کد خبر:۵۲۸۱
به بهانهٔ روز جهانی کتاب کودک؛

زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

در داستان «آوازی برای وطن»، پرنده‌ای بومی به‌نام زاغ‌بور به سفری دشوار و پرخطر می‌رود تا وطنش را پیدا کند. او با اراده‌ای استوار و قلبی سرشار از امید، از میان طوفان‌ها و دشواری‌های راه می‌گذرد تا به زاغ‌بورهای دیگر در سرزمین مادری‌اش بپیوندد.  
زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

 «عصر یک روز آفتابی بود. زاغ‌بور همین‌طور که پرواز می‌کرد، احساس کرد بدنش داغ شده است. نسیمی گرم و خشک به صورتش خورد. بوی این نسیم برای زاغ‌بور آشنا بود. خودش را توی آن نسیم گرم رها کرد. چندبار بو کشید. قلبش پر از شادی شد. توی دلش گفت: بوی وطن را احساس می‌کنم!» 

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، کتاب «آوازی برای وطن»؛ نوشتهٔ محمد گودرزی دهریزی داستان دلتنگی پرنده‌ای کوچک برای وطن و پای‌بندی او به ویژگی اصالت است. هم‌زمان با روزهای جنگ و به بهانهٔ «روز جهانی کتاب کودک»، در ادامه، به بررسی این داستان تصویری خواهیم پرداخت. 

 

زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

 

پرنده‌ای که در هوای وطن می‌خواند... 

 داستان دربارهٔ پرنده‌ای به‌نام زاغ‌بور است که در قفس زندگی می‌کند و هر روز با دلتنگی، آوازی موزون را تکرار می‌کند:  

«کو، کو، کو وطنم… کو، کو، کو وطنم…»  

 صاحب زاغ‌بور که از شنیدن این آواز تکراری به‌ستوه آمده، روزی درِ قفس را باز می‌کند و پرنده را بیرون می‌اندازد. زاغ‌بور آزاد می‌شود و پروازش را آغاز می‌کند؛ اما آزادی برای او فقط رهایی از میله‌های قفس نیست و در نظرش با یافتن وطن و بازگشت به سرزمین آشنایش معنا می‌یابد.  

 زاغ‌بور در مسیر خود از دشت‌های پهناور، باغ‌های سرسبز پرندگان، درختان انبوه و ساحل امنِ دریا می‌گذرد. در این راه، با منظره‌ها و زیبایی‌های بسیار روبه‌رو می‌شود، لک‌لک‌ها و طوطی‌ها را می‌بیند و با ماهی‌های پرجنب‌وجوش برکه‌ای درخشان گفت‌وگو می‌کند.

 در این راهِ دراز، بسیاری از حیوانات و حتی برخی گیاهان از او می‌خواهند پیششان بماند و زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای را تجربه کند. با این‌همه، زاغ‌بور هیچ‌یک از این پیشنهادها را نمی‌پذیرد؛ او به‌خوبی می‌داند که مقصد حقیقی‌اش جایی دیگر است و دلش در گروی سرزمینی است که به آن تعلق دارد: 

 «مرغان دریایی تا سکوت زاغ‌بور را دیدند، به او گفتند: «ما سوار این بادبان‌ها می‌شویم، روی عرشه‌ها می‌رویم و از ته‌مانده ٔ غذاها می‌خوریم. کسی هم با ما کاری ندارد، ساحل دریا واقعاً جای آرامی است، بیا و همین‌جا کنار ما بمان.» تا حرف مرغان دریایی تمام شد، زاغ‌بور گفت: «وطن من جای دیگری است؛ من دور از وطنم نمی‌توانم زندگی کنم.» 

 در طول این سفرِ پرفرازونشیب، زاغ‌بور با خطرهای بسیاری همچون طوفان‌های سهمگین، ناملایمات طبیعت و بی‌خوابی روبه‌رو می‌شود و همچنان راهی طولانی در پیش، اما با همهٔ این موانع، امید رسیدن به وطن و دیدار پرندگان هم‌سرشتش لحظه‌ای رهایش نمی‌کند. سرانجام روزی نسیمی گرم‌وخشک به صورتش می‌وزد و بویی آشنا را حس می‌کند؛ بوی سرزمینی که هر لحظه خود را در آن می‌بیند. سپس زاغ‌بور درمی‌یابد که به خانه نزدیک شده است.  

 

زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

 

زاغ‌بور؛ نماد انسانِ دلبستهٔ وطن

 زاغ‌بور از پرنده‌های بومی ایران است که عمدتاً در بیابان‌های مرکزی و شرقی کشور زندگی می‌کند. رنگ نخودی و نارنجی تنش با رنگ کویر هماهنگی دارد و در میان بوته‌های خار و درختچه‌های کم‌آب به‌سر می‌برد. همین ویژگی‌ها سبب می‌شود این پرنده با محیط خشن کویری سازگاری پیدا کند و در دل شرایط دشوار، زندگی خود را ادامه دهد.

  البته که زاغ‌بور در این روایت تنها یک پرندهٔ کویری نیست؛ می‌تواند نمایندهٔ انسان‌هایی باشد که در جست‌وجوی هویت، ریشه‌ها و سرزمین خود هستند و با وجود همهٔ تنگناها و قیدوبندهای بیرونی، تعلق خود را به سرزمینش فراموش نمی‌کنند.

 همچنین زاغ‌بور می‌تواند نماد افرادی باشد که دوری از وطن را چشیده‌اند، اما در غربت یا در متن دشواری‌ها، همچنان پیوند درونی خود را با خاک و فرهنگ سرزمینشان حفظ کرده‌اند. در حقیقت، ویژگی‌ برجستهٔ داستان حاضر، بهر‌ه‌بردن از وجه نمادین این پرنده و اقلیم زندگی اوست: 

 «در همین موقع، سرود زاغ‌بورها، سکوت کویر را شکست. آن‌ها از لابه‌لای درختچه‌های گز و تاق و بوته‌های خشک خار بیرون پریدند و با دیدن زاغ‌بور، یک‌صدا فریاد زدند: «به وطنت خوش آمدی!» زاغ‌بور بال زد و خودش را در آغوش زاغ‌بورهای دیگر انداخت و با آن‌ها هم‌صدا شد. زاغ‌بورها از خوشحالی مثل یک گردباد از زمین بلند شدند، توی آسمان صاف کویر چرخیدند و باز روی درختچه‌ها نشستند. زاغ‌بور هم روی شاخهٔ خشک و پر از خار یک درختچه نشست و گفت: «لانه‌ام را همین‌جا می‌سازم!» 

 

زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

 

درختان اقلیم کویر؛ بازتاب عینی مقاومت  

 در متن داستان، به درختچه‌های گز و تاق در زیستگاه زاغ‌بور اشاره می‌شود؛ دو نوع گیاه کویری که در خاک شور و آب‌وهوای خشک می‌رویند و در برابر کم‌آبی و گرما تاب می‌آورند. این درختان نیز علاوه‌بر کارکرد طبیعی خود، در سطح نمادین نیز معنا می‌یابند.  

 درختچه‌های گز و تاق می‌توانند نمادی از پایداری و استقامت انسان باشند؛ انسانی که در شرایط دشوار و گاه نابرابر زندگی می‌کند، اما همچنان از خود ایستادگی نشان می‌دهد. همان‌گونه که این گیاهان در دل کویر و زیر آفتاب تند دوام می‌آورند، انسان نیز می‌تواند در برابر شرایط ناپایدار و دشوار مقاومت کند و پیوند خود با سرزمینش را زنده نگه دارد. درعین‌حال، گرمای نسیم کویر و تابش مستقیم آفتاب امید و شور زندگی را در وطن زاغ‌بور به تصویر می‌کشد. 

وطن؛ جان‌پناهی برای هم‌زبانی و همدلی  

 در لایه‌ای عمیق‌تر، داستان پرسش بنیادینی را پیش می‌کشد: وطن چیست؟ در این روایت، وطن جایی است که انسان در آن احساس تعلق، امنیت عاطفی و هم‌سرنوشتی می‌کند؛ جایی که در آن هم‌زبانان، افرادی هم‌دل‌اند که دردها و شادی‌های مشترکی دارند.  

 زاغ‌بور در پایانِ راه درمی‌یابد که ارزش حقیقی وطن در همین پیوندهای ناپیدا و در همین امکان هم‌زبانی و هماهنگی نهفته است؛ جایی که می‌توان با زاغ‌بورهای دیگر یک‌رنگ و یک‌صدا وزش نسیمی گرم را روی درختان گز احساس کرد؛ سرزمینی که می‌توان برای آن کوشید و برای داشتنش تاب آورد.  

 

زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

 

پایانِ سفرِ نمادین زاغ‌بور

 در نهایت، «آوازی برای وطن» مفاهیمی ژرف همچون تعلق، امید، مقاومت و عشق به سرزمین را به تصویر می‌کشد. سفر زاغ‌بور نیز سفری نمادین است؛ سفری درونی و بیرونی که نشان می‌دهد انسان گاه ناگزیر است از راه‌های پرپیچ‌وخم عبور کند تا جایگاه حقیقی خود و مفهوم واقعی «خانه» را دریابد.  

 در مجموع، در داستان «آوازی برای وطن» نویسنده می‌کوشد مفاهیمی چون وطن‌دوستی و استقامت را در قالب روایتی تصویری و نمادین به مخاطب کودک و نوجوان معرفی کند. این کتاب با نثر روان و فضاسازی خیال‌انگیز خود می‌تواند ذهن مخاطبان کودک را با پرسش‌هایی دربارهٔ معنای وطن و ارزش آن به تأمل برانگیزد.  

 کتاب «آوازی برای وطن» نوشتهٔ محمد گودرزی دهریزی با تصویرگری نرگس محمدی، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده و مناسب کودکان ۹ تا ۱۲ سال است.

 

زاغ‌بور؛ قصهٔ پرنده‌ای که برای وطن می‌خواند  

 

یادداشت از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha