دعوتنامهٔ یک شاعر برای آشتی با طبیعت
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، گاهی در کوچپسکوچههای شلوغ بزرگسالی، دل آدمی برای سادگیِ ازدسترفته روزهای کودکی تنگ میشود. به همین بهانه، در آستانهٔ سالمرگ قیصر امینپور بر آن شدیم تا از شاعری بنویسیم که همواره به نیکی از روزهای کودکی خود یاد میکند و شعر و کودکی را همسایهٔ یکدیگر میداند؛ از مصداقهای این نگاه او، اثر پژوهشی «شعر و کودکی» است. مجموعهشعر نوجوان «بهقول پرستو» نیز از جمله آثار امینپور است که چنین نگرشی را بهروشنی بازتاب میدهد. اشعار این مجموعه دعوتی است صمیمانه به تماشای دوباره جهان با چشمان دقیق و مهربان کودکی.
عمدهمضامین کتاب «بهقول پرستو» به ستایش طبیعت و دعوت به درنگ در زیباییهای آن خلاصه میشود. همچنین برخی از این اشعار اعتراضی روشن به انسان مدرنی است که با طبیعت در ستیز است و از رسالت اصیل خود دور شده؛ به بیان دیگر، شاعر تلاش میکند با توصیف زیباییهای فراموششده در قالب ستایش فصلها، پرداختن به سیر تکاملی درختان و یادکرد زیباییهای روستا، از رازهای سربسته آنجهانی سخن بگوید و انسان را دوباره با خویشتنِ خویش آشتی دهد.
در ادامه، برای روشنترشدن این فضاها، شاهدمثالهایی از اشعار کتاب را مرور میکنیم.
بازگشت به طبیعت و تمرین و مهربانی با آن
امینپور در این اشعار از مهربانی طبیعت با انسان سخن میگوید و بهصراحت شعر خود را الهامگرفته از هستی سخاوتمند میداند. او همچنین از مخاطب خود میخواهد به دامن این زیباییها پناه ببرد. چنانکه در شعر «لحظه شعر گفتن» میخوانیم:
«فصل سبز رسیدن چه خوب است
میوه از شاخه چیدن چه خوب است
از سر برگ گل با نسیمی
مثل شبنم چکیدن چه خوب است
من که غیر از دلی ساده و صاف
در جهان هیچچیزی ندارم
مثل آیینه گاهی دلم را
روبهروی شما میگذارم»
وصف طبیعت بخشنده روستایی، بخش دیگری از درونمایههای مجموعهشعر حاضر است که نمود آن را بهروشنی در شعر «خوابهای طلایی» میبینیم:
«مردم روستای ما دیشب
خواب یک خرمن طلا دیدند
خواب یک مزرعه پر از خورشید
که از آن خوشهخوشه میچیدند
صبح تعبیر شد، پس از باران
خوابهای طلایی مردم
چیست تعبیر خواب آنها چیست
خوشههای طلایی گندم»
همچنین در «ترانهای برای درخت» در ستایش داراییهای طبیعی و ماهیت سبز هستی میخوانیم:
«تو اگر نبودی ای درخت سبز
شاخهای نبود و لانهای نبود
بر لب پرنده روی سیم برق
شوق خواندن ترانهای نبود»
اعتراض به طبیعتستیزی انسان مدرن
از سوی دیگر، امینپور راوی بیمهری انسان با طبیعت است و رسالت شاعری خود را در به تصویر کشیدن زخمهای پنهان آدمی میداند:
«پارهسنگی در آسمان چرخید
بال گنجشک کوچکی لرزید
چیزی از شاخه بر زمین افتاد
کسی از روی شیطنت خندید
شاعری روی دفترش خم شد
شانههایش ز درد تیر کشید
قطرهای از قلم به کاغذ ریخت
دفتر از درد بر خودش پیچید»
همچنین در شعر «کشف قفس» در اعتراض به ستیز انسان با جهان پیرامونش میسراید:
«چرا مردم قفس را آفریدند
چرا پروانه را از شاخه چیدند؟
چرا پروازها را پر شکستند؟
چرا آوازها را سر بریدند؟»
اشعاری برای ماه مهرِ مهربان
تعدادی از اشعار این مجموعه نیز به وصف حالوهوای پرشور مهرماه و فصل پاییز اختصاص دارد؛ ازجمله در شعر «سرود ماه مهر» شاعر ماه «مهر» را با مفهوم اصیل مهربانی پیوند میدهد:
«این ماهْ ماه مهر است
ماهی که آسمانیست
ماهی که نام خوبش
سرفصل مهربانیست
ما غنچههای مهریم
گلهای باغ فردا
پاییز برگریزان
فصل شکفتن ما»
شعری در توصیفِ خدای بیکینه
در یکی از مثنویهای این مجموعه به نام «پیش از اینها»، شاعر با نگاهی کودکانه به توصیف خدا میپردازد تا نشان دهد باورهای خشک و افراطی چگونه ذهن نوجوان امروز را نسبت به خالق هستی مضطرب میکند؛ او این نگرش را در قالبی روایی و با بیانی معصومانه توصیف کرده و سپس به تصحیح و بازتعریف آن پرداخته است:
«مهربان و ساده و بیکینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم نامی از نشانهای اوست
حالتی از مهربانیهای اوست
قهر او از آشتی شیرینتر است
مثل قهر مهربان مادر است»
علاوهبراین، شاعر در اشعاری دیگر، همچون شعر «کشف قفس»، آگاهانه و عاشقانه زیستن را پلی مطمئن به سوی خودشناسی میداند:
«خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا میخواست باغ آسمانها
به روی ما همیشه باز باشد
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند»
مجموعهشعر «بهقول پرستو» سروده زندهیاد قیصر امینپور، نخستینبار در سال ۱۳۷۵ از سوی نشر افق راهی بازار منتشر شد و بعدها بارها تجدید چاپ شد.
این اثر که با تصویرسازیهای «کبری ابراهیمی» آراسته شده، بهطور مشخص خطاب به مخاطب نوجوان است، اما به دلیل سادگیِ توأم با پختگیاش برای بزرگسالان نیز خواندنی خواهد بود. از دیگر آثار ماندگار قیصر امینپور در زمینهٔ شعر کودک و نوجوان میتوان به منظومه «ظهر روز دهم»، «مثل چشمه، مثل رود» و «بیبال پریدن» اشاره کرد؛ دفترهایی که هریک گواه دغدغه شاعر نسبت به هوش عاطفی نسلهای فردا هستند.
نیلوفر بختیاری