نسخهٔ «میشل بوربا» برای تربیت نسل اخلاقمدار
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، دکتر «میشل بوربا» (Michele Borba)؛ روانشناس تربیتی و متخصص فرزندپروری در آمریکا است. او که سالهاست در حوزهٔ تربیت اخلاقی کودکان، مقابله با زورگویی و تقویت تابآوری در نوجوانان فعالیت میکند، امروز به چهرهای مطرح در سراسر جهان تبدیل شده و تاکنون ۲۴ عنوان کتابش به زبانهای گوناگون ترجمه شدهاند. در این گزارش نظریهٔ مشهور او دربارهٔ «هوش اخلاقی» و فهرست ۱۵۰ فیلم و کتاب او برای کودکان و نوجوانان پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.

نظریهٔ هوش اخلاقی میشل بوربا
در جهان امروز، کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض خشونت رسانهای، رقابتجویی شدید و فردگرایی قرار دارند. این شرایط سبب شده پرسشی مهم پیش روی والدین و مربیان قرار بگیرد؛ چگونه میتوان کودکانی پرورش داد که علاوهبر هوش بالا و موفقیت تحصیلی، توانایی همدلیکردن و مسئولیتپذیری اخلاقی هم داشته باشند؟ بوربا در نظریهٔ مشهور خود دربارهٔ «هوش اخلاقی» نشان میدهد اخلاق مهارتی است که آن را از سالهای کودکی میتوان آموزش داد و در وجود کودکان درونی کرد.
او در کتاب «کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان» از بحران اخلاقی در جامعهٔ معاصر سخن گفته و معتقد بوده است با وجود تلاش نظریهپردازانی چون ژان پیاژه و متخصصان رشد کودک، همچنان ضعفهای زیادی در مسیر تربیتی کودکان از منظر اخلاقی دیده میشود.
بوربا علت این موضوع را تا حد زیادی ناآگاهی خانوادهها میداند و بر این باور است که بسیاری از والدین، رشد اخلاقی را در مقایسه با مهارتهای فردی، موفقیت تحصیلی یا پیشرفت اجتماعی، در اولویت دوم قرار میدهند و از این موضوع غافلاند که رشد اخلاقی کودک، در شکلگیری شخصیت آیندهٔ او اهمیت بسیاری دارد.
از نگاه میشل بوربا، آموزش اخلاق زمانی مؤثر است که از قالب توصیههای کلی و دستوری خارج شود و در تجربیات واقعی کودک جریان پیدا کند. او تأکید میکند که یکی از بهترین و درعینحال سادهترین ابزارها برای این کار، استفاده از داستان، کتاب و فیلم است.
دکتر میشل بوربا راه عبور از این بحران را، تربیت کودکانی میداند که بتوانند احساسات دیگران را درک کنند، پیامد رفتارهای خود را بشناسند و در موقعیتهای دشوار، انتخابهای اخلاقی داشته باشند.
از دیدگاه او، اگر هوش را توانایی سازگاری با موقعیتهای جدید بدانیم، اخلاق، توانایی سازماندهی ارزشی این موقعیتهاست؛ یعنی هوش اخلاقی به کودکان کمک میکند درست و نادرست را بشناسند و براساس باورهای اخلاقی خود عمل کنند.
هفت ستون هوش اخلاقی از نگاه میشل بوربا
بوربا هوش اخلاقی را بر پایهٔ هفت فضیلت اصلی تعریف میکند؛ فضیلتهایی که شخصیت کودک را شکل میدهند و به او کمک میکنند در مواجهه با جهان پیرامونش آگاهانهتر رفتار کند:
۱- همدلی
بوربا همدلی را به معنای توانایی دیدن جهان از زاویهٔ نگاه دیگران و درک احساسات و رنجهای آنان تعریف میکند. برایناساس، کودک همدل کمتر به دیگران آسیب میزند و آمادگی بیشتری برای همکاری، دوستی و حمایت از دیگران دارد.
۲- وجدان
ندای درونی وجدان، فرد را به سمت صداقت، مسئولیتپذیری و اصلاح رفتارهای اشتباه هدایت میکند و در رویکرد تربیتی میشل بوربا اهمیت بسیاری دارد.
۳- خویشتنداری
خویشتنداری به کودکان کمک میکند هیجانهای خود را کنترل کنند و پیش از عمل، کمی مکث کنند و بیندیشند. کودکی که این مهارت را میآموزد، کمتر از واکنشهای لحظهای متأثر میشود بهتر میتواند تصمیم بگیرد.
۴- احترام
رفتار همراه با ادب و توجه به حقوق و احساسات دیگران، از دیگر فضیلتهای مورد توجه بورباست. به باور او، احترام یکی از پایههای جلوگیری از خشونت، نفرت و بیعدالتی است.
۵- مهربانی
با این فضیلت کودک و نوجوان توانایی توجه به احساسات دیگران را بهدست میآورد، این ویژگی، خودخواهی را کاهش میدهد و حس دلسوزی و حمایت از افراد نیازمند را در او پرورش میدهد.
۶- بردباری و مدارا
پذیرش تفاوتهای فرهنگی، ظاهری، اعتقادی و فردی به کودکان کمک میکند به همهٔ انسانها احترام بگذارند و به دور از تعصب رفتار کنند.
۷- انصاف
در نهایت، فضیلتِ انصاف زمینهٔ رفتار عادلانه و بیطرفانه را در کودکان فراهم میکند. این ویژگی مقدمهٔ رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در برابر تبعیض و بیعدالتیهای اجتماعی است.
چگونه میتوان این مهارتها را در کودکان تقویت کرد؟
از نگاه میشل بوربا، آموزش اخلاق زمانی مؤثر است که از قالب توصیههای کلی و دستوری خارج شود و در تجربیات واقعی کودک جریان پیدا کند. او تأکید میکند که یکی از بهترین و درعینحال سادهترین ابزارها برای این کار، استفاده از داستان، کتاب و فیلم است. این آثار هنری و ادبی، کودک را درگیر موقعیتهای انسانی میکند و به او فرصت میدهد انتخابهای خود و پیامدهای آن را بهتر درک کند.
در واقع، کودک از طریق همذاتپنداری با شخصیتهای داستانی _بدون آنکه مستقیماً مورد آموزش قرار بگیرد_ به درک عمیقتری از مفاهیمی مانند دوستی، عدالت، شجاعت و مسئولیتپذیری میرسد. همین تجربههای غیرمستقیم است که ماندگارتر و اثرگذارتر از آموزشهای مستقیم عمل میکنند.
او فهرستی از ۱۵۰ کتاب و فیلم مناسب برای کودکان و نوجوانان تهیه کرده است که هرکدام یکی از مؤلفههای هوش اخلاقی را تقویت میکنند. این آثار به والدین و مربیان کمک خواهد کرد گفتوگو دربارهٔ ارزشها را به شکلی طبیعی و جذاب وارد زندگی روزمرهٔ کودک خود کنند.
کتاب و فیلم؛ پلی برای گفتوگوی اخلاقی
بوربا پیشنهاد میکند پس از تماشا یا خواندن هر اثر، گفتوگویی ساده، اما هدفمند با کودک شکل بگیرد. پرسشهایی مانند «اگر جای این شخصیت بودی چه میکردی؟»، «به نظرت چرا این تصمیم را گرفت؟» یا «چه چیزی در این داستان تو را ناراحت یا خوشحال کرد؟» این منطق گفتوگویی به کودک کمک میکند احساسات و قضاوتهای خود را بهتر بشناسد. همچنین بهتدریج ذهن کودک را به سمت تحلیل موقعیتهای اخلاقی و تصمیمگیری آگاهانهتر سوق میدهد. از سوی دیگر، بوربا تأکید میکند که انتخاب کتاب و فیلم باید متناسب با سن، تجربه و دنیای ذهنی کودک و نوجوان باشد؛ بنابراین، آثاری که بیشازحد پیچیده یا دور از تجربهٔ زیستهٔ کودک باشند، نمیتوانند تأثیر عمیقی بر او بگذارند.

ابزارهای پرورش هوش اخلاقی
بوربا مجموعهای از ۵۰ کتاب و ۱۰۰ فیلم مناسب را برای پرورش همدلی در کودک و نوجوان معرفی کرده است. معیار او برای انتخاب این آثار _علاوهبر جذابیت داستانی_ میزان تأثیرگذاری این آثار در تقویت مسئولیتپذیری، عدالتخواهی، پذیرش تفاوتها، شجاعت اخلاقی و مهربانی در کودکان است.
او این رویکرد را با مفهوم «تخیل اخلاقی» در یک راستا میداند. تخیل اخلاقی از نظر او، توانایی کودک برای تصور احساسات، تجربهها و شرایط فردی دیگران است. به باور بوربا، وقتی کودک داستان زندگی یک شخصیت متفاوت از خودش را میخواند یا روی پردهٔ سینما با رنج و امید او همراه میشود، در واقع با تمرین ذهنی در حال تقویت همدلی است.
۵۰ کتاب برای ساختن دلهای همدل
«درخت بخشنده» (The Giving Tree) اثر شل سیلورستاین، داستانی دربارهٔ بخشندگی، عشق و رابطهٔ انسان با دیگری است.
«تار شارلوت» (Charlotte’s Web) نوشتهٔ ای.بی. وایت نیز با روایت دوستی میان خوک کوچکی به نام ویلبور و عنکبوتی به نام شارلوت، مفهوم وفاداری، فداکاری و مراقبت از دیگری را به کودک آموزش میدهد.
«شازده کوچولو» اثر آنتوان دو سنتاگزوپری نیز در این فهرست جای دارد. این داستان، کودک را به دیدن ارزشها دعوت میکند و مسئولیتپذیری او را در برابر کسانی که دوستشان دارد، تقویت میکند.
کتاب «شگفتی» (Wonder) نوشتهٔ آر.جی. پالاسیو، یکی دیگر از نمونههای مهم این فهرست است. این کتاب داستان پسری را روایت میکند که در مدرسه با قضاوت و تمسخر دیگران روبهرو میشود. این اثر، فرصتی برای گفتوگو دربارهٔ پذیرش تفاوتها و احترام به انسانهاست.
آثاری مانند «کشتن مرغ مقلد»، «ستارهها را بشمار» و «پسری روی جعبهٔ چوبی» و... نیز به دلیل پرداختن به موضوعاتی چون عدالت، مقابله با نفرت و شناخت رنج دیگران، در میان پیشنهادهای بوربا قرار گرفتهاند.
در مقالهٔ اصلی او، فهرست کامل ۵۰ کتاب پیشنهادی میشل بوربا دربارهٔ همدلی دیده میشود.
۱۰۰ فیلم برای پرورش هوش اخلاقی کودکان
یک فیلم خوب میتواند بیش از یک سخنرانی اخلاقی، احساس کودک را درگیر کند و نگاه او را نسبت به دیگران تغییر دهد. به همین سبب، فیلمهای معرفیشده در فهرست او براساس تواناییهایی مانند شناخت احساسات، کنترل هیجان، شجاعت اخلاقی و تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت انتخاب شدهاند.
یکی از نمونههای مهم این فهرست، انیمیشن «درون و بیرون» (Inside Out) است که احساساتی مانند شادی، غم، خشم و ترس را به زبان داستان برای کودکان توضیح میدهد و کمک میکند احساسات خود را بهتر بشناسند. فیلمهایی مانند «دامبو» و «شرک» نیز موضوع پذیرش تفاوتها و پرهیز از قضاوت بر اساس ظاهر را پیش میکشند.
میشل بوربا برای آموزش مهربانی و نوعدوستی، آثاری مانند «فارست گامپ»، «سرود کریسمس» و «در جستوجوی خوشبختی» را پیشنهاد کرده است. این فیلم و انیمیشنها نشان میدهند که توجه به دیگری میتواند مسیر زندگی افراد را تغییر دهد.
در حوزهٔ عدالت و مقابله با پیشداوری نیز فیلمهایی مانند «مرد فیلنما» و «دیو و دلبر» به کودکان و نوجوانان پیشنهاد شده است تا ارزشهای انسانی را فراتر از ظاهر و تفاوتهای اجتماعی بیاموزند.
آثار برجستهٔ دیگری مانند «زندگی یک حشره»، «یخزده»، «مینیونها»، «هری پاتر»، «شجاع»، «۱۲ مرد خشمگین»، «فهرست شیندلر»، «هتل رواندا» و «در جستوجوی نمو» نیز در این مجموعه قرار گرفتهاند.

در این بخش نیز، فهرست کامل ۱٠٠ فیلم پیشنهادی میشل بوربا در اختیار مخاطبان خیر ایران قرار گرفته است.
تربیت اخلاقی؛ مسیری تدریجی، اما ماندگار
آنچه در نگاه بوربا اهمیت دارد، تداوم و صبوری در این راه است. پرورش هوش اخلاقی، فرآیندی زمانبر است که با تکرار، الگوگیری و تجربه شکل میگیرد. هیچ روش سریع و معجزهآسایی برای تبدیل کودک به انسانی مسئول و اخلاقمدار وجود ندارد؛ اما مجموعهای از رفتارهای کوچک، گفتوگوهای روزمره و انتخابهای آگاهانه، در بلندمدت نتایجی عمیق و پایدار به همراه خواهند داشت. در نهایت، شاید بتوان پیام اصلی نظریهٔ اخلاقی میشل بوربا را اینگونه خلاصه کرد:
اگر میخواهیم دنیای بهتری داشته باشیم، باید هوش اخلاقی کودکان را به قدر کافی پرورش دهیم. از نظر بوربا، سه فضیلت همدلی، وجدان و خویشتنداری، هستهٔ اصلی هوش اخلاقی را تشکیل میدهند و زمینهساز شکلگیری دیگر فضایل هستند.
بوربا بارها تأکید میکند که والدین؛ بهعنوان نخستین الگوهای اخلاقی کودکان نقش بسیار مهمی در آموزش این هفت فضیلت اخلاقی دارند؛ بنابراین، در این مسیر کودک بیش از آنکه از توصیهها و نصیحتها بیاموزد، از رفتار روزمرهٔ بزرگسالان یاد میگیرد. به همین دلیل، خانواده «نخستین مدرسهٔ فضیلتها» است.
به زعم او، آموزش اخلاق زمانی مؤثر است که در زندگی روزمره جریان پیدا کند. راهکار آموزش غیرمستقیم نیز این است که والدین خود نمونهٔ رفتار اخلاقی باشند و با گفتوگو دربارهٔ ارزشها در موقعیتهای واقعی، آموزهها را در ذهن کودکان درونی کنند. وقتی کودک پیامد رفتارهای خود را ببیند، رفتارهای مثبت با سرعت بیشتری در او بروز میکنند و یک قانون طلایی در او درونی میشود؛ با هرکس همانگونه رفتار کند که دوست دارد با او رفتار شود؛ آموزهای که در ادیانی چون اسلام نیز بر آن تأکید شده است.
درنهایت، هدف از این فهرست تبدیل تجربهٔ داستانی به ابزاری برای یادگیری اخلاقی است. کودکان فقط با شنیدن دربارهٔ خوبی، انسانهای خوبی نمیشوند؛ آنها با دیدن، تجربهکردن و تمرین رفتارهای اخلاقی است که از نظر شخصیتی رشد میکنند.
در این مسیر، دیدن داستان، فیلم و گفتوگوی روزمره با خانواده، مسیر اخلاقی نسلی را میسازند که مسئولیتپذیر و مهربان است و علاوهبر درخشش و موفقیت فردی خود، به رؤیاها و آرمانهای انسانهای دیگر نیز میاندیشد.
گزارش از نیلوفر بختیاری