کد خبر:۵۲۶۳
مجموعه یادداشت، قسمت دوم:

۱۰ اصطلاح کلیدی حوزه «تغییر اقلیم» برای سازمان‌های مردم‌نهاد

کنشگری در حوزه تغییرات اقلیمی، نیازمند درک عمیق مفاهیم و اصطلاحات تخصصی این حوزه توسط فعالان مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد است. در یادداشت حاضر، ۱۰ اصطلاح کلیدی تغییر اقلیم شامل گاز‌های گلخانه‌ای، اثر گلخانه‌ای، کاهش اثرات اقلیمی، سازگاری اقلیم و تاب‌آوری اقلیمی تشریح شده و پدیده‌هایی نظیر خشکسالی، سیلاب و طوفان‌های گرد و غبار همراه با مفهوم «اثرانگشت اقلیمی» (Climate Fingerprint) مورد واکاوی قرار گرفته‌اند.
۱۰ اصطلاح کلیدی حوزه «تغییر اقلیم» برای سازمان‌های مردم‌نهاد

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در بخش نخست این سلسله یادداشت‌ها، به واکاوی مفاهیم و اصطلاحات بنیادین محیط زیست در بستر توسعه پایدار پرداختیم و در یادداشت پیش‌رو با توجه به اهمیت تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و افزایش بسامد پدیده‌های آب‌وهوایی، ضرورت ورود به لایه‌های تخصصی‌تر «دانش اقلیم‌شناسی» را مورد تمرکز خود قرار می‌دهیم. برای سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست که می‌خواهند در عرصه فعالیت‌های مربوط به تغییر اقلیم ورود نمایند، تسلط بر واژگان تخصصی تغییر اقلیم، باعث درک پیچیدگی‌های سیستمی کره زمین و شروع اقدام است.

 در این یادداشت سعی داریم، با توجه به ده اصطلاح کلیدی در حوزه تغییر اقلیم، به تشریح مکانیسم‌های علمی، راهکارهای عملی و پیامدهای زیست‌محیطی این پدیده بپردازیم تا برای فهم استراتژی‌های اقلیمی و کاهش مخاطرات، آماده‌تر باشیم.

۱. گازهای گلخانه‌ای (Greenhouse Gases - GHGs)

 در ادبیات علمی اقلیم‌شناسی و گزارش‌های هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم (IPCC)، گازهای گلخانه‌ای به مؤلفه‌های گازی موجود در جو اطلاق می‌گردد که هم‌زمان با شفافیت برای نور خورشید (تابش کوتاه‌موج)، توانایی جذب و بازنشر تشعشعات مادون‌قرمز (تابش بلندموج) صادر شده از سطح زمین را دارند. این ویژگی فیزیکی، همان مکانیزمی است که باعث گرم شدن کره زمین می‌شود. اگرچه بخار آب فراوان‌ترین و قدرتمندترین گاز گلخانه‌ای است، اما در بحث تغییر اقلیم آنتروپوژنیک (ناشی از انسان)، تمرکز اصلی بر گازهایی است که فعالیت‌های بشری غلظت آن‌ها را به شدت افزایش داده است.

 مهم‌ترین این گازها عبارت‌اند از: دی‌اکسید کربن (CO₂) که ناشی از احتراق سوخت‌های فسیلی و تغییر کاربری اراضی است و بیشترین سهم در گرمایش جهانی را دارد؛ متان (CH₄) که دارای پتانسیل گرمایشی بسیار بالاتری نسبت به کربن است (هرچند عمر کمتری در جو دارد) و منابع اصلی آن دامداری، زباله‌های شهری و استخراج سوخت‌های فسیلی هستند؛ و اکسید نیتروژن (N₂O) که ناشی از کاربرد کودهای شیمیایی و فعالیت‌های صنعتی است. درک دقیق سهم هر کدام از این گازها در «نیروی رادیاتی»، برای سازمان‌های مردم‌نهاد ضروری است تا بتوانند اولویت‌های advocacy (حمایتگرایی) و سیاست‌گذاری خود را بر اساس علمی‌ترین داده‌ها تنظیم کنند.

۲. اثر گلخانه‌ای (Greenhouse Effect)

 اثر گلخانه‌ای فرآیندی طبیعی و حیاتی برای حیات روی زمین است. بدون این پدیده، میانگین دمای سطح زمین حدود منفی ۱۸ درجه سانتی‌گراد بود و سیاره ما برای زندگی مساعد نبود. این مکانیزم به گونه‌ای عمل می‌کند که جو زمین مانند شیشه‌های یک گلخانه، نور خورشید را عبور داده و اجازه می‌دهد گرمای سطح زمین و اقیانوس‌ها در جو حبس شود. با این حال، آنچه امروز نگرانی‌های جهانی را برانگیخته است، «تشدید اثر گلخانه‌ای» است. از زمان انقلاب صنعتی، سوزاندن بی‌رویه سوخت‌های فسیلی و تخریب جنگل‌ها باعث شده است که غلظت گازهای گلخانه‌ای در جو فراتر از حد تعادل طبیعی برود.

 این پدیده باعث می‌شود که مقدار بیشتری از گرمای زمین در جو حبس شود و نتواند به فضا بازگردد. این اختلال در توازن تشعشعی زمین، موتور محرک اصلی گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی است. برای فعالان محیط زیست، تشخیص تفاوت میان «اثر گلخانه‌ای طبیعی» (که حامی حیات است) و «اثر گلخانه‌ای تقویت‌شده توسط انسان» (که تهدیدکننده حیات است) برای مقابله با شبهات علمی و ترویج دانش صحیح عمومی بسیار حائز اهمیت است.

۳. تخفیف (کاهش) اثرات اقلیمی (Climate Mitigation)

 تخفیف یا کاهش اثرات اقلیمی (Mitigation) در اسناد بین‌المللی به معنای دخالت انسانی برای کاهش منابع یا افزایش مخازن جذب گازهای گلخانه‌ای است. به زبان ساده، هر اقدامی که باعث شود گازهای کمتری به جو منتشر شود یا گازهای موجود بیشتر جذب شوند، در دسته کاهش اثرات اقلیمی، قرار می‌گیرد. هدف اصلی این استراتژی، جلوگیری از تشدید بیشتر تغییر اقلیم و محدود کردن افزایش دمای جهانی (مثلاً به زیر ۲ درجه سانتی‌گراد طبق توافق پاریس) است.

 راهکارهای تخفیف شامل طیف وسیعی از اقدامات فنی و سیاستی می‌شود: گذار از سوخت‌های فسیلی به انرژی‌های تجدیدپذیر (باد، خورشید)، افزایش بهره‌وری انرژی در صنایع و ساختمان‌ها، اصلاح الگوهای حمل‌ونقل (توسعه حمل‌ونقل عمومی و خودروهای برقی)، و جنگل‌کاری و احیای تالاب‌ها به عنوان مخازن طبیعی کربن. برای سازمان‌های مردم‌نهاد، تمرکز بر کاهش اثرات اقلیمی، به معنای فشار برای تغییر ساختارهای انرژی و ترویج سبک زندگی کم‌کربن است تا از ورود جهان به نقاط شکست اقلیمی (Tipping Points) جلوگیری شود.

۴. سازگاری با اقلیم (Climate Adaptation)

اصطلاحات تخصصی «تغییر اقلیم» برای سازمان‌های مردم نهاد

  در حالی که تخفیف یا کاهش اثرات اقلیمی، بر علت تغییر اقلیم تمرکز دارد، سازگاری با اقلیم (Adaptation) بر مدیریت پیامدها و عوارض آن متمرکز است. سازگاری به معنای تنظیم سیستم‌های طبیعی یا انسانی در پاسخ به تغییرات اقلیمی واقعی یا مورد انتظار است تا آسیب‌پذیری کاهش یابد و فرصت‌های بهره‌برداری بهبود یابد. با توجه به اینکه بخشی از تغییر اقلیم به دلیل تأخیر در سیستم اقلیمی و گازهای موجود در جو، اجتناب‌ناپذیر است، سازگاری دیگر یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجباری است.

 اقدامات سازگارانه می‌تواند شامل توسعه گونه‌های گیاهی مقاوم به خشکی در کشاورزی، ساخت زیرساخت‌های مقاوم در برابر سیلاب، ایجاد سیستم‌های هشدار اولیه طوفان، و تغییر الگوهای کشت باشد. در سطح محلی، سازمان‌های مردم‌نهاد نقش کلیدی در «سازگاری اقلیمی مبتنی بر جامعه» دارند؛ جایی که دانش بومی و مشارکت مردمی برای طراحی راهکارهایی که هم با محیط زیست سازگار باشند و هم معیشت جوامع محلی را تضمین کنند، به کار گرفته می‌شود. سازگاری با اقلیم، پلی میان سیاست‌های کلان اقلیمی و واقعیت‌های زندگی روزمره مردم است.

۵. تاب‌آوری اقلیمی (Climate Resilience)

اصطلاحات تخصصی «تغییر اقلیم» برای سازمان‌های مردم نهاد

 تاب‌آوری اقلیمی مفهومی فراتر از صرفاً «مقاومت» در برابر شوک‌هاست. در ادبیات اکوسیستمی و اجتماعی، تاب‌آوری به توانایی یک سیستم (اعم از اکوسیستم، شهر یا جامعه) برای جذب شوک‌ها و اختلالات (مانند سیل‌های شدید یا موج‌های گرمای طولانی)، بازیابی تعادل پس از وقوع آن‌ها و حفظ عملکرد و ساختار اصلی خود گفته می‌شود. یک سیستم تاب‌آور، در برابر فشارها نمی‌شکند، بلکه خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد و حتی ممکن است در فرآیند تطبیق ارتقا یابد.

 افزایش تاب‌آوری اقلیم نیازمند تقویت تنوع (چه در تنوع زیستی اکوسیستم‌ها و چه در تنوع اقتصادی جوامع)، ایجاد انعطاف‌پذیری در مدیریت منابع و تقویت پیوندهای اجتماعی است. برای مثال، یک شهر تاب‌آور در برابر سیل، تنها با ساخت سد و دیوارهای بتنی مقاوم نمی‌شود، بلکه با ایجاد فضاهای سبز نفوذپذیر، مدیریت حوضه‌های آبخیز و سیستم‌های زهکشی هوشمند، توانایی جذب و مدیریت آب‌های مازاد را پیدا می‌کند. ترویج فرهنگ تاب‌آوری، به فعالان مدنی کمک می‌کند تا به جای نگاه واکنشی و بحران‌محور، به دنبال ایجاد ساختارهایی پویا و منعطف باشند.

۶. اثرات تغییر اقلیم (Climate Impacts)

اصطلاحات تخصصی «تغییر اقلیم» برای سازمان‌های مردم نهاد

 اثرات تغییر اقلیم به پیامدهای ملموس و مشاهده‌پذیر تغییرات آب‌وهوایی بر سیستم‌های طبیعی و انسانی اطلاق می‌شود. این اثرات می‌توانند فیزیکی (مانند ذوب شدن یخچال‌ها و بالا آمدن سطح دریاها)، بیولوژیکی (مانند تغییر در زمان گلدهی گیاهان یا مهاجرت پرندگان) و اجتماعی-اقتصادی (مانند کاهش عملکرد کشاورزی، کمبود آب و مهاجرت‌های اقلیمی) باشند. گزارش‌های IPCC اثرات را بر اساس درجه‌های دمایی مختلف دسته‌بندی می‌کنند.

 برای نمونه، افزایش ۱.۵ درجه‌ای دما نسبت به دوران پیش از صنعتی، اثرات متفاوتی نسبت به افزایش ۲ درجه‌ای خواهد داشت؛ تفاوتی که برای بسیاری از اکوسیستم‌ها (مانند مرجان‌ها) به معنای نجات یا نابودی کامل است. درک دقیق اثرات تغییر اقلیم در مقیاس‌های محلی و منطقه‌ای (مانند تأثیر بر دشت‌های ایران یا تالاب‌های جنوب کشور)، به سازمان‌های مردم‌نهاد اجازه می‌دهد تا اولویت‌های حفاظتی و مداخله‌گرانه خود را بر اساس شدت و نوع تهدیدات تعیین کنند و از منابع محدود خود بهره‌وری بیشتری ببرند.

۷. اثر انگشت اقلیمی (Climate Fingerprint)

 «اثر انگشت اقلیمی» اصطلاحی است که توسط دانشمندان برای توصیف شواهد علمی استفاده می‌شود که نشان می‌دهد یک رویداد آب‌وهوایی خاص یا الگوی تغییر اقلیمی، مستقیماً به گرمایش ناشی از فعالیت‌های انسانی (آنتروپوژنیک) نسبت داده می‌شود. درست مانند اثر انگشت در جرم‌شناسی که منحصر‌به‌فرد است، الگوهای خاصی از تغییر اقلیم وجود دارد که تنها با مدل‌های فیزیکی که شامل افزایش گازهای گلخانه‌ای ناشی از انسان هستند، قابل توضیح هستند.

 برای مثال، لایه پایین جو در حال گرم شدن است، در حالی که لایه بالایی جو (استراتوسفر) در حال سرد شدن است. این الگو دقیقاً همان چیزی است که فیزیک برای افزایش گازهای گلخانه‌ای پیش‌بینی می‌کند و نمی‌تواند با فعالیت خورشید یا چرخه‌های طبیعی توضیح داده شود. همچنین، شبیه‌سازی‌های کامپیوتری نشان می‌دهند که موج‌های گرما بدون تأثیر انسان تقریباً غیرممکن بودند. این مفهوم ابزاری قدرتمند برای دفاع علمی در برابر انکار تغییر اقلیم است و به فعالان محیط زیست اجازه می‌دهد با استناد به داده‌های قطعی، مسئولیت انسان را در بحران‌های اقلیمی اثبات کنند.

۸. خشکسالی (Drought)

 خشکسالی در تعریف «سازمان هواشناسی جهانی» (WMO)، به دوره‌های طولانی‌مدت کمبود یا بارش کمتر از حد نرمال گفته می‌شود که منجر به کمبود آب می‌گردد. برخلاف سیل که یک پدیده ناگهانی است، خشکسالی یک «خطر آهسته» (Slow-onset Hazard) است که به تدریج بر سیستم‌های اکولوژیکی و انسانی فشار می‌آورد. خشکسالی به سه دسته اصلی تقسیم می‌شود: خشکسالی هواشناسی (کاهش بارش)، خشکسالی کشاورزی (کاهش رطوبت خاک که بر گیاهان تأثیر می‌گذارد) و خشکسالی هیدرولوژیکی (کاهش سطح آب‌های سطحی و زیرزمینی).

 تغییر اقلیم با تغییر الگوهای گردش جوی و افزایش تبخیر ناشی از گرمایش جهانی، شدت، تداوم و بسامد خشکسالی‌ها را افزایش داده است. در ایران، به عنوان کشوری واقع در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان، خشکسالی تهدیدی وجودی برای امنیت غذایی و پایداری اجتماعی است. درک تفاوت میان «خشکسالی» (یک پدیده اقلیمی) و «بی‌آبی» (که ناشی از مدیریت ناکارآمد منابع آب است) برای فعالان محیط‌زیست، بسیار مهم است تا بتوانند در گفتمان‌های مدیریت منابع آب، نقش عوامل اقلیمی و عوامل انسانی را به درستی تفکیک کنند.

۹. سیلاب (Flood)

  سیلاب پوشیده شدن زمینی که معمولاً خشک است توسط آب است. این پدیده می‌تواند ناشی از بارش‌های شدید و طولانی‌مدت، ذوب ناگهانی برف، شکست سد یا دیواره رودخانه، و یا بالا آمدن سطح آب دریا‌ها باشد. در ادبیات تغییر اقلیم، با گرم شدن جو، ظرفیت نگهداری رطوبت هوا افزایش می‌یابد (بر اساس رابطه کلائوسیوس-کلاپرون)، که منجر به وقوع بارش‌های حدی شدیدتر در کوتاه‌مدت می‌شود. این تغییر در الگوی بارش، احتمال وقوع سیلاب‌های ناگهانی (Flash Floods) را به شدت افزایش می‌دهد.

 سیلاب‌ها علاوه بر خسارات جانی و مالی، می‌توانند با آلودگی منابع آب و شستشوی خاک حاصلخیز، اکوسیستم‌ها را برای سال‌ها نابود کنند. مدیریت ریسک سیلاب تنها به ساخت سازه‌های مهندسی محدود نمی‌شود؛ بلکه نیازمند «مدیریت حوضه آبخیز»، حفاظت از جنگل‌ها و مراتع به عنوان اسفنج‌های طبیعی، و جلوگیری از ساخت‌وساز در بستر رودخانه‌هاست. به عنوان مثال: برای سازمان‌های مردم‌نهاد، تمرکز بر رویکرد «مهندسی رودخانه» و احیای کرانه‌های رودخانه‌ها، راهکاری مؤثر برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر سیلاب است.

۱۰. طوفان گرد و غبار (Dust Storm)

 طوفان گرد و غبار یا ریزگردها، پدیده‌ای است که در آن ذرات بسیار ریز خاک و شن به دلیل بادهای شدید از سطح زمین بلند شده و در جو منتقل می‌شوند و دید افقی را به شدت کاهش می‌دهند. اگرچه این پدیده طبیعی است، اما در دهه‌های اخیر شدت و تکرار آن به دلیل ترکیبی از عوامل اقلیمی (خشکسالی و کاهش بارش) و عوامل انسانی (بیابان‌زایی، تخریب پوشش گیاهی، مدیریت ناپایدار منابع آب و خاک) به شدت افزایش یافته است. در غرب و جنوب غرب ایران، طوفان‌های گرد و غبار منشأ داخلی و خارجی دارند و به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی و بهداشتی تبدیل شده‌اند.

 این ذرات ریز (PM2.5 و PM10) می‌توانند وارد سیستم تنفسی و گردش خون شده و باعث بیماری‌های قلبی و ریوی شوند. مقابله با این پدیده نیازمند دیپلماسی محیط زیست منطقه‌ای (برای منشأ خارجی) و اجرای طرح‌های بزرگ بیابان‌زدایی و مدیریت آبخیزداری (برای منشأ داخلی) است. درک پیوند میان تغییر اقلیم، خشکسالی و تشدید طوفان‌های گرد و غبار، فعالان محیط‌زیست را قادر می‌سازد تا برای تخصیص بودجه‌های ملی و همکاری‌های بین‌المللی در این زمینه مطالبه‌گری کنند.

این گفتمان ادامه دارد.....

 سازمان‌های مردم‌نهاد به عنوان پل ارتباطی میان علم و جامعه، نقشی بی‌بدیل در نهادینه‌سازی فرهنگ اقلیمی و توانمندسازی شهروندان ایفا می‌نمایند. این سازمان‌ها از طریق آگاهی‌بخشی عمومی، پایش محیط زیستی، مطالبه‌گری سیاستی و اجرای پروژه‌های محلی، گفتمان تغییر اقلیم را از عرصه انتزاعی علمی به متن زندگی روزمره مردم منتقل می‌کنند. تسلط بر واژگان تخصصی این حوزه، ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد را برای مشارکت مؤثر در فرآیندهای تصمیم‌گیری، جلب حمایت‌های بین‌المللی و ارزیابی انتقادی سیاست‌های اقلیمی ارتقا می‌بخشد.

 همچنین مرور مفاهیم یاد شده در حوزه تغییر اقلیم، درک عمیقی از پیچیدگی‌های سامانه‌های اقلیمی و مکانیسم‌های پشت پدیده‌هایی نظیر خشکسالی و سیلاب فراهم می‌آورد. از سوی دیگر، برای اقدام مؤثر در حوزه فعالیت‌های اقلیمی، تمایز میان مفاهیم «کاهش» (Mitigation)، «سازگاری» (Adaptation) و «تاب‌آوری» (Resilience) برای تدوین استراتژی‌های اقلیمی ضروری است. این سه راهبرد، چارچوب عملیاتی سیاست‌گذاری‌های اقلیمی در سطح ملی و بین‌المللی را تشکیل می‌دهند و درک تفاوت‌های ماهوی میان آن‌ها، پیش‌نیاز طراحی مداخلات هدفمند و کارآمد محسوب می‌گردد.

 در قسمت آینده این سلسله یادداشت‌ها و با هدف تکمیل چارچوب شناختی، تمرکز خود را بر لایه‌های انرژی و بازدهی خواهیم گذاشت تا رابطه میان ساختارهای تولید، مصرف انرژی و بحران اقلیمی را تشریح نماییم. در یادداشت پیش‌رو با مرور مفاهیمی همچون انرژی‌های تجدیدپذیر، انرژی‌های پاک، کربن‌زدایی، ردپای کربن، آلودگی هوا، انتشار کربن، سوخت‌های فسیلی و کارایی انرژی و بررسی نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در این حوزه، درک بهتری را نسبت به راهکارهای عملی گذار به سمت توسعه پایدار و کاهش مخاطرات زیست‌محیطی پیدا خواهیم کرد.

منابع:

The Global Center on Adaptation

climatepromise

IPCC_AR6_WGII_Annex-II.pdf

Adapting to the Inevitable: The Global Goal on Adaptation and the Urgency of Action

unfccc

the-humanitarian-ngos-perspective-on-climate-resilience.pdf

 
 
 
 

ارسال دیدگاه
captcha