قصهای در جستوجوی صلح
«اگر کودکان آنقدر بزرگاند که میشود بمبارانشان کرد؛ پس آنقدر هم بزرگ هستند که دربارهٔ آن (جنگ) بخوانند.»
(دبورا الیس؛ نویسندهٔ مجموعهٔ دختران کابلی)
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، داستان تصویری «جنگ» (war)؛ نوشتهٔ ژوزه ژُرژی لتریا ازجمله آثار فراواقعگرای ادبیات کودک است. نویسندهٔ نامآور و پرتغالیتبار این اثر توانسته با کمترین کلمات از چیستی جنگ و چهرهٔ خشونتبار و بیتفاوت آن بنویسد. در هر صفحه از کتاب، یک جمله بهچشم میخورد که کلمهٔ جنگ سرآغاز آن است.

داستان با توصیفی از گسترش جنگ در هیبت بیماری مرموز آغاز میشود، سپس تصویر آپارتمانی با انبوه پنجرههای خاموش را میبینیم که فقط یک پنجرهٔ روشن در میانش خودنمایی میکند. میتوانیم این پنجره را نمادی از امید و مقاومت در دل تاریکی بدانیم. سپس ترس و اضطراب، فضا را فرامیگیرد و رتیلها و کرمهای سیاه، وحشت حضور نیروهای جنگافروز را نمادین میکنند.
در طول داستان تصویر بر متن غلبه دارد؛ بنابراین با انبوهی از تصاویر خاکستری، بنفش و سیاه مواجهایم؛ نقوشی که با زبان رنگ از کابوس ادامهدار جنگ در جهانی نمادین حرف میزنند و سنگینی و تاریکی فضا را به مخاطب منتقل میکنند. نویسندهٔ کتاب تلاش کرده با نگرشی سوررئال، ریشهها و پیامدهای ویرانگر جنگ را بازنمایی کند و آن را با زبانی عریان به مخاطب کودک و نوجوان نشان دهد. او معتقد است کودکان بسیاری در جهان همواره در معرض سیاستهای بیرحمانهٔ جنگ قرار دارند؛ بنابراین دلیلی ندارد از چیستی جنگ بهعنوان یک امر انتزاعی آگاه نباشند.

در ادامه، چند گزارهٔ کتاب را در بیان ماهیت جنگ بررسی میکنیم:
گزارهٔ اول: جنگ به خوابِ آرامِ بیگناهان حمله میکند
از مهمترین ویژگیهای جنگ ربودن آرامش مردم غیرِنظامی و بیگانه با جنگ است. اینجاست که خانه _بهعنوان مکان امن خانواده_ به مربعی تاریک و در شکل بدبینانهاش به فضایی متروک یا ویرانه بدل میشود. این واقعیتی است که همواره غمانگیز است، اما حقیقت دارد.
گزارهٔ دوم: جنگ هرگز اهل قصهگویی نبوده است
در بخش دیگری از داستان، از قصهگو نبودن جنگ میخوانیم و تصویر کوهی از کتابهای تلنبارشده بهچشممان میخورد. میتوان این گزاره را چنین تعبیر کرد: جنگ تمدن و فرهنگ را نابود میکند. جنگ چیزی برای گفتن ندارد؛ اگرچه پس از پایانش دیگران از آن قصهها خواهند گفت؛ آنهم قصههایی پرغصه... .

گزارهٔ سوم: جنگ غموغصه میآورد
جنگ همهچیز را درهم میشکند و همهٔ صداها را خاموش میکند. این گزاره نیز در امتداد گزارهٔ قبل کاملاً قابلِانتظار است. غم ازدستدادن و اضطراب آیندهای تاریک و گذشتهای ویران، جنگزدگان را یک دم رها نمیکند. در جنگ اما صداهای مردم در حاشیه میماند و فراموش میشود؛ درعوض، این صدای توپ و تانک است که همهجا را درمینوردد.
گزارهٔ چهارم: خوراک جنگ حرص و کینه و نفرت است
جنگ معمولاً میان دو یا چند کشور اتفاق میافتد که با هم دشمنی و ستیزه دارند؛ پس نمیتوان انتظار داشت از این دشمنی صدای محبت، مهربانی و دوستی بهگوش برسد.
گزارهٔ پنجم: جنگ ماشین درد و رنج است
جنگ که بیاید، پشت سرش فقر، بیماری و گاهی مرگ نیز میآید؛ پس جنگ ماشینی است که موتور محرکش این رخدادهای غایی هستند. در تصاویر کتاب، چکمههای بزرگ سربازانی که روی زمین قرار گرفتهاند، بار اندوهی را بر دوش شهر میگذارند که تمام فضا را دربر گرفته است؛ بهعلاوه پرواز انبوه هواپیماها و جنگندهها، تصویری از قدرت ویرانگر جنگ را بهنمایش میگذارد. توصیف جنگ بهشکل طوفان بهوضوح نشان میدهد هرجومرج جنگ انسانها را به نیستی میکشاند. در این گزاره مرگ استعاره از انسانیست که در بستر جنگ پنهان شده و دشمنِ جانِ آدمی است.

گزارهٔ ششم: جنگ بچههای آهنی و شبحوار پرورش میدهد
حاصل جنگ پرورش آدمهای آهنی، سنگدل و سربازانی است که همگی شبیه به هم هستند. این آهنیشدن میتواند نماد رنگباختن هویت و انسانیت در مواجهه با حضور سهمگین جنگ باشد.
گزارهٔ هفتم: جنگ دوست دارد بر خرابیها حکومت کند
در نهایت، دستاورد کسانی که بر طبل جنگ میکوبند، ازبینبردن بسیاری از داشتههای دوران صلح است؛ بااینحال آگاهی از ماهیت مخرب جنگ میتواند نور سفید و امیدبخش صلح را در قلبهای کودکان روشن نگاه دارد.

داستان تصویری «جنگ» جوایز ادبی همچون «USBBY Outstanding International book» را از آن خود کرده است. تصویرگری این کتاب را آندره لتیا؛ فرزندِ ژوزه ژرژی؛ نویسندهٔ کتاب حاضر برعهده داشته است. کتاب «جنگ» با ترجمهٔ رضی هیرمندی به کوشش نشر «چ» منتشر شده است. این اثر مناسب کودکان ۹ تا ۱۲ سالی است که از خواندن داستانهای کمحجم و تصویری با فضای سوررئال لذت میبرند.