کد خبر:۵۲۹۵
مجموعه یادداشت، قسمت چهارم:

مروری بر اصطلاحات حوزه سیاست‌گذاری محیط‌زیست و تغییر اقلیم

در یادداشت حاضر، با توجه به اهمیت فزاینده سیاست‌گذاری‌های اقلیمی در عرصه بین‌المللی و ضرورت درک چارچوب‌های حقوقی و ابزار‌های اقتصادی مرتبط با آن، به تشریح هشت مفهوم کلیدی شامل توافق‌نامه پاریس، کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم سازمان ملل، اقدام آب و هوایی، عدالت اقلیمی، دیپلماسی محیط زیست، اقتصاد سبز، مالیات بر کربن و تجارت کربن می‌پردازیم. هدف اصلی این نوشتار، توانمندسازی سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست برای درک بهتر سازوکار‌های بین‌المللی مقابله با تغییر اقلیم و مشارکت مؤثرتر در این عرصه است.
مروری بر اصطلاحات حوزه سیاست‌گذاری محیط‌زیست و تغییر اقلیم

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در سه یادداشت پیشین به ترتیب به واکاوی مفاهیم بنیادین محیط زیست در بستر توسعه پایدار، به برخی از مهم‌ترین اصطلاحات حوزه تغییر اقلیم و مفاهیم مرتبط با انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای پرداختیم. در یادداشت حاضر، با توجه به اهمیت فزاینده سیاست‌گذاری‌های اقلیمی در عرصه بین‌المللی و ضرورت درک چارچوب‌های حقوقی و ابزارهای اقتصادی مرتبط با آن، به تشریح هشت مفهوم کلیدی شامل توافق‌نامه پاریس، کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم سازمان ملل، اقدام آب و هوایی، عدالت اقلیمی، دیپلماسی محیط زیست، اقتصاد سبز، مالیات بر کربن و تجارت کربن می‌پردازیم. هدف اصلی این نوشتار، توانمندسازی سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست برای درک بهتر سازوکارهای بین‌المللی مقابله با تغییر اقلیم و مشارکت مؤثرتر در این عرصه است.

 

اصطلاحات حوزه سیاست‌گذاری در عرصه محیط‌زیست و تغییر اقلیم

توافق‌نامه پاریس (Paris Agreement)

 تغییر اقلیم یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات قرن بیست‌ویکم برای بشریت، محیط زیست و توسعه پایدار است. سازمان ملل متحد در طول دهه‌های گذشته تلاش‌های گسترده‌ای برای مقابله با این پدیده انجام داده که مهم‌ترین آنها تصویب توافق‌نامه پاریس در سال ۲۰۱۵ است. این توافق‌نامه چارچوبی جامع برای کاهش انتشار گاز‌های گلخانه‌ای و مقابله با تغییرات اقلیمی فراهم آورده است. با این حال، اجرای این توافق با چالش‌های متعددی مواجه است که نیازمند توجه جدی جامعه جهانی است.

توافق‌نامه پاریس که در دوازدهمین کنفرانس طرف‌های کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم سازمان ملل (COP12) در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۱۵ در شهر پاریس فرانسه تصویب شد، یکی از مهم‌ترین اسناد بین‌المللی در زمینه مقابله با تغییر اقلیم محسوب می‌شود. این توافق‌نامه که از نوامبر ۲۰۱۶ لازم‌الاجرا شد، جایگزین پروتکل کیوتو شد و چارچوبی جامع‌تر و انعطاف‌پذیرتر برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای در سطح جهانی فراهم آورد.

 ماده ۲ توافق‌نامه پاریس سه هدف اصلی را تعیین کرده است که عبارتند از: نگه داشتن افزایش دمای متوسط جهانی به زیر ۲ درجه سلسیوس نسبت به سطح پیش‌صنعتی و تلاش برای محدود کردن آن به ۱.۵ درجه سلسیوس، افزایش توانایی کشورها در سازگاری با اثرات تغییر اقلیم و تقویت تاب‌آوری اقلیمی، و هدایت جریان‌های مالی به سمت توسعه کم‌کربن و مقاوم در برابر اقلیم. این اهداف نشان‌دهنده رویکردی جامع به مسئله تغییر اقلیم است که هم کاهش انتشار و هم سازگاری را در بر می‌گیرد.

 یکی از نوآوری‌های مهم توافق‌نامه پاریس، سیستم «مشارکت ملی تعیین‌شده» (NDC) است که بر اساس آن هر کشور موظف است تعهدات کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را به صورت داوطلبانه اعلام کند. این سیستم برخلاف پروتکل کیوتو که تعهدات الزام‌آور را تنها برای کشورهای توسعه‌یافته در نظر گرفته بود، همه کشورها را درگیر فرآیند کاهش انتشار می‌کند. با این حال، انتقاداتی نیز به این سیستم وارد شده است؛ چرا که تعهدات داوطلبانه کشورها برای دستیابی به اهداف توافق‌نامه کافی نیست و شکاف قابل توجهی بین تعهدات اعلام شده و اقدامات مورد نیاز وجود دارد.

کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم سازمان ملل (UNFCCC)

کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییر اقلیم که در سال ۱۹۹۲ در کنفرانس محیط زیست و توسعه ریو تصویب شد، اولین سند بین‌المللی الزام‌آور در زمینه تغییر اقلیم است. این کنوانسیون در ماده ۱ خود تغییر اقلیم را به عنوان «تغییرات آب و هوایی که مستقیماً یا غیرمستقیماً به فعالیت‌های انسانی نسبت داده می‌شود و با دوره‌های مشابه آب و هوایی طبیعی متفاوت است» تعریف کرده است. هدف نهایی این کنوانسیون، طبق ماده ۲، تثبیت غلظت گازهای گلخانه‌ای در جو در سطحی است که از خطرناک‌ترین اثرات تغییر اقلیم بر سیستم اقلیمی جهانی جلوگیری کند. این هدف باید به گونه‌ای محقق شود که اکوسیستم‌ها بتوانند به طور طبیعی با تغییرات اقلیمی سازگار شوند، تولید غذا پایدار بماند و توسعه اقتصادی به شکل پایدار ادامه یابد.

 اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت که در ماده ۳ کنوانسیون تصریح شده، یکی از اصول بنیادین آن است. این اصل بیان می‌کند که همه کشورها در مقابله با تغییر اقلیم مسئولیت مشترک دارند، اما این مسئولیت بر اساس توانایی و سابقه انتشار آنها متفاوت است. کشورهای توسعه‌یافته که بیشترین انتشار تاریخی گازهای گلخانه‌ای را داشته‌اند، مسئولیت بیشتری در کاهش انتشار و ارائه حمایت به کشورهای در حال توسعه دارند.

اقدام آب و هوایی (Climate Action)

مروری بر اصطلاحات حوزه سیاست‌گذاری عرصه محیط‌زیست و تغییر اقلیم

 اقدام آب و هوایی به مجموعه‌ای از سیاست‌ها، برنامه‌ها، طرح‌ها و فعالیت‌ها اطلاق می‌شود که هدف آنها کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و سازگاری با اثرات تغییر اقلیم است. این اقدامات در دو سطح کلی شامل کاهش (Mitigation) و سازگاری (Adaptation) صورت می‌گیرند. کاهش به اقداماتی اشاره دارد که هدف آنها کاهش منابع انتشار گازهای گلخانه‌ای یا افزایش جذب آنها از جو است. سازگاری نیز به اقداماتی مربوط می‌شود که هدف آنها کاهش آسیب‌پذیری جوامع و اکوسیستم‌ها در برابر اثرات تغییر اقلیم است.

 اهداف توسعه پایدار سازمان ملل که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد، هدف ۱۳ را به طور خاص به اقدام اقلیمی اختصاص داده است. این هدف شامل تقویت تاب‌آوری اقلیمی و ظرفیت سازگاری در برابر مخاطرات مرتبط با آب و هوا، ادغام اقدامات اقلیمی در سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های ملی، و بهبود آموزش و آگاهی‌بخشی در زمینه تغییر اقلیم است. گزارش ارزیابی ششم هیئت بین‌المللی تغییر اقلیم (IPCC) که در سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ منتشر شد، هشدار داد که جهان در مسیر رسیدن به افزایش دمای ۲.۵ تا ۲.۹ درجه سلسیوس تا پایان قرن قرار دارد و این امر بدون اقدامات فوری و گسترده، غیرقابل اجتناب خواهد بود. این گزارش تأکید کرد که هر دهه تأخیر در کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، هزینه‌های سازگاری با تغییر اقلیم را به طور قابل توجهی افزایش خواهد داد.

عدالت اقلیمی (Climate Justice)

عدالت اقلیمی مفهومی چندبعدی است که بر ارتباط بین تغییر اقلیم و حقوق بشر، برابری و عدالت اجتماعی تأکید دارد. این مفهوم بیان می‌کند که اثرات تغییر اقلیم به طور مساوی توزیع نمی‌شوند و کشورها و جوامعی که کمترین مسئولیت را در ایجاد این بحران دارند، اغلب بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. شورای حقوق بشر سازمان ملل در قطعنامه ۴۸/۱۳ (۲۰۲۱) با عنوان «حق بشر و تغییر اقلیم» به صراحت اعلام کرد که اثرات منفی تغییر اقلیم بر حقوق بشر از جمله حق زندگی، حق سلامت، حق غذا، حق آب و حق مسکن تأثیر می‌گذارد.

 این قطعنامه همچنین تأکید کرد که کشورهای در حال توسعه و به ویژه کشورهای کمتر توسعه‌یافته، جزیره‌های کوچک در حال توسعه و کشورهای محصور در خشکی، که کمترین مسئولیت را در ایجاد تغییر اقلیم دارند، بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. اعلامیه حقوق بشر اقلیمی که در سال ۲۰۲۴ توسط تعدادی از کشورها و سازمان‌های مدنی پیشنهاد شد، تلاشی برای به رسمیت شناختن حق محیط زیست سالم به عنوان یک حق بشری است. این اعلامیه تأکید می‌کند که همه انسان‌ها حق دارند در محیط زیست سالم زندگی کنند و دولت‌ها مسئولیت دارند از این حق حمایت کنند.

دیپلماسی محیط زیست (Environmental Diplomacy)

 دیپلماسی محیط زیست به استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای حل و فصل مسائل زیست‌محیطی و اقلیمی اشاره دارد. این نوع دیپلماسی شامل مذاکره، همکاری، و تصمیم‌گیری جمعی بین کشورها در زمینه مسائل محیط زیستی است. سازمان ملل متحد از طریق نهادهای مختلف خود از جمله برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP)، کنفرانس طرف‌های کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم (COP) و شورای حکام محیط زیست، نقش کلیدی در دیپلماسی محیط زیست ایفا می‌کند. این نهادها بستری برای مذاکره، همکاری و تصمیم‌گیری جمعی کشورها در زمینه مسائل اقلیمی و زیست‌محیطی فراهم می‌آورند.

 اجلاس سران اقلیمی سازمان ملل که در سال ۲۰۱۹ با حضور رهبران بیش از ۶۰ کشور برگزار شد، نمونه‌ای از دیپلماسی محیط زیست در بالاترین سطح سیاسی بود. ایناجلاس با هدف تشدید اقدامات اقلیمی و تحریک کشورها به ارائه تعهدات بلندپروازانه‌تر برگزار گردید. با این حال، شکاف بین تعهدات کشورها و اقدامات مورد نیاز برای دستیابی به اهداف توافق‌نامه پاریس همچنان باقی است و نیاز به تقویت دیپلماسی محیط زیست احساس می‌شود.

اقتصاد سبز (Green Economy)

 اقتصاد سبز الگویی اقتصادی است که در آن رشد اقتصادی با مصرف بهینه منابع طبیعی، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و حفظ اکوسیستم‌ها همراه است. این رویکرد بر این فرض استوار است که توسعه اقتصادی لازم نباید به قیمت تخریب محیط زیست تمام شود و می‌توان الگوهای تولید و مصرف را به گونه‌ای تغییر داد که هم رشد اقتصادی محقق شود و هم پایداری زیست‌محیطی حفظ گردد. برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) در گزارش سال ۲۰۱۱ خود با عنوان «اقتصاد سبز: مسیر توسعه پایدار»، تأکید کرد که سرمایه‌گذاری در بخش‌های سبز می‌تواند رشد اقتصادی، ایجاد شغل و توسعه پایدار را به طور همزمان تحقق بخشد.

  این گزارش نشان داد که سرمایه‌گذاری معادل ۲ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی در بخش‌های سبز می‌تواند تحولی عظیم در اقتصاد جهانی ایجاد کند و میلیون‌ها شغل جدید ایجاد نماید. اهداف توسعه پایدار سازمان ملل به ویژه هدف ۸ (کار شایسته و رشد اقتصادی)، هدف ۹ (صنعت، نوآوری و زیرساخت) و هدف ۱۲ (مصرف و تولید مسئولانه) با مفهوم اقتصاد سبز همخوانی دارند. این اهداف تأکید دارند که توسعه اقتصادی باید بدون آسیب به محیط زیست و با رعایت عدالت اجتماعی صورت گیرد.

مالیات بر کربن (Carbon Tax)

 مالیات بر کربن ابزاری اقتصادی است که هدف آن کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای از طریق قیمت‌گذاری کربن است. این مالیات بر میزان کربن منتشر شده توسط صنایع، شرکت‌ها و حتی افراد وضع می‌شود و هدف آن ایجاد انگیزه اقتصادی برای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی و حرکت به سمت منابع انرژی پاک است. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در گزارش‌های متعدد خود تأکید کرده است که مالیات بر کربن یکی از مؤثرترین ابزارها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای است و می‌تواند بدون آسیب به رشد اقتصادی، اهداف اقلیمی را محقق سازد.

 این سازمان همچنین توصیه کرده است که کشورها مالیات بر کربن را به گونه‌ای طراحی کنند که از نشت کربن (Carbon Leakage) جلوگیری شود و رقابت‌پذیری صنایع داخلی حفظ گردد. تجربه کشورهای مختلف در اجرای مالیات بر کربن نشان می‌دهد که این ابزار می‌تواند در کاهش انتشار مؤثر باشد. به عنوان مثال، سوئد از سال ۱۹۹۱ مالیات بر کربن را اجرا کرده و موفق شده است انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را به طور قابل توجهی کاهش دهد، در حالی که رشد اقتصادی خود را حفظ کرده است.

تجارت کربن (Carbon Trading)

تجارت کربن یا سیستم مبادله مجوزهای انتشار، مکانیزمی بازاری است که در آن مجوزهای انتشار گازهای گلخانه‌ای خرید و فروش می‌شوند. این سیستم بر اساس اصل «آلودگی‌کننده پرداخت می‌کند» عمل می‌کند و به کشورها و شرکت‌هایی که انتشار کمتری دارند، امکان می‌دهد از فروش مجوزهای خود درآمد کسب کنند. پروتکل کیوتو که در سال ۱۹۹۷ تصویب شد، مکانیزم‌های انعطاف‌پذیر از جمله تجارت مجوزهای انتشار، مکانیزم توسعه پاک (CDM) و اجرای مشترک (JI) را معرفی کرد که پایه‌ای برای سیستم‌های تجارت کربن امروزی شد. این مکانیزم‌ها به کشورهای توسعه‌یافته اجازه می‌دادند بخشی از تعهدات کاهش انتشار خود را از طریق سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کاهش انتشار در کشورهای در حال توسعه انجام دهند.

 سیستم تجارت کربن اتحادیه اروپا (EU ETS) که از سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرده، بزرگ‌ترین سیستم تجارت کربن در جهان است. این سیستم حدود ۴۰ درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای اتحادیه اروپا را پوشش می‌دهد و تجربه آن نشان داده است که قیمت‌گذاری کربن می‌تواند در کاهش انتشار مؤثر باشد، هرچند قیمت پایین مجوزها در سال‌های اولیه، اثربخشی آن را محدود کرده بود.

این گفتمان ادامه دارد.....

 تغییر اقلیم تهدیدی فراملی است که نیازمند همکاری و هماهنگی جهانی است. توافق‌نامه پاریس و کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم چارچوب‌های حقوقی لازم را برای مقابله با این چالش فراهم آورده‌اند، اما اجرای کامل آنها مستلزم اقدامات فوری و گسترده از سوی همه کشورها است. عدالت اقلیمی ایجاب می‌کند که کشورهای توسعه‌یافته مسئولیت بیشتری در کاهش انتشار و حمایت از کشورهای آسیب‌پذیر بر عهده بگیرند. دیپلماسی محیط زیست، اقتصاد سبز، مالیات بر کربن و تجارت کربن ابزارهای مهمی هستند که می‌توانند در تحقق اهداف اقلیمی و توسعه پایدار نقش کلیدی ایفا کنند.

 درک این مفاهیم و ابزارها برای سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نخست آنکه، سازمان‌های مردم‌نهاد برای مشارکت مؤثر در فرآیندهای تصمیم‌گیری بین‌المللی و ملی در حوزه اقلیمی، نیازمند آشنایی عمیق با چارچوب‌های حقوقی مانند توافق‌نامه پاریس و کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم سازمان ملل متحد هستند. همچنین درک ابزارهای اقتصادی مانند مالیات بر کربن و تجارت کربن، به سازمان‌های مردم‌نهاد کمک می‌کند تا در بحث‌های مربوط به سیاست‌گذاری‌های اقلیمی مشارکت فعال‌تری داشته باشند و اثرات این سیاست‌ها بر جامعه و محیط زیست را ارزیابی کنند. در نهایت مفاهیمی مانند عدالت اقلیمی و دیپلماسی محیط زیست، چارچوب فکری لازم برای پیگیری حقوق محیط‌زیستی و عدالت اجتماعی در فرآیندهای اقلیمی را در اختیار فعالان مدنی قرار می‌دهند.

 در آخرین یادداشت از این مجموعه، به بررسی اصطلاحات کلیدی مرتبط با جامعه و سازمان‌های مردم‌نهاد خواهیم پرداخت که شامل مفاهیمی همچون حسابرسی زیست‌محیطی (Environmental Audit)، مشارکت مردمی (Public Participation)، آموزش محیط زیست (Environmental Education)، حقوق نسل‌های آینده (Rights of Future Generations)، حفاظت از خاک (Soil Conservation)، مدیریت پسماند (Waste Management)، بازیافت (Recycling) و اقدام داوطلبانه (Voluntary Action) خواهد بود.

 درک این مفاهیم نیز برای سازمان‌های مردم‌نهاد ضروری است؛ چرا که این اصطلاحات ابزارهای عملی برای پایش و ارزیابی عملکرد محیط‌زیستی، مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها، آگاهی‌بخشی عمومی، و پیگیری حقوق نسل‌های آینده را در اختیار فعالان محیط‌زیست قرار می‌دهند. به بیان دیگر، اگر مفاهیم سیاست‌گذاری‌های اقلیمی و ابزارهای اقتصادی به سازمان‌های مردم‌نهاد امکان درک و مشارکت در عرصه بین‌المللی را می‌دهد، مفاهیم یادداشت آتی در مورد جامعه و سازمان‌های مردم‌نهاد، ابزارهای عملی برای اقدام در سطح محلی و ملی را فراهم می‌آورند. ترکیب این دو مجموعه مفهومی، ظرفیت‌سازی جامعی برای سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست ایجاد می‌کند که هم درک نظری از سازوکارهای بین‌المللی و هم ابزارهای عملی برای اقدام در سطح جامعه را در بر می‌گیرد.

 

 
 

ارسال دیدگاه
captcha