14 اسفند 1403
خواندن این کتاب، آدم‌ها را صبورتر و امیدوارتر می‌کند
فاطمه ستوده؛ گردآورنده کتاب «ما ایوب نبودیم» می‌گوید: در کتاب «ما ایوب نبودیم» سعی کردیم موضوع مراقبت و رنج مراقبان خاموش را نشان دهیم. بسیاری از مخاطبان به ما گفته‌اند که بعد از مطالعه کتاب، صبورتر و به زندگی امیدوارتر شده‌اند. 

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، مجموعه جستار «ما ایوب نبودیم» که در اواسط سال 1403با همت نشر اطراف منتشر شد، کتابی است پر از نمایش صبر؛ زیسته‌هایی از تجربه که کمتر کسی درباره‌اش نوشته است و از آن خوانده‌ایم. به‌مناسبت موضوع نیکوکارانه این کتاب که مراقبت است و هم‌زمان با چاپ سوم این اثر، گفت‌وگویی با فاطمه ستوده، دبیر و گردآورنده این کتاب انجام دادیم که در ادامه آن را می‌خوانید:

-تا پیش از خواندن کتاب «ما ایوب نبودیم»، فکر می‌کردم که مراقبت از دیگری را مادرها بهتر از هر کس دیگری می‌فهمند، اما کتاب به لحظاتی از مراقبت اشاره کرده که نشانمان می‌دهد، مراقبت جنسیت و نسبت نمی‌شناسد و حتی مهم نیست موضوع مراقبت انسان باشد، چه شد که به پروبال‌دادن مفهوم مراقبت و نمایش ظریف جنبه‌های مختلف آن در قالب مجموعه جستار ما ایوب نبودیم رسیدید؟

 روزی در جلسه‌ شورای نشر اطراف گفت‌وگو می‌کردیم و حرف‌هایمان درباره‌ی رنج، درباره‌ی فقدان و سوگ، درباره‌ فراموشی رویاها و درباره‌ی امید بود. تک‌تک این سوژه‌ها می‌توانستند موضوع جذاب و مجزایی باشند، اما ناگهان ایده‌ «مراقبت» آمد. مراقبت همه‌ این‌ها را در دلش داشت. ما آدم‌ها مدام در حال مراقبتیم، از کسی یا از چیزی، از آدمی یا از دیگری. از امید یا از رویایی، گفتن و نوشتن از مراقبت برای ما آدم‌ها واجب است. سرپا نگه‌مان می‌دارد. یادمان می‌اندازد حواس‌مان به آدم‌های دوروبرمان باشد.

-در جستارهای این کتاب، آدم‌ها گاهی درست در قله رویاهایشان یا قله‌ای که واقعا روی آن ایستاده‌اند، به دنیای واقعیت و مراقبت از دیگری عزیز پرتاب می‌شوند. ما با این فرازوفرودها همراه و حتی هم‌زیست مراقبت کردن فرد از دیگری می‌شویم. آیا به‌عنوان دبیر کتاب و فردی که دغدغه فرهنگ و ادبیات را دارد، خطری درباره فرهنگ مراقبت احساس کرده بودید که سراغش را گرفتید؟

 شاید بهتر باشد از «خطر» نگوییم. گفتن از مراقبت یک ضرروت است. ما در نشر اطراف دل‌مان می‌خواست به مراقبان خاموش کمک کنیم تجربه‌ زیسته‌شان را بنویسند. در روزگاری که دوربین‌ها بیشتر روی مراقبت‌شونده‌ها زوم شده، آدم‌ها اغلب این‌طرفِ میدان را کمتر دیده‌اند. رنجِ مراقب را کمتر شنیده‌اند. من در ذهنم مثلثی ساختم و دوست داشتم هر سه ضلع را با هم ببینم. می‌خواستم مثلثم متساوی‌الاضلاع باشد. یک ضلعش مراقب‌ها، یک ضلع مراقبت‌شونده‌ها، و یک ضلع دیگرش خود موضوعِ مراقبت. اما راستش را بگویم، دلم می‌خواست ضلع مراقب‌ها را پررنگ‌تر رسم کنم.

- در جستارهای مختلف ما ایوب نبودیم، گاهی قانع می‌شویم که نیاز مراقبت‌کننده به مراقبت‌کردن از مراقبت‌شونده بیشتر است. شاید درمواجهه با این صحنه حتی متاثر هم شده باشیم، آیا این چیزی است که مراقبت‌کننده‌ها برای تسکین خودشان به آن چنگ می‌زنند یا واقعا ذات توجه و مراقبت از دیگری _ولو مراقبت اجباری و از سر تکلیف یا بی‌پولی_ این است؟

 در مراقبت اغلب همه‌چیز ناگهانی است. مراقبت معمولاً آنی نیست که از مدت‌ها قبل فکرش را کرده باشی و برایش برنامه ریخته باشی. مراقبت قصه‌ روبه‌رو شدن سرشت یک انسان با سرنوشتی است که گریزی از آن نیست. ناگهانیِ مراقبت مثل زلزله می‌مانَد. بی‌خبر می‌آید. بی‌خبر درگیرش می‌شوی. ناگهان مجبور می‌شوی یا دلت می‌خواهد به دیگری دل بدهی. به او رسیدگی کنی. مراقبت کنی. انگار رسیدگی با مراقبت فرق دارد. رسیدگی واژه‌ قشنگی‌ست. شیک‌وپیک به نظر می‌آید. روی کاغذ قشنگ‌تر است. اما مراقبت فرق دارد. مراقبت گاهی استیصال دارد. مراقبت رسیدگی با صبر و عشق است. باید به کسی که ازش مراقبت می‌کنی، امنیت بدهی. نباید خودت را هم فراموش کنی. مراقبت درجه‌ اعلای رسیدگی‌ست. حتی فراتر از مواظبت است. مراقبت چیزهایی اضافه دارد. کمی صبوریِ بیشتر، کمی عاشقیِ بیشتر، کمی خودآگاهیِ بیشتر.

-در یکی از جستارها، زنی را می‌بینیم که نه‌خیلی دور از مروی ایستاده و نه خیلی به آن نزدیک است، آن‌قدر که با زاویه دیدش می‌تواند چیزهای زیادی را از درون و بیرون پرستارهای خواهرش (که نسبت خونی با بیمار دارند) ببیند. این جستار که آن را یکی از شاخص‌ترین‌های ما ایوب نبودیم، می‌بینم، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، علی (یکی از پرستارها) می‌گوید: (مراقبت کردن) به‌خاطر خودم بود. این جمله بعد از فرازوفرودهای روایت و آنچه بر سر عمر و جوانی مراقبت‌کننده‌ آمده، اثربخشی بالایی دارد. فکر می‌کنید، مراقبت‌کردن از دیگری، مثل کارهای دیگر زندگی اگر به‌خاطر خودمان نباشد، خالی از زیبایی و ارزش است یا حتی مراقبت‌های اجباری هم ختم‌به‌خیر می‌شوند و مراقبت در هر نوعش مثل یک اثر هنری فی‌ذاته مفاهیمی ارزنده در خودش دارد؟

 مراقبت‌ها عموماً شغل به معنای کلاسیکش به حساب نمی‌آیند. کمتر حقوق و مزایا دارند. مراقب‌ها کمتر حق انتخاب دارند. کمتر ساعت کار مشخص، مرخصی و بازنشستگی دارند. اصلاً صدایی ندارند. کمتر شنیده‌ شده‌اند. کسی حواسش به مراقب‌ها نبوده هیچ‌وقت. صداهایی اگر برخاسته، تجربه‌های اندک‌مکتوب‌شده و پاره‌پاره و غیرمنسجم‌اند. شاید مراقب هم مثل مادر است. وقت و زمان نوشتن ندارد. به‌خصوص هنگامی‌که دقیقاً در دل موضوع زیست می‌کند. مراقبت در هر نوعش هزاران حرف در دلش دارد. حتی مراقبان اجباری مثل پرستاران هم بی‌شک هزاران حرف ناگفته دارند. در مراقبت گاهی چیزهای زیادی از دست می‌روند. فردیت مراقب، زمان و زندگی و روزگار و انرژی. این‌جا دیگر مهم نیست تو مراقب اختیاری هستی یا به جبر زندگی مراقب دیگری شده‌ای. فقط باید حرف مراقبان را شنید.

-کاهش رنج دیگری یا حتی امیددار کردن و برگرداندنش به زندگی شاید مابه‌ازای پرستاری باشد که در یکی از جستارهای پایانی کتاب، نویسنده‌ای پرسان و متفکرانه به آن اشاره کرده بود، اما به‌نظر می‌رسد در مراقبت‌کردن از عزیزان ازکارافتاده‌ یا بیمارمان نوعی تسلیم ورضا به سرنوشت و ازخودگذشتگی وجود دارد و شاید همین واقعیت مراقبت را در چشم ما نخواستنی می‌کند. آیا باوجود سازمان‌های مراقبتی ضرورتی به این شیوه از مراقبت کردن‌های سینه‌به‌سینه وجود دارد؟ مثلا بهتر نیست دولت یا سازمان‌های مردم‌نهاد در این‌طور مواقع ورود کنند تا هم مراقبت‌کننده و هم مراقبت‌شونده نوعی فردیت و رشد شخصی را درکنار مراقبت‌شدن و مراقبت‌کردن تجربه‌کنند؟

 مراقبت یک انتخاب است، یعنی می‌تواند باشد یا نباشد. اما در دنیای امروز که پر از پیچیدگی‌های همیشگی یا ناگهانی است، ذهن انسان پر از بحران‌های ناگزیر شده است. من در پیش‌گفتار کتاب هم نوشته‌ام. اریک اریکسون، روان‌شناس شهیر، جایی نوشته است که انسان در هر دوره‌ای از زندگی‌اش با بحران‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کند و آن بحران‌ها با یکی از فضایل اخلاقی حل خواهند شد. اریکسون می‌گفت انسان بزرگسال با بحران «زایندگی مقابل رکود» روبه‌روست و برای حل این بحران هیچ چاره‌ای ندارد جز مراقبت. جز دل‌مشغولِ دیگری شدن.

-این که برای گردآوری جستارها فقط سراغ زنان نرفتید، کاری هوشمندانه و ارزنده بود، اما همان‌طور که در یکی از روایت‌ها آمده است، مراقبت‌کردن بیشتر امری مونث است تا مردانه، کمااین‌که مواظبت می‌تواند چندان زنانه نباشد، آیا دورنمای فکری شما این بود که بار فرهنگ مراقبت را از دوش زنان بردارید و آن را عادلانه میان افراد جامعه تقسیم کنید یا همه‌چیز در لحظه اتفاق افتاد؟

 نه. نمی‌خواستم بار مراقبت را از دوش زنان بردارم. فقط آینه‌ای دست گرفتم و به سراغ آدم‌ها رفتم و از آن‌ها خواستم بازنمای رنج و امید توامان مراقبت‌شان باشند. می‌خواستم مخاطب کتابی را ببیند که قدمی به سوی نشان دادن تنوع و تکثر پیچیدگی‌های مراقبت و مراقب‌ها برداشته است، اما در عین حال مراقبت در ذات خودش امید و امیدواری و شادی دارد. رنجی دارد که با امید می‌توان دردش را کمتر کرد.

-ما در ایوب نبودیم، مواجهه پزشک، کارمند، جامعه‌شناس، سرباز، کارگر، محیط‌بان، مسئول حیوانات، هنرمند، مادر، پدر، فرزند و... را با پدیده مراقبت‌کردن می‌بینیم، چطور می‌توانیم فرهنگ مراقبت‌کردن را به‌مثابه کاری نیکوکارانه در زیست فردی و اجتماعی خود تقویت کنیم؟ مثلا اگر قرار بود، جستاری به این مجموعه اضافه کنیم که به جنبه‌های اجتماعی مراقبت توجه کند، چه قصه‌ای می‌توانست داشته باشد؟

 تمام تلاشم در این کتاب این بود که بگویم مراقب‌ها همیشه مراقب کسی یا چیزی بوده‌اند. اما آیا کسی به خود مراقب‌ها توجه و گوشه‌‌چشمی داشته است؟ کسی حواسش به مراقب‌ها هست این روزها؟ در روزگاری که مراقبت به معنای کلاسیکش اغلب شغل محسوب نمی‌شود، جایگاه نهادهای اجتماعی برای برداشتن مسئولیت حمایت از مراقبان باید بازتعریف شود.

-چه بازخوردهایی از مخاطبان گرفته‌اید؟

 حدوداً سه ماه است کتاب به بازار نشر آمده و این روزها به چاپ سوم رسیده است. حدسمان درست بود، مخاطبان ارتباط خیلی خوبی با «ما ایوب نبودیم» گرفته‌اند. انگار این کتاب می‌تواند تلنگری باشد به آدم‌‌ها، به این‌که خودشان را در آینه‌ این کتاب ببینند. حس ‌کنند هنوز می‌توان به زندگی امید داشت. آدم‌های بسیاری بعد از خواندن کتاب برایم گفته‌اند که تازه فهمیده‌اند رنج‌های شخصی‌شان چقدر می‌تواند موهوم و خیالی باشد. برایم گفته‌اند که با خواندن این کتاب انگار کمی صبورتر شده‌اند. شاید خواندن این روایت‌ها آدم‌ها را به دنیا امیدوارتر می‌کند.

گفت‌وگو از مهدیه رشیدی


لطفا به این مطلب امتیاز دهید
Copied!

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...