کد خبر:۵۵۲۱

نمایشگاه مجازی کتاب؛ بازآفرینی فضای فرهنگی کشور در آتش جنگ

برگزاری نمایشگاه کتاب به‌ویژه در شکل مجازی و در بستر یک آتش‌بس ناپایدار صرفاً یک برنامه فرهنگی نیست، بلکه نشانه‌ای از پویایی درونی جامعه‌ای است که می‌کوشد در دل ناامنی، همچنان خود را از مسیر معنا، اندیشه و روایت بازتعریف کند.
نمایشگاه مجازی کتاب؛ بازآفرینی فضای فرهنگی کشور در آتش جنگ

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران به نقل از ایرنا، در روزگاری که منطق بحران، زیست روزمره را دربرگرفته و افق‌های اطمینان به‌شدت تضعیف شده‌اند، هر کنش فرهنگیِ معنادار را باید فراتر از ظاهر آن و در سطحی عمیق‌تر فهم کرد. برگزاری نمایشگاه کتاب به‌ویژه در شکل مجازی و در بستر یک آتش‌بس ناپایدار از همین دست رخدادهاست؛ رخدادی که نه صرفاً یک برنامه فرهنگی، بلکه نشانه‌ای از پویایی درونی جامعه‌ای است که می‌کوشد در دل ناامنی، همچنان خود را از مسیر معنا، اندیشه و روایت بازتعریف کند. در چنین شرایطی، فرهنگ دیگر حوزه‌ای حاشیه‌ای یا تجملی نیست، بلکه به یکی از ارکان بقا و بازسازی اجتماعی تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که در میانهٔ بحران به کتاب و گفت‌وگو روی می‌آورد، در واقع از یک انتخاب بنیادین سخن می‌گوید: اینکه در برابر فروکاستن انسان به وضعیت صرفاً زیستی، بر ابعاد معنایی، تخیلی و انتقادی حیات انسانی تأکید کند. این انتخاب، خود نوعی «مقاومت فرهنگی» است؛ مقاومتی که نه در قالب تقابل مستقیم، بلکه در قالب بازتولید معنا و حفظ پیوندهای نمادین جامعه با خویشتن خود بروز می‌یابد.

 آنچه در این گذار از دست می‌رود، «بدن‌مندی» تجربهٔ فرهنگی است؛ همان کیفیتی که به ارتباط، عمق عاطفی و حسی می‌بخشد.

 نمایشگاه کتاب در این معنا، کارکردی فراتر از عرضه و تقاضای محصولات فرهنگی پیدا می‌کند. این رویداد به یک «فضای میانجی» بدل می‌شود؛ فضایی که در آن جامعه می‌تواند از وضعیت انجماد عاطفی و روانی فاصله بگیرد و بار دیگر به جریان زندهٔ اندیشه و تخیل متصل شود. این اتصال، صرفاً فردی نیست، بلکه واجد ابعادی جمعی است؛ چرا که از خلال خواندن، نوشتن و گفت‌وگو، نوعی بازسازی حافظهٔ مشترک و بازتعریف تجربهٔ زیسته شکل می‌گیرد. با این حال، تغییر شکل نمایشگاه از فیزیکی به مجازی، خود حامل دلالت‌های مهمی است. مواجهه سنتی میان نویسنده و مخاطب که در آن، حضور فیزیکی، فضا، نگاه و حتی سکوت نقش‌آفرین بودند در بستر دیجیتال دستخوش دگرگونی می‌شود. آنچه در این گذار از دست می‌رود، «بدن‌مندی» تجربهٔ فرهنگی است؛ همان کیفیتی که به ارتباط، عمق عاطفی و حسی می‌بخشد، اما در مقابل، فضای مجازی افق‌های تازه‌ای را می‌گشاید: گسترش دسترسی، حذف محدودیت‌های جغرافیایی و امکان تداوم و شبکه‌ای شدن گفت‌وگو. از این منظر، ما با حذف مواجهه روبه‌رو نیستیم، بلکه با «تغییر پارادایم مواجهه» مواجه‌ایم؛ گذار از یک تجربهٔ مکان‌مند به یک تجربهٔ شبکه‌مند. این تحول، اگرچه فرصت‌هایی نوین ایجاد می‌کند، اما در عین حال چالش‌هایی جدی نیز به همراه دارد؛ از جمله خطر سطحی‌شدن ارتباطات و کاهش عمق تأمل. پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان در این بستر جدید، کیفیت و ژرفای گفت‌وگوی فرهنگی را حفظ و حتی تقویت کرد.

کتاب‌هایی که به پلی میان رنج و معنا تبدیل می‌شوند

 در سوی دیگر، مسئلهٔ محتوای فرهنگی در شرایط بحران نیز اهمیتی دوچندان می‌یابد. جامعه‌ای که از دل تجربه‌های تلخ و پرتنش عبور کرده، با نوعی دوگانگی در نیازهای روانی و معرفتی مواجه است. از یک سو، نیاز به فاصله‌گرفتن موقت از واقعیت و بازیابی آرامش، افراد را به سوی آثاری سوق می‌دهد که کارکردی تسکینی و رهایی‌بخش دارند. از سوی دیگر، ضرورت فهم، تفسیر و معناکردن آنچه رخ داده، تقاضا برای آثاری را افزایش می‌دهد که بتوانند تجربهٔ زیسته را به سطحی آگاهانه و تحلیلی ارتقا دهند. در این میان، نقش نویسندگان و ناشران به‌عنوان کنشگران اصلی میدان فرهنگ، اهمیتی تعیین‌کننده پیدا می‌کند. آن‌ها دیگر صرفاً تولیدکنندگان محتوا نیستند، بلکه به‌نوعی «واسطه‌های معنا» بدل شده‌اند؛ افرادی که می‌توانند میان رنج و روایت، میان تجربه و تفسیر، و میان حال و آینده پل بزنند. مسئولیت آنان، نه فقط پاسخ‌گویی به نیازهای بازار، بلکه مشارکت در شکل‌دهی به حافظه جمعی و افق‌های معنایی جامعه است.

نقش نویسندگان و ناشران به‌عنوان کنشگران اصلی میدان فرهنگ، اهمیتی تعیین‌کننده پیدا می‌کند. آن‌ها دیگر صرفاً تولیدکنندگان محتوا نیستند، بلکه به نوعی «واسطه‌های معنا» بدل شده‌اند

 به‌نظر می‌رسد در چنین شرایطی، موفق‌ترین آثار آن‌هایی هستند که بتوانند میان کارکرد تسکینی و کارکرد تحلیلی تعادل برقرار کنند؛ آثاری که در عین فراهم آوردن امکان تنفس روانی، مخاطب را به تأمل و فهم عمیق‌تر نیز دعوت می‌کنند. این آثار، نه ابزار فراموشی صرف‌اند و نه صرفاً متون انتزاعی تحلیلی؛ بلکه به پلی میان رنج و معنا تبدیل می‌شوند. در نهایت، آنچه از دل این تجربه برمی‌آید، بازتعریف نسبت ما با فرهنگ است. فرهنگ، در این افق، نه امری لوکس و نه فعالیتی ثانویه، بلکه بستر اصلی بازسازی اجتماعی و انسانی است. نمایشگاه کتاب حتی در شکل مجازی می‌تواند به صحنه‌ای برای این بازسازی تبدیل شود؛ صحنه‌ای که در آن، جامعه می‌آموزد چگونه در دل نااطمینانی، همچنان به خلق معنا ادامه دهد. شاید بتوان گفت مهم‌ترین پیام این وضعیت آن است که فرهنگ، در تاریک‌ترین لحظات، نه‌تنها خاموش نمی‌شود، بلکه دقیقاً در همان‌جا، آرام و پیوسته، در حال ساختن آینده است؛ آینده‌ای که نه از دل فراموشی، بلکه از دل فهم و بازاندیشی زاده می‌شود.

محمدمهدی سیدناصری؛ حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل 


ارسال دیدگاه
captcha