پیروزی فوتبال بر رقابت؛ فوتبالیستی که جان رقیبش را نجات داد
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، کتاب «جادوی فوتبال ۱» نوشتهٔ «مت اولدفیلد» مجموعهای از خاطرات جذاب فوتبال است که شما را از اتفاقات کمتردیدهشدهٔ بازیهای سرنوشتساز آگاه میکند. در بخش نخست این معرفی، از داستان جالب زندگی «فارا ویلیامز» و تلاشهایش برای کمک به بیخانمانها باخبر شدید. در این قسمت اما از رقابت دو تیم اوکراینی و یکی از انساندوستانهترین رفتارهای تاریخ فوتبال بخوانید.
مت اولدفیلد؛ نویسندهٔ مجموعهکتاب «جادوی فوتبال» استادِ پیداکردنِ قصههایِ خاص فوتبالی است که در هیاهوی رقابتهای سرنوشتساز کمتر به گوشتان خوردهاند. داستانی که در ادامه میخوانید، روایتی است از لیگ اوکراین و ماجرای بازیکن هافبکی که با شجاعت و دلسوزیِ مثالزدنیاش، جلوی یک تراژدیِ فوتبالی را گرفت. این بازیکن «جابا کانکاوا»؛ هافبک وقتِ تیم افسی دنیپرو بود.

بازی مرگ و زندگی
در سیام مارس ۲۰۱۴، ورزشگاه دنیپرو میزبان یکی از حساسترین بازیهای فصل مقابل تیم پرافتخار «دینامو کییف» بود. طبق معمول استادیوم از فریادهای پرشورِ هواداران دنیپرو میلرزید که ناگهان در دقیقهٔ ۲٠ بازی، زمان متوقف شد. «دنیس بویکو»؛ دروازهبان دنیپرو برای دفعکردن توپ شوت زد، اما از بخت بد، زانوی او بهشدت با سرِ «اولگ گوسف»؛ کاپیتانِ محبوبِ «دینامو کییف» برخورد کرد. گوسف بیهوش روی زمین افتاد و خیلی زود هیاهوی استادیوم جای خود را به سکوتی سنگین داد.
باآنکه در ورزشِ حرفهای پیروزی اغلب مهمترین هدف است، رعایت «اخلاق ورزشی» با رفتار حرفهای منافاتی ندارد.
این لحظات، برای هر تماشاگری تلخ است، اما «جابا کانکاوا»؛ هافبک گرجستانی دنیپرو، حتی فرصت اندوهگینشدن هم نداشت. او میدانست که جانِ کاپیتانِ رقیب در خطر است؛ بنابراین، منتظرِ تیم پزشکی نماند و همان لحظه برای کمک دستبهکار شد. کانکاوا متوجه شد راه تنفس گوسف بسته است و دندانهایش از فشار تشنج قفل شدهاند؛ پس بیدرنگ با انگشتانش فک او را باز کرد. البته این کار به قیمت جراحتِ شدید انگشتانِ خودِ کانکاوا تمام شد، اما توانست ضربانِ زندگی را به کالبدِ بیجانِ گوسف برگرداند.

رفتار اسطورهای یک فوتبالیست!
این کنشِ انسانی چنان بازتابی داشت که در بازی بعد، هوادارانِ کییف پرچمی را در ورزشگاه به اهتزاز درآوردند که رویش نامِ هافبکِ تیم رقیب نقش بسته بود. زیباترین اتفاق شنیدن صدای آنها بود که یکصدا شعار میدادند: «کانکاوا؛ احترام بگذارید». جالب است بدانید کانکاوا برای این کار از دولت اوکراین مدال شجاعت گرفت و ثابت کرد در زمین فوتبال، جانِ رقیبش از جامِ قهرمانی ارزشمندتر است. پس از پخش این صحنه در رسانهها و قدردانی هواداران تیم رقیب از کانکاوا، جامعهٔ ورزشی بار دیگر فهمید ارزشهای انسانی هنوز زندهاند. امروز یادآوری چنین روایتهایی به نسلهای جوان یادآوری میکند که فوتبال میتواند احترام، همدلی و مسئولیتپذیری را ترویج دهد.
دنیس بویکو»؛ دروازهبان دنیپرو برای دفع توپ به هوا پرید، اما از بخت بد، زانوی او بهشدت با به سرِ «اولگ گوسف»؛ کاپیتانِ محبوبِ «دینامو کییف» برخورد کرد. گوسف بیهوش روی زمین افتاد و خیلی زود هیاهوی استادیوم جای خود را به سکوتی سنگین داد.
همچنین داستان جابا کانکاوا در کتاب «جادوی فوتبال»، از منظرِ «اخلاقِ نیکوکارانه» سه آموزهٔ اساسی دارد؛ نخست مدیریتِ بحران، دوم تغییرِ الگوی رقابت به رفاقت و درنهایت بازتعریفِ مفهوم قهرمانی. کانکاوا در آن لحظات حساس توانست میل شدید به رقابت را در برابر مسئولیتِ فردیاش در قبال جانِ یک انسان کنترل کند. بنابراین، باآنکه در ورزشِ حرفهای پیروزی اغلب مهمترین هدف است، رعایت «اخلاق ورزشی» با رفتار حرفهای منافاتی ندارد. در حقیقت، رفتار کانکاوا سبب شد فضای تهاجمی بازی تلطیف شود و فرهنگ صلح جای هواداریهای کینهتوزانه را بگیرد.
فراتر از فوتبال...
از سوی دیگر، اقدامِ کانکاوا مخاطبان فوتبال را به بازتعریف ارزشهایشان دعوت میکند. نوجوانان با خواندن این داستان خواهند دانست قهرمانبودن و پیروزی در ورزش، بهتنهایی کافی نیست و ارزشِ ذاتی ندارد. در پایان، مت اولدفیلد با روایتِ این داستان، به ما یادآوری میکند که فوتبال، فراتر از یک رقابت ورزشی، نمایانگر شکوهِ انسانبودن در لحظات سرنوشتساز است. نوجوانی که این داستان را میخواند، شاید سالها بعد نام گلزنهای آن مسابقه را به یاد نیاورد، اما بعید است تصویر بازیکنی را فراموش کند که در لحظهای حساس، جانِ رقیبش را نجات داد.

نیلوفر بختیاری