کد خبر:۵۷۸۷
«سید عباس سجادی» تببین کرد:

میراث فرهنگی؛ فراتر از کتیبه و سنگ

آنچه ملت‌ها و تاریخ‌شان را سرپا و پابرجا نگه‌می‌دارد، فقط سنگ و آجر نیست؛ گاه بیتی شعر یا آیینی کهن، بیش از بنای تاریخی بار هویت یک سرزمین را بر دوش می‌کشد. گفت‌وگوی پیش رو تأملی است بر اهمیت میراث ناملموس فرهنگی، همچون شعر و موسیقی و سهم و مسئولیت هنرمندان و ادبا نسبت به ایران، «سید عباس سجادی»؛ شاعر و مدیر دیپلماسی در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی بر این باور است که ارزش این میراث کمتر از بناهای تاریخی نیست.
میراث فرهنگی؛ فراتر از کتیبه و سنگ

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، «سید عباس سجادی»؛ دانش‌آموختهٔ رشتهٔ حقوق است، اما با هویت‌هایی چون شاعری، ترانه‌سرایی، اهل موسیقی، مدیریت فرهنگی، هم‌پیوندی با رسانه و میراث فرهنگی شناخته می‌شود.

  او اکنون مدیر دیپلماسی «وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی» است. در کارنامهٔ حرفه‌ای و هنری او عناوین و افتخاراتی چون عضویت در هیئت‌مدیرهٔ «موزهٔ ملی موسیقی ایران»، «سفیر اهدای عضو انجمن اهدای عضو ایرانیان و عضو کمیتهٔ شعر» (نفس)، دریافت لوح سپاس و تندیس از هفدهمین جشن خانهٔ موسیقی به‌عنوان «پژوهشگر و کارشناس موسیقی و رسانه» و «مدیریت موفق در مراکز فرهنگی» و دارنده نشان درجه دو هنری (معادل کارشناسی ارشد) در رشتهٔ شعر از شورای ارزشیابی هنرمندان، نویسندگان و شاعران وزارت فرهنگ‌و‌ارشاد اسلامی به چشم می‌خورد.

میراث فرهنگی؛ فراتر از کتیبه و سنگ ‌ مجموعه‌های شعر «در سایهٔ غزل» و «در سکوت سردم می‌شود» از آن اوست. او همچنین سرایندهٔ حدود یک‌صد قطعه ترانه برای آلبوم‌های مختلف موسیقی و تیتراژ برخی از سریال‌ها و مسابقات تلویزیونی است.

 سید عباس سجادی در دنیای موسیقی علاوه‌بر پژوهش، داوری و مدیریت در خانهٔ موسیقی ایران، دورهٔ ردیف‌های آوازی موسیقی ایرانی را نزد علی جهاندار گذرانده است.

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، با چنین چشم‌انداز و سابقه از این هنرمند و مدیر فرهنگی بر آن شدیم تا پای سخنانش بنشینیم و با او در راستای مسئولیت اجتماعی هنرمندان _در روزگاری که در آن به‌سر می‌بریم_ صحبت کنیم، در ادامه، گفت‌وگوی خیر ایران را با او از نظر می‌گذرانید.

 -شعر و ادب و موسیقی فارسی چه نقاط قوت و ضعفی دارد؟ با توجه به شرایط امروز، کارکرد شعر و موسیقی چیست؟

 شعر و موسیقی _بهتر است بگویم فرهنگ و هنر_ تافته‌ای جدابافته از جامعه نیستند؛ یعنی بخشی از خود جامعه‌اند و روند آن‌ها وابسته است به اتفاقات اجتماعی. حال‌وروز شعر و موسیقی ما هم تابعی از اتفاقاتی است که در اجتماع رخ می‌دهند. در این میان، طبیعتاً آشفته‌بازار هم وجود دارد، اما این به معنی نقصان موضوع نیست، هنر و فرهنگ _به‌واسطهٔ پدیدهٔ اجتماعی_ تابع اجتماع‌اند، افت‌وخیزهایی دارند.

 از روند اتفاقات شعر و موسیقی خیلی نگران نیستم. شاید برخی از اتفاقات، خوشایند من و دیگران نباشد، اما این به معنی کژراهه نیست. به‌واسطهٔ گسترش فضای مجازی، امکان و ابزارهای فعلی، مجموع اتفاقات، اتفاقات نسبتاً مناسبی است.

-یعنی روند فعلی خوب و مناسب است؟

 نمی‌گویم مناسب است، بلکه می‌گویم طبیعی است و این با خوب و بد متفاوت است. مثل شرایط آزمایشگاهی نیست که شرایطی را در آن فراهم کرده باشیم؛ به این دلیل که مثلاً دارد اتفاقات ناجوری می‌افتد، با توجه به روند حاکم بر جامعه و دنیا، شعر و موسیقی مسیر خود را ادامه می‌دهند.

-ترانه و موسیقی و شعر چگونه به مسئولیت اجتماعی نزدیک شوند؟ اصلاً ضرورتی برای آن احساس می‌شود؟

 «مایکوفسکی»؛ یکی از شاعران مطرح روسی می‌گوید: شعر سفارش جامعه است. این به این معنی نیست که آثار اجتماعی باید سفارشی‌نویسی باشند؛ این سفارش، سفارشی

شاعر، ترانه‌سرا، خواننده و موزیسین تافته جدابافته از جامعه نیستند، متأثر از جامعه‌اند. گاهی نقش آینه را در جامعه دارند؛ بازتاب‌دهنده اتفاقات اجتماعی‌اند... . البته مسئولیت اجتماعی باید آمیخته در اثر خلق شود، کوشش در آن دیده نشود، کوشش و جوشش باید با هم اتفاق بیفتند، مسائل اجتماعی باید برای هنرمند درونی شود تا آثار از درون هنرمند جوشیده و خلق شود.

وجدانی است، شاعر، ترانه‌سرا، خواننده و موزیسین، تافتهٔ جدابافته از جامعه نیستند، متأثر از جامعه‌اند. گاهی نقش آینه را در جامعه دارند؛ بازتاب‌دهندهٔ اتفاقات اجتماعی‌اند، البته اگر خیلی بخواهند ذره‌بین بردارند و کنکاش دربارهٔ این مسائل کنند، آن هم یک نگاه تندرو است؛ مسئولیت اجتماعی باید درآمیخته با اثر خلق شود، کوشش در آن دیده نشود، البته کوشش و جوشش باید با هم اتفاق بیفتند، مسائل اجتماعی باید برای هنرمند درونی شوند تا آثار از درون هنرمند جوشیده و خلق شود.

 -پس در آثار هنرمندان و ادیبان دغدغه‌مندتر، کوششی برای مسئولیت‌پذیری اجتماعی دیده نمی‌شود؟

 بله، اگر این آثار خودآگاه باشد، به سمت شعار کشیده می‌شود؛ وقتی از ناخودآگاهی هنرمند رخ می‌دهد، مقبول‌تر است و شما احساس نمی‌کنید که شاعر یا هنرمند دنبال این است که مطلبی برساند و از آفرینش هنری غافل شده است. توأمانیِ این دو، اگر درونی نشود، چیزی رخ نمی‌دهد، مثال می‌زنم، مسائل اجتماعی گزنده و تلخ‌اند، زنبور عسل روی گرده گل‌ها می‌نشیند و از آن‌ها بار می‌گیرد، آن گرده‌ها در فصل بهار به پای زنبور چسبیده است، اگر بخواهید بچشیدش، خیلی تلخ است، اما زنبور به‌خاطر خلقتش هاضمه‌ای دارد که گرده‌ گل را می‌خورد، در هاضمه خود، آن را به عسل تبدیل می‌کند و آن را در اضلاع شش‌ضلعی شانه‌های عسل می‌ریزد و به عسل تبدیلش می‌کند؛ یعنی تلخی را به شیرینی بدل می‌کند و بسیار مؤثر است.

 در داروسازی خیلی از داروها روکش شیرین اسمارتیزی به نام «دراژه» دارند. ظاهرش خیلی شیرین است، ولی وقتی بخواهید لعاب رویش را با زبان حس کنید، تلخی آن دارو به وجود شما نیشتر می‌زند، داروسازِ هنرمند، شکلی به آن می‌دهد که خوردنش گزنده و تلخ نباشد. نقش هنرمند هم این است؛ باید گاهی تلخی روزگار و ناهنجاری را در پوشش هنر به نمایش بگذارد و منتقل کند تا بتواند تأثیر خود را بر مخاطب بگذارد.

 -به کدام یک از شاعران معاصر بیشتر علاقه‌مندید؟ چرا؟

 خوشبختانه توفیق شاگردی و دوستی با برخی از شاعران بزرگ و مطرح و عزیز را داشتم که با سلیقه‌ام جور بودند، از سه شاعرِ زنده‌یاد؛ «حسین منزوی»، «محمدعلی بهمنی»، «قیصر امین‌پور» و همین‌طور استاد «محمد سلمانی» یاد می‌‌کنم. این‌ها شاعرانی‌اند که هم از نظر شخصیتی و اجتماعی برایم جالب بودند و هم از آثارشان لذت برده و الگویی در برخی از سروده‌هایم بوده‌اند.

-موسیقی فاخر چیست و چرا اهمیت دارد نوجوانان و جوانان این موسیقی را گوش دهند؟ البته شاید بهتر است بگویم موسیقی سالم.

 موسیقی فاخر و غیرفاخر نداریم، موسیقی مناسب و نامناسب داریم. یک موسیقی ممکن است در یک موقعیت مناسب باشد و در جایی دیگر نامناسب. یک موسیقی در فضایی شادی‌آفرین، می‌تواند مناسب و در یک فضای غم‌انگیز نامناسب باشد؛ چون با حال‌وهوا و ریتم جمع سازگاری ندارد. وقتی در ورزشگاه یا در خانه ورزش می‌کنید از موسیقی خاصی استفاده می‌کنید، هر موسیقی چه مناسب و چه نامناسب اجزای مختلف، مثل ریتم، شعر و اجزایش تعاریف مختلفی می‌تواند داشته باشد.

- ارزیابی شما از واکنش هنرمندان، شاعرها و موسیقی‌دانان در جنگ تحمیلی سوم چیست؟ آیا توانستیم جریانی سازنده برای دفاع از کشور داشته باشیم؟ 

 اصولاً هنرمند به حکم دلش کار می‌کند و اثری زیباست که سفارش دل باشد تا سفارش دستگاهی، البته آن‌ گونه کارها هم ارزشمند‌اند، اما کار مبتنی بر وجدان آدمی و حکم دل

در داروسازی خیلی از داروها روکش شیرین اسمارتیزی به نام «دراژه» دارند. ظاهرش خیلی شیرین است، ولی وقتی بخواهید لعاب رویش را با زبان حس کنید، تلخی آن دارو به وجود شما نیشتر می‌زند، داروسازِ هنرمند، شکلی به آن می‌دهد که خوردنش گزنده و تلخ نباشد. نقش هنرمند هم این است؛ باید گاهی تلخی روزگار و ناهنجاری را در پوشش هنر به نمایش بگذارد و منتقل کند تا بتواند تأثیر خود را بر مخاطب بگذارد.

ارزشمندتر است. از قدیم گفته‌اند: «هر سخن از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» «سن ژان پرس» وقتی نوبل گرفت، بابت دریافت هدایای نقدی تشکر کرد و گفت: این هدایا بسیار ارزشمند است، شاید در شأن من باشند، اما در شأن شعر نیستند؛ شاعر، وجدان آگاه جامعهٔ خویش است، برای درد وجدان است که شعر می‌گوید.

 هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر هیچ جنگی سکوت کند، فرقی ندارد جنگ کجا رخ می‌دهد و چه کسی کشته می‌شود، هر بمب، انسان و انسانیت را می‌کشد. تفاوتی ندارد این کنش هست یا واکنش. جنگ در هر جا که رخ دهد _فی‌‌نفسه_ رفتاری نامتعالی و غیرانسانی است و هر کس کشته شود، یک جنایت بشری اتفاق می‌افتد.

-آموزش شعر و ادب فارسی به کودکان و نوجوان چه اهمیتی دارد و چطور باید صورت بگیرد؟

 شعر ایرانی از قدیم‌الایام در کتاب‌های ما بوده و به‌واسطهٔ وزن و قافیه و جذابیت‌های موسیقیایی راحت به ذهن سپرده می‌شود، خوب است از دوران پیش‌دبستانی، دبستان و بعد از آن، آثار با ظرافت بیشتر انتخاب شوند و ارتباط مناسبی با کودکان و نوجوانان ما پیدا کنند. در این صورت حلاوت ادبیان فارسی به آن‌ها چشانده خواهد شد، گاهی بچه‌ها از نوع شعرهای کتب درسی رضایت ندارند، شاید بتوانیم با بازنگری جدی و آزمون میدانی خواسته‌های بچه‌ها را فهم و احصا کنیم، حتی قالب موسیقی خیلی می‌تواند به شیوهٔ درست آموزش، انتقال مطالب و مفاهیم فرهنگی هنری از این طریق کمک کند.

-از فعالیت‌تان در فرهنگسرای نیاوران بگویید.

 در طول آن ۶ سال، بازسازی و احیای فرهنگسرا با کمک کارشناسان و معماران خبره انجام شد، جشنواره‌های مختلفی برگزار کردیم که در آن ۲۰ کتاب منتشر شد. همچنین جلسات شعر سه‌شنبه‌های نیاوران و جشنوارهٔ شعر نیاوران برگزار

من به آیندهٔ ایران بسیار امیدوارم و فکر می‌کنم در آینده کشور ما اتفاقات بسیار بزرگی رخ خواهد داد و به‌زودی در همهٔ زمینه‌ها و جنبه‌ها دچار رستاخیز فرهنگی خواهیم بود.

می‌شد. از جمله جشنواره‌های درخور و بین‌المللی، کاری بود که آن را با مؤسسهٔ «هرمس» برگزار کردیم، برپایی نمایشگاه‌ها بخشی از کارهای ما در طول آن مدت بود.

-تعریف شما از میراث فرهنگی چیست؟

 معمولاً وقتی صحبت از میراث فرهنگی می‌شود، تعریفی کالبدی از آن ارائه می‌هند، وقتی می‌گوییم میراث فرهنگی، «تخت‌جمشید»، «سی‌وسه‌پل»، «فلک‌الافلاک»، «کاخ گلستان» و... به سمع‌ونظرمان می‌رسد. بله این‌ ابنیه خیلی مهم‌اند، اما میراث ناملموس و معنوی ما از آن کم‌اهمیت‌تر نیست. همین هنرهای ما، آداب، سنت، موسیقی و پوشش ما همه‌وهمه بخش مهمی از میراث فرهنگی جدی ماست که از آن غفلت کرده‌ایم.

 گاهی تعریف‌های اداری از تقسیم مسئولیت‌ها در حوزهٔ هنر باعث می‌شود که بخشی از میراث ما دچار آسیب شود. ما وقتی از شعر و موسیقی صحبت می‌کنیم، برخی می‌گویند این‌ها در وظیفهٔ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گنجد. به نظرم باید بازتعریفی دربارهٔ میراث فرهنگی داشته باشیم، به‌ویژه دربارهٔ میراث ناملموس که بسیار مهم است و گاهی دچار غفلت از آن می‌شویم.

-اگر نکته‌ای ناگفته مانده، خوشحال می‌شویم آن را بشنویم.

 تاریخ پرفرازونشیب ایران عزیز ما _به تعبیر دکتر اسلامی ندوشن_ سرنوشت ققنوسی دارد؛ یعنی بارهاوبارها سوخته و دوباره از خاکستر خود متولد شده است‌.

 اتفاقات این روزها دوره‌ای از سوختگی است و یک احیای دوباره خواهد بود. من به آیندهٔ ایران بسیار امیدوارم و فکر می‌کنم در آینده کشور ما اتفاقات بسیار بزرگی رخ خواهد داد و به‌زودی در همهٔ زمینه‌ها و جنبه‌ها دچار رستاخیز فرهنگی خواهیم بود.

گفت‌وگو از مهدیه رشیدی

 


ارسال دیدگاه
captcha