کد خبر:۴۸۸۵
حبیب‌الله مسعودی فرید در گفت‌وگو با خیر ایران:

با کمک سینما باید نشان داد که هنوز هم می‌توان کار خیر کرد و کار خیر از قدم‌های کوچک شروع می‌شود

دکتر حبیب‌الله مسعودی‌ فرید، متخصص پزشکی اجتماعی و داور بخش مستند «جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری»، نیکوکاری را کنشی می‌داند که از گذشت‌های کوچکِ فردی آغاز می‌شود و می‌تواند به خیر جمعی و جریان‌سازی اجتماعی برسد. وی معتقد است که با کمک سینما باید نشان داد که هنوز هم می‌توان کار خیر کرد و کار خیر از قدم‌های کوچک شروع می‌شود.
با کمک سینما باید نشان داد که هنوز هم می‌توان کار خیر کرد و کار خیر از قدم‌های کوچک شروع می‌شود

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، امسال «جایزه خیر ایران؛ انتخاب بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» داوران متنوعی در عرصه‌های سینمایی، پزشکی اجتماعی، مدیریت و امور خیر دارد. امسال این جایزه _ علاوه‌بر فیلم داستانی _ به یک فیلم مستند هم تعلق خواهد گرفت. یکی از داوران بخش فیلم مستند دکتر حبیب‌الله مسعودی‌ فرید؛ پزشک اجتماعی و مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور است. متن زیر گفت‌وگوی خیر ایران با این شخصیت علمی درباره چندوچون داوری و راهکارهایی برای ساخت و پرداخت نیکی در سینماست.

-آقای دکتر، با توجه به اینکه شما در عرصه تخصصی خود فرد شناخته‌شده‌ای هستید، در آغاز لطفاً توصیف مختصری از خودتان داشته باشید و سپس بگویید از نظر شما نیکوکاری چیست و چگونه آن را در فیلم مستند به تصویر باید کشید؟

 من حبیب‌الله مسعودی‌ فرید هستم؛ متخصص پزشکی اجتماعی، عضو گروه سلامت اجتماعی فرهنگستان علوم پزشکی و عضو اندیشکده خانواده در مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت. بیش از ۲۵ تا ۲۶ سال است که در حوزه مسائل اجتماعی فعالیت می‌کنم؛ از قالب مسئولیت‌های اجرایی از جمله مدیرکلی یا معاونت حوزه اجتماعی در سازمان بهزیستی تا به‌عنوان پژوهشگر و تدوین‌گر کتاب‌ها و مقالات در حوزه اجتماعی که این روزها بیشتر در این زمینه مشغولم.

 اگر بخواهم نیکوکاری را خیلی ساده تعریف کنم، می‌گویم نیکوکاری یعنی انجام کاری که حال دیگران را بهتر کند، این کار می‌تواند در کوچک‌ترین مقیاس‌ها اتفاق بیفتد؛ برای اطرافیانمان، در محیط کار، محل تحصیل یا محل زندگی یا در مقیاس‌های بزرگتر با ایجاد شبکه میان گروه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد یا خیریه‌هایی که در این حوزه فعال‌اند.

 به نظر من، وقتی نیکوکاری توسعه پیدا می‌کند که ما به سمت شبکه‌سازی و ائتلاف حرکت کنیم. سمن‌ها هرکدام در حوزه‌ای تخصص دارند؛ یکی در درمان، دیگری در اشتغال یا آموزش. اگر این حوزه‌ها با هم همکاری کنند، اثر نیکوکاری چندبرابر می‌شود.

در فیلم‌سازی داستانی و مستند هم دوستانی که در عرصه هنر فعالیت می‌کنند —از تهیه‌کننده و کارگردان گرفته تا سایر عوامل— می‌توانند از موضوع نیکوکاری ایده بگیرند و آن را به تصویر بکشند؛ یعنی نشان بدهند که گزینه‌های نیکوکاری بسیار متنوع‌ است. یکی از هنرهای مهم سینما این است که این گزینه‌ها را افزایش دهد و از زوایای مختلف به نیکوکاری نگاه کند، برای مثال در فیلم خانه دوست کجاست، کودکی که دفتر مشق دوستش در کیفش جا مانده، حاضر است مسیری طولانی را طی کند تا آن را به او برساند، این خودش یک نمونه روشن از نیکوکاری است. از این نوع رفتارهای ساده تا انواع پیچیده‌تر، همه مصداق نیکی‌اند.

به نظر من، اگر این نگاه از سنین پایین در ذهن کودکان نهادینه شود، نسلی با رویکرد نیکوکارانه وارد عرصه اجتماعی خواهد شد.

خیلی وقت‌ها افراد تحمل شنیدن نظر مخالف را ندارند و انتظار دارند همه دقیقاً مثل خودشان فکر کنند. این مسئله در زندگی اجتماعی، کاری، خانوادگی و حتی زندگی زناشویی می‌تواند منجر به اختلافات جدی شود.

 - پیوند نیکوکاری و سینما _به‌ویژه در فیلم مستند_ شما را به یاد کدام فیلم یا کارگردان می‌اندازد؟ خاطره‌ای هم در این زمینه دارید؟

 اولین چیزی که به ذهنم می‌آید، همان فیلم‌های آقای کیارستمی است. برای من بسیار جالب بود که چگونه مفاهیم انسانی و اخلاقی _بدون شعار_ در آثار او جریان دارد.

 در فیلم‌هایی که اخیراً برای داوری به ما ارائه شده بود، رگه‌هایی از نیکوکاری به‌وضوح دیده می‌شد؛ این‌که چگونه می‌توان از این مفاهیم برای جلب مشارکت مردم و تقویت خیر جمعی استفاده کرد. در واقع، ما از منافع فردی صرف‌نظر می‌کنیم تا به یک فایده جمعی برسیم؛ چیزی که می‌توان آن را «خیر جمعی» نامید.

 در فیلم‌های کوتاه—به‌ویژه آثار دانش‌آموزی—بارها شاهد این نگاه بوده‌ام. سال‌ها در جشنواره‌های دانش‌آموزی به‌عنوان داور حضور داشتم و می‌دیدم که چطور مفهوم نیکوکاری در ذهن این نوجوانان شکل گرفته و در فیلم‌های کوتاهشان بازتاب پیدا کرده است. این مسیر قطعاً قابلیت توسعه و تعمیق دارد.

-برای انتخاب فیلم مستند در بخش «تجلی اراده ملی»، چه معیارهایی را مدنظر دارید؟

 یکی از معیارهای اصلی من این بود که آیا فیلم نشان می‌دهد فردی حاضر شده از سهم شخصی خود بگذرد یا نه؛ از چیزی که حقش بوده یا می‌توانسته منفعت فردی بیشتری از آن ببرد. این «گذشت» لزوماً مادی نیست؛ گاهی فقط زمان است. این‌که فردی بخشی از وقت خود را به دیگری اختصاص دهد، خود یک کنش نیکوکارانه است. برای من مهم بود که فیلم بتواند این روحیه را منتقل کند و نشان دهد چگونه این انتخاب‌های کوچک، به توصیه و الگویی برای دیگران تبدیل می‌شود. از نظر من، نیکوکاری وقتی در مرتبه بالاتری قرار می‌گیرد که دامنه و گستره تأثیر آن وسیع‌تر شود.

 طبیعی است که اگر فردی برای دوست یا اطرافیانش کاری نیک انجام دهد، بسیار ارزشمند و درخورتقدیر است؛ اما وقتی این نیکوکاری در سطحی کلان‌تر اتفاق می‌افتد و مثلاً درقالب فیلم مستند به نمایش درمی‌آید، می‌تواند الهام‌بخش افراد بسیار بیشتری باشد و اثر اجتماعی گسترده‌تری ایجاد کند.

 نکته مهم دیگر برای من عنصر خلاقیت بود. ما رویکردهای مرسوم و شناخته‌شده‌ای در نیکوکاری داریم که همگی ارزشمنداند و به‌هیچ‌وجه قصد کم‌اهمیت جلوه‌دادن آن‌ها را ندارم؛ اما برخی فیلم‌ها از زاویه‌ای تازه و خلاقانه به موضوع نیکوکاری نگاه کرده بودند. این نگاه متفاوت و نوآورانه، برای من یکی از شاخص‌هایی بود که باعث می‌شد آن فیلم در سطح بالاتری از نیکوکاری قرار بگیرد و بتواند مفهوم نیکی را عمیق‌تر و مؤثرتر منتقل کند.

-چقدر رشته تخصصی شما؛ پزشکی اجتماعی در ارزیابی فیلم‌ها دخیل بود؟ آیا فیلم‌هایی بودند که به زعم شما به این حوزه نزدیک‌تر شده باشند؟

 اگر بخواهیم پزشکی را به‌صورت کلاسیک تعریف کنیم، معمولاً تمرکز آن بر فرد بیمار و رابطه پزشک و بیمار است، اما در پزشکی اجتماعی، تمرکز ما بر سلامت جامعه و سلامت کلان است. به همین دلیل، یکی از شاخص‌هایی که برای من اهمیت داشت این بود که فیلم تا چه اندازه می‌تواند تأثیرگذاری گسترده اجتماعی داشته باشد یا حتی نوعی جریان‌سازی در جامعه ایجاد کند. یکی از کارهای اصلی ما در پزشکی اجتماعی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در سطح کلان و همچنین افق‌گشایی در مسائل اجتماعی و سلامت است. بنابراین، فیلم‌هایی که توانسته بودند مانعی را بردارند، نگاه تازه‌ای ایجاد کنند یا مسیر جدیدی را پیش پای مخاطب بگذارند، برای من اهمیت ویژه‌ای داشتند.

در برخی از فیلم‌ها، هرچند کار خیر در ظاهر برای یک فرد انجام شده، اما به‌‌خاطر جریان‌سازی، مانع‌برداری یا افق‌گشایی، آن خیر درادامه به افراد بسیار بیشتری می‌رسد. از منظر پزشکی اجتماعی، گسترش تدریجی نیکوکاری و تبدیل آن به یک الگوی قابل‌تکرار در جامعه، نکته‌ای بسیار حائز اهمیت بود.

-این جایزه بیشتر یک جایزه سینمایی است یا نگاهی فرامتنی و جامعه‌شناختی دارد؟ ارزیابی فیلم‌ها تا چه اندازه بر پایه معیارهای فنی و فرمی سینما انجام شده است؟

 به نظر من، بخش‌هایی که به ارزیابی صرفاً سینمایی و فنی فیلم‌ها مربوط می‌شود —از نظر فرم، تکنیک، ساختار و زبان سینما— بیشتر در حوزه تخصصی اصحاب سینما و داوران حرفه‌ای این عرصه قرار دارد و طبیعتاً در مراحل اولیه داوری، این شاخص‌ها به‌دقت بررسی شده‌اند. شخصاً در ارزیابی‌ها، بیشتر از زاویه تخصص خودم به فیلم‌ها نگاه کردم؛ یعنی از منظر نیکوکاری، خیر جمعی و تأثیر اجتماعی. البته عناصر سینمایی هم ناخواسته بر مخاطب اثر می‌گذارند و طبیعتاً ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند، اما تمرکز اصلی من بر پیام و کارکرد اجتماعی فیلم بود.

 در عین حال، جدا از بحث رتبه‌بندی و شاخص‌ها، واقعاً باید بگویم فیلم‌هایی که دیده‌ام بسیار قابل توجه بودند. پیدا بود که سازندگان آن‌ها وقت زیادی برای تهیه، ساخت، چیدمان و روایت این آثار صرف کرده‌اند. بسیاری از این فیلم‌ها اطلاعات جالبی _از حیث جغرافیایی، تاریخی و چه اجتماعی و حتی سیاسی_ به مخاطب ارائه می‌دادند. نکته مهم این بود که در برخی از آثار، موضوع نیکوکاری به‌صورت مستقیم و شعارگونه مطرح نشده بود، بلکه به‌‌طور ضمنی و در لایه‌های درونی روایت حضور داشت. اتفاقاً به نظر من، فیلم‌هایی که از این زاویه وارد می‌شوند، تأثیرگذاری بسیار بیشتری بر مخاطب دارند تا آثاری که موضوع را به‌صورت کاملاً آشکار و مستقیم بیان می‌کنند.

 من فیلم‌های زیادی دیده‌ام که کارگردان یا فیلم‌نامه‌نویس هدف مشخصی داشته، اما آن را عریان و صریح مطرح نکرده است. وقتی مخاطب فیلم را می‌بیند، کم‌کم به لایه‌های پنهان اثر پی می‌برد و متوجه می‌شود که چه اهداف عمیق‌تری پشت روایت وجود داشته است؛ و این دقیقاً همان جایی است که سینما می‌تواند بیشترین اثرگذاری را داشته باشد.

-برای اثربخش‌تر شدن «جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری»، چه پیشنهادهایی دارید؟

 به نظر من، فیلم‌هایی که امسال انتخاب شدند، با نحوه پرداختشان به موضوع نیکوکاری، توانستند به‌خوبی به هدف بزنند و این مسیر بسیار ارزشمند است، اما اگر بخواهم پیشنهادی برای اثربخش‌تر شدن این جایزه در دوره‌های بعد ارائه بدهم، فکر می‌کنم بهتر است از قبل برخی جهت‌گیری‌ها به‌صورت شفاف مطرح شود.

 تجربه‌ای هم در این زمینه دارم. ما سال‌ها در حوزه مهارت‌های زندگی فعالیت می‌کردیم و برایمان مهم بود که دوستان فیلم‌ساز، روی موضوعاتی مثل حل مسئله، تصمیم‌گیری، خودآگاهی و سایر مهارت‌ها تمرکز کنند و بتوانند این مفاهیم را به زبان هنر به مخاطب منتقل کنند؛ از این رو اقداماتی مثل برگزاری چندین جلسه کارگاه آموزشی مهارت‌های زندگی برای فیلم‌سازان جوان—از جمله دوستانی که با خانه سینما همکاری می‌کردند—انجام دادیم یا مثلاً در یکی از جشنواره‌ها در زیباکنار که مربوط به صداوسیما بود، فرصتی در اختیار ما قرار گرفت تا درباره اهمیت این موضوعات صحبت کنیم. در واقع، ما تلاش کردیم مواد اولیه مفهومی را در اختیار فیلم‌سازان، کارگردان‌ها و فیلمنامه‌نویسان قرار دهیم و بعد این خود آن‌ها بودند که با ذوق، هنر و خلاقیت‌شان تصمیم می‌گرفتند چگونه از این عناصر در آثارشان استفاده کنند.

 پیشنهاد من این است در مورد «جایزه خیر ایران به بهترین فیلم از نگاه نیکوکاری» پیش از برگزاری جشنواره _ مثلاً برای دوره بعد _ به‌روشنی اعلام کنیم که چه محورهایی مورد توجه قرار می‌گیرد و قرار است برای آن‌ها تقدیر یا جایزه‌ای در نظر گرفته شود، این موضوع می‌تواند انگیزه بسیار خوبی برای ورود فیلم‌سازان به این حوزه ایجاد کند. در این صورت، بسیاری از هنرمندان از قبل به دنبال سوژه می‌روند و آگاهانه روی این موضوعات کار می‌کنند. همچنین مهم است که شاخص‌ها شفاف باشند؛ مثلاً یکی از شاخص‌ها خلاقیت باشد. منظور از نیکوکاری فقط انجام کارهای روتین، معمول و تکراری نیست، بلکه انتظار می‌رود فیلم‌سازان با خلاقیت، سوژه‌یابی تازه و نگاه متفاوت، موضوع نیکوکاری را از زاویه‌هایی کمتر دیده‌شده مطرح کنند.

 همه ما وقتی نام نیکوکاری را می‌شنویم، معمولاً چند موضوع مشخص و تکرارشونده به ذهن‌مان می‌آید؛ اما وقتی هنرمندان می‌آیند و یک موضوع دیگر را از زاویه‌ای متفاوت روایت می‌کنند، در واقع به مخاطب نشان می‌دهند که «این هم می‌تواند یک شکل از نیکوکاری باشد». همین گسترش افق ذهنی، به نظر من بسیار ارزشمند است. اجازه بدهید یک خاطره هم در این زمینه بگویم.

فیلم‌ها می‌توانند چند کار مهم انجام دهند: اول این‌که یادآوری کنند در هر شرایطی هنوز هم می‌شود کار خیر انجام داد. دوم این‌که نشان دهند همه کارهای خیر از قدم‌های کوچک شروع می‌شوند و سوم این‌که تأکید کنند می‌توان کارهای تازه و جریان‌ساز انجام داد؛ کارهایی که راه‌های جدیدی را برای نیکوکاری باز می‌کنند.

سال‌ها پیش کتابی درباره نیکوکاری و کارآفرینی می‌خواندم که زندگی و دیدگاه‌های آقای ماتسوشیتا کونوسوکه؛ بنیان‌گذار و مدیر پاناسونیک را شرح می‌داد. او زمانی که تصمیم گرفت کار خیریه انجام دهد، برخلاف روش‌های مرسوم، صرفاً کمک‌های مقطعی یا بسته‌های حمایتی ارائه نکرد؛ بلکه یک دانشکده مدیریت تأسیس کرد.

 در حالی که روش‌های رایج نیکوکاری—مثل ایجاد اشتغال، کمک‌های معیشتی یا حمایت‌های مستقیم _همگی بسیار ارزشمند هستند_ اما او با این کار نشان داد که گزینه‌های نیکوکاری محدود به چند مسیر مشخص نیست. می‌توان با نگاه خلاقانه، راه‌های تازه‌ای برای خیررسانی تعریف کرد؛ راه‌هایی که اثرشان عمیق‌تر و ماندگارتر باشد.

 به نظر من، اگر جشنواره و جایزه خیر ایران بتواند چنین نگاه خلاقانه‌ای را تشویق و برجسته کند، هم دامنه نیکوکاری در جامعه گسترش پیدا می‌کند و هم سینما می‌تواند نقش مؤثرتری در این مسیر ایفا کند. ما می‌توانیم گزینه‌های تازه‌ای روی میز نیکوکاری بگذاریم. تجربه‌ای که اشاره کردم نشان می‌داد وقتی یک راه‌حل جدید ارائه می‌شود، حتی فارغ‌التحصیلان دانشکده‌های دیگر هم مشتاق می‌شوند که در این مسیر وارد شوند و برای استفاده از آن ظرفیت‌ها در نوبت قرار بگیرند.

 من بارها با دوستان خیّر صحبت کرده‌ام؛ مثلاً کسانی که مراکزی دارند و ده یا بیست کودک را به‌صورت شبانه‌روزی نگهداری می‌کنند. به آن‌ها می‌گویم: هزینه‌ای که شما برای نگهداری یک کودک در مرکز شبانه‌روزی پرداخت می‌کنید، می‌تواند به شکل دیگری هم خرج شود.

 خیلی وقت‌ها این کودک مادربزرگ، پدربزرگ، دایی یا عمه‌ای دارد که علاقه‌مند است از او نگهداری کند، اما توان مالی‌اش را ندارد. اگر به‌جای این‌که مثلاً ماهی سی میلیون تومان برای نگهداری یک کودک در مرکز هزینه شود، همان هزینه صرف حمایت از خانواده شود، حتی می‌توان با آن پول سه کودک را در محیط خانواده نگه داشت. بودن کودک کنار خانواده، در کنار مادربزرگ یا یکی از بستگان، بسیار بهتر از حضور در مرکزی است که مربیانش دائماً تغییر می‌کنند. این خودش یک راه‌حل متفاوت و خلاقانه در نیکوکاری است.

 منظورم این است که به کسانی که نیت خیر دارند، می‌توان گفت: این ده راهکار شناخته‌شده وجود دارد، اما دو یا سه راهکار جدید هم هست که شاید کمتر به آن‌ها فکر شده. فیلم‌ها می‌توانند چند کار مهم انجام دهند:

 اول این‌که یادآوری کنند در هر شرایطی هنوز هم می‌شود کار خیر انجام داد.

 دوم این‌که نشان دهند همه کارهای خیر از قدم‌های کوچک شروع می‌شوند.

 سوم این‌که تأکید کنند می‌توان کارهای تازه و جریان‌ساز انجام داد؛ کارهایی که راه‌های جدیدی را برای نیکوکاری باز می‌کنند.

-اگر بخواهید از منظر تخصصی خودتان، دو یا سه موضوع مشخص را معرفی کنید که می‌تواند خوراک خوبی برای فیلم‌سازان جوان باشد—موضوعاتی که جدی هستند اما کمتر به آن‌ها پرداخته شده—به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

 به نظر من، یکی از حوزه‌هایی که واقعاً نیازمند کار جدی است، مهارت‌های زندگی است. امروز نوجوانان و کودکان ما —و حتی خود ما— هر روز با حجم عظیمی از اطلاعات و نوعی بمباران رسانه‌ای مواجه هستیم. اگر فرد، مهارت‌هایی مثل تفکر خلاق یا تفکر نقادانه داشته باشد، می‌تواند خیلی بهتر با این شرایط کنار بیاید. سواد رسانه‌ای و سواد فضای مجازی هم در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند.

موضوع دیگر خودآگاهی است؛ مهارتی که می‌تواند با نگاه هنرمندانه و ظریف فیلم‌سازان، به‌صورت غیرمستقیم و لایه‌مند در آثارشان مطرح شود. همچنین، مسئله تحمل گفت‌وگو و پذیرش تفاوت‌ها بسیار مهم است. امروز _خیلی وقت‌ها_ افراد تحمل شنیدن نظر مخالف را ندارند و انتظار دارند همه دقیقاً مثل خودشان فکر کنند. این مسئله در زندگی اجتماعی، کاری، خانوادگی و حتی زندگی زناشویی می‌تواند منجر به اختلافات جدی شود.

 من فکر می‌کنم پرداختن به این موضوعات از طریق سینما و مستند می‌تواند کمک بزرگی به جامعه بکند؛ به‌ویژه برای خانواده‌ها، نوجوانان و کودکان. این عرصه آن‌قدر مهم است که هرچقدر در آن کار شود، باز هم جای کار دارد و می‌توان آثار تازه و اثرگذار تولید کرد.

 

گفت‌وگو از مهدیه رشیدی

 


ارسال دیدگاه
captcha