کد خبر:۵۸۰۶

روایت یک داوطلب از پرباز؛ جایی که وسایل دورریختنی به عروسک و خاطره تبدیل می‌شوند

یکی از داوطلبان مؤسسه پرواز در گفت‌وگو با خیر ایران، از تجربه آشنایی خود با این مجموعه، فعالیت‌های مشترک با کودکان و فضای صمیمی و خلاقانه‌ای می‌گوید که به باور او، مهم‌ترین وجه تمایز این مرکز با سایر مراکز نگهداری است. او از تبدیل وسایل دورریختنی به محصولات کاربردی و لحظات ساده اما به‌یادماندنی در کنار کودکان به‌عنوان تجربه‌هایی اثرگذار یاد می‌کند.
روایت یک داوطلب از پرباز؛ جایی که وسایل دورریختنی به عروسک و خاطره تبدیل می‌شوند

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، یکی از داوطلبان مؤسسه خیریه پرباز، او از تجربه آشنایی خود با این مجموعه، فعالیت‌های داوطلبانه در کنار کودکان و وجه تمایز فضای صمیمی و آموزشی و فعالیت‌های محیط‌ زیستی این مرکز نسبت به سایر مراکز نگهداری می‌گوید. آنچه می‌خوانید حاصل روایت او از حضور در کنار کودکان و خاطراتی از فعالیت‌های روزمره در این مؤسسه است.

-خانم یزدانی، چطور با مؤسسه پرواز آشنا شدید؟

 حدود پنج سال پیش از طریق یکی از دوستان بسیار صمیمی‌ام با این مؤسسه آشنا شدم. از قبل علاقه زیادی داشتم که در کنار کودکان باشم و به آنها کمک کنم. زمانی که چند بار به این مجموعه آمدم، متوجه شدم که در اینجا با دلسوزی و توجه فراوان با کودکان رفتار می‌شود و در عین حال تلاش می‌کنند از وسایل و امکاناتی که به ظاهر بلااستفاده هستند، بهترین بهره را ببرند.

 برای مثال، یک بار عروسک‌هایی درست کردیم که تنها با استفاده از یک تکه پارچه سفید، تعدادی دکمه، تور، روبان و وسایلی که معمولاً در خانه‌ها بلااستفاده باقی می‌مانند، ساخته شدند. کودکان نیز با علاقه فراوان در این فعالیت‌ها مشارکت می‌کردند؛ از چسباندن گل‌سر‌ها و دکمه‌ها گرفته تا بافتن و نصب مو‌های عروسک‌ها. آنها از خلق این عروسک‌ها بسیار لذت می‌بردند و همین شادی و اشتیاق کودکان برای ما نیز بسیار لذت‌بخش بود.

 علاوه بر این، از وسایل دیگری نیز استفاده می‌شد. برای مثال، شیشه‌های شربت و داروی کودکان که پس از مصرف معمولاً دور ریخته می‌شدند، جمع‌آوری می‌کردیم، برچسب‌های آنها را جدا می‌کردیم و آنها را به شکل گلدان درمی‌آوردیم تا به‌عنوان هدیه مورد استفاده قرار گیرند.

 در مجموع، در این مجموعه تلاش می‌شود با استفاده از وسایل دورریختنی، کار‌های خلاقانه و ارزشمندی انجام شود. در کنار آن، فضای صمیمی و حس خوبی که در مجموعه وجود دارد، باعث می‌شود هر کسی پس از حضور در اینجا با انرژی و انگیزه بیشتری به زندگی روزمره خود بازگردد. واقعاً زمانی که از اینجا خارج می‌شویم، احساس خوبی داریم و همین حس خوب، روز و حتی هفته ما را می‌سازد.

-چه چیزی در این مؤسسه باعث شد شما در آن ماندگار شوید و وجه تمایز آن را با سایر مراکز نگهداری در چه می‌دانید؟

 واقعیت این است که صمیمیت حاکم بر مجموعه یکی از مهم‌ترین دلایل حضور و ماندگاری من در اینجا بوده است. هم در میان اعضای مجموعه و هم میان پرسنل و کودکان، یک رابطه بسیار صمیمی و انسانی وجود دارد که همین موضوع باعث جذب افراد به این فضا می‌شود.

 به نظرم بسیاری از افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، لزوماً به دنبال نتیجه مالی نیستند، بلکه این محبت، صمیمیت و حس کمک کردن است که باعث می‌شود با انگیزه در کنار کودکان بمانند. ما هم وقتی وارد این فضا می‌شویم، با برخورد گرم و فضای صمیمی مواجه می‌شویم و واقعاً از بودن در کنار بچه‌ها لذت می‌بریم.

 در کنار این موضوع، یکی از ویژگی‌های مهم مجموعه، توجه جدی به آموزش مفاهیم محیط زیستی در کنار فعالیت‌های روزمره است. همان‌طور که اشاره شد، ما از بسیاری از وسایل دورریختنی استفاده می‌کنیم و آنها را به محصولات قابل استفاده تبدیل می‌کنیم و تلاش داریم این نگاه را به کودکان نیز منتقل کنیم.

 برای ما بسیار مهم است که این آموزش‌ها به کودکان منتقل شود؛ به این معنا که بدانند چگونه می‌توان از کمترین و ساده‌ترین وسایل، بیشترین استفاده را داشت. در فعالیت‌هایی مانند عروسک‌سازی با پارچه یا چوب، کودکان حتی از کوچک‌ترین تکه‌های پارچه نیز استفاده می‌کنند و برایشان مهم نیست که آن قطعه کوچک است یا ایرادی دارد؛ حتی اگر دکمه‌ای شکسته باشد، آن را به‌عنوان بخشی از کار خود در عروسک به کار می‌برند. این موضوع برای ما بسیار ارزشمند است، زیرا نشان می‌دهد کودکان یاد گرفته‌اند با نگاه خلاقانه و مسئولانه به وسایل اطراف خود نگاه کنند و قدر آنچه در اختیار دارند را بدانند.

-اگر خاطره‌ای از کار با کودکان مؤسسه دارید که برایتان به‌یادماندنی باشد، بیان کنید.

 اگر بخواهم یک خاطره بگویم، یک‌بار با بچه‌ها در حال آماده‌کردن سالاد ماکارانی بودیم. بچه‌ها همکاری را خیلی دوست دارند و با اشتیاق در کار‌های گروهی شرکت می‌کنند. آن روز در حال خرد کردن مرغ، خیارشور و مواد سالاد بودیم.

 دقتی که بچه‌ها در خرد کردن مواد داشتند واقعاً برای من شگفت‌انگیز بود. آنها با حوصله و تمرکز بالا، تکه‌های مرغ و خیارشور را بسیار ریز و دقیق خرد می‌کردند. هر بار که به چهره آنها نگاه می‌کردم، باورم نمی‌شد که چنین دقت و تمرکزی در انجام این کار دارند.

 همکاری و تعامل میان بچه‌ها در حین آماده‌سازی غذا نیز بسیار برایم رضایت‌بخش و لذت‌بخش بود. این حس کار گروهی و مشارکت، برای من یکی از تجربه‌های بسیار ارزشمند در کنار آنهاست.

 


ارسال دیدگاه
captcha