کد خبر:۶۷۶۹
یادداشت:

خشکسالی در جهان؛ ضرورت تقویت تاب‌آوری جوامع و مدیریت پایدار منابع آب

کاهش جریان رودخانه‌ها، افت ذخایر آب شیرین و افزایش شدت خشکسالی‌ها، جوامع جهان را با تهدیدی فزاینده روبه‌رو کرده است. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که مقابله با این بحران، علاوه بر سیاست‌گذاری دولت‌ها و همکاری‌های بین‌المللی، به مشارکت جوامع محلی، حفاظت از اکوسیستم‌ها و استفاده از دانش بومی نیاز دارد.
 rivers.

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران و بر اساس تازه‌ترین گزارش سازمان جهانی هواشناسی (WMO)، سال ۲۰۲۵ برای رودخانه‌های جهان یکی از خشک‌ترین سال‌ها در بیش از سه دهه گذشته بود. جریان آب در بیش از یک‌سوم حوضه‌های رودخانه‌ای جهان پایین‌تر از حد معمول قرار داشت و ذخایر آب شیرین موجود در خشکی، شامل آب‌های زیرزمینی، دریاچه‌ها، رطوبت خاک، برف و یخ، برای دهمین سال پیاپی روندی کاهشی را تجربه کردند. این ذخایر در دوره‌های کم‌بارشی نقش ضربه‌گیر دارند و کاهش آنها توان جوامع برای مقابله با خشکسالی را محدود می‌کند.

 تغییرات اقلیمی، با افزایش دما و تبخیر، زمینه را برای وقوع خشکسالی‌های مکررتر، شدیدتر و طولانی‌تر فراهم می‌کند. در برخی مناطق، هم‌زمانی گرمای شدید و بارندگی اندک می‌تواند خشکسالی را ظرف چند هفته پدید آورد؛ پدیده‌ای که به «خشکسالی ناگهانی» معروف است. پیامدهای این وضعیت به محیط زیست محدود نمی‌شود. کاهش محصولات کشاورزی، تلف شدن دام‌ها، ناامنی غذایی، از دست رفتن درآمد و افزایش فشار بر خانوارها از جمله نتایج خشکسالی است.

 زنان و دختران در بسیاری از مناطق، به دلیل مسئولیت بیشتر در تأمین آب خانواده، با دشواری‌های مضاعفی روبه‌رو می‌شوند. کاهش سطح آب رودخانه‌ها و دریاچه‌ها نیز ممکن است برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی را افزایش دهد؛ اقدامی که اگرچه در کوتاه‌مدت بخشی از نیازهای کشاورزی و اقتصادی را تأمین می‌کند، در بلندمدت منابع آب را بیشتر تحلیل می‌برد. خشکسالی همچنین اکوسیستم‌ها را تخریب می‌کند و احتمال وقوع طوفان‌های شن و گرد و غبار و آتش‌سوزی‌های طبیعی را افزایش می‌دهد. این پیامدها به کاهش کیفیت هوا و تشدید مشکلات سلامت عمومی می‌انجامند. از سوی دیگر، از دست رفتن معیشت و کاهش دسترسی به آب و غذا می‌تواند به جابه‌جایی جمعیت و افزایش آسیب‌پذیری اجتماعی منجر شود.

 بر اساس برآوردهای ائتلاف بین‌المللی تاب‌آوری در برابر خشکسالی، خسارت اقتصادی خشکسالی در فاصله سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۷ حدود ۱۲۴ میلیارد دلار بوده است. برآوردهای جدیدتر، این رقم را به حدود ۳۰۷ میلیارد دلار در سال می‌رسانند. با این حال، هزینه‌های واقعی احتمالاً بیشتر است؛ زیرا پیامدهای غیرمستقیم و زنجیره‌ای بحران، از رنج انسانی و ناامنی غذایی تا مهاجرت و تخریب طولانی‌مدت منابع طبیعی، به‌سختی در محاسبات اقتصادی منعکس می‌شوند.

مدیریت بحران و تقویت تاب‌آوری جوامع

خشکسالی در جهان؛ ضرورت تقویت تاب‌آوری جوامع و مدیریت پایدار منابع آب

مقابله با خشکسالی مستلزم دو مسیر مکمل است: کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای برای مهار گرمایش زمین و سازگاری با پیامدهای تغییرات اقلیمی که اکنون نیز آشکار شده‌اند. مدیریت منابع آب باید به‌گونه‌ای طراحی شود که با شرایط هر منطقه تناسب داشته باشد و در برابر تغییرات ناگهانی و بلندمدت اقلیم انعطاف‌پذیر بماند.

در این رویکرد، آمادگی برای خشکسالی تنها مسئولیت خانوارها یا دولت‌ها نیست؛ بلکه باید در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی دنبال شود. حفاظت از منابع آب، احیای زمین‌های تخریب‌شده و بازسازی اکوسیستم‌ها به همکاری میان نهادهای عمومی، متخصصان، بهره‌برداران منابع طبیعی و جوامع محلی نیاز دارد.

 سازمان‌های غیردولتی، انجمن‌های محیط‌زیستی و گروه‌های داوطلب نیز می‌توانند از طریق آموزش عمومی، انتقال دانش بومی، جلب مشارکت مردم، اجرای فعالیت‌های احیای طبیعت و پیگیری سیاست‌های زیست‌محیطی در این مسیر نقش داشته باشند. البته مشارکت اجتماعی جایگزین مسئولیت دولت‌ها در تأمین زیرساخت‌ها و منابع مالی نیست؛ بلکه می‌تواند سیاست‌های عمومی را با نیازهای واقعی مردم پیوند دهد و به تداوم اقدامات کمک کند.

تجربه‌های جهانی: دانش بومی تا احیای مشارکتی طبیعت

سریلانکا؛ شبکه‌های سنتی ذخیره و توزیع آب

 در سریلانکا، سامانه‌های زنجیره‌ای آبگیر که سابقه استفاده از آنها به حدود دو هزار سال پیش بازمی‌گردد، آب باران را جمع‌آوری، ذخیره و برای آبیاری، مصارف انسانی و پشتیبانی از اکوسیستم‌ها توزیع می‌کنند. این تجربه نشان می‌دهد که دانش بومی و مدیریت متناسب با ویژگی‌های محلی می‌تواند در کاهش آسیب‌پذیری مناطق روستایی مؤثر باشد. حفظ چنین سامانه‌هایی به نگهداری مستمر و همکاری بهره‌برداران محلی نیاز دارد.

آفریقای جنوبی؛ احیای پوشش گیاهی و تقویت تاب‌آوری محلی

 در منطقه کیپ شرقی آفریقای جنوبی، کاشت گیاه بومی «اسپک‌بوم» به‌عنوان راهکاری برای احیای مناطق آسیب‌دیده از چرای بیش از حد دام، گونه‌های مهاجم و خشکسالی دنبال می‌شود. بازسازی پوشش گیاهی می‌تواند به تقویت اکوسیستم‌ها و افزایش تاب‌آوری مناطق آسیب‌پذیر کمک کند. همراهی این اقدامات با مدیریت پایدار زمین و مشارکت ساکنان محلی، امکان پیوند میان حفاظت از طبیعت و پایداری معیشت را فراهم می‌کند.

نیجر؛ احیای زمین با روش‌های کم‌هزینه و متناسب با شرایط محلی

 کشاورزان نیجر برای احیای زمین‌های تخریب‌شده و مقابله با بیابان‌زایی، گودال‌های هلالی‌شکل موسوم به «زای» یا «نیم‌ماه» حفر می‌کنند. این گودال‌ها آب باران را جمع‌آوری و به سمت گیاهان هدایت می‌کنند تا امکان رشد پوشش گیاهی افزایش یابد. روش دیگری به نام «احیای طبیعی یاری‌شده» نیز با حفاظت از درختان و سایر گیاهان در برابر چرای دام و قطع چوب، فرصت باززایی طبیعی را فراهم می‌کند. این راهکارها بر حفاظت از منابع موجود و بهره‌گیری از دانش محلی تکیه دارند و می‌توانند زمینه مناسبی برای فعالیت‌های آموزشی و مشارکت گروه‌های اجتماعی و داوطلبان ایجاد کنند.

عراق؛ تالاب‌های مصنوعی برای پاک‌سازی آب و احیای زیست‌بوم‌ها

 برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد با همکاری شرکای خود، طرحی آزمایشی برای ایجاد تالاب مصنوعی در عراق دنبال می‌کند. هدف این طرح، ارائه راهکاری پایدار برای تصفیه آب آلوده و احیای تالاب‌های خشک‌شده است. این تجربه نشان می‌دهد که راهکارهای مبتنی بر فرایندهای طبیعی می‌توانند بخشی از پاسخ به بحران آب باشند؛ به‌ویژه هنگامی که آلودگی منابع آبی و تخریب زیست‌بوم‌ها، مشکلات ناشی از کم‌آبی را تشدید کرده‌اند.

همکاری بین‌المللی و مدیریت مشارکتی آب

 برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد بر مدیریت پایدار منابع آب در مناطق شهری و روستایی تأکید دارد و تلاش می‌کند اهداف مدیریت آب و بهداشت را با سازگاری اقلیمی، حفاظت از تنوع زیستی، پیشگیری از آلودگی و کاهش خطر بلایا هماهنگ کند. یکی از نمونه‌های این رویکرد، پروژه مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبخیز در برزیل و هند است که با هدایت برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد و همکاری کمیسیون اروپا اجرا می‌شود. این پروژه حفاظت و احیای رودخانه‌ها، تالاب‌ها و دریاچه‌ها را با مدیریت منابع آب در مقیاس حوضه آبخیز پیوند می‌دهد.

 در حوضه آلتو آراگوایا در برزیل، تقویت حکمرانی مشارکتی آب و برنامه‌ریزی حوضه آبخیز در کنار اقدامات حفاظت از خاک و آب دنبال می‌شود. در حوضه رامگانگا در هند نیز احیای شاخه‌های فرعی رودخانه و تالاب‌ها در اولویت قرار دارد. تجربه‌های این دو کشور برای شناسایی مسیرهای تأمین مالی پایدار و تدوین الگوهایی قابل استفاده در مناطق دیگر به کار گرفته می‌شوند. این رویکرد بر اهمیت مشارکت در تصمیم‌گیری درباره منابع مشترک تأکید دارد. انجمن‌های محلی، سازمان‌های غیردولتی و گروه‌های داوطلب می‌توانند در چنین فرایندهایی به آگاهی‌رسانی، انتقال تجربه، حفاظت از منابع طبیعی و پیگیری نیازهای جوامع کمک کنند؛ هرچند گزارش، نقش مستقل این گروه‌ها را در پروژه‌های یادشده به‌طور مشخص تشریح نمی‌کند.

تاب‌آوری؛ مسئولیتی مشترک

 خشکسالی صرفاً دوره‌ای از کاهش بارندگی نیست؛ بحرانی است که می‌تواند معیشت، امنیت غذایی، سلامت عمومی و پایداری اکوسیستم‌ها را هم‌زمان تهدید کند. مقابله با آن به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، مدیریت پایدار آب، احیای زمین‌های تخریب‌شده و برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد. در این مسیر، همکاری دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی، متخصصان و جامعه مدنی اهمیت اساسی دارد. سازمان‌های غیردولتی و گروه‌های داوطلب می‌توانند پیوند میان دانش تخصصی و تجربه زیسته مردم را تقویت کنند و زمینه مشارکت شهروندان را در حفاظت از منابع طبیعی گسترش دهند. تاب‌آوری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که جوامع نه‌تنها توان تحمل بحران را داشته باشند، بلکه بتوانند پیش از تشدید آن، از منابع مشترک محافظت کنند، آسیب‌پذیری خود را کاهش دهند و برای آینده‌ای با محدودیت‌های آبی بیشتر آماده شوند.

اهمیت این تجربه‌ها برای ایران

 تجربه‌های جهانی مقابله با خشکسالی برای ایران، که با بحران کم‌آبی، افت منابع آب زیرزمینی، فشار بر کشاورزی و تخریب تالاب‌ها روبه‌روست، اهمیت ویژه‌ای دارد. این تجربه‌ها نشان می‌دهند که مدیریت بحران آب نباید صرفاً به تأمین اضطراری آب یا اجرای پروژه‌های زیرساختی محدود بماند؛ بلکه باید حفاظت از منابع موجود، احیای اکوسیستم‌ها، اصلاح شیوه‌های مصرف و مشارکت جوامع محلی را نیز در بر گیرد. روش‌های سنتی جمع‌آوری آب، حفاظت از پوشش گیاهی و مدیریت مشارکتی حوضه‌های آبخیز می‌توانند با بررسی کارشناسی و متناسب‌سازی با شرایط اقلیمی و اجتماعی مناطق مختلف ایران مورد توجه قرار گیرند.

 سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های محلی، تشکل‌های کشاورزی و گروه‌های داوطلب نیز ظرفیت دارند در آموزش عمومی، پایش و مستندسازی تغییرات محیطی، احیای زیست‌بوم‌ها و جلب مشارکت مردم نقش‌آفرینی کنند. با این حال، اثربخشی چنین اقداماتی به دسترسی به اطلاعات معتبر، حمایت مالی و فنی، همکاری نهادهای مسئول و حضور واقعی جوامع در تصمیم‌گیری وابسته است. مشارکت مدنی نمی‌تواند جایگزین اصلاح سیاست‌های کلان آب شود، اما می‌تواند اجرای راهکارها را تقویت کند، نیازهای محلی را به سیاست‌گذاران انتقال دهد و به حفاظت بلندمدت از منابع مشترک یاری برساند.

شورانگیز داداشی

منابع:
unep
گزارش وضعیت منابع آب جهان در سال ۲۰۲۵- سازمان جهانی هواشناسی


ارسال دیدگاه
captcha