کد خبر:۵۳۸۴
به‌بهانهٔ زادروز مجید مجیدی

سفر کودکان نان‌آور، از تونل محرومیت تا مدرسهٔ «خورشید»

مجید مجیدی کارگردانی است که دغدغۀ وطن و جامعه دارد و این دغدغه در فیلم «خورشید» تابش بیشتری دارد. «خورشید» بیش از آن‌که داستان کودک کار باشد، گزارشی انسانی از ناتوانیِ ما در حمایتِ پایدار از کودکانی است که آینده‌شان براثر بی‌توجهی، مبهم و چه‌بسا ناامیدکننده است. فیلم «خورشید» زنگ هشدار را به صدا درآورد و این وظیفۀ ماست که صدای این کودکان را به‌وضوح بشنویم. 
سفر کودکان نان‌آور، از تونل محرومیت تا مدرسهٔ «خورشید»

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، هم‌زمان با زادروز مجید مجیدی؛ کارگردان پیشکسوت سینمای اجتماعی، مروری بر فیلم «خورشید» از ساخته‌های اخیر او خواهیم داشت؛ اثری که در امتداد مسیر فیلم‌سازانهٔ مجیدی و در کنار آثاری چون «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» بار دیگر نگاه‌ها را به جهان کودکان و مسائل ناگفتهٔ آن‌ها جلب می‌کند.

 مجیدی در طول سال‌ها فعالیت هنری خود همواره تلاش کرده با نگاهی شاعرانه و عاطفی رنج‌های پنهان جامعه را به‌تصویر بکشد؛ رویکردی که در «خورشید» نیز ادامه یافته است. در حقیقت، بررسی فیلم «خورشید» فرصتی برای تأمل دربارهٔ محرومیت‌های کودکان کار؛ به‌عنوان یکی از تلخ‌ترین و درعین‌حال نادیده‌گرفته‌شده‌ترین واقعیت‌های جامعه است. 

 این کودکان در حاشیهٔ شهرها، متروها، چهارراه‌ها و هرکجا که تمرکز جمعیت باشد، حضوری پررنگ و درعین‌حال نامرئی دارند که اغلب از نگاه سیاست‌گذاران، نهادهای حمایتی و حتی شهروندان عادی پنهان می‌ماند. فیلم «خورشید» در ادامهٔ مسیر سینمای اجتماعی مجیدی، تلاش می‌کند این گروه فراموش‌شده را از حاشیه به مرکز توجه بیاورد. این روایت تصویری با پرهیز از شعار و با توجه به متن زندگی کودکانی که بار بزرگ‌سالی را زودتر از انتظار به دوش می‌کشند، رنگی متفاوت به خود می‌گیرد؛ البته همچنان انتظار می‌رود در آینده روایت‌های جزئی‌تر و پرداخته‌تری از آسیب‌های اجتماعی کودکان کار شکل بگیرد. 

سفر کودکان کار از تونل محرومیت تا مدرسهٔ خورشید

 فیلم خورشید در جشنوارهٔ فیلم‌فجر و جشنواره‌های معتبر بین‌المللی با استقبال روبه‌رو شد و جوایز گوناگونی را به‌دست آورد. مجیدی با ساخت این اثر نشان داد مسئلهٔ کودکان کار صرفاً بحران ملی نیست، نگرانی جهانی است که می‌تواند با زبان سینما به مخاطبانی فراتر از مرزها ابراز شود. درحقیقت، «خورشید» بیش از آن‌که داستان کودک کار باشد، گزارشی انسانی و تکان‌دهنده از ناتوانیِ ما در حمایت پایدار از کودکانی است که آینده‌شان براثر بی‌توجهی مبهم و چه‌بسا ناامیدکننده است.

  در این فیلم روح‌الله زمانی؛ بازیگر نوجوان _به‌عنوان استعداد نوظهور نوجوان_ برندهٔ جایزهٔ مارچلو ما‌سترویانی در جشنواره‌ٔ بین‌المللی فیلم ونیز شد.

خلاصهٔ داستان: علی و رنج پنهانش برای یافتن جنگ

 فیلم «خورشید» روایتی از زندگی پرتلاطم نوجوانی به نام علی (با بازی روح‌الله زمانی) است؛ پسری که در میان فقر، فشارهای اجتماعی و مسئولیتی فراتر از سن‌وسالش، ناچار می‌شود همراه با گروهی از دوستانش پا به مسیرهای پرخطر و تجربه‌هایی فراتر از دنیای کودکی بگذارد. در این میان، هاشم (با بازی علی نصیریان) که از وضعیت وخیم علی و بستری‌بودن مادرش آگاه است، پیشنهادی وسوسه‌برانگیز پیش روی او می‌گذارد؛ یافتن گنجی پنهان در زیرزمینی که راهش از آب‌انبار مدرسه‌ٔ کودکان کار می‌گذرد.

 علی برای رسیدن به این ثروت خیالی، مجبور می‌شود در مدرسه پسران خورشید ثبت‌نام کند؛ جایی که امید به رهایی با واقعیت‌های تلخ زندگی درهم می‌آمیزد. او و دوستانش در فرصت‌های کوتاه فراغت خود به جست‌وجوی گنج مشغول می‌شوند، اما در این مسیر موانع بسیاری بر سر راهشان قرار دارد؛ چالش‌هایی که بیش از هرچیز رؤیاهای کودکانه‌شان را به محک واقعیت می‌گذارد.

سفر کودکان نان‌آور از تونل محرومیت تا مدرسهٔ «خورشید»

واکاوی شخصیت‌ها و کنش‌های دراماتیک

 علی: شخصیت علی دووجهی است؛ از سویی شجاع، عصبی و پرخاشگر است که این ویژگی‌ها بُعد بزرگسالانه و پختهٔ او را نشان می‌دهد و از سوی دیگر، روحیه‌ای آسیب‌پذیر، مضطرب و شکننده دارد که بیانگر وجه کودکانه و معصوم اوست. تلاش علی برای تغییر سرنوشتش، در نهایت به خستگی و پی‌بردن به تباهی راه و آگاهی از فریب‌خوردگی خود می‌انجامد.

 دوستان علی: محمد، ابوالفضل، زهرا و رضا هرکدام نماد سرنوشتی متفاوت‌اند. ابوالفضل و زهرا به دلیل افغانستانی‌بودن با محدودیت‌های مضاعف و درگیری‌های قانونی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در میان آن‌ها، رضا با استعداد فوتبالی، روزنهٔ امیدی برای رهایی از این چرخه می‌یابد و مسیر خود را از گروه آن‌ها جدا می‌کند.

هاشم: شخصیت این پیرمرد بازنمایی آن دسته از افراد جامعه است که در باندهای تبه‌کاری و فعالیت‌های غیرقانونی غرق شده‌اند و جامعه را به فساد و آلودگی می‌کشانند. هاشم به‌ظاهر مغازه تعمیر ساعت دارد و کبوترباز است، اما در واقع عضو باند موادِمخدر است. 

سفر کودکان کار از تونل محرومیت تا مدرسهٔ خورشید

 مدیر و ناظر مدرسه: به نظر می‌رسد مدیر مدرسه، در عین تلاش برای جلب کمک به مدرسه، از کودکان کار به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به کرسی نمایندگی مجلس بهره می‌برد. در مقابل، ناظم مدرسه _با بازی جواد عزتی_ تنها کسی است که دلسوزانه مراقب این بچه‌هاست؛ هرچند او نیز گاهی در دام انفعال گرفتار می‌شود، اما درنهایت به‌خاطر دفاع از این کودکان و به‌سبب درگیری فیزیکی بازداشت می‌شود. 

سفر کودکان کار از تونل محرومیت تا مدرسهٔ خورشید

بررسی نمادپردازی‌های فیلم: تونل، نور و زنگ مدرسه

 تونل؛ نماد معضلات زیرپوستی شهر: در تاریکی تونلی که علی در زیرزمین مدرسه حفر کرده، علی و دوستانش، مشغول دست‌وپازدن‌ و گرفتار فشارهای اجتماعی‌اند؛ تقلاهایی که هیچ‌کس متوجه آن‌ها نیست.

 نور؛ روزنهٔ آگاهی: نوری که پس از خروج علی از زیرزمین به چشمانش می‌تابد، نماد آگاهی و امیدی است که پس از مواجهه با حقیقت تلخ به علی توان ادامه‌دادن می‌دهد. 

 زنگ مدرسه؛ هشدار یا نوید: زنگ خراب مدرسه _که در پایان داستان علی آن را به صدا درمی‌آورد_ هم صدایی امیدوارکننده است که نوید بازگشایی مدرسه کودکان کار را می‌دهد، هم زنگ هشدار برای جامعه‌ای است که صدای این کودکان را نشنیده است.

سفر کودکان کار از تونل محرومیت تا مدرسهٔ خورشید

قهرمانِ خسته؛ در انتظار بیداری وجدان جامعه

 علی نمایندهٔ کودکانی‌ست که کمک‌ به آن‌ها همواره مقطعی بوده و جامعه راه‌حلی بلندمدت برای بهبود شرایطشان ارائه نمی‌دهد.

 در لحظهٔ فروریختن تونل نیز نجات علی نه از سوی دیگران، بلکه فقط به‌واسطهٔ جریان آبِ آب‌انبار _که جریانی طبیعی و نوعی امداد الهی است_ رقم می‌خورد. بااین‌حال، نگاه مجیدی نسبت به سرنوشت علی ناامیدکننده نیست. او روزنه‌ای از امید را در نمای دوربین به چشم مخاطبان می‌تاباند؛ امیدی که در سطح شعارهای بیهوده نیست و انتظار می‌رود در عمل ساخته شود. 

 

سفر کودکان کار از تونل محرومیت تا مدرسهٔ «خورشید»

 

یادداشت از نیلوفر بختیاری

پژوهشگر دکتری ادبیات فارسی

 


ارسال دیدگاه
captcha