مهربانی؛ گیاهی با ریشهٔ صبر و آگاهی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در زندگی روزمره، یک کار نیک میتواند شادی کوتاهمدت ایجاد کند، اما درست زمانیکه همین رفتار به شیوهٔ زندگی فرد تبدیل شود، در پی آن احساس خوشبختی شکل میگیرد و رضایت درونی به زندگی جمعی معنا میبخشد.
ایمی کروس روزنتال؛ نویسندهٔ کتاب «بیا مهربانی بکاریم» در داستان خود، کودک را از سطح رفتارهای مقطعی به تغییر و انتخابی درونی آگاه میکند. از دیدگاه او، مهربانی تصمیم وجودی و شیوهٔ زیستن است.
داستان دختری که مهربانی کاشت
داستان دربارهٔ دخترکی است که بهجای کاشتن دانهٔ پرتقال یا سیب، بیل و آبپاش بهدست میگیرد تا بذر مهربانی بکارد. مسیر او پرچالش است و تردید اطرافیان و سختیهای طبیعی _چون برف و باران_ سد راهش میشوند، اما همچنان به راه خود ادامه میدهد.
نقطهٔ اوج داستان زمانی است که دختر همهٔ مهربانی خود را میبخشد و احساس میکند چیزی برایش باقی نمانده است. بااینحال، وقتی به محل کاشتن مهربانی بازمیگردد، معجزهٔ بزرگی در انتظار اوست؛ حالا بهجای بذر مهربانی درختی پُربار روییده است.
منطق درونی استعارهٔ کاشتن
در طول داستان، مهربانی از یک مفهوم ذهنی به چیزی تبدیل میشود که قابلیت رشد دارد. این تبدیل، هستهٔ استعاری کتاب را شکل میدهد. کاشتن، صبرکردن، مراقبت و انتظار برای جوانهزدن، یادآور این حقیقتاند که ارزشهای انسانی فرآیندی زمانبراند و شکلگیریشان نیازمند شکیبایی است.
بنابراین، رشد مهربانی در داستان بهشکل روندی تدریجی روایت شده است. ازاینمنظر، موانعی مانند برف و باران فقط رویدادی طبیعی نیستند و سختیها و بیاعتمادی جامعه را در لباس نماد نشان میدهند؛ چراکه مهربانی در سطح خلأ شکل نمیگیرد و درست در دشواریهاست که امکان رشد و تکثیر آن فراهم میشود.
دختر همهٔ مهربانی خود را میبخشد و احساس میکند چیزی برایش باقی نمانده است. بااینحال، وقتی به محل کاشتن مهربانی بازمیگردد، معجزهٔ بزرگی در انتظار اوست؛ حالا بهجای بذر مهربانی درختی پُربار روییده است.
همچنین بازگشت دختر به محل کاشت مهربانی، پیامی ساده و روشن دارد: مهربانی با بخشیدن کم نمیشود، بلکه در ابعاد بزرگتری بر زندگی ما سایه میاندازد. کودک نیز درمییابد که بخشش بهمعنای ازدستدادن نیست و میتواند امکانی برای رشد فرد در کنار رشد دیگر افراد جامعه باشد. این نگاه، شالودهٔ اخلاقی داستان را میسازد.
مهرورزی؛ گیاهی با ریشههای آگاهی
اگر داستان «بیا مهربانی بکاریم» را از منظر اجتماعی بررسی کنیم، میتوانیم آن را تصویری از یک جامعهٔ برابر بدانیم. مهربانی در این روایت مانند درختی است که در ژرفای آگاهی جامعه ریشه دوانده است. جامعهای که در آن توجه به دیگری به عادت تبدیل شود، بهتدریج فضایی امن و قابلِاعتماد میشود؛ زیرا افراد احساس میکنند در سایهٔ همراهی و لطف یکدیگر حضور دارند.
درنهایت، کتاب با زبانی ساده بخشی از سازوکارهای اجتماعی را بهتصویر میکشد و نشان میدهد که کوچکترین رفتار هر انسان میتواند محیط زندگی او را دگرگون کند.
صبوری در مسیر رشد مهربانی
از منظر تربیتی، داستان توانسته مفهومی انتزاعی را به تجربهای دیداری تبدیل کند. بهیاری فضاسازی نویسنده، مخاطب کودک تنها آوازهٔ مهربانی را نمیشنود، آن را میبیند و در روند رشدش سهیم میشود. درمجموع، کتاب باتکیهبر یک استعارهٔ ساده دو پیام عمیق دارد:
۱- مهربانی اگر با صبر و توجه همراه شود، به بخشی از شخصیت هر فرد تبدیل میشود.
۲- مهرورزی مراقبت میخواهد، اما نتیجهٔ آن پایدار و گسترده است و میتواند کیفیت زندگی را بهبود ببخشد.
این اثر بهقلم ایمی کروس روزنتال و تصویرگری پیتر اچ. رینولدز است؛ همکاری موفقی که در آن استعارهای مفهومی بهیاری تصویر بالوپر گرفته است. کتاب «بیا مهربانی بکاریم» با ترجمهٔ غزال موسوی، برای گروه سنی ۳ تا ۹ سال نوشته شده و نشر پرتقال آن را در دسترس علاقهمندان قرار داده است.

یادداشت از نیلوفر بختیاری