کد خبر:۵۵۳۸

«پیامبری از کنار خانهٔ ما رد شد»: آموزش مفاهیم عرفانی به نوجوانان با زبان ساده

عرفان نظرآهاری در کتاب «پیامبری از کنار خانهٔ ما رد شد» از داستان آفرینش و دغدغه‌های زندگی پس از هبوط می‌گوید. او با بازخوانی داستان‌های دینی، رنج را امکانی برای رشد می‌داند. بنابراین موضوع این کتاب بیش از آن‌که معجزه‌های پیامبرانه باشد، دربارهٔ معجزهٔ انسان‌بودن است.
«پیامبری از کنار خانهٔ ما رد شد»: آموزش مفاهیم عرفانی به نوجوانان با زبان ساده

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، کتاب «پیامبری از کنار خانه ما رد شد»؛ نوشتهٔ عرفان نظرآهاری مجموعه‌ای از روایت‌های کوتاه و شاعرانه است که تلاش می‌کند مفاهیم عرفانی را به ذهن و زبان نوجوان امروز نزدیک کند. در این کتاب، انسان، فرشته و پیامبر در فضایی نمادین و خیال‌انگیز زیستن بر خاک دامنگیر زمین را تجربه می‌کنند.  

 کتاب از داستان آفرینش و وسوسهٔ چیدن سیب آغاز می‌شود. نویسنده در بازآفرینی این روایت دینی، هبوط را آغازِ بلوغ انسان می‌بیند و از نگاه اخلاقیِ مبتنی بر پاداش و مجازات فاصله می‌گیرد. از منظر این خوانش دینی، انسان بر زمین وارد عرصهٔ انتخاب و تجربه می‌شود و مسئولیت رشد خود را می‌پذیرد. نویسنده همچنین به مخاطب کودک و نوجوان یادآوری می‌کند که هر اشتباه بخشی از مسیر آگاهی است و رشد از دل همین تجربه‌هاست که شکل می‌گیرد.  

قصهٔ پیامبری که از کنار خانه‌ها گذشت

 در بخش‌های مختلف کتاب «پیامبری از کنار خانه ما رد شد» نمادهایی مانند ابر، خورشید، زمین، باران، مسجد، نان و... مفاهیمی چون حقیقت‌طلبی، زیستن رازآمیز، نیایش و عشق را شکل می‌دهند. مثلاً در قطعهٔ «خداوند نانوای آدم‌هاست» به آموزه‌های مسیح پرداخته شده است. در این قطعه می‌خوانیم:  

پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می‌آید. پدرم گفت: بهار است. و ما نمی‌دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانهٔ ما رد شد. لباس‌های ما خاکی بود. او خاک روی لباس‌هایمان را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبمان را از زیر لباسمان دیدیم.

«خداوند نانوای آدم‌هاست. خمیرتان را به او بدهید تا در دست‌هایش ورزیده شوید. خدا بر روحتان چاشنی درد و نمک رنج خواهد زد و شما را در دستان خود خواهد فشرد؛ طاقت بیاورید. طاقت بیاورید تا پرورده شوید.» 

 در این تمثیل، رنج به‌عنوان مرحله‌ای ضروری برای پختگی انسان معرفی می‌شود و مخاطب را با مفهوم تاب‌آوری آشنا می‌سازد. همچنین، در روایت دیگری-که نام کتاب برگرفته از آن است- عبور یک پیامبر از کنار خانهٔ راوی سبب می‌شود جهان در آرامشی تازه فرو برود و نگاه آدم‌ها به زندگی زیباتر شود. در این تصویر، معجزه در تغییر نگاه انسان نهفته است. به بیان دیگر، نویسنده معنویت را از جایگاهی دور و آسمانی به دل زندگی روزمره می‌آورد تا نشان دهد هر انسان می‌تواند با حضور و رفتار خود الهام‌بخش باشد:  

 «پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می‌آید. پدرم گفت: بهار است و ما نمی‌دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانهٔ ما رد شد. لباس‌های ما خاکی بود. او خاک روی لباس‌هایمان را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبمان را از زیر لباسمان دیدیم.»  

 کتاب «پیامبری از کنار خانهٔ ما رد شد» همچنین از مفاهیمی چون عشق و امانت سخن می‌گوید. با استناد به متن کتاب آسمانی، انسان حامل امانتی است که زمین و آسمان توان نگه‌داشتنش را نداشتند. بیان شاعرانه و نمادین این باور دینی، مخاطب را با مسئولیت‌پذیری عاطفی آشنا می‌کند و به او می‌آموزد عشق گاهی به معنای نگهداری از امانت الهی است.  

قصهٔ پیامبری که از کنار خانه‌ها گذشت

 در قطعهٔ «با چراغ گرد شهر» _که براساس مضمون بیت مشهور مولانا (دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر/ کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست) نوشته شده است_ انسان جست‌وجوگر در پی یافتن انسانیت است. در این خوانش عرفانی انسان‌بودن کمیاب است و از آن به‌عنوان انتخابی آگاهانه و رفتاری در جهت همدلی، انصاف و فهم دیگری یاد می‌شود.  

 در مجموع، کتاب «پیامبری از کنار خانه ما رد شد» می‌کوشد معنویت را به‌شکل تجربه‌ای انسانی و قابل لمس نشان دهد. مفاهیم عرفانی در این اثر در قالب روایت‌هایی شاعرانه مطرح می‌شوند و خواننده را به پرسشگری دعوت می‌کنند. خواندن این اثر فرصتی برای  بازخوانی عصارهٔ مهم‌ترین آموزه‌های عرفانی در فضایی بی‌ادعا و خیال‌انگیز است. 

این کتاب با تصویرگری عطیه مرکزی از سوی نشر دانه (وابسته به انتشارات صابرین) منتشر شده و مخاطبان آن کودکان و نوجوانان‌اند.  

یادداشت از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha