مجاهدت شاعران با سرودن ۱۶ هزار شعر در جنگ چهل روزه / باید حسینیها و یزیدیان زمان را در شعر نشان دهیم
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، یکم محرم به روز بزرگداشت «محتشم کاشانی» و «روز شعر و ادبیات آیینی» نامگذاری شده است؛ حجتالاسلاموالمسلمین جواد محمدزمانی، پژوهشگر علوم دینی، نویسنده و مدیر مؤسسهٔ «فرهنگسازان مشعر» یکی از شاعران آیینیسرای نامآشنای کشور است. وی با سابقۀ تألیف مجموعهٔ ۸ جلدی فرهنگنامهٔ «هنر و ادب آیینی» و گردآوری مجموعهٔ ۱۵ جلدی «شاعران سبک هندی و شعر اخلاقی» است، برگزارکنندۀ دیدار شاعران آیینی با رهبر شهید انقلاب (ره) بوده است.
این شاعر، سرایش را از دوازده سالگی آغاز کرد و دارای مدرک کارشناسیارشد رشتۀ ادیان است. از وی مجموعهشعری با عنوان «دلواپسیهای اویس» نیز منتشر شده است. در ادامه، گفتوگوی خیر ایران را با جواد محمدزمانی میخوانید.
-شعر آیینی چیست؟ چه مؤلفههایی آن را از دیگرگونههای شعر متمایز میکند؟
شعر آیینی باید خاصیت آیینگی داشه باشد، آنچه در مقولهٔ آیین و دین هست، در ادبیات دینی هم وجود دارد، گسترهٔ ادبیات آیینی اعم است از توحیدیها، مدایح حضرت پروردگار، تحمیدیه و اشعار عرفانی که در قرن هفتم و هشتم خیلی پررنگ بوده است. بعد از آن نوبت میرسد به مدح و مرآثی معصومین، وصف یاران پیامبر، امیرالمؤمنین، سیدالشهدا و آنچه برگرفته از اخلاق دینی (پند) است، مثل مبارزه با کبر و دروغ، ریا، حب نفس و حب دنیا. بیش از نیمی از ادبیات ما را شعر آیینی در جلوهها و رویکردهای مختلف و بسامدهای گوناگون دربرگرفته است.
-با این تعریف از شعر آیینی، هنگام سرودن این اشعار بیشتر به جنبههای عاطفی آن توجه دارید یا جنبههای پژوهشی و تاریخی؟ جایی هم برای دغدغههای اجتماعی در آن وجود دارد؟
در شعر آیینی امروز ما عنصر حماسه و عاطفه بسیار پررنگ است. در دورههایی، شعر آیینی ما به مرثیه گره خورده بود، ولی حالا علاوهبر مرثیه، در مدح و رویکردهای حماسی اشعار خوبی داریم؛ شعر آیینی ما شعر حاضر در جامعه است، شاید حتی پرمخاطبترین شعر امروز باشد، بهخصوص در مجالس اهل بیت، هیئتها، تکیهها، حسینیهها که رکن اصلی، شعر آیینی است، از این جهت شعر آیینی شعر بسیار پویایی است.
نکتهای که آقای شهید ما بر آن تأکید میکردند، اتصال حوادث صدر اسلام با حوادث روز بود؛ این کار درواقع کاری تطبیقی است. شاعر جدای از جامعه نیست و نسبت به مسائل روز جامعه واکنش نشان میدهد، شعر، واکنش سریع نسبت به حوادث جامعه دارد، مثلاً به جنگ، شهادت رهبر و
شاعر جدای از جامعه نیست و نسبت به مسائل روز جامعه واکنش نشان میدهد، شعر، واکنش سریع نسبت به حوادث جامعه دارد، مثلاً به جنگ.
فرماندهان سپاه واکنش نشان میدهد، شعر آیینی تلفیقی از حماسههای صدر اسلام و حماسههای امروز است، میان اینها کاری تطبیقی انجام میدهد و بهدنبال این است که جبهه کفر و جبهه اسلام را در روزگار ما خوب ترسیم کند، حسینهای زمان و یزیدیان زمان را خوب نشانمان بدهد و بگوید درواقع دشمنان ما تداوم یزیدهای زماناند و یاران انقلاب ما تداوم یاران سیدالشهدا هستند.
-تأثیر دو جنگ اخیر بر شعر آیینی چه بود؟ آیا جنگها میتوانند مفاهیم و مضامین در شعر آیینی را متأثر کنند؟
جنگ قطعاً تأثیر بسیاری بر ادبیات ما گذاشته است، شاخهای از ادبیات ما، ادبیات مقاومت و شاخهای دیگر ادبیات آیینی است. این دو، در هم تنیده شدهاند؛ یعنی در ادبیات مقاومت، بسیاری از اشعار، آیینیاند و در ادبیات آیینی هم بسیاری از اشعار در ارتباط با مقولهٔ مقاومتاند. جلوههایش را فراوان در دوران جنگ هشتساله دیده بودیم. بعد از جنگ اول تحمیلی، آن را در در پیروزیهای حزبالله و... مشاهده کردیم، همینطور در جنگ دوازدهروزه و چهلروزه جلوههای فراوانی از آن را دیدیم.
شنیدهام که شاعرانمان در جنگ چهلروزه نزدیک به ۱۶ هزار شعر سرودهاند؛ شعرهایی که ادبیات پایداری در آن بسیار پررنگ است، شعارها و شعرهایی در قالب قصیده، غزل، رباعی، دوبیتی و... درباره مقاومت گفته شدهاند که برخی از آنها در پرچمها، پلاکاردها، پوسترها و فضای برخط موجود است.

روحی حماسی در اشعار مقاومت وجود دارد؛ تسلیمنشدن دربرابر دشمن، مقولههایی مثل اطاعت از رهبر و فرماندهان نظامی، توصیف نبرد حق و باطل، توصیف صحنههای ماندگار جنگ، پیروزیهای جنگ، وصف مردمی که در کف خیابان حضور دارند و اتصال میان خیابان، میدان و دیپلماسی در این شعرها فراوان وجود دارد.
اینکه امروز در ادبیات مقاومت ما جلوههایی از وصف فرماندهانی که شهید شدهاند، شهدای جنگهای اخیر و وصف رهبر معظم انقلاب وجود دارد، نشان از این دارد که ادبیات مقاومت یک ادبیات پویاست، مثلاً یکی از مباحث شعر آیینی در ۴۰ روز جنگ، دربارهٔ مشت گرهکرده حضرت آقاست؛ در پیام آقامجتبی آمده بود که مشت رهبر انقلاب بعد از شهادت گرهکرده بود، با همین مقوله ببینید چقدر در ادبیات ما رباعی، دوبیتی و غزل سروده شده است.
در شعارها، نوحهها، رجزها بسیار به موضوع «مثلی لایبایع مثلَ یزید» پرداخته شد. تسلیمنشدن دربرابر جبهه کفر از صدر اسلام، ماجرای عاشورا و تا به امروز _درواقع_ در ادبیات ما بسیار پررنگ خودش را نشان داده است.
-نقش نوآوری زبانی و فرمی را در شعر آیینی چگونه ارزیابی میکنید؟ چگونه میتوان از کلیشهها و تکرار مضامین در شعر آیینی فاصله گرفت؟
مسئلهای که خیلی اهمیت دارد این است که قدیم، در شعر آیینی عنصر حکمت خیلی پررنگ بوده است و شاعران ما حکیمهایی بودند که شعر میسرودند؛ یعنی شاعران، اندیشهوران، حکما و متفکران روزگار خود بودند. نیاز است در روزگار ما این امکان تقویت شود؛ یعنی شعر ما آیینهای باشد از حکمتها، عبرتها، علمها و دانشهای روزگار ما.
برای همین است که شاعر امروز ما باید فلسفه، عرفان، علم کلام و تفسیر قرآن را خوب بشناسد تا شعرش نمود و آینه حقایق باشد و مردم گمشدههای حکمی خود را در آن پیدا کنند.
در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است که حکمت گمشدۀ مومن است، اگر بخواهیم شعر آیینی امروز ما یک شعر آیینی موفق
شعر آیینی تلفیقی از حماسههای صدر اسلام و حماسههای امروز است، میان اینها کاری تطبیقی انجام میدهد و بهدنبال این است که جبهه کفر و جبهه اسلام را در روزگار ما خوب ترسیم کند.
و متعالی باشد باید این حکمت را تقویت کنیم؛ یعنی شاعران حکیم پرورش دهیم، همانطوری که در گذشته حکیمفردوسی و سنایی داشتیم در روزگار ما هم شاعرانی باشند که وقتی شعر آنان را مردم میخوانند، عنوان حکیم را روی آنان بگذارند، بهنحوی که آن حکمت و اندیشه را در شعرشان ببینند و شعر آیینیشان آینه حکمت و دانش و علم آنها باشد. شعر آیینی امروز ما در فرم شعر موفقی است، اما باید در محتوا هم موفق باشد،
یعنی آیینه نوآوری، حکمت و درسهای کمترگفتهشده و بازتاب حقایق باشد. باید از کلیشه عبور کنیم، چون اکنون در شعر معاصر فرم بسیار جدی شده است و اغلب اشعار از لحاظ فرمی یک ساختار تازه دارند، گاهی روایتگونه هستند، الفاظ تراشیده و شیکاند، اما در کنار آن نیاز است که مضامین و معانی هم شیک و مترقی باشند تا مخاطب پیدا کنند و در این زمینه باید بیشتر کار کرد.
-آیا شبکههای اجتماعی به گسترش شعر آیینی کمک کردهاند یا به سطحیشدن آن انجامیدهاند؟
شبکههای اجتماعی کمک کردهاند تا شعرها در دسترس مردم قرار بگیرند، اما بداههسرایی و زودسرایی را زیاد کردهاند؛ برای همین باید مراقبت کرد که شعر سختهوپخته شود، شاعر خودش ویرایشکننده شعر خودش باشد، هر شعری را زود منتشر نکند، تدبر و تأمل کند، شعرش شاید نیاز به ویرایشهای مجدد داشته باشد، گاهی برای اینکه شعر به بلوغ برسد نیاز به جدیت دارد، مدام باید کلمات را مرتب کند. انتشار در شبکههای مجازی گاهی به این قضیه ضربه میزند، شاعر مدام دنبال این است که در شبکههای اجتماعی حضور داشته باشد و کمتر به عمق شعرش بپردازد، از این جهت شبکههای اجتماعی میتوانند باعث پیشرفت شعر شوند و آن را در دسترس مردم قرار دهند، ولی از طرفی هم به خاطر عجلهسرایی و بداههسرایی ممکن است عمقی نداشته باشند.
امروز الحمدلله با توجه به جنبش نرمافزاری، از تفاسیر قرآن، صحیفه سجادیه، متون دینی، متون حدیثی، متون حکمی و کتاب فلاسفه و عرفا فراوان در اختیار شاعران قرار دارد و حتی لازم نیست شاعر سفر کند تا به کتاب دست پیدا کند.
-سخنی هست که بازگو نشده باشد؟
امیدوارم همانگونه که در انقلاب، همهٔ حوزههای ما در فرهنگ پیشرفت کردند، شعر آیینی ما هم به اوج ترقی خود برسد و ما همانگونه که رهبر شهیدمان فرمودند _در آینده_ بتوانیم اوج مجددی را با حضور شاعران جوان، جدی و سختکوش انقلاب اسلامی در ادبیات رقم بزنیم.

-شعری با حالوهوای محرم و روز شعر و ادبیات آیینی از شما بشنویم؟
آن شب که باغ حالوهوای دعا گرفت
هر شاخهای قنوت برای خدا گرفت
شعر علیل و واژه بیاشتهای آن
با اشکهای شوق تشرف شفا گرفت
در گرگ و میش صبح، در انبوه خیر و شر
دل بیدلانه حالت خوف و رجا گرفت
امّا پس از طلوع فراگیر آفتاب
بیاختیار دامن مهر تو را گرفت!
مهر تو شرح روشن اشراق ناب بود
خورشید با تبسّم تو روشنا گرفت
عالم قرار بود پس از تو شود خراب
مهرت قدم نهاد که عالم بقا گرفت
با فطرت اویس دل آمد به سوی تو
از عطر مصطفای وجودت صفا گرفت
باغ از شکوفه هر سحر احرام شوق بست
اذن طواف در حرم کربلا گرفت
بیشک سراغ رایحه گیسوی تو را
حافظ هزار بار ز باد صبا گرفت!
با شوق تو مشارق الهام جلوه کرد
با عطر تو عوالم ایجاد پا گرفت
دیدم چگونه شاهد بزم شهود شد
آن عاشقی که رخصت «یا لیتنا» گرفت!
از داغ تو که در دل افلاک جا گرفت
آدم به ناله آمد و خاتم عزا گرفت
فیض عظیم با «وَفَدَیناهُ» موج زد
این جام را خلیل به لطف شما گرفت
حتی پیامبر به پیامت امید داشت
آن روز که تو را به سر شانهها گرفت
عمّان درست گفت: خدا در دم نخست
وقتی که امتحان ز همه اولیا گرفت
قلب تو بیشتر ز همه درد و داغ خواست
جانِ تو بهتر از همه جام بلا گرفت
ای دمبهدم حماسه! ببخشا که شعر من
از حد گذشت و حالوهوای رثا گرفت
در حیرتم «کمیت» چگونه میان شعر
از دشمنان خون خدا خونبها گرفت؟!
«آنان که در مقام رضا آرمیدهاند»
دیدند دعبل از چه امامی قبا گرفت
من درخور عطای شما نیستم ولی
باید دهان شاعرتان را طلا گرفت
وقتی خروش کرد که «باز این چه شورش است»
آری، چه شورشی که جهان را فرا گرفت...