صیانت از میراث فرهنگی در مخاصمات مسلحانه
هر گونه اقدام برای صیانت از میراث فرهنگی در مخاصمات مسلحانه، متکی بر پایههای حقوقی محکمی است. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در صورت مخاصمه مسلحانه، که ایران نیز از سال ۱۹۵۹ به آن ملحق شده است، اولین و مهمترین سند بینالمللی در این حوزه محسوب میشود. مادههای ۱ تا ۴ این کنوانسیون، تعریف جامعی از «اموال فرهنگی» (شامل بناهای تاریخی، محوطههای باستانی، موزهها، کتابخانهها و مراکز دارای آثار فرهنگی) ارائه داده و دولتها را موظف به «حفاظت و احترام» به این اموال در زمان جنگ میکند. از سوی دیگر، پروتکل دوم ۱۹۹۹ این کنوانسیون که در پاسخ به نسلکشیهای فرهنگی در یوگوسلاوی سابق و سایر نقاط جهان تنظیم شده، مکانیسم مهمی به نام «حفاظت مضاعف» (Enhanced Protection) را ایجاد کرده است.
«حفاظت مضاعف» بالاترین سطح مصونیت حقوقی بینالمللی را برای یک اثر فرهنگی به ارمغان میآورد. بر اساس این مکانیسم، طرفین درگیر در یک مخاصمه موظف هستند از هرگونه اقدامی که اثر را در معرض تخریب یا آسیب قرار دهد خودداری کرده و استفاده از آن برای اهداف نظامی را ممنوع میکنند. تخلف از این مصونیت، میتواند به عنوان جنایت جنگی در دیوان کیفری بینالمللی (ICC) قابل تعقیب باشد. این مهم، قدرت بازدارندگی و پیگرد قانونی را به طور قابل توجهی افزایش میدهد. اگرچه همانطور که احمد حمیصی اشاره کرد، تا کنون ایران موفق به اخذ این جایگاه برای آثار خود نشده است، اما تجربه موفق لبنان که در پاسخ به تهدیدات اخیر، توانست ۳۹ اثر تاریخی خود را تحت این پوشش قرار دهد، نشاندهنده عملی بودن این مسیر است. برای دستیابی به این هدف، آمادهسازی پروندههای کامل و مستند از هر اثر توسط کارشناسان داخلی و با مشارکت سمنها، حیاتی و غیرقابل اجتناب است.
جنبش اجتماعی و سازمانهای مردمنهاد در سطح بینالمللی، ابزارهای قدرتمندی هستند که میتوانند مکمل دیپلماسی رسمی دولتها عمل کرده و شکافهای موجود در حفاظت از میراث فرهنگی را پر کنند. چندین نهاد بینالمللی کلیدی در این حوزه فعالیت میکنند:
شبکه «سپر آبی» (Blue Shield)؛ همتای صلیب سرخ برای میراث فرهنگی
شبکه بینالمللی سپر آبی که در سال ۱۹۹۶ تأسیس شده است، به عنوان «صلیب سرخ میراث فرهنگی» شناخته میشود. هدف این سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی، حفاظت از میراث فرهنگی در سراسر جهان در زمان مخاصمات مسلحانه، بلایای طبیعی و بحرانهای انسانی است. نشان آبی این سازمان، نماد رسمی کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه است و نصب آن بر روی یک بنای تاریخی، به معنای تحت حمایت بودن آن اثر بر اساس قوانین بینالمللی و هشداری به تمامی طرفهای درگیر برای احترام به آن است.
گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که ایران در واکنش به تهدیدات اخیر، اقدام به نصب این نشان بر روی بیش از ۱۲۰ موزه و بنای تاریخی در سراسر کشور کرده است. با این حال، یک مقاله تحقیقاتی که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شده، صراحتاً به این نکته اشاره میکند که علیرغم تشکیل «کمیته ملی سپر آبی ایران» چندین سال پیش و وجود ظرفیتهای بالا، این شبکه هنوز نتوانسته به طور کامل و مؤثر در ایران فعال شود. برای رفع این مشکل، فعالسازی فوری و جدی کمیته ملی سپر آبی، با مشارکت وزارت میراث فرهنگی، وزارت امور خارجه و سمنهای تخصصی داخلی، یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این کمیته میتواند وظایفی چون آموزش جوامع محلی برای واکنش سریع، ایجاد بانک اطلاعاتی از آثار در معرض خطر و هماهنگی برای مذاکره با طرفهای درگیر را بر عهده بگیرد.
شورای بینالمللی بناها و محوطهها (ICOMOS)؛ متولی ارزیابی و پایش
«شورای بینالمللی بناها و محوطهها-ایکوموس» (ICOMOS)، به عنوان یکی از نهادهای مشورتی اصلی یونسکو در حوزه میراث فرهنگی، نقش کلیدی در ارزیابی، پایش و صدور بیانیههای تخصصی درباره وضعیت آثار تاریخی در مناطق جنگی دارد. تجربیات این نهاد در جنگ اوکراین و غزه، الگوی عملی قدرتمندی را ارائه میدهد. «شورای بینالمللی بناها و محوطهها» (ICOMOS)، از طریق کمیتههای ملی خود، تا کنون در اوکراین به رصد خسارات پرداخته و گزارشهای دقیقی از وضعیت میراث فرهنگی ارائه کرده است. این گزارشها نه تنها برای مستندسازی جنایات جنگی، بلکه برای برنامهریزی برای بازسازی آینده، از سوی نهادهای بینالمللی استفاده میشوند.
در شرایط کنونی و با توجه به حجم بالای خسارات وارده، کمیته ملی ایکوموس ایران میتواند با درخواست از این نهاد بینالمللی، امکان اعزام تیمهای ارزیاب مستقل یا متخصصان مجرب را فراهم آورد. این تیمها میتوانند با دسترسی فوری و امن به محوطههای آسیبدیده، ارزیابیهای فنی خود را که در سطح بینالمللی معتبر است، انجام داده و به بانک اسناد حقوقی ایران علیه متجاوزان بیفزایند. ایکوموس نیز در تاریخ ۲۶ مارس ۲۰۲۶، بیانیهای صادر کرده و ضمن ابراز نگرانی عمیق از خسارات وارده به آثار فرهنگی در منطقه، به ویژه آثار ثبت جهانی، بر تعهد خود برای حفاظت از میراث مشترک بشریت تأکید کرده است.
اقدامات عملی و راهبردی برای جنبش اجتماعی و سمنهای داخلی
بر اساس تجربیات موفق جهانی و با در نظر گرفتن ظرفیتهای موجود در ایران، توصیههای عملی زیر برای کنشگران مدنی و سازمانهای مردمنهاد داخلی قابل ارائه است:
۱. راهاندازی «پایگاه دادههای مردمی» برای مستندسازی جنایات: علیرغم تلاشهای دولت در تهیه گزارشهای ۱۲۰ صفحهای، مستندسازی مستقل و مردمی از خسارات، قدرت اثباتی و سرعت انتشار بالاتری دارد. سمنها میتوانند با راهاندازی سامانههای آنلاین و اپلیکیشنهای موبایلی، امکان ثبت تصاویر، فیلمها و موقعیت دقیق جغرافیایی آثار آسیبدیده را برای شهروندان و فعالان محلی فراهم کنند. این دادهها که با استفاده از امکاناتی چون تصاویر ماهوارهای تأیید میشوند، میتوانند مستقیماً در اختیار نهادهایی چون یونسکو، کمیته صلیب سرخ جهانی و دیوان کیفری بینالمللی قرار گیرند.
۲. فشار بینالمللی و کمپینهای فراگیر: سمنها میتوانند با برگزاری کارزارهای امضای الکترونیک و کمپینهای بینالمللی، خواستار اعزام ناظران بینالمللی، قرار گرفتن آثار ایران در فهرست «حفاظت مضاعف» و پیگرد قانونی عوامل تخریب شوند. این کارزارها با هدف قرار دادن افکار عمومی جهانی و اعتمادسازی در میان جوامع علمی و مدنی بینالمللی، میتوانند فشار قابل توجهی بر نهادهای تصمیمگیرنده وارد کنند.
۳. تشکیل ائتلاف «حافظان میراث جهان»: کاخ گلستان در تهران و چهلستون در اصفهان که به عنوان نماد مظلومیت فرهنگی مطرح شدهاند، میتوانند به نقطه کانونی این ائتلاف تبدیل شوند. این ائتلاف به عنوان یک نهاد فراملی، میتواند متشکل از سمنهای ایرانی، فعالان میراث فرهنگی از کشورهای منطقه (از جمله لبنان، سوریه، عراق، فلسطین) و نهادهای بینالمللی حامی باشد. هدف این ائتلاف، ایجاد یک «جبهه متحد مدنی» علیه تخریب عمدی هویت فرهنگی ملتها و تبدیل کانونهای تمدنی منطقه به «مناطق حفاظتشده فراملی» از طریق اعمال فشارهای مداوم دیپلماتیک و حقوقی است.
نشست کاخ گلستان، بر اهمیت استفاده از ظرفیتهای جهانی برای اعلام جنایات وارده تأکید داشتند و در چنین بزنگاهی تاریخی، جنبش اجتماعی و سازمانهای مردمنهاد نه به عنوان بازوی تشریفاتی یا حاشیهای، بلکه به عنوان متولیان اصلی «جهاد تبیین» و «حقوق شهروندی فرهنگی» باید وارد میدان شوند. دیپلماسی رسمی دولت، هرچند ضروری، اغلب با کندی و پیچیدگیهای سیاسی همراه است؛ اما جامعه مدنی با در اختیار داشتن ابزارهای مستقیم، سریع و اثباتشده، میتواند مانع از آن شود که نام ایران و آثار بینظیرش در آرشیو تاریک «میراث فرهنگی نابودشده در جنگها» ثبت شود.
فعالسازی فوری سپر آبی ایران، ارائه درخواست رسمی به آیکوموس برای اعزام تیمهای ارزیاب مستقل، و شکلگیری یک شبکه قدرتمند از «حافظان میراث جهان»، سه رکن اصلی این نهضت مردمی برای صیانت از تمدن هشت هزار ساله ایران در برابر هجمههای نظامی و پس از آن، بازسازی و احیای هویت ملی خواهد بود.