«قاف اقیانوس»؛ روایتی نوجوانانه از جزیرهٔ هرمز
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران به نقل از آنا، داستان کتاب «قاف اقیانوس» در جزیرهٔ هرمز و در شب تخمگذاری یک لاکپشت پوزهعقابی (بهنام «باخه») آغاز میشود. شخصیت اصلی، امیرو، شاهد نقشهٔ دوستانش (آلفونسو، اسی و پنکه) برای گرفتن لاکپشت و تخمهایش است. انگیزه آنها از فروش خاکهای رنگی جزیره تا خیال دزددریاییشدن متغیر است.
امیرو که در ابتدا مردد و ترسان است، با الهام از داستانهای معلم مدرسه و یادآوری شجاعت اجداد دریانوردش، تصمیم میگیرد به لاکپشت کمک کند، اما در جریان این ماجرا، او بهطور ناخواسته سوار قایقی میشود که به لاکپشت بسته شده و به دل دریا کشیده میشود.
این سفر ناگهانی در اقیانوس، امیرو را با چالشهای بقا، ترس از ناشناختهها و رؤیاهای دوردست مواجه میکند. در دل این ماجراجویی، او به یاد تاریخ دریانوردی ایران، سفرهای ناوگروههای ایرانی و اسطورههایی چون سیمرغ و کوه قاف میافتد و میان واقعیت و خیال به جستوجوی هویت و شجاعت ازدسترفتهٔ خود میپردازد.
هستهٔ اصلی داستان، سفری پرتنش و ناخواسته در دل اقیانوس است. کتاب با ارجاع به تاریخ دریانوردی ایرانیان، نقش جزیرهٔ هرمز در تجارت و دریانوردی، و اسطورههای کهن (سیمرغ، قاف) بهدنبال پیوند نوجوان امروز با ریشههای فرهنگیاش است.
محوریت داستان بر نجات یک لاکپشت پوزهعقابی (گونهای در خطر انقراض) و تخمهایش، کتاب را به اثری در ژانر ادبیات سبز (eco-fiction) تبدیل کرده است.
«قاف اقیانوس» در زمرۀ آثاری قرار میگیرد که تلاش میکنند ادبیات اقلیمی جنوب ایران را برای نسل نوجوان روایت کنند. برخلاف بسیاری از داستانهای شهری، این کتاب مخاطب را با زیستبوم، فرهنگ، تاریخ و چالشهای منحصربهفرد جزیرهٔ هرمز آشنا میکند.
اگرچه محوریت اصلی کتاب بر جزیرهٔ هرمز (واقع در دهانهٔ تنگه) و فرهنگ آن است، اما به طور مستقیم به موضوعات نظامی، استراتژیک یا ژئوپلیتیک خود تنگهٔ هرمز نمیپردازد. از این نظر، این کتاب پاسخی به درخواست شما برای یافتن داستانی با محوریت تنگهٔ هرمز نیست، اما روایتی غنی از زمینهٔ انسانی و فرهنگی همان منطقه است.
جزیرهٔ هرمز به خاطر خاکهای رنگی و طعمهای خاصش شناخته شده است. داستان حول محور زندگی مردمان این جزیره، باورهای بومی آنها، یا تقابل سنت و مدرنیته در این منطقه میچرخد.
هرمز در این داستان تنها یک مکان نیست؛ شخصیت زندهای است که حضورش در هر صحنه احساس میشود. رنگینکوهها، سکوت ساحلهای خلوت، نخلها، بوی دریا، نسیم ملایم شب، رنگ سرخ خاک و افسانههایی که نسل به نسل تکرار شدهاند، در کنار هم فضایی را خلق میکنند که نهتنها پسزمینه روایت است، بلکه در شکلگیری احساسات و تصمیمهای شخصیتها نقش مستقیم دارد. نویسنده چنان به جزئیات بومی جزیره توجه کرده که خواننده با هر سطر احساس میکند در دل هرمز قدم میزند و تجربهای حسی از این منطقه دارد. این توصیفهای دقیق، فرهنگ و تاریخ جنوب را از دل کتاب به دنیای مخاطب میآورد.
واژهٔ «قاف» تداعیکننده کوه اساطیری در ادبیات فارسی (قاف) است، در حالی که «اقیانوس» به وسعت و رمزآلودگی دریا اشاره دارد. ترکیب این دو، احتمالاً به سفری حماسی یا عرفانی در دل دریا اشاره دارد.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «آمریکاییها که عصبانی بودند، طی جنگ با حمله به سکوهای نفتی ایران و گشتزنی در خلیج فارس و دریای مکران و تهدید کشتیهای جنگی ایران با دشمن ما متحد شدند. حتی آن قدر نامرد بودند که از همین خلیج فارس ناو جنگیشان به طرف هواپیمای مسافربری ما دو تا موشک شلیک کرد و تمام ۲۹۰ نفر مسافر که نزدیک شصت هفتاد نفرشان کودک و نوجوان بودند شهید شدند. اما نیروی دریای ما قدرتش را حفظ کرد و روز به روز قوی تر شد؛ آن قدر قوی که الان میتواند ناوهای جنگیاش را بردارد و با ۳۵۰ نفر دریانورد تا قاره آمریکا برود و دور دنیا را دور بزند.
از آمریکاییها کاری برنمیآید جرئت نزدیکشدن به ناو گروه ما را ندارند. ناوگروه ۸۶ با قدرت تمام از آبهای مکران به طرف اقیانوس هند میرود، میخواهد از همهٔ اقیانوسها عبور کند و پرچم ایران را دور کرهٔ زمین بچرخاند و بگوید ما برای دوستی آمدهایم، ما پیام صلح داریم، ما به دوردستها میرویم. اما مثل شما نیستیم که بچههای داخل هواپیماها را با موشکهایمان بکشیم.»
کتاب«قاف اقیانوس» نوشته محمدرضا شرفی خبوشان در ۱۶۸ صفحه و در انتشارات معارف منتشر شده است.