خیرین باید از درمان آسیبها به سمت پیشگیری از ریشهها حرکت کنند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست «خیرِ سبز: نیکوکاری در حوزۀ محیط زیست»، یکشنبه ۱۷ خرداد با همت پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران و با حضور کنشگران و نمایندگانی از انجمنهای مردمنهاد حوزۀ محیط زیست برگزار شد.
محمد الموتی؛ دبیر شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی ایران، در این نشست به بیان دیدگاههای خود درباره پیوند میان نیکوکاری و محیط زیست، ضرورت توجه خیرین به ریشههای آسیبهای اجتماعی و زیستمحیطی و نقش تشکلهای مردمی در پیشگیری از این آسیبها پرداخت. خلاصهای از سخنان این فعال محیط زیست در ادامه ارائه میشود:
مجموعه نشستهایی که در خیر ایران برگزار میشود، نشستهای مسئلهمحور هستند و ثمرات خوبی هم داشتهاند. انشاءالله این نشست هم ثمرات خوبی داشته باشد و ادامه پیدا کند تا به کارهای عملیاتی برسیم. همه عزیزان حاضر در اینجا قاعدتاً در این حوزه متخصص هستند، اما چون مخاطب ما بخش خیریه است، چند نکته را خدمتتان عرض میکنم.
در سال ۱۴۰۲، آمار خسارات محیطزیستی واردشده به ایران، ناشی از مسائل مختلف از آلودگی هوا گرفته تا انواع و اقسام مشکلات دیگر، در کمینه خود هشت و نیم میلیارد دلار و در بیشینهای که اعلام شده، سیزده میلیارد دلار بوده است. این آمار رسمی است و آمارهای غیررسمی تا بیست میلیارد دلار در سال را نیز برآورد کردهاند؛ یعنی خسارات محیطزیستی ناشی از مدل توسعهای که در کشور وجود دارد.
این یک بخش از قضیه است. مجموعه خیرین و خیریهها، نه فقط در کشور ما بلکه در تمام دنیا، معمولاً در انتهای زنجیره وارد میشوند و در آنجا خدماترسانی میکنند. طبق آمارهای جهانی، حداکثر دو درصد منابع خیریهها بهطور مستقیم صرف حوزه محیط زیست میشود. یعنی عملاً عدد بزرگی نیست؛ هرچند در سطح جهانی رقم قابل توجهی است، اما در مقایسه با حوزههایی مانند معلولیت و سایر مسائل، بخشی که به علتها میپردازد بسیار کوچک است.
در کشور ما متأسفانه آمار دقیقی نداریم. پیمایشهای برخی تشکلها و برخی پایاننامهها نشان میدهد که حداکثر، طبق گزارشهایی که داریم-البته ممکن است بسیاری از موارد نیز گزارش نشده باشد-در فاصله سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۹، تنها یکدهم درصد از منابع خیریهها صرف فعالیتهای محیطزیستی شده است؛ فعالیتهایی مانند درختکاری یا ایجاد فضای سبز و موارد مشابه، عمده این اقدامات را تشکیل میدهد.
بسیاری از کارهای متنوعی که در دنیا رایج است، در کشور ما انجام نمیشود. برای مثال، در دنیا روی تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکنند. خیرین وارد حوزههای تحقیقاتی محیط زیست شدهاند و هزینه میکنند تا بتوانند مسئله را از ابتدای زنجیره حل کنند.
در کشور ما یک مسئله دیگر هم، به دلیل کمبود قوانین و نبود نظارت، وجود دارد که تقریباً منحصربهفرد است. البته در سایر کشورهای دنیا نیز در دهههای شصت و هفتاد میلادیِ قرن گذشته وجود داشته، اما امروز دیگر حداقل به این شکل دیده نمیشود. آن مسئله، صنعتی است که میتوان آن را «صنعت آسیبهای اجتماعی» نامید.
در کشور ما این موضوع به یک صنعت تبدیل شده است؛ یعنی بخشی از خیریهها، البته تعداد بسیار محدودی از آنها، اساساً برای زنده نگه داشتن این صنعت به وجود آمدهاند. این را پیش از این نیز بارها، بهصورت رسمی و همراه با مصادیق، مطرح کردهام. این تعداد محدود از خیریهها بهگونهای برنامهریزی، شکلگیری و تأسیس شدهاند که بقای آنها منوط به وجود همان آسیب است؛ بنابراین هیچگاه برای رفع آن آسیب تلاش نمیکنند، چون اگر آن آسیب برطرف شود، خودشان نیز عملاً باید فعالیتشان را متوقف کنند.
این یک آفت است که ناشی از ضعف قوانین و نبود نظارت کافی است. چنین وضعیتی در کشورهای دیگر دنیا هم وجود داشته، اما امروز دیگر وجود ندارد. حقیقتاً به دلیل شفافیتهایی که در حوزه مالی خیریهها برقرار شده، این مدل فعالیت دیگر رایج نیست.
سوق دادن خیرین به ابتدای زنجیره نیازمند تعامل است. این تعامل و گفتوگو باعث میشود بتوانیم مسیرهای جدیدی را باز کنیم. ما بارها این تجربه را داشتهایم و حتماً سایر عزیزان نیز تجربه مشابهی دارند. وقتی با یک خیّر یا یک خیریه صحبت میکنید و توضیح میدهید که این آسیب اجتماعی، این فقر فراگیر در حاشیه شهرها که هیچگاه هم حل نمیشود و هر بار با وجود همه کمکها همچنان پابرجاست، ناشی از عوامل مشخصی است؛ مثلاً نتیجه یک تصمیم نادرست در حوزه توسعه بوده است.
برای نمونه، برخی سدسازیها موجب خالی شدن حدود سی هزار روستا از سکنه شدهاند. ساکنان این روستاها به شهرها و حاشیه شهرهای بزرگ مهاجرت کردهاند و معمولاً هم نتوانستهاند شغل مناسبی پیدا کنند؛ زیرا از سوی دیگر، دولت نیز ابتکار عمل و خلاقیت لازم را برای ایجاد مشاغل متنوع نداشته است؛ بنابراین هرچقدر هم خیرین ما تلاش میکنند-که واقعاً تلاشهایشان بینظیر است- فایده ندارد. من به عنوان یک شاگرد کوچک و یک فعال کوچک اجتماعی، صمیمانه از مجموعه خیریهها و خیرین ایران سپاسگزارم. اگر این عزیزان در حداقل دو دهه گذشته حضور نداشتند، واقعاً ما با بنبستهای بسیار جدی در حکمرانی مواجه میشدیم.
اما به هر حال، توجه دادن این عزیزان به این موضوع که روی مسائلی کار کنند که در ابتدای زنجیره قرار دارند و علتهای ایجاد این آسیبهای اجتماعی هستند، اهمیت زیادی دارد. ما تجربه این موضوع را داشتهایم و بسیاری از عزیزانی که علاقهمند به فعالیت در این حوزهها هستند نیز چنین تجربهای دارند.ای کاش امروز آقای رضا درمان در اینجا حضور داشتند. سال گذشته مجموعهای از پروپوزالهای تشکلهای مردمنهاد محیطزیستی را در اختیار ایشان قرار دادیم. آن مجموعه نیز مصوبه خوبی در هیئتمدیره خود داشت که بخشی از منابعش را به حوزه مسائل محیطزیستی اختصاص دهد. بنابراین، این پیوند میان تشکلهای محیطزیستی و تشکلهای خیریه، به نظر من یکی از مأموریتهای اصلی این مجموعه نشستها و از اهداف مهم آنها میتواند باشد.
نکته دیگری هم وجود دارد. عزیزان میدانند که ما درگیر دو تجاوز واقعاً سخت بودیم و در دیماه نیز با مسائل عمدهای مواجه شدیم. وقتی این مسائل را از منظر جامعهشناسی بررسی میکنیم و میبینیم که بخش قابل توجهی از آنها ریشه در مسائل محیطزیستی دو دهه قبل دارد. در بسیاری از کشورهای دنیا نیز این تغییرات، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مشابهی ایجاد کرده است.
اما جنگ، در کوتاهمدت و در ماههای آینده، ما را با بزرگترین بحران اشتغال در طول تاریخ، یا حداقل تاریخ معاصر ایران، مواجه خواهد کرد. ما در حال ورود به یک حفره و سیاهچاله عمیق و بزرگ هستیم و باید همه دست به دست هم بدهیم تا ببینیم آیا میتوانیم کمکی بکنیم یا نه.
یکی از خطاهای سیاستگذاری ما این بوده که همه ما افرادی را که دور این میز نشستهاند، از جمله فعالان خیریهها و مجموعههای دیگر، صرفاً به عنوان افرادی میبینیم که علاوه بر شغل اصلی خود، در اوقات فراغت نیز فعالیتهای داوطلبانه انجام میدهند. در حالی که در بسیاری از نظامهای کاری و مالی دنیا، فعالیت در سازمانهای مردمنهاد یک شغل محسوب میشود و در آمار اشتغال نیز به رسمیت شناخته میشود.
ما هیچگاه آمار اشتغال در سازمانهای مردمنهاد را در نظر نمیگیریم. بخشی از اقداماتی که میتوانیم در ادامه انجام دهیم، کمک به ایجاد اشتغال است؛ حتی اشتغالهای موقت. ما فعلاً ادعایی درباره ایجاد اشتغال پایدار نداریم.
هرچند برخی از عزیزانی که اینجا حضور دارند، در مناطقی اقداماتی انجام دادهاند که به ایجاد اشتغال پایدار و معیشت پایدار منجر شده است. ما میتوانیم این تجربهها را مدنظر داشته باشیم، اما در بلندمدت کار اصلی، کار آموزشی و اطلاعرسانی است؛ نشان دادن این چرخه و تأثیر مسائل محیطزیستی بر آسیبهای اجتماعی که شما امروز هزینههای آن را پرداخت میکنید.
ما در شبکه محیط زیست، به همراه همه عزیزانی که اینجا حضور دارند، فهرستی از اقداماتی را تهیه کردهایم که خیرین میتوانند در آنها مشارکت کنند. این اقدامات الزاماً پروژههای عظیم و پرهزینهای نیستند؛ بلکه با سرمایههای کوچک و جمعسپاریهای محدود نیز قابل انجام هستند. این فهرست را در اختیار شما قرار خواهیم داد و میتوانیم با همکاری یکدیگر آن را تکمیل و روی آن بیشتر کار کنیم. سایر عزیزان نیز میتوانند در این مسیر مشارکت داشته باشند.
اشاره کنم که سازمان محیط زیست در سال ۱۴۰۲ کتابی با عنوان «تنم زمین؛ تجربیات نیکوکاری محیط زیست» منتشر کرد. در این کتاب، مجموعه متنوعی از تجربهها و اقداماتی که فعالان این حوزه انجام دادهاند، گردآوری شده است. فکر میکنم تجربه چند نفر از عزیزانی که اکنون دور این میز حضور دارند نیز در آن کتاب آمده باشد. این کتاب نمونههایی از نیکوکاری در حوزه محیط زیست را معرفی میکند.
به نظر من، این مسیر واقعاً میتواند کمککننده باشد و پیمودن آن ضروری است. سالهاست که ما بر این موضوع تأکید میکنیم. این خبر را هم خدمت دوستان عرض کنم که «مجمع خیرین محیط زیست و منابع طبیعی ایران» نیز در شرف شکلگیری است. هیئت امنا این مجموعه متشکل از فعالان محیط زیست و خیرین خواهد بود که شما عزیزان نیز میتوانید آنها را معرفی کنید.
بر اساس فراخوانی که منتشر خواهد شد، علاقهمندانی که مایل هستند در حوزه محیط زیست فعالیت کنند، میتوانند به این مجموعه بپیوندند تا مجمع خیرین محیط زیست و منابع طبیعی نیز شکل بگیرد.