کد خبر:۶۲۰۹
به مناسبت روز خبرنگار:

هم‌افزایی در سایهٔ استقلال؛ روزنامه‌نگاری اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد در اکوسیستم بین‌المللی غیردولتی‌ها

نسبتِ روزنامه‌نگاریِ اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد، در تجربهٔ بین‌المللی، از همکاریِ ساده فراتر رفته و به نوعی اتحادِ راهبردی رسیده است. این یادداشت، با تکیه بر منابعِ معتبرِ جهانی، ابعادِ این رابطه را از تبدیلِ داده به روایت، تا اخلاقِ همکاری و ظرفیت‌سازی، بررسی می‌کند. تأکیدِ اصلی بر سه اصلِ استقلال، شفافیت و اتکا به شواهد است؛ چراکه بدونِ این سه، هر همکاری به اعتمادِ عمومی آسیب خواهد زد. حاصلِ این نگاه، هم‌افزایی‌ست؛ نه وابستگی.

 «روزنامه‌نگاری» و «جامعهٔ مدنی»

  به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در سال‌های اخیر، ادبیاتِ روزنامه‌نگاریِ جهانی، توجهِ فزاینده‌ای به نقشِ «روزنامه‌نگارانِ اجتماعی» در کنارِ سازمان‌های مردم‌نهاد داشته است. از شبکهٔ «روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور» تا راهنماهایِ «شبکهٔ جهانی روزنامه‌نگاری تحقیقی»، همگی بر این نکته تأکید دارند که همکاریِ این دو نهاد، زمانی به تأثیرِ پایدار می‌رسد که از «همکاریِ خبری» به «اتحادِ راهبردی» ارتقا یابد. این یادداشت، با تکیه بر این منابع و تجربه‌هایِ بین‌المللی، نسبتِ روزنامه‌نگاریِ اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد را از منظرِ هم‌افزایی، اخلاق و ظرفیت‌سازی بررسی می‌کند.

 روزنامه‌نگار اجتماعی» (Social Journalist) که در برخی ادبیات رسانه‌ای با عنوان «سوجو» (SoJo) نیز شناخته می‌شود، به روزنامه‌نگاری گفته می‌شود که بر مسائل اجتماعی، روایت‌های محلی و زندگی مردم متمرکز است. این خبرنگاران که اغلب در رسانه‌های حرفه‌ای، پلتفرم‌های دیجیتال یا پروژه‌های مشترک با سازمان‌های مردم‌نهاد فعالیت می‌کنند، می‌کوشند صداهایی را به گوش جامعه برسانند که در جریان اصلی رسانه‌ای کمتر بازتاب می‌یابند.

 بقای سازمان‌های مردم‌نهاد تنها به کیفیت خدمات میدانی وابسته نیست؛ آنها باید بتوانند مسئلهٔ خود را در گفت‌وگوی عمومی زنده نگه دارند. از این منظر، هر سازمان مردم‌نهاد با دو مأموریت ارتباطی انتقال ارزش‌های بنیادینِ خود به جامعه و درگیر نگه‌داشتنِ ذی‌نفعان و حامیان، روبه‌راست. در همین نقطه، روزنامه‌نگاری اجتماعی می‌تواند نقشی فراتر از «پوشش خبریِ یک نهاد خیریه» ایفا کند و به عاملی برای دگرگونیِ نگاه عمومی تبدیل شود.

 رابطهٔ روزنامه‌نگاران و سازمان‌های مردم‌نهاد، رابطه‌ای تازه نیست. سال‌هاست خبرنگاران برای دسترسی به اطلاعات میدانی، کارشناسان یا قربانیانِ یک بحران به سراغ سازمان‌های مدنی می‌روند و این سازمان‌ها نیز برای انعکاس دغدغه‌های خود به رسانه نیاز دارند. با این حال، مرز میانِ این دو حوزه همواره حساس بوده است. روزنامه‌نگار اجتماعی قرار نیست روابط‌عمومیِ یک سازمان مردم‌نهاد باشد و سازمان نیز نمی‌تواند از خبرنگار اجتماعی انتظار داشته باشد روایتِ مدنظر را بی‌چون‌وچرا بازتاب دهد.

 رشد توانِ سازمان‌های مردم‌نهاد در جمع‌آوری داده و مستندسازیِ تخصصی، مرز میانِ «تولیدکنندهٔ اطلاعات» و «منبع اطلاعات» را تا حدی محو کرده است. امروز بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد خود صاحب بانک‌های اطلاعاتی، تیم‌های تحقیق و شبکه‌های میدانی هستند و رسانه‌ها نیز برای فهمِ مسائل پیچیده به این ظرفیت‌ها نیاز دارند و در چنین شرایطی شکل‌دهی به نوعی «اتحاد راهبردی» (Strategic Alliance) و مشارکتی که در آن هر طرف، منابع و دانش خود را برای هدفی مشترک به میدان می‌آورد، بی‌آنکه استقلال حرفه‌ای‌ را از دست بدهند، کمک کننده است.

تبدیل داده به داستان؛ نقشِ روزنامه‌نگار اجتماعی

بخش مهمی از فعالیتِ سازمان‌های مردم‌نهاد با داده و آمار سروکار دارد، برای مثال تعداد کودکان بازگشته به مدرسه، حجم کمک‌های توزیع‌شده، تعداد خانواده‌های تحت پوشش، این اعداد برای سنجش عملکرد ضروری‌اند، اما به‌تنهایی به ندرت می‌توانند دل مخاطب را به لرزه درآورند. عدد می‌گوید «هزار خانواده» با یک مسئله روبه‌رو هستند؛ روزنامه‌نگاری اجتماعی نشان می‌دهد که زندگیِ یکی از همین خانواده‌ها چگونه تحت تأثیر آن مسئله قرار گرفته است.

 روزنامه‌نگار اجتماعی، داده‌های خام را به روایت‌هایی تبدیل می‌کند که نابرابری‌ها، خلأهای نهادی و واقعیت‌های نادیده‌گرفته‌شده را آشکار می‌سازند. وظیفهٔ او فقط این نیست که بگوید سازمان چه کرده، بلکه باید نشان دهد چرا آن کار اهمیت دارد و چه پیوندی میانِ تجربهٔ یک فردِ واقعی و راه‌حلِ ارائه‌شده برقرار است. در جهانی که مخاطبان هر روز با حجم عظیمی از پیام روبه‌رو هستند، گاهی تفاوت میانِ بی‌تفاوتی و اقدام، فقط در شیوهٔ روایتِ یک مسئله نهفته است.

 در روایت‌گری یک خبرنگار اجتماعی، ارتباطات فقط مسئلهٔ «دیده‌شدن» نیست، بلکه مسئلهٔ «صدا» است. چه کسی امکانِ سخن گفتن دارد؟ چگونه سخن می‌گوید؟ و داستانِ چه کسی شنیده می‌شود؟ در این رویکرد، روایتِ مدنی نباید تنها در لحظهٔ بحران دیده شود، بلکه باید از مقاومت، همبستگی و تلاشِ انسان‌هایی بگوید که برای تغییرِ شرایط خود دست به اقدام زده‌اند.

پلی میانِ سازمان مردم‌نهاد و جامعهٔ محلی

 یکی از خطرهایی که سازمان‌های مردم‌نهاد را تهدید می‌کند، فاصله‌گرفتن تدریجی از واقعیتِ روزمرهٔ مردمی است که برای آنها فعالیت می‌کنند. ساختارهای اداری بزرگ‌تر می‌شوند، شاخص‌های ارزیابی پیچیده‌تر می‌گردند و گاهی در میانِ این فرایندها، صدای همان فردی که قرار بوده محورِ فعالیت باشد، کم‌رنگ می‌شود. روزنامه‌نگاری اجتماعی می‌تواند این چرخه را برهم بزند.

 «آدریان میهالتسیانو»، مدیر تحریریهٔ خبرگزاری اجتماعی «پرس وان» (PressOne) در رومانی، همکاری با جامعهٔ مدنی را «خیابانی دوطرفه» توصیف می‌کند. از نگاه او، رسانه نباید فقط نشان دهد چه چیزی خراب است، بلکه باید بررسی کند چه راه‌حل‌هایی پیش‌تر توسط سازمان‌های مدنی و جوامع محلی آزموده شده‌اند. سازمان‌های مردم‌نهاد اغلب تخصص و اطلاعاتی در اختیار دارند که برای یک تحریریه به‌سادگی در دسترس نیست. در مقابل، روزنامه‌نگار می‌تواند این اطلاعاتِ تخصصی را به زبانی عمومی و قابل‌فهم برای جامعه ترجمه کند و هم‌زمان، صدای جامعه را به گوشِ مدیرانِ سازمان برساند.

 روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور

 یکی از حوزه‌هایی که می‌تواند رسانه و جامعهٔ مدنی را به هم نزدیک کند، «روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور» (Solutions Journalism) است. بخش قابل‌توجهی از روزنامه‌نگاری سنتی بر مشکلات اجتماعی چون فساد، فقر و غیره تمرکز دارد اما اگر روایت اجتماعی یک خبرنگار دائماً در نقطهٔ شکست متوقف شود، مخاطب پس از مدتی با احساسِ ناتوانی و ناامیدی روبه‌رو می‌شود. روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور در حوزره اجتماعی، یک پرسشِ دیگر نیز مطرح می‌کند: چه کسی برای حلِ این مسئله کاری کرده و نتیجهٔ آن چه بوده است؟

 شبکهٔ غیردولتی «روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور» (Solutions Journalism Network) در پژوهش‌های خود نشان داده که مخاطبانِ گزارش‌های راه‌حل‌محور، در مقایسه با کسانی که صرفاً گزارشِ مسئله‌محور می‌خوانند، آمادگیِ بیشتری برای مشارکتِ مثبت در جامعه از خود نشان می‌دهند. بنابراین، سرمایه‌گذاری روی روایت‌گریِ حرفه‌ای، دیگر یک هزینهٔ تبلیغاتی برای سازمان مردم‌نهاد نیست، بلکه بخشی از فرایندِ ساختنِ جامعه‌ای از حامیانِ آگاه و آمادهٔ مشارکت است.

با این حال، تحقیقات این شبکه نشان می‌دهد که اصلاحاتِ نهادیِ مبتنی بر گزارش‌های تحقیقی، بیش از آنکه از «مدلِ بسیج‌گری عمومی» (Mobilization Model) نشأت بگیرند ــ که در آن خشمِ عمومی، مقامات را به اصلاح وادار می‌کند ــ اغلب از «مدلِ ائتلافی» (Coalition Model) پیروی می‌کنند؛ یعنی ائتلافی که خودِ روزنامه‌نگاران با گروه‌های کنشگر ایجاد می‌کنند. بدون چنین ائتلافی، حتی افشاگری‌های بزرگ نیز ممکن است به‌سرعت به فراموشی سپرده شوند و به تغییرِ ملموس منجر نشوند.

 به‌بیانِ ساده‌تر، در مدلِ بسیج‌گری عمومی، خبر یک گزارش می‌ماند که پس از چند روز فراموش می‌شود. اما در مدلِ ائتلافی، همان گزارش به دستِ سازمان‌های مردم‌نهاد و کنشگرانِ اجتماعی می‌رسد و آنها آن را به یک «فرایندِ مشارکتی» تبدیل می‌کنند؛ فرایندی که در آن، خودِ مردم، دربارهٔ مسئله‌ای که با آن زندگی می‌کنند، آگاه‌تر می‌شوند، صدایشان را پیدا می‌کنند و برای تغییرِ شرایطِ زندگیشان دست به اقدام جمعی می‌زنند. به‌همین دلیل است که  تأثیرِ گزارش‌هایی که با ائتلافِ روزنامه‌نگاران و کنشگرانِ مدنی همراه می‌شوند، نه فقط در تغییرِ قوانین، که در «تحولِ گفتمانِ عمومی» و «توانمندسازیِ جوامعِ محلی» نمود پیدا می‌کند؛ و این، همان معنایِ واقعیِ کنشگریِ اجتماعی است.

اخلاقِ همکاری؛ جایی که استقلال و هم‌افزایی به تلاقی می‌رسند

 هر همکاریِ مؤثر میانِ یک روزنامه‌نگارِ اجتماعی و یک سازمانِ مردم‌نهاد، پیش از هر چیز، نیازمندِ شفافیت در «قواعدِ بازی» است. سه اصلِ اساسی در این میان وجود دارد که بدونِ آنها، هر همکاری، به اعتمادِ عمومی آسیب خواهد زد:

  • نخست، استقلالِ تحریریه. خبرنگار باید بتواند پرسش کند، نقد کند و حتی اگر شواهد خلافِ روایتِ سازمان باشد، آن را گزارش کند. سازمانِ مردم‌نهاد نیز باید این حق را برای خبرنگار محفوظ بداند و در فرایندِ تولیدِ محتوا، دخالتِ مستقیم نداشته باشد.
  • دوم، شفافیت در همکاری. مخاطب باید بداند که این گزارش با همکاریِ کدام سازمانِ مردم‌نهاد تولید شده و اگر حمایتِ مالی یا لجستیکی در کار بوده، این موضوع، صریحاً اعلام شود. پنهان‌کاری در این حوزه، سرمایهٔ اعتماد را که مهم‌ترین داراییِ هر دو طرف است، از بین می‌برد.
  • سوم، اتکا به شواهدِ قابل‌راستی‌آزمایی. نه سازمان باید انتظار داشته باشد خبرنگار، روایتِ مدنظرِ او را بدونِ بررسی منتشر کند و نه خبرنگار، سازمان را صرفاً به‌عنوانِ منبعی بدونِ نقد بپذیرد. تنها چیزی که تعیین‌کنندهٔ نهاییِ روایت است، داده‌ها و شواهدِ میدانیِ قابلِ ارجاع هستند.

 طبیعی است که در همکاریِ دو نهاد با دو فرهنگِ کاریِ متفاوت، گاهی تنش‌هایی رخ دهد. اما این تفاوت‌ها، با گفت‌وگویِ مستمر، به‌اشتراک‌گذاریِ اطلاعات و تعیینِ مرزهایِ روشن از ابتدا، می‌توانند به فرصتی برای درکِ متقابل تبدیل شوند. در نهایت، مرزِ اخلاقیِ این همکاری، جایی است که هر دو طرف، استقلالِ خود را حفظ کنند و در عین حال، از هم‌افزاییِ توانایی‌هایشان برای روایتِ بهترِ یک مسئلهٔ اجتماعی بهره ببرند.

 ظرفیت‌سازی؛ همکاری که باید چیزی باقی بگذارد

 یکی از ابعادی که در همکاریِ رسانهٔ اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، «ظرفیت‌سازی» (Capacity Building) است. اگر یک پروژهٔ مشترک، پس از پایان، صرفاً به مجموعه‌ای از گزارش‌ها و اخبار محدود شود و به ارتقایِ دانش یا تواناییِ هیچ‌یک از طرفین نیانجامد، بخش مهمی از ظرفیتِ بالقوهٔ همکاری، تحقق نیافته است. یک همکاریِ مؤثر، باید دستاوردی ماندگار مانند ارتقایِ مهارت‌های حرفه‌ای، بهبودِ فرایندهای مستندسازی، توسعۀ شبکه‌های تخصصی و یا غنی‌سازیِ بانک‌های اطلاعاتی، بر جای بگذارد.

 در برخی از کشورها، سازمان‌های مردم‌نهاد فراتر از همکاریِ نقط‌های با رسانه‌ها، در آموزشِ روزنامه‌نگارانِ محلی یا شکل‌دهی به شبکه‌هایِ تخصصی نیز نقش‌آفرینی کرده‌اند. «اَدیسا آمانور-ویلکس» (Adisa Amanor-Wilks)، متخصصِ روابطِ رسانه‌ای، بر این نکته تأکید دارد که سازمان‌های مردم‌نهاد در کشورهایِ در حال توسعه، می‌توانند از طریقِ به‌اشتراک‌گذاریِ تجربه و دانش، حمایت از برنامه‌هایِ آموزشی یا ایجادِ شبکه‌هایِ همکاریِ تخصصی، به تقویتِ پایدارِ رسانه‌هایِ محلی کمک کنند. چنین رویکردی، اگر با رعایتِ کاملِ استقلالِ رسانه‌ای همراه باشد، نه به نفعِ یک سازمانِ خاص، بلکه به سودِ کلِ اکوسیستمِ اطلاع‌رسانیِ جامعه عمل خواهد کرد.

 هم‌افزایی، نه وابستگی

 رابطهٔ مطلوبِ میانِ سازمان‌های مردم‌نهاد و روزنامه‌نگارانِ اجتماعی را شاید بتوان با یک واژه خلاصه کرد: هم‌افزایی. سازمان‌های مردم‌نهاد، تجربهٔ میدانی، داده‌هایِ تخصصی و ارتباطِ مستقیم با مردم را به این رابطه می‌آورند. روزنامه‌نگارِ اجتماعی نیز فاصلهٔ انتقادی، مهارتِ تحقیق، راستی‌آزمایی و قدرتِ تبدیلِ اطلاعاتِ پراکنده به روایتیِ قابل‌فهم را به اشتراک می‌گذارد. حاصلِ این ترکیب، چیزی فراتر از یک گزارشِ خبریِ معمولی و روایتی مستند، اخلاقی و اثرگذار  است که می‌تواند نگاهِ جامعه را به یک مسئله تغییر دهد.

منابع:

gijn.org

medium.com

crisisgroup.org


ارسال دیدگاه
captcha