کد خبر:۵۴۲۴
ناصر فیض در گفت‌وگو با خیر ایران:

این روزها اندیشۀ درست و سخن درست را ترویج دهیم / شوخ‌طبعی و طنز، آدم را به تعادل و آرامش نزدیک می‌کند

ناصر فیض؛ شاعر و مترجم کشورمان در گفت‌وگو با خیر ایران اظهار کرد: در دوران جنگ باید فرزندان، دوستان و نزدیکانمان را با درست‌اندیشیدن و درست‌ نقل‌کردن آشنا کنیم. همچنین باید گشاده‌دستی و گشاده‌رویی را تمرین کنیم. شوخ‌طبعی و طنز، آدم را به تعادل و آرامش نزدیک می‌کند.
این روزها اندیشۀ درست و سخن درست را ترویج دهیم / شوخ‌طبعی و طنز، آدم را به تعادل و آرامش نزدیک می‌کند

 ناصر فیض؛ شاعر و طنزپرداز ایرانی متولد ۱۳۳۸ در قم و دانش‌آموخته رشتهٔ ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است. او نشان درجهٔ یک هنری دارد و برگزیدهٔ دومین جشنوارهٔ شعر بین‌المللی فجر است. ناصر فیض در آثارش از جامعه و سیاست می‌نویسد. در میان آثار او کتاب‌های طنزی چون «املت دسته‌دار» و «فیض‌بوک» شهرت بیشتری دارند.

 این طنزپرداز، همچنین آثاری را از ترکی استانبولی به فارسی برگردانده است. از مسئولیت‌های ناصر فیض می‌توان به مدیر اجرایی دفتر طنز حوزهٔ هنری و عضویت در شورای عالی شعر و موسیقی صداوسیما اشاره کرد. 

 گفت‌وگوی خیر ایران با ناصر فیض به‌‌بهانهٔ عبور درست از روزهای دشوار از نگاه یک‌ طنزپرداز انجام شده است که در ادامه آن را می‌خوانید.

-در این روزها که زیرساخت‌ها را زده‌اند و هنوز جنگ به‌پایان نرسیده، چارهٔ طنز برای تاب‌آوردن چیست؟ مرز بین تسکین و فرار از واقعیت چیست؟

 این رویدادها را به پیش از حملات و بعد از آن تقسیم می‌کنم. قبل از آن صداهای مختلفی می‌شنیدیم. بسیاری امیدوار بودند که قرار است اتفاق‌های خوبی رخ بدهد، اما بعد از جنگ خیلی از معادلات عوض شد، علاوه‌بر عده‌ای از ایرانی‌‌ها، نگاه کشورهایی که وجدان بیداری داشته و جایگاه خود را به‌عنوان شهروند می‌شناسند، به جنگ تغییر کرد، عدهٔ زیادی از جنگ‌طلبان با کنارهم‌چیدن روایت‌های مختلف در رسانه‌های گوناگون، معتدل شدند و جنگ‌طلبی‌شان فروکش کرده است.

 آن‌ها به بهانه‌هایی چون نبود حقوق بشر در ایران یا ادعای ب

شوخ‌طبعی چه می‌کند؟ حداقل شما را موقتاً از شرایط ناگوار دور می‌کند یا مثل مسکّن شما را آرام‌تر و به تعادل نزدیک می‌کند. شما وقتی به تعادل نزدیک می‌شوید، درست‌تر فکر می‌کنید؛

مب اتم به کشور حمله کردند و می‌خواستند ساختار حکومت ایران را تغییر دهند. آنچه روی کاغذ آورده و برای خود تصور کرده بودند، رخ نداد. حالا نه بحث جمهوری اسلامی مطرح است، نه نبود حقوق بشر در ایران و نه بمب اتم؛ تخریب پل کجای آزادکردن مردم قرار می‌گیرد؟ زدن زیرساخت ملت چطور؟

 اگر مسألهٔ حقوق بشر برای آن‌ها مطرح بود، شرایط در بسیاری از کشورهای اطراف ما بسیار نابه‌سامان‌تر از ایران است، مثلاً در چند شهر زیارتی عربستان، چهره‌ای با آزادی نسبی نمایش داده می‌شود، اما در شهرهای دیگر عربستان مردم با شتر در بیابان‌های پر از خاک زندگی می‌کنند، آن‌هایی که به ما حمله کرده‌اند، ایران قدرتمند و ایستاده روی پای خود را نمی‌خواهند. دامی برای ما پهن کردند تا ۸ سال کشور مسلمان همسایه با ما بجنگد، البته در جنگ سروکله اختلاس، ناکارآمدی و... هم پیدا می‌شود.

 پتروشیمی برای ایران است، اگر جمهوری اسلامی را هم بردارید، ایران به پتروشیمی نیاز دارد. زدن پلی که هنوز افتتاح نشده و راه ارتباطی مردم دو شهر را به هم تسهیل می‌کند، چه ارتباطی با حقوق بشر دارد؟ مردمی که به درک سیاسی و اجتماعی رسیده‌اند، هر چه اختلاف دارند، کنار می‌گذارند تا دربرابر دشمن خارجی بایستند و تاب‌آوری کنند، مطمئن باشید پیروز نهایی کسی است که دوام بیشتری آورده است.

 حالا تکلیف چیست؟ هرکس به‌سهم خودش می‌تواند تاب‌آوری را تقویت کند، مثل تجمعات شبانه. وقتی مردم با کودکانشان بیرون می‌آیند، وحشت را از جامعه و کودکان برمی‌دارند و آن‌ها را با دشواری‌ها آشنا می‌کنند، هرچند تلخ باشد، به‌این‌ترتیب، کودکان با مشکلات جنگ آشنا می‌شوند، بعضاً کودکان در این تجمعات بانشاط‌اند و گویی آمده‌اند تفریح. 

 طنزپرداز هم در رسانه‌اش کارش را انجام می‌دهد، دفتر طنز حوزهٔ هنری نمایشی راه انداخته؛ یک عوارضی درست کرده است و رفتار طنزآمیزی را با دولت‌های متفاوت _بسته به دشمنی یا دوستی‌شان در عبور از تنگهٔ هرمز_ نشان داده است.

رابطهٔ انسان متعادل با طنز

وقتی آدم‌ها با ایفای نقش خود سهم خودشان را در دشواری‌ها ادا می‌کنند، در نوشتن تاریخ سهیم می‌شوند، مثال کسی می‌شوند که در نوشتن دانش‌نامه‌ای کمک کرده باشد. حتی نقاشی یک بچه دربارهٔ جنگ، بخشی از تاریخ ایران را می‌نویسد. او با نقاشی تاب می‌آورد و زندگی در سختی را یاد می‌گیرد.

 هرکس باید مردم را امیدوار کند به زندگی تا فکر نکنند جنگ که شد، همه چیز تمام شد، باید تاب بیاوریم؛ چراکه در ایرانی زندگی می‌کنیم که دست‌کم ۲۵۰۰ سال تمدن دارد. کودک ما می‌فهمد، کشورش هزاران سال تمدن دارد، نه ۷۰ سال و ۳۰۰ سالِ دشمنان. تاب‌آوری، طنز و شوخ‌طبعی عنصر مطلوبی است و در همین شرایط دشوار، امید را زنده می‌کند.

-شوخی در این شرایط دشوار موجب سوءتفاهم نمی‌شود؟ 

 برای شوخی معیار وجود دارد، اتفاقاً مردم خودشان مواردی را که مبادی درستی ندارد، پس می‌زنند، مثلاً شوخی‌هایی که در آن بی‌ادبی یا فحاشی وجود دارد، از این دسته‌اند.

 مردم طنزهایی را برای هم بازگو می‌کنند که مبنای درستی دارد و این اخلاق ایرانی است. ایرانی، آدم بافرهنگی است و سابقهٔ ادبی منظوم و منثور دارد. از زمانی که زبان فارسی وجود داشته، شوخ‌طبعی وجود داشته است، در شاهنامه طنز بسیار است: «پیاده از آنم فرستاد توس/ که تا اسب بستانم از اشکبوس» 

 روحیهٔ شوخ‌طبعی متناسب با اخلاق و اعتقادات خودمان کاملاً در جهان شناخته‌ شده است. زمانی طنز و شوخ‌طبعی مترادف با ظرافت بوده است. ظرافت مخالف با درشت‌گویی و توهین است و اشارهٔ ظریف به مسأله‌ای است، حتی اگر بخواهی هجو کنی.

 هجو هم معیار دارد. مجاز نیستیم هجو را با هر ادبیاتی به زبان بیاوریم؛ چون ادب حکم می‌کند معیار را رعایت کنیم، اگر چنین نباشد در لابه‌لای آثار درخشان گم می‌شود.

 در تمام آثار فارسی، این ادب و درست‌سخن‌گفتن وجود دارد. سرتاپای گلستان این گونه است و یکی از ابواب گلستان چنین است. سعدی در سیرت و رفتار پادشاهان گفته، در فواید خاموشی هم گفته و... . به‌قولی حرف‌زدن بلد نیستی، حرف‌نزدن هم بلد نیستی، گاهی خاموشی بلندترین فریاد است.

 حالا هم کسی که همراهی نمی‌کند، حداقل حکیمانه سکوت کند؛ چون حرف‌زدنش آب به آسیاب دشمن ریختن است. هرچند انتظار داریم همراهی کند، چون به شک‌وتردید بین حق و باطل دچار شده است، سکوتش مؤدبانه است.

 روحیهٔ ایرانی طنزی را که متناسب با فرهنگ است، حفظ می‌کند. حتی طنز و شوخ‌طبعی برای آیندگان به‌عنوان تاریخ ادبیات در دورهٔ جنگ مطرح می‌شود و ممکن است کتاب‌ها و پایان‌نامه‌ها درباره‌اش نوشته شود.

رابطهٔ انسان متعادل با طنز

 -چطور در این روزها، نیکی‌های کوچک را از خود و دیگران دریغ نکنیم و سهم طنز در این نیک‌کرداری چیست؟

 در اعتقادات ملی و دینی توصیه‌هایی داریم؛ یعنی دوقبضه سفارش شده‌ایم به خیر و روی گشاده‌داشتن، درست‌رفتارکردن با دیگران و درست‌سخن‌گفتن و نام‌نیک روی فرزند گذاشتن، این مورد آخر، باعث می‌شود خود فرد، رفتارش را درست کند و متناسب با آن اسم زندگی کند، کسی که نامش علی یا محمد است، به معنی‌اش فکر می‌کند، کسی که اسمش صادق است، وقتی بخواهد دروغ بگوید به معنای اسمش فکر می‌کند.

 در احادیث همه‌اش گرایش به خیر و نیکویی است. حتی آمده است، مؤمن حزنش در دلش و شادی‌اش در چهره است تا اگر یکی به او نگاه می‌کند از رفتارش لذت ببرد. در احادیث آمده است که با خانواده و فرزندمان درست صحبت کنیم و تندی نکنیم. حالا ما خودمان را با همین رفتار تطبیق بدهیم.

 وقتی چیزی را در ترازو می‌گذاریم، آن را معتدل می‌کنیم، این، رفتاری نیکو، درست و میزان است، وسط‌ایستادن و وسط‌باز

پتروشیمی برای ایران است، اگر جمهوری اسلامی را هم بردارید، ایران به پتروشیمی نیاز دارد. زدن پلی که هنوز افتتاح نشده و راه ارتباطی مردم دو شهر را به هم تسهیل می‌کند، چه ارتباطی با حقوق بشر دارد؟

معمولاً یعنی کسی که به‌نفع شخصی‌اش فکر می‌کند، نه آنچه میزان است، درحالی‌که دو طرف کفه باید یکی شود و بالاوپایین نرود. وقتی کسی رفتار متعادلی دارد، هیچ‌وقت شرمنده نمی‌شود، یک راهش این است، هر خبری را می‌شنویم، نقل نکنیم؛ عقل و درایت کنیم. 

 آیا کشوری که ادعای اسلام، رأفت و مهربانی می‌کند، می‌تواند کودکان میناب را در مدرسه با خاک‌وخون یکی کند؟ اگر به اعتدال رسیده باشیم، این ادعاها را نمی‌پذیریم، بسیاری از روایت‌ها پوچ می‌شود، بعد از مدتی خود دشمن می‌پذیرد که زده و اعتراف می‌کند اشتباه زده است. اگر زمانی هواپیمایی را زدیم و بعداً گفتیم کار خودمان بوده است، این دو ماجرا، شباهتی به هم ندارند.

 در دنیای پیشرفته، مگر می‌شود هواپیمایی را بزنید و بگویید کار ما نبوده و بقیه بپذیرند؟ آن‌ها صبر کرده بودند تا به‌شیوهٔ درستی بگویند، اشتباهی صورت پذیرفته است.

رابطهٔ انسان متعادل با طنز

 در دوران جنگ باید فرزندان، دوستان و نزدیکان‌مان را با درست‌اندیشیدن و نقل‌نکردن هر حرفی آشنا کنیم‌.

 یک بار فردی پیش پدرم آمد و بد کسی را گفت. پدرم گفت: آن آدمی که من می‌شناسم، شبیه این حرفی که می‌زنی نیست. رفتارمان را طوری کنیم که دیگران وقتی سخن ناروایی را از ما نقل می‌کنند، شنونده بگوید این نقل نمی‌تواند حرف ما باشد. فضا را درست کنیم و برسیم به جایی که بفهمند این حرف، حرف یک ایرانی است. روایت و ادبیاتی درست کنیم که به‌محض شنیدن، روایت ما را بپذیرند و بگویند، اگر ایرانی می‌گوید، مقاومت، درست گفته است. اگر گفته پرچم ایران نباید زمین بیفتد، درست گفته است؛ چون ایرانی‌ها هزاران سال است که اجازه نداده‌اند، پرچم‌شان زمین بیفتد.

 ما این‌ها را مخصوصاً برای قشر جوان که در هجوم روایت‌های غلط رسانه‌های دشمن‌اند و مرتب بمباران تبلیغاتی می‌شوند، باید تقویت کنیم. آن‌ها را با روایت‌های درست به‌قدری آشنا کنیم که خودبه‌خود روایت‌های غلط را پس بزنند.

 ما در اعتقادات دینی و ملی‌مان داشته‌های بسیاری داریم که با آن‌ها فرزندانمان را متعادل و فهیم بار بیاوریم تا روایت‌ساز شوند، همین که شب‌ها خیابان می‌آیند، دارند با خانواده، درست روایتگری می‌کنند. خوشبختانه، مردم ایران وقتی دشمن خارجی پیدا می‌شود، تمام اختلافات را کنار می‌گذارند. همهٔ این‌ها در دین ما توصیه شده است.

 حضرت پیامبر دست دخترشان را می‌بوسیدند، این رفتار درست با زن است، در حالی که در جهان هالیوود و فضای تبلیغاتی با زن مثل کالا رفتار می‌شود. همین رفتار پیامبر تعمیم داده شود به ملتی‌ که پیامبرشان با دخترشان این رفتار را داشته‌اند. در این صورت، زن، جایگاه، عظمت و شأن پیدا می‌کند.

 پدرم نقل می‌کرد، فردی می‌خواست همسرش را طلاق دهد، پدرم نصیحتش می‌کرد و او هم دفاع می‌کرد و حرف خودش

مردمی که به درک سیاسی و اجتماعی رسیده‌اند، هر چه اختلاف دارند، کنار می‌گذارند تا دربرابر دشمن خارجی بایستند و تاب‌آوری کنند، مطمئن باشید پیروز نهایی کسی است که دوام بیشتری آورده است.

را می‌زد. پدرم گفت: حالا که شما ناگزیرید جدا شوید، توصیهٔ معصوم این است که هدیه‌ای به خانم بدهید؛ چون در ذهنش می‌ماند، حداقل بعد از این ماجرا دشمنی ایجاد نمی‌شود، این هدیه روی بچه‌ها هم اثر مثبتی دارد و می‌فهمند، والدین با هم لجبازی نمی‌کنند، به‌قول یکی، در زندگی مشترک می‌شود همسرم را طلاق بدهم، ولی نمی‌شود مادر بچه‌هایم را طلاق بدهم. در چنین شرایط تلخی، با رفتار درست می‌شود فضا را متعادل کرد. همهٔ این ماجراها، سر تعادل روح و رفتار است.

-ارتباط این کارها با طنز چیست؟

 همهٔ این‌ها گفته شد تا برسیم به اینجا. شوخ‌طبعی چه می‌کند؟ حداقل شما را موقتاً از شرایط ناگوار دور می‌کند یا مثل مسکّن شما را آرام‌تر می‌کند؛ یعنی شما را به تعادل نزدیک می‌کند. شما وقتی به تعادل نزدیک می‌شوید، درست‌تر فکر می‌کنید؛ چرا در پارک قدم می‌زنیم؛ چون خسته شده‌ایم و می‌خواهیم متعادل شویم، چرا وقتی گرسنه‌ایم، غذا می‌خوریم؟ تا خودمان را متعادل کنیم و نیاز به غذا نداشته باشیم و آرام باشیم، وقتی آرام باشیم، درست می‌اندیشیم و به‌قاعده رفتار می‌کنیم.

 در تمام رفتارهای ما توصیه شده که انسان باید شرایط را برای زندگی متعارف خود متناسب کند و موانع را از سر راه خود بردارد، موانعی که ممکن است، او را به ناامیدی بکشاند.

 مسألهٔ امید خیلی نقش پیدا می‌کند و جایگاه بالایی دارد. حاکم در کشورداری یا والدین در خانواده کاری کنند که مردم و فرزندانشان به زندگی امیدوار شوند.

 این روزها ملت با آمدن به خیابان خودشان را دارند باور می‌کنند، آن‌ها باور می‌کنند که من با گرفتن این پرچم به امیدواری و تاب‌آوری ایرانم کمک می‌کنم، به‌جای این‌که ساعت ۱۰ شب در خانه باشم، در باران و سرما با خانواده‌ام بیرون زده‌ام. این‌ها داشته‌های ماست و ما کشوری نیستیم که دستمان از دستاوردها تهی باشد.

در دنیای به‌هم‌ریختهٔ امروز، کشوری هست که می‌خواهد نظم داشته باشد و رفتارش را به جهان با نگاهی اعتقادی ثابت کند، نه با اسلامی که غلط است. آن اسلام را دیگران برای ما درست کرده و تعریف کرده‌اند و اسلام نیست. اسلام همه رأفت و عطوفت و مهربانی است. 

رابطهٔ انسان متعادل با طنز

-برای این دوران نا آرام، خواندن یا دیدن چه آثاری را پیشنهاد می‌کنید؟

 شاید عجیب باشد، اما کتابی که همیشه می‌شود مطالعه‌اش کرد، گلستان سعدی است. سعدی به ما می‌گوید آدم به‌قاعده کیست.

 تاریخ معاصر را بخوانیم، در تاریخ معاصر کشورهایی که می‌خواستند مردم افغانستان، سوریه، عراق را نجات دهند، آیا برای آن‌ها آزادی آورده‌اند؟

 شعر حافظ هم پر از ظرافت و شوخ‌طبعی است. آدم‌هایی هستند که دربارهٔ ظرافت و طنز در شعر حافظ کتاب و مقاله نوشته‌اند. طنز نباید شوخ‌طبعی‌های سخیف باشد، طنز در جدی‌ترین آثار ما وجود دارد. حتی شاهنامه هم طنزآمیز است. خودم کاریکاتورهای شجاعی طباطبایی، شوخ‌طبعی‌ها و موضوعات را دنبال می‌کنم‌. از طنزنویسان آثار مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد، عمران صلاحی و خسرو شاهانی خوب‌اند. حتی می‌شود روزی روزگاری امرالله احمدی را دوباره ببینیم. از میان کتاب‌های مهرداد صدقی، آن‌هایی که با آب‌نبات شروع می‌شوند، خوب‌اند؛ یعنی شوخی‌های درست ایرانی دارند.

 

گفت‌وگو از مهدیه رشیدی

 


ارسال دیدگاه
captcha