سهم زنان در مشروطه؛ از اهدای زیورآلات برای بانک ملی تا ساخت مدرسه و یتیمخانه
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در بستر پرتلاطم انقلاب مشروطه، زنان ایرانی فراتر از نقشهای سنتی، خود را بهعنوان کنشگرانی تأثیرگذار در عرصههای ملی، اقتصادی و اجتماعی مطرح کردند. آنان نهتنها با اهدای طلا و زیورآلات خویش، سرمایه اولیه بانک ملی را فراهم آوردند و در برابر وامهای خارجی ایستادگی کردند، بلکه با حمایت از تولیدات بومی و مشارکت در مجاهدتهای دفاعی، عزمی راسخ برای صیانت از استقلال کشور به نمایش گذاشتند. همزمان، تأسیس انجمنهای زنان و بنیاد نهادن مدارس خیریه برای دختران بیبضاعت و بزرگسالان، افق تازهای را در گسترش آگاهی و عدالت آموزشی گشود. این زنان پیشگام، با تلفیق دغدغههای وطنی و کنشهای عامالمنفعه، نهتنها همراهان وفادار مشروطه، بلکه معماران تحولاتی ماندگار در مسیر نوگرایی و استقلال مالی و فرهنگی ایران بودند.
زنان در تاسیس بانک ملی نقش داشتند
در جریان انقلاب مشروطه با توجه به آنکه برخی از مسائل جدید به عنوان دغدغههای ملی قلمداد میشوند طبیعتا پدیدههای اجتماعی و امورعام المنفعه و خیریه نیز تحت تاثیر دغدغههای جدید قرار میگیرند. بعد از انقلاب مشروطه، زمانی که قانون اساسی شکل گرفت و مجلس شورای ملی بنیان گذاشته شد، اولین مجلس در راستای حرکت در سمت استقلال مالی و رفع مشکل کمبود سرمایه کشور، تصمیم به ایجاد بانک ملی گرفت که طبیعتا شکل گیری چنین بانکی نیازمند سرمایه اولیه بود. در این میان «سید جمال واعظ» از زنان و مردان خواست تا نهایت تلاش خود را برای تاسیس بانک و جمعآوری پول مبذول دارند. از این رو زنان همراه با مردان در تامین سرمایه مورد نظر همراهی کردند تا آنجا که زنان طلا و زیورآلات خود همچون گوشواره و دستنبد را برای ادای قرض دولت و تاسیس بانک ملی و تامین سرمایه آن بانک تقدیم داشتند و در این مسیر با یکدیگر رقابت نمودند. به طوری که در تهران مبلغ یک میلیون تومان فراهم گردید و مردم آذربایجان متعهد شدند که همین مقدار مبلغ را جمعآوری کنند.
استفاده از منسوجات داخلی
در این مسیر زنان حتی از وسایل خانه خویش نیز نگذشتند. برای نمونه یک زن بیوه و تهیدست چند تکه از وسایل خانهاش را به مجلس شورای ملی میبرد تا در راستای تاسیس بانک هزینه گردد. البته این بخشندگی زنان محدود به گروههای تهیدست نمیشد زنی که مبلغ پنج هزار تومان به وی ارث رسیده بود تمامی آن را در این مسیر هدیه نمود.
از سوی دیگر وقتی دولت برای امور جاری خود نیازمند قرضه خارجی بود زنان ضمن ابراز مخالفت با اخذ قرضه خارجی که وابستگی را به همراه داشت اعلام نمودند که حاضرند وسایل خانه خود را بفروشند و به صورت بلاعوض در اختیار دولت قرار دهند تا ناگزیر به قرضه خارجی نباشد و در مقابل به تشکیل بانک ملی تاکید داشتند. از سوی دیگر در جنبش حمایت از کالای بومی و عدم خرید منسوجات وارد شده اروپایی مشارکت مینمودند. تا جایی که زنان تبریز در اجتماعی ضمن تحریم کالاهای بیگانه از مردم خواستند که برای مدتی لباسهای کهنه خود را بپوشند و به تولید منسوجات داخلی چشم بدوزند.
حمایت از مجاهدین توسط زنان تبریزی
در دوران استبداد صغیر زنان تبریزی نیز بعد از آنکه صندوق اعانه تشکیل شد با وجود آنکه در محاصره قرار داشتند و خود نیازمند بودند، طلاهایشان را میفروختند و به صندوق اعانه تقدیم میکردند. همراهی زنان تبریزی به همین جا ختم نمیشد بلکه آنها در میانه جنگ نیز مجاهدین را پشتیبانی مینمودند. این پشتیبانی در شکل فعالیتهایی همچون؛ پخت و رساندن غذا به سنگرهای مجاهدین، دوخت لباس و بافتن جوراب، پرکردن پوکههای خالی فشنگ، پخش شبنامه و خبر، مراقبت و پرستاری از زخمیهای جنگ انجام میگرفت.
بعد از آنکه مشروطه خواهان بر مستبدین فائق آمدند و دوران دوم مشروطه شکل گرفت، دوران جدیدی از نوگرایی و تلاش در راستای صیانت از استقلال ملی کشور آغاز گردید. زنان نیز طبیعتا در جریان نوگرایی سهمی به سزا داشتند. آنها با ازخودگذشتگی و فداکاری و تکاپوهایی خیرانه دغدغههای ملی و اجتماعی خویش را دنبال مینمودند. زنان با حضور انجمنها به شکل منسجمتر اهداف خیرانه خویش را پیگیری میکردند.
انجمن «مخدرات وطن» که در سال ۱۳۲۸ ق در تهران به وسیله شصت نفر از زنان فعال ایرانی برپا گردید به وسیله بانو آغا بیگم (دختر شیخ هادی نجم آبادی مجتهد ترقی خواه و آزاد اندیش) اداره می شد. این انجمن علاوه بر آنکه اهدافی همچون دفاع از استقلال میهن، ممانعت از دریافت وام خارجی، جلوگیری از خرید و مصرف کالاهای خارجی را دنبال مینمود، مصرف کالاهای میهنی و پوشیدن لباس دوخته شده از پارچههای وطنی را ترویج مینمود.
از کارهای خیرانه و قابل توجه این انجمن ساخت یک مدرسه شبانهروزی برای دختران خانوادههای بیبضاعت در جنوب تهران بود. به گونهای که حدود صد دانشآموز در این مدرسه به صورت رایگان تحصیل میکردند. احداث کلاسهای آموزشی برای بزرگسالان و دایر کردن یتیمخانهها از دیگر فعالیتهای خیرانه اعضای این انجمن میباشد.
«مریم عمید» ملقب به مزین السلطنه نیز انجمنی در تهران تاسیس نمود که این انجمن نیز اهدافی همچون ترویج مصرف کالاهای وطنی، ارتقا صنایع هنری دختران و ترویج و گسترش سطح آگاهی زنان را دنبال مینمود. مزین السلطنه دو مدرسه تاسیس نمود و اداره آنها را به عهده داشت.
«جمعیت نسوان وطن خواه» دیگر انجمنی بود که توسط محترم اسکندری از نزدیکان دربار تاسیس گردید. این انجمن از حقوق زنان حمایت مینمود. محترم اسکندری با وجود داشتن معلولیت و عمر کوتاه، برای زنان کلاسهایی ترتیب داد و به آموزش آنها پرداخت.
شرکت «خواتین اصفهان» دیگر انجمنی بود که توسط صدیقه دولت آبادی تاسیس گردید و دارای هفتهنامهای به نام «زبان زنان» بود. انجمن خواتین اصفهان در توسعه و ترویج آموزش دختران به شکل خیرانه اقدام مینمود. از جمله مدرسه دخترانه «مکتب خانه شرعیات» که در سال ۱۲۹۶ ش در اصفهان تاسیس گردید.
دولت آبادی بعدا اقدامات خود را در تهران ادامه داد. در شمال و شهر رشت نیز جمعیت پیک سعادت نسوان تشکیل شد. در سال ۱۲۹۷ ش این جمعیت یک دبستان سه کلاسه برای زنان و دختران دایر کرد.
علاوه بر انجمنها زنانی نیز بودند که به تنهایی اقدام به ایجاد مدارس خیرانه مینمودند. از جمله این زنان خیّر میتوان از «بی بی وزیرف» یاد کرد که «دبستان دوشیزگان» را تهران بنیاد نهاد. وی که برای دختران بیخانمان پروشگاهی ایجاد کرده بود اگر از یک خانواده فقیر دو دانش آموز در مدرسه اش حضور داشتند از یکی از آنها پول دریافت نمینمود. در این راستا «دره المعالی» دیگر زنی است که از اعضای «انجمن مخدرات وطن» به شمار میرود. از طریق ثروتی که از طریق پدرش (علی شمس المعالی پزشک مخصوص ناصرالدین شاه) به وی رسیده بود تعدادی مدرسه مخدرات را در تهران تاسیس نمود.
انجمنهای زنان با استفاده از روشهای مختلف اقدام به جمعآوری کمکهای مردمی و اعانه مینمودند. به عنوان مثال «انجمن نسوان وطن» در سال ۱۲۸۹ ش اقدام به برگزاری نمایش در پارک اتابک مینمود به گونهای که جمعیتی بالغ بر پنج هزار زن در این برنامه حضور پیدا مینمودند از طریق همین نمایش مبلغ چهارصد تومان برای تاسیس مدرسه برای دختران یتیم و کلاسهای آموزش بزرگسالان و احداث درمانگاه زنان جمعآوری گردید.
فعالیتهای خیرانه و عامالمنفعه انجمنهای زنان باوجود مخالفتهایی که در مسیر ترویج آموزش زنان وجود داشت باعث شد تا مدارس دختران افزایش یابند. تا جایی که روزنامه شکوفه در یک شماره خود در سال ۱۲۹۲ ش از وجود شصت و سه مدرسه دخترانه در تهران یاد میکند که فعال هستند و حدود دوهزار پانصد دانش آموز دختر در آنها مشغول به تحصیل هستند به گونهای که از هر هفت دانش آموز یک نفر دختر میباشد.
در مجموعه روح تعاون و همکاری زنان در انقلاب مشروطه بر محورهایی همچون ترویج مفاهیم مشروطه خواهی و حمایت از انقلاب مشروطه، ترویج آموزش زنان، حمایت از کالاهای میهنی و حفظ استقلال سیاسی و مالی کشور متمرکز میگردید از همین رو فعالیتهای خیرانه زنان و اعضای انجمنها نیز اغلب به سمت همین اهداف سوق داده میشد.