نمیخواهم فقط تماشاگر باشم / میخواهم دیگران از من به عنوان فردی نیکوکار یاد کنند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، جامعه پیشاهنگان استان تهران، بیش از ده سال است در حوزه رشد و آموزش کودکان و نوجوانان فعالیت میکند. به گفته هدیه طالبی، دانشآموز پیشآهنگ، هدف از این کار، آموزش فرهنگ کار جمعی و مسئولیتپذیری گروهی است و کودکانی که در این مکتب رشد میکنند قرار است در آینده جزو مفیدترین افراد جامعه باشند. گفتوگوی خیر ایران را با او بخوانید.
لطفاً در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی عضو گروه پیشاهنگی هستید؟
من هدیه طالبی هستم، ۱۶ سال دارم و دانشآموز پایه یازدهم رشته علوم انسانی هستم. من از ۸-۷ سالگی، حدود ۱۰ سال است که پیشاهنگ هستم و در این حوزه فعالیت میکنم.
درباره جامعه پیشاهنگان استان تهران توضیح میدهید؟ این مجموعه دقیقا چه کاری انجام میدهد و شما در آن چه آموختهاید؟
این مجموعه میکوشد از خردسالی به کودکان آموزشهایی بدهد تا به بهترین افراد جامعه تبدیل شوند. شرکت در این دورهها سبب میشود ما افراد مسئولیتپذیرتری باشیم و بتوانیم نقش مؤثرتری در جامعه ایفا کنیم. من در این سالها آموزشهای گستردهای دیدهام و حضور در این گروه تأثیر زیادی بر زندگیام داشته است. روابط اجتماعیام تقویت شده و اعتمادبهنفسم افزایش پیدا کرده است. یاد گرفتهام که هر فردی، در هر سن و موقعیتی، میتواند کار مؤثری برای جامعه انجام دهد.
یکی از مهمترین چیزهایی که در پیشاهنگی یاد گرفتم، این بود که نباید فقط تماشاگر مشکلات دیگران باشیم. اگر کسی به کمک نیاز دارد، باید تا جایی که در توانمان است برای حل مشکل او تلاش کنیم و یا حتی با کارهای کوچک یک حس خوب به او بدهیم. اصلا شعار پیشآهنگی این است: حداقل روزی یک کار نیک؛ که این کار نیک گاهی میتواند در حق انسانها باشد و گاهی در حق طبیعت و محیطزیست. مثلا ما در یک روزهایی به پاکسازی طبیعت میرویم و اگر آنجا شرایط فراهم باشد به آموزش افراد در این زمینه میپردازیم.
چطور با این گروه پیشاهنگی آشنا شدید و چه شد که به عضویت آن درآمدید؟
گروه پیشاهنگی برای معرفی فعالیتهای خود و عضوگیری در همایشها و برنامههای مختلف حضور پیدا میکند. من هم زمانی که کلاس دوم دبستان بودم، در یکی از برنامههایی که به مناسبت روز دختر در سرای محلهمان برگزار شده بود، با این گروه آشنا شدم و از همان زمان و بهتدریج در برنامهها و آموزشهای آن شرکت کردم. استادان این مجموعه در این مسیر بسیار به من کمک کردند و زمینه یادگیری مهارتهای مختلف را برایم فراهم آوردند.
در این سالها چه مهارتهایی را در این مجموعه آموختهاید؟
ما در پیشاهنگی در کنار فعالیتهای فرهنگی، آموزشهای عملی و کاربردی داریم. برای مثال، کمکهای اولیه یکی از آموزشهای مهم ماست. در طبیعت ممکن است فردی دچار آسیبدیدگی شود؛ مثلاً دست یا پایش بشکند. در چنین شرایطی ما باید بتوانیم با استفاده از آموزشهایی که دیدهایم، عضو آسیبدیده را تا زمان رسیدن به مرکز درمانی ثابت نگه داریم و به فرد کمک کنیم. اما در کنار این آموزشها، من در این مجموعه در زمینههای مختلفی مانند گویندگی و تئاتر آموزش دیدهام. اینها از جمله علاقهمندیهای شخصی من بودند و هر زمان که درخواستی برای یادگیری مهارتی داشتیم، استادان تلاش میکردند راهی برای آموزش آن پیدا کنند.
در این مسیر حتما با دوستان همسن و سالی آشنا شدهاید که در زمینه نیکوکاری فعالیت دارند. از این دوستان و دوستیها بگویید.
من همیشه تلاش کردهام دوستانی را انتخاب کنم که با من در مسیر فعالیتها و علاقهمندیهایم همراه باشند تا باهم پیشرفت کنیم. در مدرسه هم با دوستانی ارتباط دارم که به فعالیتهای فرهنگی و پرورشی علاقهمندند. علاوه بر اینها ما در گروه پیشاهنگی حدود ۳۵ دختر و پسر بودیم که در کنار یکدیگر بزرگ شدیم و مهارتهای زیادی یاد گرفتیم. این فرصت خوبی بود تا ما همکاری و تعامل با دیگران را تجربه کنیم. ما در این مسیر روابط اجتماعی را یاد گرفتیم و آنجا همه واقعا باهم خواهر و برادر هستیم.
در یک هفته کاری شما چه اتفاقاتی میافتد؟ چه کارهایی انجام میدهید؟
مثلا اگر در جایی آتشسوزی اتفاق افتاده باشد و در مجاورت ما باشد و ما خبردار بشویم، امکان ندارد که ما به عنوان یک پیشاهنگ از این کمک دریغ کنیم. همین دستمالی که گردن من است که جزو فرم پیشآهنگی است کاربردهای زیادی دارد که غیر قابل باور است. مثلا در طبیعت این دستمال کمک میکند تا با آن دست یا پای فرد آسیب دیده را آتل بندی کنیم، اما این فقط یکی از کاربردهای آن است و کاربردهای دیگری هم دارد.
حضور در پیشاهنگی چه تغییری در شخصیت و رفتار شما ایجاد کرده است؟ اگر هدیه قبل از ورود به این گروه را با امروز مقایسه کنید، چه تفاوتی میبینید؟
حضور در پیشاهنگی باعث شد تجربههایی به دست بیاورم که شاید در شرایط عادی امکان تجربه کردنشان را نداشتم. من با پیشآهنگی در جایی قرار گرفتم که واقعا برایم غیر قابل باور بود. جزو آرزوهایم بود. مثلا در حوزه تئاتر ما با کمک اساتیدم توانستیم تئاتر روایت آب را اجرا کنیم. چون خیلی علاقه داشتم، واقعا این اتفاق برایم باارزش بود. من این جایگاه و اعتماد به نفسی که امروز دارم را از پیشآهنگی گرفتهام. البته نه اینکه اعتماد به نفس نداشتم. خانوادهام هم از ابتدا در تربیت من همیشه تلاش کردند اعتمادبهنفس و روحیه خوبی داشته باشم؛ اما پیشآهنگی فرصتهای تازهای برای رشد و تجربه در اختیارم قرار داد. آنجا بود که فهمیدم هر کس از کوچکترین نقطه تا بزرگترین نقطه میتواند در جایگاه خودش تاثیرگذار باشد.
آیا اعضای خانوادهتان هم در این مسیر همراه شما هستند؟
بله، من تکفرزند هستم و پدر و مادرم هر دو در این مسیر همراه من بودهاند. آنها همیشه از فعالیتهایم حمایت کردهاند. گاهی پدرم با وجود مشغله کاری، برنامههایش را هماهنگ میکرد تا بتواند مرا به محل برگزاری برنامهها برساند. مادرم هم در بسیاری از مراسم و فعالیتها همراه من بوده است. حمایت خانواده نقش مهمی در ادامه این مسیر داشته است.
از خاطراتی که در این سالها در پیشاهنگی داشتهاید، کدامیک برایتان ماندگارتر است؟
یکی از بخشهای جذاب آموزشهای ما، فعالیت در طبیعت است. در این برنامهها روشهای مختلفی مانند کمپ زدن، چادر زدن، گرهزنی و حفظ ایمنی در طبیعت را یاد میگیریم. همچنین تلاش میکنیم از طبیعت لذت ببریم و در عین حال، شیوه مراقبت از آن را بیاموزیم.
یکی از خاطراتی که برایم ماندگار شده، مربوط به چند سال پیش است. با تیم پیشاهنگی به طبیعت رفته بودیم تا آموزش ببینیم. برای اقامت به خانه یکی از اعضای گروه رفته بودیم که خانهای قدیمی بود و حیاط باصفایی داشت. ما در آنجا آموزشها را دیدیم و زمانی که میخواستیم آنجا را ترک کنیم استادمان از ما خواست تمام محوطه را تمیز کنیم. گفت ما اینجا را تمیز تحویل گرفتهایم و تمیز باید تحویل بدهیم. این نکته مهمی بود که من یاد گرفتم. علاوه بر این در آنجا درختهایی وجود داشت که صاحب خانه هر کدام را با یاد یکی از اصول پیشاهنگی کاشته بود. مثلا یکی از درختان به هدف کار نیک داشت رشد میکرد و دیگر درختها به هدفهای دیگر پیشآهنگی؛ از جمله هر روز، یک کار نیک.
پیشاهنگی چه اصول و قوانینی دارد؟ چقدر به این اصول در زندگی تان پایبندید؟
ما ۱۲ اصل و قانون در پیشاهنگی داریم که از جمله آنها میتوان به خواهری و برادری و حفاظت از طبیعت اشاره کرد. مثلا ما برای روز درختکاری همیشه همراه تیم پیشاهنگی هستیم و هر کداممان هر سال لااقل یک درخت میکاریم. چون بهویژه در شهری مانند تهران که با آلودگی هوا روبهروست، کاشت درخت و مراقبت از آن اهمیت زیادی دارد. در کل اصول پیشاهنگی برای من بسیار آموزنده بودهاند و تلاش میکنم در زندگی روزمره هم به آنها پایبند باشم.
به همه همسنوسالانم و کسانی که این گفتوگو را میبینند پیشنهاد میکنم اگر به فعالیتهای گروهی و کمک به دیگران علاقه دارند، پیشآهنگی را تجربه کنند. آموزشهایی که در این مسیر دریافت میکنیم، فقط برای یک دوره کوتاه نیستند؛ بسیاری از آنها تا پایان عمر همراه انسان میمانند و در موقعیتهای مختلف به کار میآیند. رشد در این مسیر مقطعی نیست، دائمی است.
برای آینده خودتان چه هدفی دارید؟ دوست دارید در ادامه این مسیر به کجا برسید؟
به نظرم اهداف انسان در مقاطع مختلف زندگی و با توجه به شرایطی که در آن قرار دارد، ممکن است تغییر کند. اما هدف اصلیام این است که در هر شغل و جایگاهی که قرار میگیرم، فرد مفیدی برای جامعه باشم و بتوانم به دیگران کمک کنم. دوست دارم وقتی کسی از من یاد میکند، بهعنوان فردی نیکوکار و خیر از من یاد کند. برای من مهم است که حضورم در زندگی دیگران تأثیر مثبتی داشته باشد.
آیا در حال حاضر مسیر شغلی مشخصی را برای آینده انتخاب کردهاید؟
بله، علاقهمندم در دانشگاه فرهنگیان تحصیل کنم و دبیر شوم. به نظرم دبیری میتواند در شکلگیری آینده کودکان و نوجوانان نقش مهمی داشته باشد. من دوست دارم به عنوان دبیر با بچهها دوست باشم و چیزهایی که در پیشاهنگی یاد گرفتهام را به آنها آموزش دهم. این بچهها و ما قرار است آینده کشورمان را بسازیم و به همین دلیل باید آموزش درستی ببینیم و درست بار بیاییم. برخی میگویند حقوق دبیری پایین است. برای من حقوق و مسائل مالی، مهمترین معیار انتخاب شغل نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که بتوانم مانند استادان خودم، از دوران کودکی به بچهها آموزش بدهم و در شکلگیری شخصیت و آینده آنها نقش داشته باشم. دوست دارم هر کودکی بداند که باید فرد مفیدی برای جامعه باشد.
اگر بخواهید در پایان صحبتهایتان پیامی برای نوجوانان همسنوسال خودتان داشته باشید، چه میگویید؟
میخواهم به همه نوجوانان بگویم که شما هر کدام آیندهساز این کشور هستید. شجاع باشید و نترسید. شما حتی با یک حرکت کوچک هم میتوانید به افراد زیادی کمک کنید و در پیشرفت جامعه نقش داشته باشید.
در پایان از استادانم به خصوص از استاد وثایق و استاد ایلبیگی، که در این مسیر همراهیام کردند، تشکر میکنم. همچنین از پدر و مادرم که همیشه از من حمایت کردند و کمک کردند در محیطهایی حضور داشته باشم که زمینه رشد و یادگیریام فراهم باشد، قدردانی میکنم.
گفتوگو از نیلوفر بختیاری