کد خبر:۵۱۵۴

دفاع از وطن با زبان شعر

این روزها شاعران معاصر با زبانِ شعر، از میهن پرستاری می‌کنند. در این گزارش، چند شعر جدید از سعید بیابانکی، سهیل محمودی و افشین علا آمده است.
دفاع از وطن با زبان شعر

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، سعید بیابانکی، سهیل محمودی و افشین علا، شعرهای جدیدی برای ایران سروده‌اند که به‌ترتیب آن‌ها را می‌خوانیم.

 بیابانکی شعری با عنوان «صد داستان حماسه است، دستان کوچک ما» برای این روزهای وطن سروده است. در این شعر آمده است:

شعرهایی تازه از شاعران معاصر برای وطن

«این روزها چه سرد است، دنیای کوچک ما

فرعونیان چه کردند، با پیر و کودک ما

 

ماه تمام ما را، در خاک‌و‌خون کشیدند

در خون نشست یاران، ماه مبارک ما

 

آتشفشان خشم‌اند، آیینه‌ شکوه‌اند

بنگر چه بی‌شمارند، یاران اندک ما

 

بر بی‌گناهی ما، روشن‌ترین گواه است

هم کوله‌پشتی ما، هم بادبادک ما

 

تا آسمان هفتم، فریاد سرخشان رفت

پرپر شدند هر چند، گل‌های میخک ما

 

خاموش کی توان کرد، از یاد کی توان برد

این داغ آتش افروخت، در جان تک‌تک ما

 

هم موج انفجاراند، هم مژده‌ بهارند

صد داستان حماسه است، دستان کوچک ما»

 

همچنین سه شعر تازه از سهیل محمودی با حال‌وهوایی میهنی و در واکنش به روزهای پرالتهاب این روزهای ایران منتشر شد.

شعرهایی تازه از شاعران معاصر برای وطن

یک)

«ایرانِ بلندقامت! ایرانِ نجیب

سیمرغِ هزاربال‌! ایرانِ عجیب

بر آینه‌ات غبارِ اندوه مباد

ایرانِ غریبم آه... ایرانِ غریب»

(دو)

«ای خاکِ معطّر ای گُلِ عاطرمان

ای دیده مهربان تو ناظرمان

سیمرغِ هزاربال‌! یک‌دَم نرود

البرزِ شکوهمندت از خاطرمان»

(سه)

«یارب! وطنم شبانه‌هایش روشن

روزم به تبِ ترانه‌هایش روشن

روز و شبش آفتابی و مهتابی

تا باد چراغِ خانه‌هایش روشن»

طهران، ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ _ سحرگاه رمضان ۱۴۴۷

 

افشین علا در وصف تکه‌خاک جامانده ایران؛ بحرین، شعری لطیف سروده است:

شعرهایی تازه از شاعران معاصر برای وطن

«چون دختر گریخته‌ای از ایل

شد دوری‌ات به مام وطن، تحمیل

 

گیرم که قوم‌وخویش شدی با غیر

این‌سان چرا بریده‌ای از فامیل؟

 

از باستان، تو فارس‌نشان بودی

گیرم شدی به شیخ‌نشین تبدیل

 

گیرم که خاک پاک تو را دادیم

با دست خود به اجنبیان تحویل

 

دیگر چرا به لقمه‌ شیرینی

در چنگ صهیونیزم شدی تبدیل؟

 

تو در پناه لشکر اسلامی

سوی بنی‌قریظه مکن تعجیل

 

رفتی عروس قوم عرب باشی

اما شدی عروسک اسرائیل!

 

اقلیم شیعه، پایگه دشمن؟

بحرین، زیر پای سپاه فیل؟

 

بر خاکت ای جزیره‌ مروارید

حیف است بارد از همه سو سجیل

 

در هودجی ز موج، تو را دیروز

فرعون اگرچه یافته در زنبیل

 

اینک به سوی مادر خود برگرد

ای گاهواره‌ تو رها در نیل...»

 

منابع: مهر و خبرآنلاین

 


ارسال دیدگاه
captcha