کد خبر:۵۸۷۸
گل‌خانم باقری‌نیا در نشست «خیرِ سبز» مطرح کرد:

از پروژه‌های کوچک محیط‌زیستی می‌توان به همکاری‌های بزرگ رسید

گل‌خانم باقری‌نیا؛ مدیرعامل انجمن دنیای سالم، در نشست «خیر سبز» به میزبانی پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری پیوند میان تشکل‌های محیط‌زیستی و نهادهای خیریه، توسعه همکاری‌های مشترک میان بازیگران جامعه مدنی را یکی از الزامات عبور از چالش‌های امروز کشور دانست. وی با مرور تجربه‌های انجمن دنیای سالم در حوزه حفاظت از آب و تالاب‌ها، بر اهمیت تعریف پروژه‌های مشترک و همچنین ترویج مفاهیمی همچون «نذر طبیعت» برای گسترش مشارکت اجتماعی در حفاظت از محیط زیست تأکید کرد.
باقری

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در نشست «خیر سبز؛ نیکوکاری در حوزه محیط زیست»، گل‌خانم باقری‌نیا؛ مدیرعامل انجمن دنیای سالم، با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری پیوند میان تشکل‌های محیط‌زیستی و نهادهای خیریه، توسعه همکاری‌های مشترک میان بازیگران جامعه مدنی را یکی از الزامات عبور از چالش‌های امروز کشور دانست. وی با مرور تجربه‌های انجمن دنیای سالم در حوزه حفاظت از آب و تالاب‌ها، بر اهمیت تعریف پروژه‌های مشترک و همچنین ترویج مفاهیمی همچون «نذر طبیعت» برای گسترش مشارکت اجتماعی در حفاظت از محیط زیست تأکید کرد. خلاصه‌ای از سخنان این فعال محیط زیست در ادامه ارائه می‌شود:

 از مجموعه خیر ایران نیز تشکر می‌کنم که چنین جلسه‌ای را فراهم کردند و این دعوت را انجام دادند. اگر بخواهم صادقانه بگویم، کاری که شما انجام دادید، موضوعی بود که مدت‌ها با این دوستان درباره آن صحبت کرده بودیم و در ذهنمان وجود داشت؛ اینکه باید زمینه‌ای ایجاد شود و پیوندی میان فعالان این حوزه‌ها شکل بگیرد.

 ابتدا معرفی کوتاهی از خودم داشته باشم. من باقری‌نیا هستم، از انجمن دنیای سالم. فعالیت انجمن ما از سال ۱۳۸۲ آغاز شد و در سال ۱۳۸۴ مجوز ملی خود را از وزارت کشور دریافت کرد. ابتدا در حوزه‌های مختلف محیط زیست فعالیت می‌کردیم، اما بعد به این نتیجه رسیدیم که به صورت تخصصی کار کنیم. حوزه تخصصی ما نیز آب و تالاب است.

 همیشه دوستان از من می‌پرسند شما که در تهران هستید، در حوزه آب و تالاب چه کار کرده‌اید؟ من هم می‌گویم یک تالاب خشک داشتیم و همان را هم پیگیری کردیم. اما واقعیت این است که این حوزه در ایران بسیار گسترده است و کسانی که در این زمینه فعالیت دارند، به خوبی می‌دانند که تالاب‌ها چه تأثیری در تغییرات اقلیمی، کنترل گرد و غبار، کیفیت آب‌وهوا و سایر مسائل زیست‌محیطی دارند.

 در این زمینه، ما جزو نخستین گروه‌هایی بودیم که به صورت تخصصی وارد موضوع تالاب‌ها شدیم و اولین گروه تخصصی محیط زیست را با محوریت تالاب‌ها تشکیل دادیم. از سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷، خدا رحمت کند خانم رضوی را، در دفتر مؤسسه توسعه پایدار و محیط زیست (سنستا) با ما همراه بودند و فعالیت‌ها از همان‌جا آغاز شد و پس از آن نیز ادامه پیدا کرد.

 در انجمن خودمان نیز فعالیت‌های مختلفی داریم. یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که انجام می‌دهیم، آموزش است. البته این آموزش‌ها فقط به موضوع تالاب‌ها محدود نمی‌شود، بلکه همه مسائل محیط زیست را در بر می‌گیرد. پس از آن نیز در شبکه ملی، با همکاری دوستان و وکلای ایران، یک کارگروه حقوقی تشکیل دادیم و نشست‌هایی را در آنجا با دو هدف مشخص برگزار کردیم.

 هدف اول این بود که از فعالان محیط زیست حمایت شود. بچه‌های محیط‌زیستی خیلی وقت‌ها در معرض آسیب قرار می‌گیرند؛ چون برای مثال از یک معدن‌دار شکایت می‌کنند یا جلوی فعالیتی را می‌گیرند و در مقابل، همان افراد از آنها شکایت می‌کنند. در چنین شرایطی، فعالان محیط زیست ناچار هستند در دادگاه‌ها وکیل داشته باشند. به همین دلیل تلاش کردیم وکلا در قالب مسئولیت اجتماعی وارد این حوزه شوند و از این افراد دفاع کنند. چند مورد نیز وجود داشته که وکلا به صورت داوطلبانه وارد شده‌اند و از فعالان محیط زیست حمایت کرده‌اند.

 هدف دوم این بود که در برخی موارد، خود ما باید وارد دعاوی حقوقی شویم. برای مثال، زمانی که قرار بود در مجاورت باغ گیاه‌شناسی، یک ساختمان بلندمرتبه احداث شود، یک سازمان مردم‌نهاد وارد عمل شد و یکی از همین وکلای همکار نیز همراهی کرد. آنها به دیوان عدالت اداری مراجعه کردند و تا حد زیادی توانستند جلوی اجرای آن طرح را بگیرند. امیدواریم در ادامه نیز بتوانیم این مسیر را پیگیری کنیم.

 اما بپردازیم به موضوع اصلی که امروز برای آن گرد هم آمده‌ایم. من همیشه به دوستان می‌گفتم‌ای کاش چیزی به نام «نذر طبیعت» هم داشتیم. هرچند نام آن مطرح شده، اما هنوز به یک فرهنگ عمومی در جامعه تبدیل نشده است. مردم یاد نگرفته‌اند که نذر کنند و در قالب آن یک درخت بکارند یا بخشی از طبیعت را پاک‌سازی کنند.

 به نظر من، پس از این جنگ چهل‌روزه باید نگاه متفاوتی به مسائل جامعه مدنی داشته باشیم. جامعه مدنی دیگر نمی‌تواند با همان روند گذشته به مسیر خود ادامه دهد. جامعه تغییر کرده، مسائل اجتماعی تغییر کرده و اولویت‌ها نیز دگرگون شده‌اند. به‌ویژه اگر به دنبال توسعه هستیم، این بار باید توسعه اجتماعی را در اولویت قرار دهیم و پس از آن بتوانیم توسعه اقتصادی و سیاسی را پیش ببریم. برای رسیدن به این هدف، ما نیز نیازمند تغییر هستیم. باید نوعی دگردیسی در انجمن‌هایمان شکل بگیرد و نگاه ما در سازمان‌های مردم‌نهاد تغییر کند.

 اینجاست که به نظرم می‌رسد ما می‌توانیم نگاهمان را تغییر بدهیم. ما به عنوان تشکل‌هایی که بالاخره خودمان را ذیل جامعه مدنی و تشکل‌های غیردولتی تعریف می‌کنیم، سازمان‌یافتگی‌های خاص خودمان را داریم. البته در بسیاری از خیریه‌ها می‌دانیم که آن سازمان‌یافتگی وجود ندارد و بیشتر به‌صورت محفلی یا مجمعی اداره می‌شوند. می‌شود بین اینها پیوند ایجاد کرد و از اینجا نقطه‌ای برای کار‌های مشترک ساخت؛ به‌گونه‌ای که ما از تجربیات آنها بهره‌مند شویم، روش‌هایشان را یاد بگیریم و آنها نیز از تجربیات ما استفاده کنند.

 به نظر من تنها راهی که می‌تواند این موضوع را پیش ببرد این است که یکی دو پروژه تعریف شود. اگر از دل همین جمع بتوانیم چند پروژه مشترک تعریف کنیم و آنها را با هم پیش ببریم، شاید بتوانیم به نقطه تعامل و فهم مشترک برسیم. اگر به کار مشترک برسیم، خیلی وقت‌ها می‌توانیم مسیر را جلو ببریم.

 البته دوستانی که همیشه کار سازمانی انجام می‌دهند می‌گویند ابتدا باید سازمان شکل بگیرد، برنامه‌ریزی انجام شود و بعد وارد اجرا شد. حق هم با آنهاست، اما بعضی وقت‌ها لازم است یکی دو تجربه عملی داشته باشیم تا اصلاً به مفاهمه زبانی مشترک برسیم. باید ببینیم آیا می‌توانیم به یک زبان مشترک برسیم یا نه.

 من یادم هست یک‌بار به قم دعوت شدم. آن زمان بحث قانون سازمان‌های غیردولتی مطرح بود. ما می‌گفتیم باید تفاوت‌هایی بین قانون ما و قانون خیریه‌ها وجود داشته باشد، اما برخی می‌خواستند این قانون را به مجلس ببرند. ما در دفتر مرحوم لاریجانی در قم دعوت شدیم. در آن جلسه، برخی یک طرف میز بودند و ما طرف دیگر؛ به‌نوعی دو نگاه متفاوت روبه‌روی هم قرار گرفته بود. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که نمی‌توان اینها را کاملاً از هم جدا کرد. در برخی جا‌ها خط‌ها از هم جدا می‌شوند، اما می‌توانند موازی پیش بروند؛ نه اینکه همدیگر را حذف کنیم یا در مقابل هم قرار بگیریم. این نگاه می‌تواند اینجا هم صادق باشد و باید آن را سرلوحه کار قرار دهیم. اگر بتوانیم حتی دو کار مشترک تعریف کنیم و به یک سازوکار مشترک بین خودمان برسیم، بسیار ارزشمند خواهد بود.

 اولویت‌ها هم از نظر من همین‌هاست. می‌توان کار‌های ساده‌ای انجام داد؛ مثلاً یک پروژه درختکاری در یک منطقه را با کمک هم پیش ببریم. یا چند پروژه ساده محیط‌زیستی تعریف کنیم. البته نمی‌خواهم بگویم کار‌های بزرگ‌تر مثل احیای تالاب‌ها را انجام ندهیم؛ آنها هم مهم هستند، اما طبیعتاً مدیریت پیچیده‌تر و مسائل گسترده‌تری دارند. اما از پروژه‌های کوچک می‌شود شروع کرد. من به «کوچک زیباست» در جامعه مدنی بسیار معتقدم. می‌توان از پروژه‌های کوچک آغاز کرد و یک همکاری مشترک رقم زد. بعد از آن می‌توانیم ببینیم چه باید بکنیم.

 ببینید، ما در تشکل‌ها با مسائل زیادی مواجه هستیم؛ از جمله مسئله منابع انسانی. در سازمان‌های غیردولتی، مسئله این است که داوطلب را نمی‌توانیم نگه داریم، کارمندان را نمی‌توانیم حفظ کنیم. به‌خصوص ما فعالان محیط زیست شرایط متفاوتی داریم؛ کسی به ما پولی نمی‌دهد صرفاً به عنوان کار خیر. ما کارمان عمومی است، اما بودجه مشخصی برای آن وجود ندارد. در نتیجه مجبوریم با پروژه‌ها خودمان را سرپا نگه داریم یا اعضا را حفظ کنیم. به همین دلیل به نظرم می‌رسد این نوع همکاری‌ها می‌تواند گشایشی ایجاد کند و ما را در مسیر توسعه اجتماعی در ایران کمک کند.


ارسال دیدگاه
captcha