کد خبر:۵۰۴۱
پیوند کتاب کودک با طبیعت؛

اثر کتاب‌ها در کودکی ما همچون اثر پروانه‌‌ای در علم زیست

محمد درویش در نشستی صمیمی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بازگویی چند قصه از اثر متقابل ادبیات و طبیعت سخن گفت. او در جمع اهالی ادبیات کودک و نوجوان بر معجزهٔ کتاب و آگاهی در حفاظت از طبیعت تأکید کرد.
اثر کتاب‌ها در کودکی ما همچون اثر پروانه‌‌ای در علم زیست

 محمد درویش در نشستی صمیمی در جمع نویسندگان کودک گفت: بی‌شک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یکی از نشانه‌های درایت در ایران است. امیدوارم که همچنان بتوانیم از این موجود شریف ۶۰ ساله به‌درستی حمایت کنیم و شاهد بال‌و‌پرگرفتنش باشیم؛ جامعه‌ای که به کودکان و نوجوانانش بها می‌دهد، جامعه‌ای است که آینده خود را تضمین کرده است.

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، سیزدهم فروردین در تقویم سال ۱۴۰۵، تقارن روز ملی طبیعت و روز جهانی کتاب کودک است.

 درویش؛ کنشگر نام‌آشنای محیط‌زیست ایران بارها از نقش کتاب‌ها و کتابدار یکی از کتابخانهٔ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر غنای زیست کودکی‌اش گفت. او کودکی کنجکاو و پرسش‌گر بود که بخش مهمی از زیست کودکی‌اش را در محیط کتاب‌ها گذراند. به همین بهانه‌ها، در ادامه شرحی از این دورهمی ادبی‌ زیست‌محیطی با محوریت کودک و نوجوانان را از زبان این کنشگر می‌خوانید.

 

اثر کتاب‌ها در کودکی همچون اثر پروانه‌‌ای در علم زیست

 

کودکی همه چیز است

 چند روز پیش با اکبر رجبی صحبت می‌کردم، او یکی از دلسوزترین‌های ایران است که در دوره‌ای از عمرش به مواد مخدر اعتیاد داشت و بزهکار بود. رجبی حالا جمعیتی به نام طلوع بی‌نشان‌ها را پایه‌گذاری کرده است که یاور بزهکاران اجتماعی، معتادان و کارتن‌خواب‌هاست. او به آن‌هایی که در کف خیابان نادیده گرفته شده‌اند، کمک می‌کند که مثل خودش دوباره بایستند تا به سهم خودش باری را از دوش جامعه بردارد. 

 شرح ماجرا از نگاه اکبر رجبی

 ما هر چه تلاش می‌کردیم تا یکی از بچه‌های جمعیت دست از اعتیاد و انواع‌واقسام بزه بکشد و برود سراغ کار و زندگی‌‌اش، فایده‌ای نداشت که نداشت. تا پیش از این، ۲۳۰۰ نفر را ترک داده بودم و به غیرتم برخورده بود که چرا این بار معجزه اتفاق نمی‌افتد. تصمیم گرفتم یک هفته گوشی همراهم را خاموش کنم و با رضا بروم سفر. در سفر، آدم‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند و به‌گمانم می‌شد پی به علت ببرم. ماجرا از این قرار بود که یک روز وقتی رضای کلاس‌اولی از مدرسه به خانه برگشته و از مادر طلب غذا کرده بود، مادرش با بداخلاقی یک سیلی زیر گوش رضا خواباند. این اتفاق چنان ضربه‌ای روانی به رضا وارد کرد که تا آن‌ روز که با من همسفر شده بود بر این باور بود که آدم به‌دردنخوری است؛ چون عزیزترین موجود زندگی‌اش؛ مادری که فکر می‌کرد حتی اگر همهٔ دنیا دوستش نداشته باشند، تکیه‌گاه اوست، آن‌طور که فکر می‌کرد، دوستش نداشت. آنچه در این قصه مطرح نمی‌شود این است که چرا مادر رضا در حق او چنین کاری کرد؟

 آن روز مادر رضا به پدررضا گفته بود که پیش از این‌که به خانه برگردد قدری حبوبات بخرد تا بتواند غذا بپزد. مرد که دست خالی به خانه برگشته بود، وقتی با پرسش مادر رضا مواجه شد، به‌طرز وحشیانه‌ای زن را کتک زد.

 پدر رضا چوپان بود و آن روز صاحب گله‌ به او اتهام زده بود که دلیل مرگ بُزش، سهل‌انگاری پدررضا در انجام وظایفش بوده و به‌همین دلیل او را اخراج می‌کند. مرد سرشکسته و سرافکنده به خانه برگشته بود و دیگر طاقت پرسش زن را نداشت، اما ماجرا از این هم جالب‌تر می‌شود؛ چون فردایش که آن بز را چکاپ می‌کنند، متوجه می‌شوند دلیل مرگ حیوان، خوردن یک کیسه پلاستیکی حامل پفک بود که در طبیعت رها شده و در معده بز گیر کرده بود.

قصه‌ها ما را نجات می‌دهند

 تصور کنید یک گردشگر یا یکی مثل من و شما، پلاستیک پفک را از ماشین پرت کرده بیرون و هرگز فکر نکرده که این رفتار ممکن است باعث ظهور فردی شود که ۲۱ تجاوز به عنف، ۳۲ سرقت و ده‌ها بزهکاری دیگر از او سرزده و جامعه را ناامن کرده است.

 این زبان، زبان قصه و معجزهٔ ادبیات و اثر هنر است که می‌تواند داستان‌سرایی کند، حالا ما اگر گلو پاره کنیم که آشغال را در طبیعت رها نکنید؛ به این‌دلیل که هزار سال طول می‌کشد تا تجزیه شود، اثربخشی هنر را ندارد. 

اثر پروانه‌ای در محیط‌زیست و اثر پروانه‌ای آگاهی کودک بر بزرگسالی

 پیچیدگی طبیعت یا اثرات متقابل در قالب اثر پروانه‌ای است. اصطلاح اثر پروانه‌ای (Butterfly Effect) در دههٔ ۱۹۶۰ از سوی ادوارد لورنز (Edward Lorenz)؛ استاد هواشناسی در انستیتوی فناوری ماساچوست _که در حال مطالعهٔ الگو‌های هوا بود_ ابداع شد. اثر پروانه‌ای یعنی اجزای طبیعت آن‌قدر با همدیگر مرتبط‌اند که ممکن است حرکت بال یک پروانه در آمازون، به طوفانی مهیب در هزاران کیلومتر آن سوتر منتهی شود.

 طبیعت ایران درگیر ماجرایی به نام سکوت شده است، در فصل اول کتاب اخیرم به نام پایداری ایرانی ماجرای سکوت را بررسی کرده‌ام. ما وقتی صدای انفجار می‌شنویم، نگران می‌شویم و آن صدا را معادل نزدیکی با مرگ می‌دانیم. در طبیعت، ماجرا برعکس است. اگر شما به طبیعت بروید و صدایی نشنوید، یعنی مرگ به آن طبیعت نزدیک است. وقتی صدای جیرجیرک‌ها را دیگر نشنویم مرگ به آن زیست‌بوم نزدیک است، در حالی که صبح‌ها قدیمی‌ها با این صدا بیدار می‌شدند.

 وقتی صدای حشراتی را که مسئول گرده‌افشانی گونه‌های طبیعی‌اند، نشنویم، یعنی حال طبیعت خرابِ خراب است. طبیعی‌دانانی که در نیمه اول قرن بیستم به طبیعت

ما وقتی صدای انفجار می‌شنویم، نگران می‌شویم و آن صدا را معادل نزدیکی با مرگ می‌دانیم. در طبیعت، ماجرا برعکس است. اگر شما به طبیعت بروید و صدایی نشنوید، یعنی مرگ به آن طبیعت نزدیک است. وقتی صدای جیرجیرک‌ها را دیگر نشنویم مرگ به آن زیست‌بوم نزدیک است، در حالی که صبح‌ها قدیمی‌ها با این صدا بیدار می‌شدند.

می‌رفتند، برای ضبط صداهای طبیعت با خودشان یک دستگاه ضبط صوت می‌بردند تا صداها را به‌عنوان خاطره‌ای شیرین در حافظهٔ پژوهشی خود نگهداری کنند. آن‌ها نمی‌دانستند که روزی این اسناد به یک سند هولناک و تکان‌دهنده تبدیل می‌شود. نسل بعدی پژوهشگران وقتی به همان مناطق می‌رفتند آن صداها را دیگر دریافت نمی‌کردند.

 مطابق پژوهشی که انجام شده، سرعت انقراض حیات وحش هزاربرابر بیشتر از چیزی است که قرار بود اتفاق بیفتد.  

قصهٔ یک مراقبت محلی از صدای طبیعت

وقتی ما می‌خواهیم درباره طبیعت صحبت کنیم، باید از گونه‌های به‌ظاهر بی‌صدا و خاموش مراقبت کنیم.‌ از این زاویه به روستایی در خراسان رضوی نزدیک می‌شوم که مردمش موظف‌اند در برکه‌ها و استخرهای‌شان تکه‌چوبی بیندازند تا پروانه‌ها، زنبور و حشراتی که می‌خواهند آب بنوشند، غرق نشوند، اعتقاد و باورشان بر این است که اگر حال این گروه از موجودات زنده در آبادی‌شان خوب باشد، درگیر سیل نمی‌شوند؛ چون پوشش گیاهی در کف رودخانه کامل است و می‌تواند هرزآب را کنترل کند. 

 ما در همین کشور نقاطی را داریم که به صدای طبیعت احترام می‌گذارند و اثر پروانه‌ای و ماحصل برآیندهای نتایج تحقیقات علمی را می‌فهمند. این فهم اتفاقی نیست. وظیفهٔ ما، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ادبا و نویسندگان است که به گسترش این زنجیره از آگاهی کمک کنند.

خشکیدن دریاچهٔ ارومیه به‌خاطر خطایی شناختی بود

 ما حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان هزینه کردیم تا بتوانیم دریاچه ارومیه را احیا کنیم و اشتباهات پیشین جبران شود. بسیاری از مردم از آن ناحیه مهاجرت کرده‌اند و بخش درخور توجهی از بومیان منطقه به‌شدت نگران‌اند. روستایی در قلمرو آذربایجان غربی در حوالی دریاچه وجود دارد که خانمی از آن منطقه توی کارگاه انجمن‌های محیط‌زیستی، صنایع‌دستی تولید می‌‌کرد و برای خودش در اوقات فراغت درآمد داشت و اوضاعش خوب بود تا این‌که محصول باغ سیبشان کم و کمتر شد، گرد نمک روی خاک نشست و خاک شور شد، همسرش ناچار شد مهرشهر کرج برود و آنجا سرایداری کند. مدتی این کار را ادامه داد و برای زن و دو فررندش خرجی می‌فرستاد. بعد از مدتی، دیگر پولی نفرستاد، بیکاری را بهانه کرد و به همسرش گفت برایش پول بفرستد. مرد معتاد شده بود، آن‌ها طلاق گرفتند. آن موقع من مسئول آموزش و مشارکت‌های سازمان محیط زیست بودم، آن خانم که دیگر در شهر خودش اجازه کار هم به او نمی‌دادند از من چاره می‌خواست.  

 خشکیدن دریاچهٔ ارومیه ناشی از خطای شناختی در این سرزمین بود که به‌بهانه‌هایی که شکل‌وشمایل خیر داشتند، مثل اشتغال، رونق کشاورزی و افزایش صادرات سیب به ترکیه، تولید چغندر قند و ارائه‌اش به خراسان رضوی و برای کارخانه‌های غرب ایران و حالا با تبعات سنگینش مواجهیم؛ تبعاتی چون فساد، بی‌بندوباری، طلاق، سرنوشت سخت و تلخ برای فرزندان.

 این روایت‌ها باید به شکل قصه تعریف شوند تا ماندگار شوند و با هزینه‌های کمتر، دولت‌مردان خودمان را راضی کنیم تا به‌سوی محیطِ‌زیست حرکت کنند تا محیطِ‌زیست طغیان نکند.

انتقال آب از خلیج‌فارس به تهران؛ چاره‌ای بسیار دور از زیست آگاهانه

به آقای مسئولی در شهرداری گفتم: چرا شما اجازه می‌دهید در این شهری که یک‌و‌یک دهم میلیارد متر مکعب سالانه آب

ما در همین کشور نقاطی را داریم که به صدای طبیعت احترام می‌گذارند و اثر پروانه‌ای و ماحصل برآیندهای نتایج تحقیقات علمی را می‌فهمند. این فهم اتفاقی نیست. وظیفهٔ ما، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ادبا و نویسندگان است که به گسترش این زنجیره از آگاهی کمک کنند.

در شرب و آب بهداشتی دریافت می‌کند، بخش درخورتوجهی‌اش به‌عنوان فاضلاب و پسماند از دسترس خارج شود؟ ما به‌راحتی با تصفیه این حجم از آب می‌توانیم بخش درخورتوجهی از نیازهای فضای سبز، ساختمان‌سازی، کارواش‌ها و... را برآورده کنیم. شما با این حجم بزرگ از آب چه می‌کنید؟

 مقام مسئول در پاسخ گفت که تا حالا توجه نکرده بودیم و همه‌اش دنبال این بودیم که خط انتقال آب از طالقان بیاوریم تهران و الان در پی این هستیم که از خلیج فارس خط انتقال آب بکشیم و با ۷۰۰ هزار میلیارد تومان بتوانیم مشکل آب تهران را حل کنیم.

 مشکل آب تهران وقتی حل می‌شود که همهٔ ما مطالبه‌مان این باشد که چگونه می‌توانیم کشور را پایدار نگه داریم. شهری که مطابق بررسی اکولوژیست‌ها در دهه ۵۰، برای حدود دوونیم تا سه میلیون نفر می‌تواند خدمات ارائه کند، حالا با سدسازی‌ها و تغییر مسیر رودخانه‌ها ۱۰ میلیون اقامت شبانه در آن ایجاد شده است و خود این مساله بحرانی جدی ایجاد کرده است. تهران سومین شهر نزاع‌خیز جهان است. این سبب شده است که سازمان زندان‌ها در تهران اعلام ورشکستگی کند. اگر به سازمان‌هایی چون حفاظت محیط زیست _که می‌توانند جلوی بسیاری از خسارت‌ها در بخش سلامت و بزهکاری را بگیرند_ توجه نکنیم، وقتی بودجه سازمان محیط‌زیست یک‌سوم بودجه شهرداری کاشان باشد، آن‌وقت تبعاتش در ابعادی بزرگ خودش را نشان می‌دهد.

 از دههٔ ۹۰ تا حالا ۳ بار نمایندگان مجلس شورای اسلامی درخواست انحلال سازمان حفاظت از محیط‌زیست را داده‌اند، تفکر بر این بوده که این سازمان جلوی چرخ توسعه را گرفته است. سازمان محیط‌زیست چقدر راه نرفته و کار نکرده دارد که چنین اتفاقی افتاده است.

 اگر بتوانیم با کمک این رخدادها و ماجراهایی که در رابطه انسان و طبیعت رخ داده است، به شکل موجز و اثرگذار به تصویر بکشیم، فرقی نمی‌کند در قالب مستندهای سینمایی باشد یا در قالب شعر یا در قالب قصهٔ خوب، کار ما را در چانه‌زنی با مدیران بالاتر راحت می‌کند.

آگاهی و راه‌حل‌های محیط‌زیستی

 بیلان کاری دیگری که شهرداری ارائه کرد اتوبوس برقی بود، ولی تامین انرژی اتوبوس‌ برقی چطور است؟ موقعی می‌شود از این اقدام دفاع کرد که برق اتوبوس‌ها از نیروگاه خورشیدی تامین شود. نیروگاه‌های خورشیدی می‌تواند چشم‌انداز امیدبخش ایجاد کند تا همهٔ اثرات متقابل کارهایمان را در این کشور ببینیم.

در راستای پاسداشت آنچه می‌شود از آن بهره برد، خوب است گفته شود اخیرا یکی از دوستان؛ خانم دکتر شیرزادی توانستند با کارخانه سیمان کرمانشاه توافق کنند تا از آردی‌اف‌ها؛ یعنی ۲۰ درصد پایانی زباله‌ها که بازیافت‌ناپذیراند، به‌عنوان سوخت جایگزین استفاده شود و ۵ میلیون دلار در مصرف گاز صرفه‌جویی شود، آن هم در شرایطی که ما با ناترازی انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. او تلاش می‌کند تا این رویه را به کارخانه‌های دیگر هم تعمیم دهد.

 

گزارش از مهدیه رشیدی

 


ارسال دیدگاه
captcha