گوشدادن به صدای بیصدایان در سینمای نیکوکاری
جایزه «خیر ایران» سه سال است که در بخش «تجلی اراده ملی» جشنواره فیلم فجر به فیلمهایی اهدا میشود که با نگاهی نیکوکارانه به مسائل اجتماعی میپردازند؛ جایزهای که امسال با اضافه شدن بخش مستند، گستره بیشتری پیدا کرده است. مهدی توسلی معتقد است سینما بهعنوان رسانهای اثربخش میتواند با آگاهیبخشی، الهامآفرینی و جریانسازی اجتماعی، توجه جامعه را به فقر، بیعدالتی و آسیبهای اجتماعی جلب کند و به تقویت همبستگی اجتماعی یاری برساند. در گفتوگو با او نسبت سینما و نیکوکاری، مرز احساسگرایی و الهامبخشی و امکان تبدیل این جایزه به یک جریان فرهنگی را بررسی کردهایم.
-آقای توسلی، امسال سال سومی است که جایزه «خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» در بخش «تجلی اراده ملی» برگزار میشود، بهعنوان مدیر فرهنگی فکر میکنید سینما و نیکوکاری در چه نقطهای میتوانند به همدیگر برسند و آن پیوند را به مخاطب نشان دهند؟
بسماللهالرحمنالرحیم. جایزه «خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» به هنرمندانی تعلق میگیرد که به نیکوکاری و کنشگریهای اجتماعی علاقهمنداند و توجه عموم جامعه را به این سمت جلب میکنند. این جایزه سه سال است در بخش «تجلی اراده ملی» جشنواره بینالمللی فیلم فجر به هنرمندان اهدا میشود. داوران این رویداد سینمایی از میان اهالی سینما و کنشگران اجتماعی و مدنی انتخاب میشوند تا توجه نخبگان جامعه را بیشتر به این سمتوسو جلب کنیم.
چرا ما این جایزه را شروع کردیم و برای اهدای این جایزه دستبهکار شدیم؟ مهمترین دلیل این است که سینما یکی از تأثیرگذارترین رسانههای روز دنیا بر ابعاد عاطفی، تغییر در نگرش، باور و رفتارهای اجتماعی است. از سینما استفاده میکنیم تا بتوانیم پارامترهایی از جمله شاخصهای خود را در نظر بگیریم.
نخستین هدف ما آگاهیبخشی عمومی است. به هر حال با تلفیق سینما؛ بهعنوان یک رسانه تأثیرگذار با موضوع نیکوکاری میتوانیم نابرابریها، بیعدالتیها، فقر، مسائل و آسیبهای اجتماعی را برجسته کنیم؛ بهگونهای که برای نخبگان و عموم مردم حساسیتزایی کنیم و توجه ویژه مردم را به مسائلی که پیرامون ما در دنیای واقعی وجود دارد جلب کنیم. الزاماً خیلی از این مسائل در داستانها و تخیل رخ نمیدهد؛ در دنیای واقعی همه ما با برخی از بیعدالتیها، نابرابریها، فقر، ظلم و اتفاقهایی که پیرامون ما میافتد دستوپنجه نرم میکنیم؛ پس ما میتوانیم از این رسانه استفاده بهجایی برای آگاهیبخشی کنیم.
نکته دوم الهامبخشی است. با توجه به داستانیبودن فیلمهای سینمایی، پردازش شخصیتها و قهرمان داستان، این آثار میتوانند الهامبخش باشند و به مردم برای مبارزه با مشکلات و مسائلی که در زندگی عادی با آن روبهرو میشوند، الگو بدهند.
سینما قدرت این را دارد که صدای بیصدایان باشد، مسائل اجتماعی را برجسته کند و با آگاهیبخشی و الهامبخشی در راستای رفع مسائل و مشکلات گام بردارد.
موضوع سوم، جریانسازی است. سینما بهعنوان رسانه جریانساز _بهواسطه مشکلات و مسائلی که در جامعه وجود دارد_ میتواند موج ایجاد کند، به عموم مردم توجهاتی را منتقل کند تا به مسائل پیرامونشان بهعنوان نیکوکار و کنشگر بیتوجه نباشند و بتوانند به یکدیگر کمک کنند. با پیوند سینما و نیکوکاری میتوان این مسیر را تکمیل کرد.
نکته بعدی همبستگی اجتماعی است. به هر حال ما در سالن سینما کنار هم مینشینیم و روایت و داستانهای مردمان مختلف با مسائل گوناگون را میبینیم و با یکدیگر همدردی یا همدلی میکنیم. آن همدردی و همدلی میتواند باعث همبستگی اجتماعی شود تا از پس برخی از مشکلات بهراحتی بربیاییم.
منحیثالمجموع، در دنیا کارکردهای مختلفی برای سینما در ژانرهای مختلف تصویر میکنند و پیرامون آن صحبت میکنند. ما خواستهایم از بحث نیکوکاری استفاده بهجا و بههنگام بکنیم تا صدای بیصدایان باشیم؛ یعنی سینما قدرت این را دارد که صدای بیصدایان باشد، مسائل اجتماعی را برجسته کند و با آگاهیبخشی و الهامبخشی در راستای رفع مسائل و مشکلات گام بردارد.
-بین صحبتتان به الهامبخشی اشاره کردید. فکر میکنید مرز بین احساسگرایی و الهامبخشی در فیلمهای نیکوکارانه چیست؟
چه بخواهیم چه نخواهیم، تأثیر عاطفی و احساسی که در رسانه سینما وجود دارد _هرچند میتواند آنی و در همان لحظه اتفاق بیفتد_ در ضمیر ناخودآگاه افراد انکارناپذیر است و آن اتفاق جمعی برای هدایت به سمت احساسیبودن صحیح و سالم و تصمیمگیری درست برای جامعه بهکار گرفته میشود.
-جایزه «خیر ایران» به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری چطور به یک رویداد جریانساز فرهنگی تبدیل میشود؟
زمینه بروز و ظهور جریانسازی را در تولیدات سالهای آینده دوستان و استادانی که با آنها مشورت کرده و بهعنوان داور یا مشاور از آنها بهرهمند شدهایم، دیدهایم؛ یعنی این جایزه هرچند کم، در فکر و حال سازندگانی که با آنها کار کردهایم تا این مرحله از کار تأثیر گذاشته است و این فقط با برگزاری یک جایزه به سرانجام نمیرسد.
این رویداد در راستای حفظ زنجیره ارزش و فعالیتهای پسینی باید فرهنگسازی شود و در رسانههای گوناگون، تریبونهای مختلف و... دیده شود تا یک زنجیره ارزشی شکل بگیرد و با همافزایی و انرژی خوب، کار بهدرستی انجام شود.
- از میان شاخصههایی که فکر میکنید کمتر از آن گفته شده و هم جا دارد که بیشتر به عنوان یک موضوع اصلی در جشنواره به آن پرداخته شود چیست؟
هدف جایزه فقط تکریم هنرمندانی که به این مسئله پرداختهاند نیست؛ قطعاً میخواهیم صدای بیشتری در اتمسفر نیکوکاری ایجاد کنیم و فیلمسازان و هنرمندان بیش از گذشته به آن توجه بکنند. تمام هنرمندان براساس دغدغههای شخصی یا اجتماعی فیلم میسازند، اما انتظار این است که موضوعاتی را برگزینند که کمی فارغ از «من» به
در میان این شاخصها، به نظر من آگاهیبخشی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هرچند الهامبخشی میتواند جنبه فردی داشته باشد، اما آگاهیبخشی علاوه بر جنبه فردی، یک کالبد جمعی هم دارد؛ چون گستره زیادی از انسانها آن فیلم را میبینند و نسبت به مسائل آگاه میشوند. این آگاهی پیشنیاز جریانسازی است و بعد از جریانسازی نیز نباید رها شود.
«ما» بپردازد؛ چون بعضی وقتها در سینمای روشنفکری، بیشتر به آرمانها و دغدغههای فردی افراد _فارغ از ارزشگذاری آن دغدغهها_ پرداخته میشود.
ما باید از «من» به «ما» برسیم و بتوانیم نیاز جامعه و دغدغه اجتماعی موجود را برجسته کنیم و آن را بیشتر با پارادایمها و گفتوگوهای مختلف پیش ببریم. هر فیلمساز یک اندیشه و یک پارادایم برای ارائه آن دغدغه دارد. مسئله فقر را اگر به ده فیلمساز بدهیم، قاعدتاً با ده زاویه دید به آن مسئله میپردازند؛ حالا ممکن است کلیشهای یا غیرکلیشهای از آب دربیاید، این برای ما مطلوب است و باید توجه شود که بیش از گذشته به این مسائل پرداخته شود تا جریانسازی، الهامبخشی و آگاهیبخشی تقویت شود.
در میان این شاخصها، به نظر من آگاهیبخشی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هرچند الهامبخشی میتواند جنبه فردی داشته باشد، اما آگاهیبخشی علاوه بر جنبه فردی، یک کالبد جمعی هم دارد؛ چون گستره زیادی از انسانها آن فیلم را میبینند و نسبت به مسائل آگاه میشوند. این آگاهی پیشنیاز جریانسازی است و بعد از جریانسازی نیز نباید رها شود، بلکه فعالیتهای داوطلبانه و کنشگریها باید بهعنوان پیوست آن جریان ادامه پیدا کند تا انشاءالله جامعهای همدلتر و سالمتر شکل بگیرد.
-نیکوکاری در سینمای امسال چگونه بود؟
فیلمهایی که تا به اینجای کار دیدهایم شاید الزاماً در حوزه نیکوکاری نبودهاند، اما بارقههای امیدی از توجه به نیکوکاری داشتهاند. بهعنوان مثال فیلمی به مسائل روانشناختی فردی افراد و آن همدلی که میتواند بسیاری از مسائل را حل بکند پرداخته است یا فیلمی به بحث محیطِزیست و اثرات تخریبی برخی از واحدهای صنعتی اشاره میکند یا در فیلمی صحنهای را میبینیم که نقش اورژانس اجتماعی را برجسته میکند. شاید در فیلمها ده ثانیه یا بیست ثانیه از این موارد وجود داشته باشد، اما فیلمی که پیرنگ اصلی داستانش به نیکوکاری گره بخورد یا فیلمی که یک کنشگری مثبت اتفاقی را رقم بزند و اصل داستان در آن فیلم سینمایی بحث نیکوکاری، خیرخواهی، یاریگری و همدلی باشد کمتر ساختهوپرداخته میشود. اما کاندیداهایی را داریم که پیرنگ اصلیشان در حوزه نیکوکاری بوده و گذشت، ایثارگری و فداکاری در آنها پررنگ بوده و داستان حول یکی از مصادیق نیکوکاری چرخیده و از آن استفاده کردهاند.