سه قصه دربارهٔ آدمهایی که متفاوت میشنوند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، روز جهانی ناشنوایان فرصتی است تا از خودمان بپرسیم؛ آیا ناشنوایی فقط به معنای نشنیدن صداهاست یا میتوان آن را شیوهٔ متفاوت از شنیدن و تجربهکردن جهان دانست؟ شاید وقتی از ناشنوایی حرف میزنیم، نخستین چیزی که به ذهنمان میرسد، فقدان صدا باشد؛ اما زندگی آدمها فقط با آنچه میشنوند، تعریف نمیشود. در واقع هر انسانی، رؤیاهایی در سر میپروراند که برای رسیدن به آنها تلاش میکند. کودکان ناشنوا هم با دنیایی از آرزوها، ترسها و تواناییها زندگی میکنند و ناشنوایی نباید تمام چیزی باشد که ما در مواجهه با آنها میبینیم.
آنچه اهمیت دارد، فراهمشدن فرصتهای برابر و توجه به حقوق برابر افراد ناشنوا با انسانهای دیگر است. در این زمینه، ادبیات کودک میتواند به شناخت دنیای ناشنوایان، نزدیکشدن به تجربههایشان و شکلگرفتن نگاهی پذیراتر نسبت به آنها کمک کند. در حقیقت، داستانها به کودکان شخصیتهایی را معرفی میکنند که شاید در زندگی روزمره کمتر با آنها روبهرو شده باشند.
در همین راستا، سه داستان تصویری «گوش کن»، «تیزگوش» و «من هلن کلر هستم!» را معرفی میکنیم. این سه روایت دربارهٔ کودکانی است که با ناشنوایی و چالشهای آن روبهرو شدند، اما هرگز رؤیاهایشان را فراموش نکردند.

اِوِلین گلنی؛ دختری که صداها را لمس میکرد
«گوش کن»؛ نوشتهٔ شنون استاکر داستان زندگی واقعی «اِوِلین گلنی» است؛ دختری که از کودکی شیفتهٔ موسیقی بود و استعداد زیادی در این زمینه داشت، اما با ازدستدادن، روزهای دشوارِ زندگی او فرا رسید. اطرافیانش تصور نمیکردند که اِوِلین بتواند به یک نوازندهٔ بزرگ تبدیل شود، اما او تصمیم گرفت با سختکوشی به مسیر یادگیری موسیقی ادامه دهد. او حتی از سمعک استفاده نمیکرد و راه دیگری برای تجربهٔ صدا پیدا کرده بود. اِوِلین میتوانست ارتعاش صداها را با بدنش احساس کند و صداهایی را که برای گوشهایش بسیار کمرنگ بودند، در بخشهای مختلف بدن و در سرش دریافت نماید.
همین شیوهٔ متفاوت تجربهٔ موسیقی، بعدها بخشی از مسیر اِوِلین برای تبدیلشدن به یکی از نوازندگان برجستهٔ سازهای کوبهای بود. کتاب «گوش کن» از همین زاویه، داستانی دربارهٔ یافتن راهی تازه برای ادامهدادن چیزی است که دوستش داریم. اِوِلین قرار نبود موسیقی را به همان شیوهای تجربه کند که دیگران تجربه کرده بودند؛ اما این تفاوت مانع نشد که ارتباط خودش را با موسیقی قطع کند.
کتاب «گوش کن» نوشتهٔ شنون استاکر، با ترجمه نیلوفر عزیزپور از سوی انتشارات پرتقال منتشر شده و برای کودکان بالای سال مناسب است. خواندن آن میتواند برای کودکان و افراد ناشنوا تجربهای امیدبخش باشد و در کنار آن، به خانوادهها و دیگر اعضای جامعه کمک کند تا با تجربهٔ متفاوت ناشنوایی و شیوهٔ ارتباط و دریافت جهان این افراد آشناتر شوند.

«تیزگوش»؛ ابرقهرمانی که سمعک میزند
داستان «تیزگوش»؛ بهقلم سیسی بل داستان یک خرگوش به نام سیسی است که به بیماری مننژیت مبتلا میشود و بعد از مدتی دیگر نمیتواند صداهای اطرافش را بشنود. او مجبور میشود از سمعک استفاده کند.سمعک ظاهر سیسی را تغییر میدهد و تجربهٔ متفاوتی از ارتباط با آدمهای اطراف برایش به وجود میآورد. اتفاقی که در ابتدا فقط یک تغییر در شیوهٔ شنیدن او به نظر میرسد، اما خیلی زود بخشهای دیگری از زندگی سیسی را هم تحتِتأثیر قرار میدهد.
سمعک برای سیسی یک چالش است، اما او کمکم یاد میگیرد با شرایط جدیدش کنار بیاید و حتی خودش را در قالب یک ابرقهرمان ببیند که خودش را در این دنیای تازه پیدا کرده است. «تیزگوش» نوشته سیسی بل، با ترجمه نیلوفر امنزاده از سوی انتشارات پرتقال منتشر شده است. این اثر در واقع بازآفرینی بخشی از تجربهٔ شخصی نویسنده کتاب؛ سیسی بل است. او در کودکی با مشکلات شنوایی روبهرو بود و در این کتاب، بخشی از نگرانیها، دشواریهای ارتباطی و احساس متفاوتبودن خود را در قالب داستان روایت کرده است. همین تجربه شخصی باعث شده در داستان خود به احساساتی اشاره کند که ممکن است هر کودکی بهسبب متفاوت بودن، پذیرفتهنشدن یا پیدانکردن جایگاه در جمع تجربه کند.
این کتاب در سالهای مختلف جوایز متعددی دریافت کرده است؛ از جمله جایزهٔ کتاب کارولینای جنوبی در سال ۲۰۱۷، جایزه انتخاب خوانندگان جوان پنسیلوانیا در سال ۲۰۱۶ و جایزه Nene در سال ۲۰۱۸. «تیزگوش» همچنین در سال ۲۰۱۵ نامزد نشان نیوبری بوده است. این کتاب برای مخاطبان بالای ۱۲ سال مناسب است و میتواند علاوهبر کودکان و نوجوانان ناشنوا، به بزرگسالان نیز کمک کند تا تجربهٔ زندگی با ناشنوایی را بهتر بشناسند.

هلن کلر؛ وقتی راه ارتباط با جهان تغییر میکند...
کتاب «من هلن کلر هستم!»؛ نوشتهٔ برد ملتزر داستان تصویری زندگی یکی از مشهورترین چهرهها در میان افراد نابینا و ناشنواست. این کتاب از مجموعه «آدمهای معمولی دنیا را تغییر میدهند» است و از پرفروشترین کتابهای تصویری کودک نیویورکتایمز به شمار میرود.
هلن تا دوسالگی یک زندگی معمولی داشت، اما پس از ابتلا به یک بیماری، بینایی و شنوایی خود را از دست داد. تااینکه ورود معلمی به نام آنی سالیوان زندگی او را نجات داد. سالیوان به هلن کمک کرد از راه لمسکردن با دنیای اطرافش ارتباط برقرار کند و قدمبهقدم مسیر یادگیری خود را ادامه دهد. مسیر یادگیری برای هلن اصلأ آسان نبود، اما او توانست تحصیلش را ادامه دهد، زبانهای مختلف بیاموزد و بعدها به فردی اثرگذار در حوزه فعالیتهای اجتماعی و انساندوستانه تبدیل شود.
زندگی هلن کلر میتواند به کودکان یادآور شود که شرایط زندگی یک انسان، هرقدر هم که دشوار باشد، هویت و آیندهٔ او را نمیسازد. داستان تصویری «من هلن کلر هستم!» نوشتهٔ برد ملتزر، با ترجمهٔ شبنم حیدریپور از سوی انتشارات پرتقال منتشر شده است. این کتاب برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال مناسب است و میتواند برای مخاطبان بزرگتر هم جذاب باشد. در این داستان، کودکان با شخصیتی روبهرو میشوند که با وجود از دست دادن دو راه مهم ارتباط با جهان، راههای دیگری برای یادگیری، ارتباطگرفتن و حضور در جامعه پیدا میکنند.

سه روایت برای نزدیکتر شدن به دنیای ناشنوایان
در نهایت، این سه کتاب سه شیوهٔ متفاوت برای نزدیکشدن به دنیای کسانی است که شاید فرصت نکردهایم روحیاتشان را بشناسیم؛ چراکه ما معمولاً جهان را از مسیر حواس و تجربههای خودمان میشناسیم، اما ادبیات میتواند در همین نقطه به کمک ما بیاید؛ چون به ما اجازه میدهد برای مدتی از جایگاه خودمان فاصله بگیریم و جهان را از زاویهٔ شخصیت دیگری ببینیم. شاید روز جهانی ناشنوایان، فرصتی باشد برای اینکه یاد بگیریم جهان را از راههای تازهتری بشنویم.
یادداشت از نیلوفر بختیاری