کد خبر:۴۶۲۸
حبیب‌الله بوربور در گفت‌وگو با خیر ایران:

مدیریت امور خیر باید به مردم واگذار شود / آمیختن فعالیت‌های سیاسی با خیریه، ظلم است

مهندس حبیب‌الله بوربور؛ رئیس هیئت‌مدیرۀ مجمع خیرین کشور در گفت‌وگوی اختصاصی با خیر ایران با بیان اینکه مدیریت امور خیر باید به مردم واگذار شود، گفت: ما معتقدیم آمیختن فعالیت‌های خیرخواهانه با فعالیت‌های سیاسی، ظلم است.
مدیریت امور خیر باید به مردم واگذار شود / آمیختن فعالیت‌های سیاسی با خیریه، ظلم است

  به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، همزمان با سالروز ولادت امیرمؤمنان امام علی (ع) و روز پدر، با مهندس حبیب الله بوربور؛ رئیس هیئت‌مدیرۀ مجمع خیرین کشور که برای بسیاری از جریان‌های خیرخواهانه در کشور پدری کرده است، به گفت‌وگو پرداختیم. آنچه در ادامه می‌آید، حاصل این گفت‌وگوست:

 -می‌خواهم در مورد اهمیتی که برای کارهای خیر قائل هستید سؤال کنم. ما می‌دانیم که شما سال‌ها در دولت‌های مختلف خدمت کرده‌اید؛ تا سطح معاون وزیر و ریاست سازمان‌های بزرگ. اما از یک جایی به بعد، حدود ده تا پانزده سال است که می‌بینیم بسیار متمرکز، با اراده و جدی بر کار خیر تأکید دارید. علت این‌که راه‌حل‌ها را در مردم و در کار خیر دنبال می‌کنید چیست؟

 در ابتدا، ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر را به همه کسانی که این صدا و این مصاحبه را می‌بینند و می‌شنوند، تبریک عرض می‌کنم. ما در زمانی هم که مشغول به مسئولیت بودیم، دنبال همین بحث‌ها بودیم. این برمی‌گردد به پیام، سفارش و تأکید حضرت آقا. ما در سال، فکر می‌کنم ۷۶ بود، که خدمت حضرت آقا رسیدیم و مشکلات و مسائل فضاهای آموزشی را مطرح کردیم. حضرت آقا فرمودند: «بروید به مردم مراجعه کنید.» البته ما قبل از آن‌که در ارتباط با بحث مدرسه و جامعه خیرین مدرسه‌ساز و امثال آن و تأکید حضرت آقا پیگیری داشته باشیم، حضرت آقا در جلسه‌ای دیگر ـ فکر می‌کنم سال ۶۹ یا ۷۰ یا یکی دو سال بعد از آن ـ فرمودند که کشور باید اسلامی دیده شود.

 خدا رحمت کند آقای مهندس ترکان را. ایشان وزیر بودند و من هم معاون وزارت دفاع و رئیس سازمان اتکا بودم. صبح با هم بودیم و شبش در افطار خدمت حضرت آقا بودیم. صبحش با هم صحبت کردیم که حضرت آقا فرمودند کشور اسلامی دیده شود. حالا چه کار کنیم؟ به جمع‌بندی با هم رسیدیم به این‌که مساجدی بین راه‌ها بسازیم تا مردم کشور را اسلامی ببینند و اگر یک مسافر مسلمان از خارج از کشور بیاید، بتواند فریضه‌اش را انجام بدهد. در این ارتباط، ما نزدیک به بیست مسجد بین‌راهی ساختیم. زلزله جنوب خراسان هم که آمد، دفتر حضرت آقا اعتباری را دادند و در منطقه‌ای که در واقع اهل تسنن هم بودند، در جنوب خراسان جنوبی، مساجد تخریب‌شده را ساختیم. احساس من این بود که اگر ما کاری را که مسئولیت مستقیمش به عهده ما نیست، ولی برای مردم و برای رضای خدا انجام بدهیم، خودمان خیلی لذت می‌بریم.

یک مثال ساده خدمت شما عرض کنم: وقتی شما یک روشندل را از این طرف خیابان به آن طرف خیابان می‌برید، شما بیشتر لذت می‌برید تا آن کسی که نابینا است. من در طول این چهل‌وچند سالی که از انقلاب می‌گذرد، تقریباً می‌توانم بگویم بیش از سی‌وهشت، سی‌ونه سال یا رئیس سازمان بوده‌ام یا معاون وزیر؛ که بیشترش معاون وزیر بوده‌ام در وزارتخانه‌های مختلف. ولی هر جایی که بودم، فکر کردم که ما باید برای مردم یک فکری بکنیم. یعنی اگر جنگ شد، جنگ هشت‌ساله شد، من فکر کردم که ما باید برای مردم پناهگاه بسازیم. رفتیم دنبال پناهگاه‌سازی و پناهگاه خوبی هم ساختیم.

 در زمان جنگ، کسانی که توان این‌که از شهر خارج شوند را نداشتند و باید در شهر باقی می‌ماندند، وقتی من می‌رفتم در پناهگاهی که حدود پنج هزار متر زیربنا داشت و در عمق دوازده متری زیر زمین بود و محاسبه شده بود که حتی اگر مستقیم بمبی هم روی آن بیفتد اتفاقی نیفتد، با آرامش مثلاً هزار نفر در آن می‌خوابیدند. وقتی می‌رفتم، از خروپف این‌ها لذت می‌بردم و می‌گفتم این‌ها چه با آرامشی دارند می‌خوابند.

 لازم نیست که آدم حتماً کارمند دولت باشد یا مسئولیت داشته باشد تا به فکر مردم باشد. هر کس در هر موقعیت و در هر شغلی می‌تواند به فکر مردم باشد و برای مردم کار کند. اگر برای مردم کار کنید، خودتان لذت می‌برید، احساس غرور و احساس آرامش می‌کنید، راحت می‌خوابید، و اگر مشکلی هم برایتان پیش بیاید، آن مشکل را تحمل می‌کنید و صبر دارید. این مشکلات در زندگی شخصی ما هم اتفاق می‌افتد؛ اما همین مشکلات باعث می‌شود که ما احساس کنیم باید یک شکل دیگری از کار خیر را دنبال کنیم.

-ما یک جنگ هشت‌ساله‌ای داشتیم که مردم و مسئولان خیلی خوب کنار هم ایستادند؛ همه با هم کمک کردند و کشور از آن گردنه عبور کرد. چقدر شرایط امروز را شبیه به آن دوران می‌بینید؟

 اصلاً امروز شبیه آن روز نیست. وضعیت امروز بسیار بهتر است و اصلاً قابل مقایسه نیست. آن موقع کشتی ما که می‌خواست برای واردکردن نهاده‌های دامی وارد کشور بشود، کشتی ما را می‌زدند؛ جنگ داشتیم. مسائل و مشکلاتمان در حدی بود که در واقع با ایثار و گذشت و فداکاری و خودندیدن می‌توانست حل بشود و حل می‌شد.

 من آن موقع رئیس سازمان دامپروری کشور بودم و در آن زمان که سیستم‌های محاسباتی مثل امروز هم نبود که این‌قدر دقیق باشد، بیشتر با همان در واقع کاغذ و قلم و رسید و ... پرداخت‌ها انجام می‌شد. من وقتی که این مسئولیت را پیدا کردم، به نظرم آمد که کار را باید به مردم واگذار بکنم. اتحادیه را تشکیل دادم؛ برای هر موضوعی یک اتحادیه تشکیل دادم. آن‌هایی که الان صدای ما را می‌شنوند و اگر آن زمان کار تولیدی داشتند، می‌دانند که من برای مرغ تخم‌گذار، مرغ گوشتی، مرغ مادر، سه تا اتحادیه درست کردم. برای گاودارها و شیری، گوشتی اتحادیه درست کردم. برای باغداران، برای زنبورها، برای مرغدارها، برای همه اتحادیه درست کردم. بر اساس اتحاد اتحادیه که درست کردند، بخشنامه تنظیم کردم، مشخص کردم که باید به این، این‌قدر، در ازای این‌قدر مرغی که دارد این‌قدر سوخت بگیرد، این‌قدر باید دان بگیرد، این‌قدر باید دارو بگیرد. همه این‌ها را ما پیش‌بینی می‌کردیم، تنظیم می‌کردیم و نهایتاً می‌توانستیم بازار را نگه داریم.

 ولی الان جای تأسف است که با این همه سیستم‌های پیشرفته و علم روز، اصلاً کار رهاست. یعنی من اعتقاد به این دارم که ما اصلاً قابل مقایسه با آن دوران نیستیم. ما آن موقع سی میلیون جمعیت، کمتر از سی میلیون جمعیت داشتیم. شیر خشک وارد می‌کردیم، پنیر وارد می‌کردیم، عسل وارد می‌کردیم، کره وارد می‌کردیم؛ همه نهاده‌ها را وارد می‌کردیم اول انقلاب.

 مثلاً همان موقع به این فکر افتادیم که چرا ما زنبورمان و یک در واقع کندوی عسل ما هفت کیلو عسل می‌دهد، اما در آلمان هفتاد کیلو عسل می‌دهد؟ چرا گاو شیری ما هفت لیتر شیر می‌دهد و گاو آن‌جا متوسط چهل‌وپنج لیتر می‌دهد؟ این، ریشه‌اش چیست؟ برای این موضوع، سازمان را متحول کردیم. احساس کردیم که ما بایستی ملکه‌های زنبور عسلمان را عوض بکنیم، چون خرطوم این‌ها که گرده گل می‌گرفت یک اندازه‌ای بود، حالا مثلاً دو سه میلی‌متر بود. اما خرطوم ملکه‌های آلمان چهار یا پنج برابر این بود. چه کردیم؟ چهارصد و هفتاد هزار ملکه از آلمان خریدیم و این‌ها را در یک قوطی‌ها قرار دادیم؛ کنارشان برای این‌که مصرف داشته باشند عسل هم گذاشته شد. زنده آوردیم و در تمام کشور، این‌ها را در کندو قرار دادیم. تو یکی دو سالی که من آن‌جا بودم، صحبت از این شد که رسیده به سی‌وپنج کیلو، چهل کیلو.

برای توسعۀ گاوداری‌های شیری، ما یک اقدام بنیادین انجام دادیم: این حوزه را از انحصار خارج کردیم. تا پیش از آن، سازمان دامپروری به بسیاری از متقاضیان پروانه فعالیت نمی‌داد. ما به کسانی که شرایط لازم را داشتند مجوز دادیم و حدود هشت هزار پروانۀ جدید صادر شد. در همین راستا، ۲۷۰ هزار رأس تلیسۀ شیری وارد کشور کردیم که متوسط تولید شیر پدر و مادر آن‌ها کمتر از ۴۵ لیتر نبود و خود این تلیسه‌ها نیز توان تولید بیش از ۴۲ تا ۴۳ لیتر شیر را داشتند. این دام‌ها از کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، هلند و کانادا وارد شدند و به‌واسطۀ همین برنامه، میانگین تولید شیر کشور به‌طور محسوسی افزایش یافت.

نتیجۀ این سیاست‌ها روشن است: در زمانی که جمعیت کشور حدود ۳۰ میلیون نفر بود، بسیاری از محصولات اساسی را وارد می‌کردیم؛ اما امروز با جمعیتی حدود ۸۵ تا ۹۰ میلیون نفر ــ و با احتساب اتباع خارجی حتی بیشتر ــ نه‌تنها توان تأمین نیاز داخلی را داریم، بلکه امکان صادرات بسیاری از این محصولات نیز فراهم شده است. این دستاوردها حاصل یک برنامه‌ریزی دقیق و منسجم بوده است.

از نظر تأمین امنیت غذایی، وضعیت کشور امروز با چهل سال پیش قابل مقایسه نیست. به‌جز چند نهاده خاص و برخی محدودیت‌های اقلیمی مانند کاهش بارندگی، در اغلب حوزه‌ها امکان برنامه‌ریزی و مدیریت وجود دارد. حتی در بخش کشاورزی نیز می‌توان با اصلاح الگوی کشت، بهره‌وری را افزایش داد. برای مثال، یک هکتار باغ در برخی مناطق می‌تواند تا ۷۰ تن سیب تولید کند، اما همان زمین اگر به کشت گندم اختصاص یابد، شاید تنها یک تن محصول بدهد. روشن است که این انتخاب اقتصادی و منطقی نیست. بنابراین، کشور نیازمند یک برنامۀ جامع برای اصلاح الگوی کشت و تأمین پایدار غذاست.

خلاصه کلام اینکه شرایط امروز، احتیاج به یک برنامه‌ریزی دارد. ما باید برنامه داشته باشیم. پس در شرایط امروز، وضعیت ما نسبت به چهل سال قبل قطعاً قابل مقایسه نیست.

- امروز نقش مردم را در حل مشکلات چه می‌دانید؟ مردم چه‌کار می‌توانند بکنند؟

 به نظر من، سهم مردم در این شرایط محدود است. صرفه‌جویی و کاهش مصرف، در بهترین حالت شاید ۱۰ درصد تأثیرگذار باشد. مسئلۀ اصلی، به باور من، تقویت جمهوریت نظام است. نظام باید به جمهوریت خود اعتماد کند، برای آن برنامه داشته باشد و پاسخ‌گو باشد.

 من معتقدم مردم باید که برای جمهوریت نظام بیان وقت بگذارند. نظام باید برای جمهوریت خود هم فکر بکند، هم اعتماد بکند، هم کار بکند، هم همکاری بکند. یعنی اگر که یک مملکت چهار پنج تا جریان داشته باشد، چهار پنج تا جریان فکری و نخبه سیاسی داشته باشد، چهار تا پنج تا حداکثر، نه صد و چهل و پنجاه‌تایی که الان دارد، چهار پنج تا جریان فکری داشته باشد؛ این جریان فکری بیاید به مردم برنامه بدهد، برای برنامه‌ها شاخص بدهد، برای شاخص‌هایی که می‌دهد تعهد بدهد، آدم‌هایش را قبلاً آموزش داده باشد، و بر اساس آموزش‌هایی که داده، گزینه‌های خود را به مردم معرفی کند.

یعنی جریان فکری بگوید: اگر این آقا می‌خواهد رئیس‌جمهور بشود، معاون اولش چه کسی است، وزیرهایش چه کسانی هستند، برنامه‌هایشان چیست و تعهدشان چیست؛ هر روزی که نتوانست تعهدش عمل بکند، خودش کنار برود یا حزبش او را کنار بگذارد.

 حضرت امام (ره) گفتند: جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد. من بر اساس این فرمان حضرت امام (ره) بیش از چهل سال است که نیمی از وقتم را ـ غیر از این‌که برای خیرین و کار خیر گذاشتم ـ برای بحث جمهوریت نظام فکر کردم، کار کردم، برنامه دارم و معتقدم به این‌که اگر بخواهیم مشکل مردم حل بشود، باید جمهوریت نظام بر اساس انتخاب واقعی احزاب و بر اساس انتخاب خود مردم باشد و پاسخ‌گو باشند. متأسفانه هیچ کسی از اصول‌گراها الان پاسخگوی عملکرد اشتباه آقای احمدی‌نژاد نیست، هیچ کسی از اصلاح‌طلبان هم پاسخگوی عملکرد آقای روحانی نیست.

-می‌خواهم راجع به مجمع خیرین بپرسم. خدمات خوبی در طول ده سال اخیر انجام شده است که شنیده‌ایم و شما گفته‌اید و نیازی به بازگو کردنش نیست. می‌خواهم بدانم شما دوست دارید ده سال آینده، بیست سال آینده، مجمع خیرین در کشور به چه دستاوردی رسیده باشد؟

 پرسش شما بسیار مهم است و امیدواریم بتوانیم آن را به نتیجه‌ای برسانیم که در ذهن داریم. خواست اصلی ما روشن است: ما می‌خواهیم دولت‌ها مزاحم فعالیت‌های مردمی در عرصه نیکوکاری نباشند. امروز شرایطی در کشور وجود دارد که ورود افراد به کار خیر، به‌ویژه برای دریافت یا تمدید مجوز، با دشواری‌ها و بروکراسی فرساینده همراه است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از علاقه‌مندان در میانه راه دلسرد می‌شوند و از ادامه فعالیت منصرف می‌گردند.

 بر همین اساس، ما در کنار طرح‌هایی مانند «نذر تخصص»، «بانک زمان» و سایر برنامه‌های زیرساختی، پیشنهاد تأسیس نهادی مردمی در حوزه خیر و احسان را به مجلس شورای اسلامی ارائه کرده‌ایم. این طرح هم‌اکنون در اداره قوانین مجلس در دست بررسی است و بر اساس اعلام یکی از اعضای هیئت‌رئیسه مجلس، پیگیری لازم برای طرح آن در دستور کار مجلس در حال انجام است.

 هدف این طرح، تشکیل نهادی مردمی تحت عنوان «بنیاد خیر و احسان» است؛ نهادی که وظیفه صدور مجوز، سامان‌دهی و نظارت بر فعالیت‌های نیکوکارانه را برعهده داشته باشد. در حال حاضر بیش از یازده هزار مؤسسه فعال در کشور وجود دارد که در قالب یازده حوزه تخصصی قابل دسته‌بندی‌اند. در این الگو، متقاضیان فعالیت در هر حوزه، پس از احراز تخصص، تجربه و صلاحیت حرفه‌ای توسط وزارتخانه ذی‌ربط، به این بنیاد معرفی می‌شوند تا فرآیند صدور مجوز و نظارت به‌صورت شفاف و تخصص‌محور انجام شود. این نهاد در عین مردمی بودن، پاسخ‌گوی نظام نیز خواهد بود.

 در حالی که طی چهار دهه گذشته همواره بر واگذاری امور به مردم تأکید شده است، کار خیر ـ که ذاتاً مردمی‌ترین عرصه فعالیت اجتماعی است ـ هنوز به مردم واگذار نشده است. همان‌گونه که امور مربوط به مالکیت و ثبت اسناد مردم با ضوابط مشخص به خود آنان واگذار شده، فعالیت‌های نیکوکارانه نیز باید از سازوکاری مشابه برخوردار باشد. شایسته نیست فردی که می‌خواهد از سرمایه شخصی خود برای خدمت به جامعه استفاده کند، با موانع اداری و محدودیت‌های غیرضرور مواجه شود. ما این موضوع را هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی و هم در مجلس شورای اسلامی پیگیری کرده‌ایم و آقای قالیباف نیز قول همکاری و حمایت برای تصویب این طرح را داده‌اند.

در افق ده‌ساله، انتظار ما از دولت روشن است: دخالت نکند و مانع فعالیت‌های مردمی نشود. تجربه نشان داده است که برخی مداخلات اداری، ناخواسته اما مؤثر، موجب کند شدن یا توقف جریان نیکوکاری در کشور شده است. باور ما این است که مردم توان و انگیزه لازم برای حل بسیاری از مسائل اجتماعی خود را دارند، به نظام علاقه‌مندند و ریشه‌های عمیق دینی و فرهنگی آنان پشتوانه این حرکت است.

من هم در حوزه تقویت جمهوریت نظام و هم در عرصه سامان‌دهی فعالیت‌های خیرین، با هدف بهبود شرایط زندگی مردم در حال برنامه‌ریزی و اقدام هستم. اما مطلقاً اجازه نمی‌دهم که مجمع خیرین کشور به عرصۀ کارهای سیاسی و انتخاباتی کشیده شود. ما معتقدیم ادغام فعالیت‌های خیرخواهانه با فعالیت‌های سیاسی، ظلم است.

 

ارسال دیدگاه
captcha