔ میناب که از نظر من باید با دو رویکرد برای بچه‌ها انجام شود؛ یکی با رویکرد تلطیف تلخی حادثه برای کودکانی که از این فاجعه مطلع‌اند و دیگر با رویکرد آگاه‌سازی برای مخاطبان بین‌المللی و مخاطبان ایرانی در دوران‌های بعدی.

 موضوع دیگری که از نظر من اولویت دارد، همان مسئلهٔ صلح کاذب و صلح واقعی است. موضوع مدیریت ترس هم خیلی مهم و موردِنیاز است؛ چون صداهای انفجار برای بچه‌ها بسیار ترسناک و آزاردهنده است. در این مورد، در جنگ دوازده‌روزه داستانی را نوشته بودم که قرار شد از سوی انتشارات راه‌یار منتشر شود و در ایامِ جنگِ رمضان تصاویر آن را تکمیل کردم.

-آیا خاطره‌ای از روزهای جنگ در ایران دارید که الهام‌بخش شما بوده باشد؟ 

 اجتماع شبانهٔ پرشور مردم و استمرار آن علی‌رغمِ طولانی‌شدنِ جنگ برایم الهام‌بخش بود و داستانی را در این مورد نوشته‌‌ام، اما آنچه در این روزها _بیش از هرچیز دیگر_ الهام‌بخش است، مطالبی‌ هستند که از پیام‌رسان‌های مختلف به‌دست می‌آیند؛ مثلاً چند پیام دیدم از کسانی که از روی دلسوزی طالبِ صلحِ بدون‌ِقیدوشرط‌اند و این موضوع باعث شد مشغول نوشتن داستانی در این مورد بشوم که چرا چنین صلحی ضامن امنیت نیست. 

برای ما نویسندگانی که برای کودک قلم می‌زنیم، نوشتن داستان در این دوران پرتنش وظیفه است؛ هرچند آرامش درونی موردِنیاز فراهم نباشد. از همان ابتدای جنگ دوازده‌روزه، فهرستی مفصل از مطالب مناسب کودکان در این شرایط تهیه کرده بودم و با آغاز جنگ رمضان، آن را اصلاح و تکمیل کرده‌ام.

در پایان اگر صحبت ناگفته‌ای دارید، بفرمایید.

به همهٔ عزیزانی که در این روزهای سخت برای حفظ امنیت، اطلاع‌رسانی دقیق و صحیح، تحلیل حرفه‌ای اوضاع، دادرسی به آسیب‌دیدگان و غیره تلاش می‌کنند، خداقوت می‌گویم و برای سلامتی و درامان‌بودن آنها و خانواده‌هایشان دعا می‌کنم. 

در چنین روزهایی، وقت زیادی به دعاکردن سپری می‌شود و یکی از دعاهایی که خیلی دوستش دارم _چون با وجود ایجاز بسیار، همهٔ آرزوهای شیعه در آن نهفته است_ صلوات مأثور از امام سجاد (علیه‌السلام) است:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اُنْصُرْ شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِكْ أَعْدَاءَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اُرْزُقْنِي رُؤْيَةَ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اِجْعَلْنِي مِنْ أَتْبَاعِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ اَلرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ.

به امید پیروزی کامل _هرچه سریع‌تر_ و تعجیل در فرج امام عزیزمان، إن‌شاءالله...

 


ارسال دیدگاه
captcha