کد خبر:۵۰۲۹
برای روزهای سرخ جنگ: معرفیِ کتابِ کودک «سازدهنی»

نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده

در داستان کودک «سازدهنی»، دربارهٔ شهری جنگ‌زده می‌خوانیم که در آن صدای ساز نوازنده‌ای پیر، دل‌های مردم را از ناآرامیِ جنگ می‌رهاند و صدای آن‌ها را به گوش دیگران می‌رساند. این، بهانه‌ای ساده و کوچک است تا شهر برای لحظه‌ای به نغمه‌های شیرین زندگی گوش بسپارد.
نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده

 «در اولین چهارشنبه پس از موشک، درست ساعت چهار، «آقای اُ» با لباسی رسمی، با ویولن‌سل و یک صندلی در دست، ظاهر می‌شود، تا وسط میدان قدم‌رو می‌رود؛ جایی‌که همه بتوانند او را ببینند. صندلی‌اش را می‌گذارد. ویولن‌سلش را بیرون می‌آورد... بعد نفس عمیق می‌کشد، سازش را می‌نوازد، درحالی‌که به موسیقی پیچیدهٔ او با نت‌های اطمینان‌بخش گوش می‌دهیم، مادر با صورتی که می‌درخشد، می‌گوید: «موسیقی باخ است.» 

 چه زیبا می‌نوازد آقایِ اُیِ ما! او تنها در میدانی خالی از زندگی و در شهری محاصره‌شده که در آن حتی کامیون امداد هم نخواهد آمد، انگار روی صحنهٔ باشکوه و گرم است و برای مردمی می‌نوازد که قرار است برایش گل پرتاب کنند.» 

(از متنِ کتابِ کودک «ساز دهنی») 

نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، کتاب «ساز دهنی» (The Cello of Mr. O)؛ نوشتهٔ جین کاتلر داستانی تصویری و کوتاه از امیدهای زندگی‌بخش در شرایط جنگ است. داستان را دختربچه‌ای در شهری محاصره‌شده روایت می‌کند. او در میان صداهای انفجار و رنج‌های روزمره‌اش، با نوازنده‌ای سال‌خورده آشنا می‌شود که امید را به قلب‌های مضطرب مردم شهر بازمی‌گرداند. 

به مردمِ داستانِ «سازدهنی» چه می‌گذرد؟ 

 شهر داستان رنگ خاکستری جنگ را به خود گرفته و آدم‌هایش خسته و درمانده‌اند. بسیاری از مردان این شهر _از جمله پدرِ راویِ قصه_ به جبهه رفته‌اند و زنان، کودکان و آدم‌های پیر و بیمار در شهر تنها مانده‌اند. زندگی روزمرهٔ این مردم با کمبود غذا، صف‌های طولانی کمک‌های امدادی و ترس از انفجارها ادامه دارد. شاید کودکان تنها اعضای این جامعه‌اند که خودشان را با بازی و سرگرمی مشغول کرده‌اند. 

 در ساختمان محل زندگی دخترک، پیرمردی ساکت به نام «آقای اُ» زندگی می‌کند. دختر از پدرش شنیده او قبل از جنگ موسیقی‌دانی حرفه‌ای بوده، اما چون مرد نوازنده اغلب ساکت و متفکر به نظر می‌رسد، دخترک و دوستانش او را دوست ندارند و برایش مزاحمت‌های کودکانه ایجاد می‌کنند. شرایط جنگی دشوارتر می‌شود و روزی آقای اُ تصمیم می‌گیرد در جمع، ویولن‌سل بنوازد. با این کار او، برای لحظاتی مردم شهر از اضطراب و ناامیدی جنگ دور می‌شوند. از آن پس، آقای اُ هر روز ساعت ۴، در میان خرابه‌های شهر، برای مردم ساز می‌زند.

 روزی، در یکی از انفجارها ویولن‌سل او نابود می‌شود، اما این پایان ماجرا نیست؛ چراکه پیرمرد دوباره برمی‌گردد، این‌بار اما با یک ساز دهنی. او همچنان برای مردم موسیقی می‌نوازد و با همین کار ساده، شور و شوق زندگی را در دل مردم جنگ‌زده زنده نگه می‌دارد. 

نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده

رنگ‌های زندگی در سایهٔ سیاه جنگ

 یکی از ویژگی‌های مهم داستان سازدهنی، ترسیم جزئیات زندگی مردم در شرایط جنگی است. دخترک شب‌ها از پنجرهٔ اتاقش نور موشک‌های ردیاب و انفجار خمپاره‌ها را می‌بیند، اما سعی می‌کند با ذهن خیال‌پردازش آن‌ها را به‌شکل شهاب‌سنگ‌ها و ستاره‌های دنباله‌دار تصور کند. این نگاه بیانگر ذهنیت خاص کودکان است که می‌کوشند واقعیت خشن جنگ را به شکلی تحمل‌پذیرتر تفسیر کنند.

 در شهر محصور، خیابان‌ها پر از آجرهای شکسته، خرده‌شیشه و گردوغبار است. زمستان‌ها سخت می‌گذرند و مردم برای تهیهٔ آب از باران یا مراکز توزیع آب استفاده می‌کنند و آن را با چرخ‌دستی یا سورتمه به خانه می‌برند. بخش غم‌انگیز ماجرا تصویر پیرزنی است که با صندلی چرخ‌دار آب را به خانه می‌برد. هر چهارشنبه نیز کامیون امداد برای مردم صابون، روغن، کنسرو ماهی و آرد می‌آورد.

 در چنین فضایی، دخترک راوی و دوستانش بیشتر وقت خود را در زیرپله‌های ساختمان می‌گذرانند. آن‌ها با هم کتاب می‌خوانند، شطرنج بازی می‌کنند، جدول حل می‌کنند و نقاشی می‌کشند. در حقیقت، با این کارهای کوچک و روزمره، نقبی به زندگی می‌زنند. 

نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده

موسیقی؛ نغمهٔ امید در دل ویرانی

 نقطهٔ عطف داستان زمانی است که آقای اُ ویولن‌سل خود را می‌نوازد و صدای موسیقی فضای خیابان را پر می‌کند. حالا پیرمردی که تا پیش از آن ساکت و عجیب‌وغریب به‌نظر می‌آمد، ناگهان به چشم دخترک و همهٔ مردم شهر شخصیتی الهام‌بخش و استوار می‌شود. 

  دختر به‌یاد می‌آورد که پدرش پیش از رفتن به جبهه دربارهٔ ساز آقای اُ برای او توضیح داده است؛ سازی که از چوب افرا ساخته شده و بخش‌هایی از آن از چوب ماهون هندوراس است و آرشه‌ای از چوب برزیلی با سری از عاج آفریقایی دارد.

 همین وصف نشان می‌دهد موسیقی در جهان داستان، چیزی فراتر از یک سرگرمی و نوعی زبان مشترک میان فرهنگ‌ها و سرزمین‌های مختلف است و می‌توان آن را نمادی از امید و تداوم چرخهٔ زندگی دانست. به‌بیانِ‌دیگر، در روزهایی که شهر از صداهای خشن جنگ پر شده، نغمه‌های آقای اُ به همه یادآوری می‌کند که هنوز هم می‌توان زیبایی‌ را ستایش کرد و از آن لذت برد.

نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده

سازی که صدای مردم شهر می‌شود

 یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌های داستان زمانی است که ویولن‌سل آقای اُ در اثر انفجار از بین می‌‌رود و از ساز او تنها چند تکه‌چوب و سیم‌های گره‌خورده به‌جا می‌ماند، اما ناگهان اتفاقی جالب و انسانی رخ می‌دهد؛ دختر داستان با بهترین مدادشمعی‌هایش تصویری از آقای اُ را در حال نواختن ویولنسل می‌کشد و نقاشی‌اش را به او هدیه می‌دهد.

 در آغاز داستان می‌خوانیم پدر دخترک در جبهه است و ساز دهنی‌اش را همراه خود برده. در پایان داستان اما پیرمرد دوباره درست ساعت چهار بعدازظهر ظاهر می‌شود؛ این‌بار با یک ساز دهنی. او لبخند می‌زند، به دختر تعظیم می‌کند و با سازدهنی کوچکش همچنان موسیقی باخ را می‌نوازد. در این‌جا سازدهنی تنها جایگزینی برای ویولن‌سل نیست، بلکه نواختنش پایداری و شجاعت را در پیرمرد نوازنده به نمایش می‌گذارد. حالا شاید نغمه‌های ساز نوازنده ساده‌تر شده باشد، اما مهم این است که در سخت‌ترین شرایط می‌توانند روحیهٔ جمعی را بالا ببرند.

 در واقع آقای اُ در نبود پدر دختر، به نوعی جای خالی او را پر می‌کند؛ زیرا پدر نیز عاشق موسیقی بوده است. در حقیقت، او با نت‌های موسیقی _همچون مدادشمعی‌های دخترک_ جهانی رنگی را پیش چشم مردم شهر نقاشی می‌کند. 

کتاب «ساز دهنی» نوشتهٔ جین کاتلر، با تصویرگری گِرگ کوچ و ترجمهٔ طاهره آدینه‌پور در مجموعهٔ «داستان‌های صلح و دوستی» منتشر شده است. این کتاب را نشر پرندهٔ آبی (گروه کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی) منتشر کرده و کودکان ۶ تا ۱۲ سال مخاطبان اصلی آن هستند.  

نغمهٔ امیدبخشِ سازدهنی در شهری جنگ‌زده

یادداشت از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha