زخمهای پنهان جنگ بر تن طبیعت ایران
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، جنگ را معمولاً با آسیبهای جانی و آوارگیهایش میشناسیم؛ بااینحال، زیستگاههای طبیعی، نخستین قربانیان خاموش هر جنگی هستند و سالها پس از خاموششدن آتش جنگ، همچنان زخمهای کهنه را بر دوش میکشند. در همین راستا و به مناسبت روز جهانی محیطزیست، در این گزارش به ابعاد کمتر دیدهشدهٔ خسارتهای طبیعی جنگ اخیر میپردازیم.
در جنگ تحمیلی سوم، افکار عمومی بیشتر متوجه تلفات انسانی و خسارتهای اقتصادی بود؛ اما بررسیها نشان میدهد که در همین مدت کوتاه نیز موجی از آسیبهای زیستمحیطی بخشهای مختلف کشور را درگیر کرده است؛ آسیبی که میتواند در آینده چرخههای حیات را مختل کند. با انتشار بخشی از مستندات سازمان حفاظت محیطزیست، تصویر روشنتری از ابعاد این آسیبها به دست آمده است که شایانِتوجه است.

گزارشها نشان میدهد که تنها در دو هفتهٔ آغازین جنگ، چندین میلیون تن گاز دیاکسید کربن وارد جو شده است؛ رقمی در حدود ۵ تا ۶ میلیون تن که معادل میزان انتشار سالانهٔ برخی کشورهاست.
شوک اقلیمی در دو هفتهٔ نخست جنگ
گزارشها نشان میدهد که تنها در دو هفتهٔ آغازین جنگ، چندین میلیون تن گاز دیاکسید کربن وارد جو شده است؛ رقمی در حدود ۵ تا ۶ میلیون تن که معادل میزان انتشار سالانهٔ برخی کشورهاست. بخش قابلتوجهی از این آلودگی به آسیبدیدن زیرساختهای سوختی و صنعتی بازمیگردد؛ چراکه حریق و تخریب مخازن سوخت و تأسیسات انرژی، حجم زیادی از گازهای گلخانهای و ترکیبات آلاینده را وارد هوا کرده است. علاوهبر دیاکسید کربن، انواع ترکیبات شیمیایی خطرناک ــازجمله مواد آروماتیک و آلایندههای سمیــ نیز در اثر این حوادث هوا و خاک را آلوده کردهاند؛ موادی که میتوانند پیامدهای بلندمدتی بر سلامت انسان و پایداری اکوسیستمها برجای بگذارند.
گسترهٔ جغرافیایی خسارات جنگ تحمیلی سوم
آسیبهای یادشده به یک منطقهٔ خاص محدود نمانده و گزارشها نشان میدهد چندین استان کشور بهطور مستقیم از حمله به واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی تأثیر پذیرفتهاند؛ بنابراین دامنهٔ خسارتها در بخشهای مختلف کشور گسترده بوده است. حتی در برخی مناطق، ساختمانها و تجهیزات مرتبط با محیطزیست نیز آسیب دیدهاند و شدت خسارتها در نقاط مختلف، متفاوت گزارش شده است. افزونبراین، تعدادی از مناطق حفاظتشدهٔ کشور نیز از این آسیبها بینصیب نماندهاند؛ زیستبومهایی ارزشمند که از مهمترین سرمایههای طبیعی ایران به شمار میروند و در حفظ تنوع زیستی نقش کلیدی دارند.

زیستبومهایی که در تیررس جنگ قرار گرفتند
متأسفانه در میان مناطق آسیبدیده، نام برخی از ارزشمندترین زیستگاههای ایران بهچشم میخورد. گزارشهای محلی نشان میدهد که در استان کردستان، دریاچه زریبار و بخشهایی از پیرامون آن _از جمله نیزارهای اطراف دریاچه_ دچار آسیب شدهاند. این دریاچه در نزدیکی مریوان قرار دارد و با وسعتی قابلتوجه، یکی از مهمترین دریاچههای آبشیرین غرب ایران بهشمار میرود؛ زیستگاهی که محل زندگی گونههای متنوعی از پرندگان و آبزیان است و آسیب به نیزارهای آن میتواند پیامدهایی فراتر از محدودهٔ این دریاچه داشته باشد.
در جنوب شرق کشور نیز نواحی دریایی خلیج گواتر، با اکوسیستمهای مرجانی ارزشمند، در معرض تهدید آلودگیهای ناشی از جنگ قرار گرفتهاند. با توجه به نقش مهم این مناطق در پایداری سواحل و حفظ تنوعزیستی منطقه، اینگونه آسیبها میتوانند اثرات مخربی داشته باشند. تالاب بینالمللی هامون نیز از جمله زیستبومهایی است که در این دوره آسیبپذیرتر شده است. این تالاب که پیش از این نیز با بحران خشکسالی روبهرو بود، یکی از مهمترین زیستگاههای آبی منطقه است و تخریبهای تازه میتواند وضعیت آن را دشوارتر کند.
در استان فارس، منطقه حفاظتشده ارژن و تالاب پریشان ــکه بهعنوان ذخیرهگاه زیستکره ثبت شدهاندــ و در مرکز ایران، منطقه حفاظتشده هفتادقله از دیگر مناطقی هستند که نامشان در میان مناطق آسیبدیده بهچشم میخورد. همچنین برخی مناطق حفاظتشده در جنوب و مرکز کشور، از جمله نواحی مرتبط با جزایر خلیجفارس و مناطق طبیعی اطراف تهران، در فهرست مناطق در معرض آسیب قرار دارند؛ بنابراین میتوان گفت دامنهٔ خسارتهای جنگ، تنها به چند منطقه محدود نبوده است.
در استان کردستان، دریاچه زریبار و بخشهایی از پیرامون آن _از جمله نیزارهای اطراف دریاچه_ دچار آسیب شدهاند. این دریاچه در نزدیکی مریوان قرار دارد و با وسعتی قابلتوجه، یکی از مهمترین دریاچههای آبشیرین غرب ایران بهشمار میرود؛ زیستگاهی که محل زندگی گونههای متنوعی از پرندگان و آبزیان است.
آسیبهایی فراتر از اعداد و ارقام
کارشناسان محیطزیست معتقدند خسارتهای زیستمحیطی جنگ تحمیلی سوم را نمیتوان بهسادگی با معیارهای اقتصادی سنجید. تخریب یک زیستگاه یا ورود آلایندهها به چرخههای طبیعی، پیامدهایی دارد که ممکن است تا سالها ادامه پیدا کند. برخی از این آلودگیها میتوانند برای دههها در محیط باقی بمانند و از طریق زنجیرهٔ غذایی به انسان و سایر موجودات زنده منتقل شوند.

از سوی دیگر، بازسازی زیرساختهای تخریبشده نیز نیازمند مصرف گستردهٔ منابع و انرژی است؛ فرایندی که خود به افزایش انتشار گازهای گلخانهای منجر میشود. این موضوع در کشوری مانند ایران _که از نظر تنوع زیستی جایگاه مهمی در جهان دارد_ اهمیتی دوچندان پیدا میکند. وجود ذخیرهگاههای زیستکره، تالابهای بینالمللی و هزاران گونهٔ گیاهی و جانوری، نشاندهندهٔ ارزش بالای این سرمایههای طبیعی است.
سکوت نهادهای بینالمللی محیطزیست
با وجود این خسارتها، واکنش نهادهای بینالمللی محیطزیست محدود بوده است. «برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد» (UNEP) بیانیهای در این زمینه منتشر کرده، اما برخی از کارشناسان معتقدند این واکنش با ابعاد خسارتها همخوانی ندارد. سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز اعلام کرده است که مستندسازی خسارتهای واردشده درحالانجام است. از آنجاییکه در سالهای اخیر، مفهوم «جنایت زیستمحیطی در جنگ» در حقوق بینالملل بیشتر مورد توجه قرار گرفته، ثبت و گزارش دقیق این آسیبها میتواند در آینده زمینهساز پیگیریهای حقوقی در سطح بینالمللی باشد.
در نهایت، مستندسازی دقیق این خسارتها و طرح آن در سطح جهانی، گامی مهم در جهت حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از تکرار چنین آسیبهایی است. این اقدام علاوهبر افزایش آگاهی عمومی، زمینهساز مطالبهگری در سطح ملی و بینالمللی خواهد بود؛ چراکه برخلاف بسیاری از زیرساختهای انسانی، طبیعت همیشه فرصت بازسازی دوبارهٔ خود را ندارد.
منابع: ایرنا / فارس / مهر / سلامتنیوز / تسنیم و پانا
گزارش از: نیلوفر بختیاری