وقتی فوتبال ناجی بیخانمانها میشود
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ما معمولاً دنیای فوتبال را با قراردادهای نجومی و زرقوبرق استادیومهای مدرن میشناسیم؛ اما مت اولدفیلد در کتاب «جادوی فوتبال ۱» از حقایق پنهان فوتبال در سطح جامجهانی سخن میگوید. در این مجموعهداستانهای واقعی، توپ فوتبال مرزهای ناممکن را درمینوردد و حتی تا خیابانهای فقر و میدانهای جنگ نیز نفوذ میکند. بههمیندلیل، این اثر هم یک مستندنگاری ورزشی است، هم قصهٔ زندگی انسانهای پرتلاشی است که سرنوشت فوتبالِ جهان را تغییر دادند.

مت اولدفیلد _که نامی شناختهشده در ژورنالیسم ورزشی بریتانیاست_ در کتاب «جادوی فوتبال ۱؛ داستانهای واقعی اما باورنکردنی دردنیای فوتبال» اغلب راوی لحظاتی است که منطقِ حاکم بر فوتبال برهم میخورد و جای خود را به معجزه میدهد. او برای اثبات این ادعا، از سربازانی میگوید که در بحبوحهٔ جنگ جهانی اول، برای نود دقیقه برادرانه در کنار هم دویدند تا نشان دهند فوتبال میتواند زبان جهانی صلح باشد؛ اما معجزهٔ فوتبال تنها به این محدود نمیشود؛ داستان زندگی «فارا ویلیامز» ازجمله خاطرات جالب این کتاب است که فراتر از یک بیوگرافی ورزشی، از پیروزی ارادهٔ یک ورزشکار بر سرنوشتش سخن میگوید.
فارا گذشتهٔ تلخش را فراموش نکرد؛ برعکس، آن را با کمک به دیگران از نو ترمیم کرد و در این راه تبدیل به سفیر امید بیخانمانها شد. او با حضور در پروژههای «جام جهانی بیخانمانها» نشان داد بیخانمانی فقط وضعیتی موقتی است و نباید آن را هویت یک انسان ببینیم.
از بیخانمانی تا دریافت لقب «ملکهفارا»
فارا ویلیامز؛ فوتبالیست مطرح انگلیسی است که از بیخانمانی به ورزشگاه وِمبلی لندن راه پیدا کرد. نوامبر ۲۰۰۱ بود که فارای هفدهساله برای نخستینبار پیراهن تیم ملی زنان انگلیس را مقابل پرتغال پوشید و در همان بازی اول تحلیلگران فهمیدند نابغهای وارد زمین بازی شده است. بازی او حسابشده و تماشایی بود و پاسهای دقیق و دید کمنظیرش تولد یک اسطوره را در فوتبال زنان نوید میداد اما پشت این درخشش، حقیقتی تلخ پنهان بود؛ هیچکس در ورزشگاه و حتی در رختکن بازیکنان نمیدانست این ستارهٔ نوجوان بعد از سوت پایان بازی به خانهای گرم بازنمیگردد و شبها را در خودرو یا پناهگاههای موقت میگذراند.

او تنها ملیپوشی بود که زیر سقف آسمان میخوابید و همهٔ داراییاش در یک ساک ورزشی خلاصه میشد. سرسختی فارا از پیشینهٔ زندگی در جنوب لندن و بازی در زمینهای کوچک محلهای میآمد که همراه سه برادرش ساعتها در آن دنبال توپ میدوید. آن سالها فوتبال زنان چندان جدی گرفته نمیشد؛ بااینحال وقتی پسربچههای محله از بازی در ومبلی و رسیدن به جایگاه دیوید بکهام حرف میزدند، فارا رویای ستارهشدن را در سر میپروراند. خوب است بدانید، در دههٔ ۹۰، فوتبالیستشدن در ومبلی برای یک دختر شبیه دورترین نقطهٔ کهکشان بود.
بحران بیخانمانی و امدادهای غیبی
بحران خانوادگی فارا او را در اوج نوجوانی به بیخانمانی کشاند. آن زمان فوتبال زنان هنوز حرفهای نشده بود و از دستمزد خبری نبود. برای همین او باید بین «دوامآوردن» و «فوتبالیستشدن» یکی را انتخاب میکرد. فارا راه سوم را انتخاب کرد. او حاضر بود با شکم گرسنه تمرین کند و از دقت و جسارتش در بازی کاسته نشود. خیلی زود مربیاش شرایط زندگی او را فهمید و بیآنکه قضاوتش کند، برایش جایی امن فراهم کرد. او با این حمایت نشان داد که حق ورزش، بدون انسانیت و حس مسئولیت اجتماعی ادا نخواهد شد.
حالا همان دختری که روزی در خیابانها پناهی نداشت، چشم به دروازهٔ آلمان دوخته بود و توانسته بود آن را بگشاید. گل تاریخی او هم مدال برنز را برای انگلیس آورد، هم فوتبال زنان بریتانیا را تاحدی از زیر سایهٔ فوتبال مردان بیرون کشید.
رنسانس «شیرزنها» با رهبری ملکه
سرانجام نبوغ فردی فارا او را به جایگاهی رساند که به قلب تپندهٔ تیم ملی انگلیس _که «شیرزنها» نام داشت_ تبدیل شد. در جام جهانی ۲۰۱۵ کانادا، او رهبری تیمی را برعهده داشت که میخواست تاریخ فوتبال را از نو بنویسد. سپس در بازی ردهبندی، برابر آلمان قدرتمند _وقتی مسابقه به وقت اضافه خورد_ فارا ضربهٔ پنالتی را زد. حالا همان دختری که روزی در خیابانها پناهی نداشت، چشم به دروازهٔ آلمان دوخته بود و توانسته بود آن را بگشاید. گل تاریخی او هم مدال برنز را برای انگلیس آورد، هم فوتبال زنان بریتانیا را تاحدی از زیر سایهٔ فوتبال مردان بیرون کشید.

میراث نیکوکاری فارا در فوتبال
در روایت اولدفیلد، چیزی که حتی از درخششهای ورزشی فارا هم پررنگتر است، زندگی او پس از رسیدن به قلهٔ موفقیت است. فارا گذشتهٔ تلخش را فراموش نکرد؛ برعکس، آن را با کمک به دیگران از نو ترمیم کرد و در این راه تبدیل به سفیر امید بیخانمانها شد. او با حضور در پروژههای «جام جهانی بیخانمانها» نشان داد بیخانمانی فقط وضعیتی موقتی است و نباید آن را هویت یک انسان ببینیم. بهعلاوه، تلاشهای فارا در فوتبال به ساختن اعتمادبهنفس کسانی که از فقر آسیب دیده بودند، کمک کرد. او بارها به زبان آورد که: «بازی میکنم تا به کسانی که دیده نمیشوند بگویم راهی به سوی نور هست.»
سرانجام ۱۴ مه ۲۰۱۶، مسیر ورزشی فارا به نقطهٔ اوج خود رسید. در آن سال فینال جام حذفی زنان برای نخستینبار در ورزشگاه ملی ومبلی برگزار شد و فارا ویلیامز با پیراهن آرسنال، مقابل ۳۳٠٠٠ تماشاگر به زمین فوتبال رفت. تصویر او که جام قهرمانی را در قلب ورزشگاه ومبلی بالا میبرد، شاید روشنترین نماد تحقق رؤیایی باشد که سالها پیش در زمینهای خاکی جنوب لندن جوانه زده بود.

چرا کتاب جادوی فوتبال را بخوانیم؟
سرانجام، فارا ویلیامز با ۱۷۰ بازی ملی _بهعنوان رکورددار فوتبال زنان انگلیس_ از دنیای حرفهای خداحافظی کرد، اما داستان زندگیاش همچنان الهامبخش نوجوانان و جوانان نسلهای گوناگون است. حالا میدانیم درخشش در زمین فوتبال تنها بخش دیدهشدهٔ این سرگذشت است. گفتنیست کتاب «جادوی فوتبال ۱؛ داستانهای واقعی، اما باورنکردنی در دنیای فوتبال»؛ بهقلم مت اولدفیلد در سال ۲۰۲۰ برندهٔ جایزهٔ تلگراف شد. این اثر با ترجمهٔ بهنام جعفرزاده از سوی نشر پرتقال منتشر شده و در دسترس نوجوانان علاقهمند به خاطرات فوتبالی قرار دارد.

نیلوفر بختیاری