کد خبر:۴۸۸۶
به بهانه سومین دوره «جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» در بخش «تجلی اراده ملی»

فیلم مستند؛ مؤثرترین مدیوم برای ترویج نیکوکاری

محمدعلی فارسی؛ مستندساز باسابقه و داور سومین دوره «جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» در بخش مستند، نیکوکاری را مفهومی می‌داند که با کلیپ‌های ۳۰ ثانیه‌ای تبلیغ نمی‌شود. او در این گفت‌و‌گو از تجربه‌هایی می‌گوید که نشان می‌دهد فیلم مستند می‌تواند اعتماد بسازد، مردم را به کار خیر هدایت کند و حتی میلیارد‌ها تومان مشارکت اجتماعی ایجاد کند.
فیلم مستند؛ مؤثرترین مدیوم برای ترویج نیکوکاری

نیکوکاری وقتی در قاب تصویر می‌نشیند، به تجربه‌ای انسانی بدل می‌شود که می‌تواند نگاه‌ها را عوض کند. نزدیک‌شدن به آدم‌ها و قصه‌هایشان نیکی را زیست‌پذیر و باورپذیر کند. در گفت‌وگوی اختصاصی خیر ایران با محمدعلی فارسی؛ مستندساز باسابقه و داور «جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» در بخش مستند، از این سینما به‌عنوان رسانه‌ای برای نمایش اعتماد و مسئولیتی که تصویر در برابر انسان و جامعه برعهده دارد سخن به‌میان آمده و بررسی شده است فیلم مستند چگونه می‌تواند به‌فهم، اعتماد و کنشگری در عرصه کار خیر بینجامد.

-ابتدا مختصری خودتان را معرفی کنید و سپس بگویید تعریف شما از نیکوکاری چیست و چگونه می‌شود نیکوکاری را در فیلم مستند نمایش داد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. فارسی هستم، مستندساز. حدود چهل سال است که در این عرصه فعالم. اتفاقاً خود ما مجموعه‌ای باهمکاری معاونت فرهنگی وزارت بهداشت درباره خیرین ساختیم و از همان‌جا بود که کم‌کم با این فضا آشنا شدم. آقای شاه‌نیری آن زمان حیات داشت و ظاهراً  تشکیلاتی موازی با بخش وزارت بهداشت در اختیار داشت. در همان مجموعه بود که ما به‌طور جدی با فضای کار خیر آشنا شدیم. در آن رویداد بود که نسبت کار خیر با تصویر را فهمیدم. متوجه شدم که در تمام این سال‌ها، به‌ویژه بخش‌های دولتی، هزینه‌های گزافی برای تبلیغات ۳۰ ثانیه‌ای تلویزیونی پرداخت کرده‌اند تا مردم کار خیر کنند؛ تبلیغاتی که عملاً تأثیر چندانی نداشته است. به نظر من، بهترین مدیوم برای تشویق مردم به کار خیر، فیلم مستند است.

 ما یک مجموعه ۳۰ قسمتی با بودجه بسیار اندک؛ اصطلاحاً لو‌باجت و یک کار ارزان تلویزیونی ساختیم. یادم هست اولین بار که پخش شد، آقای شاه‌نیری خبر داد بالای ۸۰۰ میلیارد تومان فقط در همان پخش اول جذب شده است. این نشان می‌دهد که مردم دوست دارند به‌نوعی در گوشه‌ای از زندگی‌شان کار خیر انجام دهند، چه کسی که مال اندک دارد، چه کسی که سرمایه بیشتری دارد، اما مسئله این است که در حوزه خیرین، به نظر من، تجربه و مهارت کافی وجود ندارد. خیلی ضعیف عمل شده و نتوانسته‌اند مردم را به سمت نیازهای واقعی هدایت کنند. بخش اعظم مردم دیندار هستند؛ منظورم از دیندار الزاماً مسلمان نیست، در همه ادیان ابراهیمی امر خیر وجود دارد.

 من به‌عنوان مستندساز، به تجربه دیده‌ام که بهترین مدیوم میان مردم و خیرین، که بتواند ماجرا را باز و تبیین کند، فیلم مستند است. یک مشکل دیگر هم این است که مردم دوست دارند کار خیر انجام دهند، اما نمی‌دانند کدام خیریه‌ها اصالت دارند و کدام‌ یک از آن‌ها ممکن است خدای‌ناکرده دچار پولشویی باشند. اینجا هم فیلم مستند می‌تواند کمک کند این نهادها را به مردم معرفی کند و هم مردم را به سمتی هدایت کند که مطمئن باشند کمکشان به مقصد موردنظر می‌رسد.

 منظورتان این است که فیلم‌های مستند، سازمان‌ها و نهادهای مردم‌نهاد و مصادیق کار خیر را معرفی کنند یا این‌که خودِ مستندسازی درباره خیر هم می‌تواند یکی از مصادیق نیکوکاری باشد؟

 هر دو وجه. فیلم مستند هم یادآوری می‌کند که امر خیر چه کمکی به آرامش درونی انسان می‌کند و هم به این سؤال پاسخ می‌دهد که اگر کسی بخواهد کار خیر انجام دهد، کجا برود و به چه کسی اعتماد کند. فیلم مستند می‌تواند هر دو وجه ماجرا را کامل پوشش دهد.

پرسیدم: حاجی، چطور دلت آمد این ملک را ببخشی؟ گفت: من با زیرکی، این زمین را مال خود کرده‌ام. گفتم: یعنی چه؟ گفت: وقتی نبخشمش، سندش به نام من است، مال من نیست، وقتی می‌بخشمش، در حقیقت آن را به‌خودم بخشیده‌ام.

آن موقع، چند سال بعد، وزارت بهداشت از ما خواست که مجموعه دوم را بسازیم، اما بر سر بودجه به توافق نرسیدیم. مدتی بعد دیدم همان معاونت، کلیپ‌های یک‌دقیقه‌ای شبیه تبلیغات تلویزیونی پفک و روغن نباتی ساخته است. من مطمئنم این‌ها هیچ تأثیری ندارد؛ چه‌بسا تأثیر معکوس هم داشته باشد.

 بعضی مفاهیم باید جایگاه خودشان را داشته باشند. فرق است بین تشویق مردم به کار خیر و تبلیغ یک کالای مصرفی. وقتی یک مفهوم عمیق را در قالب کلیپ ۳۰ ثانیه‌ای ارائه می‌دهید، انگار به آن توهین می‌کنید. این مفاهیم نیاز به تبیین دارند. ما همه درگیر روزمره هستیم و گاهی یادمان می‌رود، اما وقتی مصادیق را نشان می‌دهید و می‌بینیم کسی با بودجه اندک چه کار خیری انجام داده و این کار چه برکتی به زندگی‌اش آورده، دیگران هم تشویق می‌شوند.

 مدیر تولید ما هیچ اعتقادی به کار خیر نداشت، اما وقتی نمونه‌ها و مصادیق را دید و تأثیرشان را در زندگی آدم‌ها مشاهده کرد، می‌گفت: «فارسی، من الان برای خودم روتین ماهانه کار خیر دارم.» تبیین برای مردم بسیار مهم است.

 -در مورد پیوند سینما و نیکوکاری چه نظری دارید؟ چه فیلم‌های مستندی تا حالا بوده‌اند که به نظر شما موفق و شاخص بوده‌اند و در ذهن‌تان ماندگار شده‌اند؟ اگر خاطره‌ای هم از آن‌ها دارید، بفرمایید.

 اگر خودنمایی نباشد، مجموعه‌ای که خودمان کار کردیم، از همان کارهایی است که واقعاً در ذهنم مانده است. توضیح درباره آن مجموعه بیشتر به جزئیات و ظرافت‌هایی برمی‌گردد که می‌توانست مخاطب را به فکر وادارد. بعضی وقت‌ها برخی از همین سوژه‌ها به نکاتی اشاره می‌کردند که واقعاً حیرت‌انگیز بود و دست‌کم روی خود من تأثیر عمیقی برجای‌گذاشت. من تهیه‌کننده آن مجموعه بودم و خانم محمودپور کارگردانی آن را بر عهده داشتند، اما فارغ از این، خودِ مواجهه با این آدم‌ها اثر بزرگی بر من به‌جا گذاشت. مثلاً یکی از سوژه‌ها در شیراز بود؛ فردی که یک زمین بسیار بزرگ را وقف کرده بود و آن را در اختیار یک خیریه گذاشته بود تا ظاهراً بیمارستانی ساخته شود. این موضوع مربوط به حدود پانزده سال پیش است. آن زمان، آن زمین حدود دویست میلیارد تومان ارزش داشت؛ نمی‌دانم به پول امروز چقدر می‌شود.

 از او پرسیدم: حاجی، چطور دلت آمد این ملک را ببخشی؟ گفت: من با زیرکی، این زمین را مال خود کرده‌ام. گفتم: یعنی چه؟ گفت: وقتی نبخشمش، سندش به نام من است، مال من نیست، وقتی می‌بخشمش، در حقیقت آن را به‌خودم بخشیده‌ام، با بخشش، این را می‌توانم با خودم به آن جهان ببرم، این‌که می‌گویند نمی‌توانی چیزی با خودت ببری، اشتباه است. این زمین با وقف، از آن خودم شده است، وقتی نمی‌بخشیم، تا زنده هستیم، سند به نام ماست؛ وقتی برویم، ما می‌مانیم و یک کفن. اما این را الان با وقف به نام خودم کرده‌ام.

 از این نمونه‌ها در ذهن من بسیار است. مثلاً یک کارمند بانک در شمال کشور _که زندگی مرفهی هم نداشت_ درمانگاه کوچکی ساخته بود و می‌گفت: «من هرچه دارم، از برکت همین کار کوچکی است که انجام دادم.» این‌‌که می‌گویند یکی بدهی، هفتاد تا پس می‌گیری، ممکن است، مادی به نظر برسد، اما از هر زاویه‌ای که نگاه می‌کردیم، این کارها روی خود ما هم تأثیر گذاشته بود. رفتار این خیرین واقعاً اثرگذار بود.

 

تبلیغ نیکوکاری با تبلیغ پفک فرق دارد

 

 -معیارهای شما برای انتخاب بهترین فیلم مستند چه بوده است؟ چه فاکتورها و ویژگی‌هایی در وهله اول اهمیت داشته‌اند؟

 پیش از این‌که بخواهیم درباره ساختار مستند صحبت کنیم، قبل از هر چیزی، انتخاب سوژه اهمیت دارد. این انتخاب اصلاً کار آسانی نیست. در تجربه شخصی خودم، من و همکارانم سراغ ۵ الی ۶ خیریه یا افرادی رفتیم که به کار خیر شهرت داشتند، هزینه کردیم، فیلم‌برداری را شروع کردیم، اما در تحقیقات بعدی متوجه شدیم که آن سازمان‌ دکان است و فقط ظاهر دارد.

 به بچه‌هایی که می‌خواهند در این حوزه کار کنند، توصیه می‌کنم حتماً در تحقیقات‌شان درباره خیریه‌ها و سمن‌ها به اطمینان برسند؛ اگر می‌خواهند یک شخصیت حقیقی یا حقوقی را معرفی کنند که کار خیر انجام می‌دهد، اول خودشان باید به یقین برسند که انتخاب‌شان درست است و مسیر را درست رفته‌اند.

از نظر مضمون و محتوا هم به نظرم باید به قصه‌ها و آدم‌هایی که کار خیر می‌کنند نزدیک شد. این نزدیکی خیلی به جذب مخاطب کمک می‌کند.

در داوری آثار بیشتر به فرم و ساختار توجه شده یا محتوا و مسائل جامعه‌شناختی و فرامتنی؟

 در فرآیند داوری هم معمولاً بسیاری از این جوایز، جوایز سینمایی صرف نیست؛ بیشتر به معنا، پیام و چیزی که فراتر از فرم سینمایی در فیلم وجود دارد توجه می‌شود. از بین مثلاً ده فیلم، شاید چندتایشان نسبت مستقیمی با کار خیر داشته باشند. تلاش ما این است که از میان آن‌ها، فیلم‌هایی را انتخاب کنیم که هم از نظر فرم و ساختار جذاب‌تر باشند و هم با محتوای مدنظر جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری تناسب داشته باشند.

-به نظر شما چطور می‌شود این جشنواره را مؤثرتر و کارآمدتر کرد؟ پیشنهادتان برای دوره‌های بعدی چیست؟ این جایزه چطور می‌تواند خودش را بهتر معرفی کند؟

 اگر نگاه مادی هم داشته باشیم، خود آن جایزه می‌تواند

من به‌عنوان مستندساز، به تجربه دیده‌ام که بهترین مدیوم میان مردم و خیرین، که بتواند ماجرا را باز و تبیین کند، فیلم مستند است. یک مشکل دیگر هم این است که مردم دوست دارند کار خیر انجام دهند، اما نمی‌دانند کدام خیریه‌ها اصالت دارند و کدام‌ یک از آن‌ها ممکن است خدای نکرده دچار پولشویی باشند. اینجا هم فیلم مستند می‌تواند کمک کند این نهادها را به مردم معرفی کند و هم مردم را به سمتی هدایت کند که مطمئن باشند کمکشان به مقصد موردنظر می‌رسد.

خیلی کمک‌کننده باشد. شما مثلاً بودجه‌ای برای این ماجرا می‌گذارید که بگویید هنرمندان را می‌خواهیم تشویق کنیم تا فیلم‌هایشان محتوای این‌چنینی داشته باشد، ولی مهم‌تر از این، خود جایزه خیلی می‌تواند اثرگذار باشد. به‌تجربه دریافته‌ام که حداقل در حوزه مستند این جایزه می‌تواند بسیار مؤثر باشد. مثل بمب بین بچه‌های مستند می‌پیچد که اگر ما در این حوزه کار کنیم و بتوانیم به سمت گرفتن این جایزه برویم، اثر آن خیلی زیاد است و می‌تواند کمک کند.

 به بیان ساده اگر بخواهم بگویم یعنی بودجه کلانی که برای این کار صرف می‌شود، صرف اجاره تریلی برای جابه‌جایی دو کیلو قند نباشد، آن را با دست هم می‌شود حمل کرد. پیشنهادم این است که برای شما مهم باشد که جایزه، جایزه ارزشمندی باشد؛ خود این خیلی می‌تواند کمک کند.

 چون دوره‌های قبل را ندیدم و از سازوکار مادی این جایزه آگاه نیستم؛ فقط با یک پیش‌فرض صحبت می‌کنم: اگر می‌خواهید موفق باشید، جایزه‌ای بدهید که صدا کند.

 شنیده‌ام غیر از بخش مستند، بخش داستانی هم هست. جایزه باید حداقل پنج برابر جایزه فجر باشد تا صدا کند و نشان دهد که این امر برای شما مهم است. مطمئن باشید جواب خوبی خواهید گرفت.

-با توجه به این‌که مستندسازها معمولاً دنبال سوژه‌هایی خاص می‌روند که ممکن است مخاطب را بیش از فیلم داستانی جذب کند، بهتر نیست فیلم مستند مثل فیلم داستانی اکران عمومی شود؟

 واقعیت این است که اکران عمومی لزوماً هدف نهایی نیست. ما با خیلی از بچه‌ها، دوستان و همکاران‌مان درباره همین موضوع گفت‌وگو کردیم. بچه‌ها فیلم می‌سازند، ولی معمولاً در جشنواره‌ها، فیلم‌هایی دیده می‌شوند که یک نکته یا نیشی به گوشه‌ای از نظام بزنند. فکر می‌کنند این، مخاطب را بیشتر جذب می‌کند و واقعاً هم همین است؛ هرچه روی زخم بنشینی، در جشنواره‌ها بهتر دیده می‌شود. اما این فیلم‌ها به دلیل همین نگاه، معمولاً در تلویزیون پخش نمی‌شوند.

 بعضی از بچه‌ها شروع می‌کنند داد زدن که چرا فیلم ما در تلویزیون پخش نمی‌شود و چرا ممیزی‌ها شدید است. اگر می‌خواهید دیده شوید، باید قواعدش را رعایت کنید؛ این قواعد در همه جای جهان هست، چه در هالیوود و چه در بالیوود. کسی که به شما پول می‌دهد تا فیلم بسازید، حق دارد سفارش بدهد که چگونه بسازید.

-یعنی موافق سینمای مستقل نیستید؟

 اگر فیلم خوب باشد، نیازی نیست که داد بزنید. اگر فیلم دیده نشد، اشکالی ندارد. خدا رحمت کند شهید آوینی هم همین گفتمان را با سینمای ایران داشت. سینمای هنر و تجربه، در دوره‌ای با سوره و ارشاد سر این موضوع اختلاف‌نظر داشت. در سینما، فیلم خودش باید مخاطب و پولش را بازگرداند، اما در مستند، به نظر من، جایگاهش تلویزیون است و در همه دنیا هم همین‌طور است.

 اگر بچه‌ها فشار بیاورند، تلویزیون جایگاه خودش را به آن‌ها می‌دهد. بیرون از تلویزیون هم، اتفاق ویژه‌ای برای اکران نمی‌افتد؛ حتی اگر اکران شود، نهایتاً دوسه‌هزار نفر فیلم را می‌بینند، در حالی که همین تلویزیون، حتی در کم‌‌بیننده‌ترین زمان، چند میلیون نفر مخاطب دارد.

 فیلم باید فقط درست ساخته شود و سوژه درست انتخاب شود. هرچه پروداکشن قوی‌تر و انتخاب سوژه دقیق‌تر باشد، نتیجه بهتری می‌گیرید.

-به نظر شما سینمای مستند چطور می‌تواند اثربخش و الهام‌بخش باشد؟ 

 مهم‌ترین مسئله انتخاب سوژه است. اثر بعضی افراد آن‌قدر برجسته است که از ده منبر هم بیشتر است. انتخاب درست سوژه، یعنی سوژه‌ای که روی خود فیلم‌ساز هم تأثیر گذاشته باشد، بسیار اهمیت دارد.

 بعد از انتخاب سوژه، پرداخت درست موضوع اهمیت دارد. اگر فیلم‌ساز برود سراغ یک شکل از خیر و نشان دهد که آن کار چه تأثیرات عجیب و شگفت‌انگیزی روی زندگی او گذاشته است و بتواند محتوای این داستان خوب را با ساختاری مناسب ارائه دهد، به‌طوری که معنایی که خود فیلم‌ساز درک کرده، به مخاطب منتقل شود، قطعاً شاهکار می‌شود.

 

گفت‌وگو از مهدیه رشیدی

 


ارسال دیدگاه
captcha