نشست سیاستگذاری و هماندیشی اعضای هیئت علمی آکادمی خیر ایران برگزار شد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست سیاستگذاری و هماندیشی اعضای هیئت علمی آکادمی خیر ایران ۱۲ اردیبهشتماه با هدف مرور مسیر طیشده، همافزایی میان دیدگاههای تخصصی و بازتعریف جهتگیریهای آینده برگزار شد. در این جلسه تلاش شد ضمن گزارش عملکرد برنامهها، گفتوگو از سطح کلیات فراتر رود و به مسائل واقعی و چالشهای رایج مؤسسات خیریه و سازمانهای مردمنهاد برسد. فضای نشست طوری طراحی شده بود که از یکسو خروجی عملی برای بهبود طراحی دورهها و خدمات آکادمی تولید کند و از سوی دیگر مسیر تبدیل شدن آکادمی به یک نهاد راهبردی در حوزه توانمندسازی سازمانهای اجتماعی را روشنتر سازد.
محمد طاهانژاد؛ مدیر آکادمی خیر ایران، در ابتدای نشست گزارشی از مأموریت، مسیر توسعه و دستاوردهای اجرایی ارائه کرد. ایشان تأکید کرد که محور اصلی فعالیت آکادمی، توانمندسازی تشکلهای اجتماعی کشور، بهویژه مؤسسات خیریه و سازمانهای مردمنهاد است. در روایت شکلگیری، ابتدا برنامهها با جلسات فصلی در تهران آغاز شد و بیشتر نقش شبکهسازی و ایجاد ارتباط میان فعالان حوزه اجتماعی را دنبال میکرد. سپس با افزایش تقاضا و ضرورت شکلگیری ارتباط مستمر میان مؤسسات، مدل برنامهها از حالت فصلی به حضور دورهای و حتی هفتگی تغییر یافت و آکادمی به تدریج برای بسیاری از مؤسسات به «خانه دوم» تبدیل شد؛ جایی که تنها برای دریافت آموزش نمیآیند، بلکه برای تداوم تعامل، همفکری و پیگیری مسائل خود نیز به آن تکیه میکنند.

در ادامه گزارش، به اجرای طرح ملی ارتقای همافزایی و توانمندسازی مؤسسات خیریه اشاره شد که یکی از نقاط عطف در توسعه دامنه فعالیت آکادمی محسوب میشود. این طرح با رویکرد سفرهای سازمانیافته به استانها و مواجهه مستقیم با مسائل واقعی مؤسسات در اقلیمهای مختلف طراحی شده بود تا نیازهای آموزشی از متن جامعه و میدان عمل استخراج شود، نه صرفاً بر اساس برداشتهای کلی. در این مدل، آکادمی تلاش کرد با حضور در استانها، ارتباط با مؤسسات تقویت شود و ظرفیتهای بومی نیز بهعنوان سرمایه دانشی در مسیر توانمندسازی وارد شوند. این نگاه باعث شد آکادمی از یک مرکز صرفاً پایتختمحور به نهادی مسئلهمحور با رویکرد ملی تبدیل شود.
در بخش برنامهها و فعالیتهای اجرایی، نشستهای «یک چای یک تجربه» بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی معرفی شد. این نشستها حول ایده انتقال تجربههای موفق و همچنین روایت چالشها و مسیرهایی که به نتیجه رسیدهاند شکل گرفت. بر اساس گزارش ارائهشده، حدود ۱۲۴ جلسه از این نوع برگزار شده و مشارکت بیش از صد و سی مؤسسه در آن ثبت شده است. در این قالب، یادگیری مبتنی بر تجربه همتایان مورد توجه قرار گرفت و تلاش شد مؤسسات در کنار هم، راهکارهای عملی را مرور و برای بهبود عملکرد خود به کار بگیرند. ویژگی مهم این نشستها آن بود که گفتوگو، فقط آموزشی و سخنرانیمحور نبود؛ بلکه گفتوگو، پرسشمحور و مبتنی بر نیاز واقعی مؤسسات طراحی شده بود تا مخاطب از جلسه صرفاً خروجی نظری نگیرد.

همچنین در گزارش عملکرد، کارگاههای آموزشی بهعنوان ستون دیگر فعالیت آکادمی معرفی شد. بر اساس توضیحات ارائهشده، بیش از صد و بیست کارگاه آموزشی برگزار شده است. در این کارگاهها نزدیک به هشتاد عنوان آموزشی در موضوعات متنوع ارائه گردیده و مجموعاً حدود سیصد و شصت ساعت آموزش تخصصی محقق شده است. همکاری با بیش از چهل مدرس و حضور حدود هزار و چهارصد و پنجاه شرکتکننده نیز از دیگر دستاوردهای یادشده بود. در این بخش، رویکرد آکادمی نسبت به آموزش برجسته شد: اینکه آموزش صرفاً انتقال دانش نیست، بلکه باید مهارتسازی و توانمندسازی واقعی را در بر بگیرد. به همین دلیل، طراحی محتوا به گونهای دنبال شده که مدیران و فعالان حوزه خیریه بتوانند مفاهیم را در عمل پیاده کنند و با چالشهای اجرایی آشنا شوند.
در کنار فعالیتهای آموزشی و نشستهای «یک چای یک تجربه»، رویدادهای نوآوری اجتماعی نیز مطرح شد. این رویدادها با الهام از تجربههای استارتاپی و با هدف گسترش نگاه مسئلهمحور و نوآورانه در میان مؤسسات طراحی شدهاند. در این بخش بر این نکته تأکید شد که نوآوری در حوزه اجتماعی صرفاً به معنای تکنولوژی نیست، بلکه میتواند در مدل حکمرانی، روشهای خدمترسانی، شیوههای ارتباط با ذینفعان، طراحی برنامهها و نظام ارزیابی نیز معنا پیدا کند. این نگاه کمک میکند مؤسسات خیریه از حالت اجراکننده صرف برنامههای ثابت خارج شوند و به سمت خلق راهکارهای پایدار حرکت کنند.

پس از ارائه گزارش عملکرد، جلسه وارد بخش هماندیشی و طرح دیدگاهها شد. در این بخش، اعضای هیئت علمی و مدرسین حاضر درباره چند محور کلیدی گفتوگو کردند و پیشنهادهایی ارائه شد که عمدتاً بر بهبود اثربخشی آموزش، تداوم ارتباط با مخاطب، تبدیل آکادمی به مرکز حل مسئله و تقویت استانداردسازی خدمات و سنجش اثرگذاری استوار بود.
یکی از محورهای پررنگ جلسه، ضرورت تقویت حضور در فضای مجازی و ایجاد ارتباط مستمر پس از کارگاهها بود. در گفتوگوهای انجامشده، این برداشت شکل گرفت که فضای مجازی دیگر یک ابزار مکمل نیست، بلکه میدان جدید نقشآفرینی و اثرگذاری است و عدم حضور مؤثر میتواند به کاهش امکان جذب مخاطب جدید، کاهش استمرار یادگیری و تضعیف اثر دورهها منجر شود. همچنین تأکید شد که آموزش نباید پایان جلسه باشد. اگر مکانیسمی برای پیگیری، یادآوری، پرسش و پاسخ و بهروزرسانی پس از دوره طراحی نشود، بخش قابل توجهی از مطالب آموزشی در کوتاهمدت فراموش میشود؛ بنابراین نیاز به سازوکارهای ساختاریافته برای تداوم ارتباط و تبدیل آموزش به یک مسیر پیوسته مطرح شد.

در ادامه، نقش هوش مصنوعی مولد در توانمندسازی مؤسسات و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش مورد توجه قرار گرفت. این بحث در سطح مفهومی محدود نماند و به این نتیجه رسید که هوش مصنوعی میتواند در حوزه تولید محتوا، طراحی و بهینهسازی فرایندها، ساختاردهی به دادهها، مستندسازی و حتی حمایت از پژوهشهای مرتبط با مسائل مؤسسات خیریه نقش جدی داشته باشد. پیشنهاد مطرحشده در این بخش این بود که برای مدرسان و اعضای هیئت علمی کارگاه تخصصی طراحی شود تا کاربردهای عملی هوش مصنوعی در پژوهش و تحقیق به شکل قابل اجرا برای محیط مؤسسات تبیین گردد. همچنین از منظر آموزشی تأکید شد که مدرسان باید یاد بگیرند چگونه مفاهیم جدید را به زبان عملیاتی برای مخاطب ترجمه کنند تا فناوری به جای شعار، به مهارت تبدیل شود.
موضوع پیوند پژوهش با آموزش و لزوم آشنایی مدرسان با میدان عمل نیز یکی دیگر از کانونهای هماندیشی بود. در این بخش به این نکته توجه شد که اگر آموزش بر اساس دادههای پژوهشی و شناخت میدانی طراحی نشود، فاصله میان محتوای دوره و واقعیتهای مؤسسات افزایش مییابد؛ بنابراین پیشنهاد شد برای مدرسان، علاوه بر دانش نظری، مواجهه میدانی تعریف شود. این مواجهه میتواند در قالب بازدیدهای سازمانیافته از چند مؤسسه خیریه، گفتوگو با مدیران و بررسی چالشهای واقعی باشد. همچنین برای تقویت نقش پژوهشی آکادمی، ایده فعالسازی نشریه تخصصی یا پژوهشگاه به عنوان اتاق فکر مطرح شد تا دانش تولیدشده فقط در قالب دوره باقی نماند و به مرور تبدیل به سرمایه دانشی پایدار شود.
از دیگر محورهای بحث، توجه به تفاوتهای منطقهای و نیازسنجی متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی استانها بود. اعضای هیئت علمی تأکید کردند که نسخه واحد آموزشی برای همه مؤسسات با شرایط متفاوت، نتیجه مطلوب نمیدهد. در نتیجه لازم است طراحی برنامهها به گونهای انجام شود که نیازهای آموزشی بر اساس منطقه و بستر اجتماعی آن استخراج و سپس به شکل مناسب ارائه شود. همچنین پیشنهاد شد اثربخشی دورهها به صورت دورهای و با فاصله زمانی مشخص بررسی شود. در این خصوص، انجام ارزیابی شش ماهه پس از برگزاری دورهها به عنوان یک زمان منطقی برای سنجش تغییرات واقعی در عملکرد مؤسسات مطرح شد.

در بخش مدیریت و حکمرانی مؤسسات، چالشهای مالیاتی و همچنین صورتهای مالی به عنوان مانع جدی در مسیر فعالیت پایدار مؤسسات مطرح شد. در گفتوگوها این برداشت وجود داشت که بخشی از زمینگیر شدن مؤسسات ناشی از عدم آگاهی کافی از قوانین و الزامات مالیاتی و ضعف در تنظیم اسناد و مدارک مالی است. در نتیجه پیشنهاد شد آکادمی علاوه بر آموزشهای عمومی، وارد آموزشهای پروندهمحور شود؛ آموزشهایی که در آن مسائل واقعی و رایج مؤسسات به صورت عملی بررسی گردد. همچنین ایجاد کانال یا خبرنامه اطلاعرسانی بروز در حوزه مالیات نیز به عنوان راهکار تقویت آگاهی مستمر مطرح شد تا مؤسسات فقط در زمان برگزاری دوره به اطلاعات دسترسی نداشته باشند.
چالشهای تأمین اجتماعی نیز در جلسه به عنوان مسئله مهمتری نسبت به آنچه در ظاهر دیده میشود مطرح شد. در گفتوگوهای انجامشده، به شدت جرائم و تبعات مربوط به حق بیمه اشاره شد و این نتیجه حاصل گردید که آموزش در حوزه تأمین اجتماعی باید به سمت پروندهمحور و پروژهمحور حرکت کند تا مدیران بتوانند ریسکها و پیامدهای تصمیمات را درک کنند. به جای آموزش صرف قوانین، لازم است چارچوبهای عملی مدیریت ریسک، مسیرهای پیشگیری و نحوه مواجهه با پروندهها آموزش داده شود تا مؤسسات بتوانند از هزینههای سنگین و بحرانهای ناگهانی جلوگیری کنند.

یکی دیگر از موضوعات مطرحشده، مسئله انگیزه و کیفیت یادگیری مخاطبان بود. در این بخش اشاره شد که برخی افراد با عطش یادگیری وارد دوره نمیشوند و در نتیجه ممکن است آموزش صرفاً برای رفع تکلیف یا کسب مدرک دنبال شود. برای پاسخ به این چالش، چند راهکار به بحث گذاشته شد. از جمله اینکه طراحی دورهها باید جذابیت واقعی داشته باشد، اطلاعرسانی حرفهایتر انجام شود و در کنار آن، ارزش آموزش به شکلی منتقل شود که مخاطب احساس کند در صورت عدم شرکت یا عدم پیگیری، ضرر واقعی متوجه او خواهد شد. همچنین پیشنهاد شد دورهها سطحبندی شوند تا هر مخاطب متناسب با نقش خود، محتوای مناسب بگیرد. در این نگاه، آموزش مدیریت مالی برای مدیران غیرمالی یا تدوین برنامههای مالی برای تیمهای غیرتخصصی باید متفاوت از محتوای آموزشی ویژه متخصصان طراحی شود تا اثربخشی افزایش یابد.

در ادامه، بحث درباره نقش آکادمی به عنوان مرکز حل مسئله نیز مطرح شد. در گفتوگوهای اعضای حاضر، این ایده تقویت شد که آکادمی نباید صرفاً محل آموزش باشد، بلکه باید به مرجع پاسخگویی و کمک در حل مسائل واقعی پس از آموزش تبدیل شود. برای تحقق این هدف، ایده اتصال آکادمی به یک مرکز مشاوره یا مرکز حل مسئله مطرح شد تا مؤسسات بتوانند پس از دوره نیز به صورت مستمر از دانش و تجربه آکادمی بهرهمند شوند. همچنین بر اهمیت آموزش فرهنگ پاسخگویی و شفافیت در میان مؤسسات تأکید شد؛ زیرا یکی از زمینههای استمرار فعالیت سازمانها، توانایی پاسخگویی به ذینفعان و داشتن اطلاعات شفاف است.
در همین راستا، استانداردسازی خدمات نیز به عنوان مسیر جدی برای ارتقای کیفیت خدمات در حوزه سازمانهای مردمنهاد مطرح گردید. پیشنهاد شد آکادمی برای تدوین استانداردهای ملی در حوزه سمنها و مؤسسات خیریه، با نهادهای تخصصی مرتبط از جمله سازمان ملی استاندارد همکاری کند تا خدمات آکادمی و حتی برخی فرایندهای کلیدی در مؤسسات، چارچوبهای قابل سنجش و قابل اتکا داشته باشند.
بحث دیگری که در نشست دنبال شد، تعریف نسبت میان تابآوری و پایداری بود. در گفتوگوها تأکید شد که هدف نهایی مؤسسات خیریه صرفاً تابآوری در بحرانها نیست، بلکه باید به پایداری بلندمدت و ساختارمند شدن فعالیتها منجر شود. آموزشها و خدمات آکادمی باید به گونهای طراحی شود که مؤسسات را به سمت پایداری سوق دهد؛ یعنی مؤسسات بتوانند در طول زمان، با تکیه بر ساختار مالی شفاف، مدیریت حرفهای و برنامهریزی کارآمد، به فعالیت خود ادامه دهند.
در پایان، یکی از جمعبندیهای جلسه این بود که آکادمی میتواند به عنوان خیریهای در خدمت خیریهها شناخته شود؛ نهادی که نقش پشتیبان و توانمندساز برای سایر مؤسسات ایفا میکند. اما برای اینکه این نقش به شکل قابل سنجش تعریف شود، لازم است شاخصهای اثرگذاری آکادمی طراحی شود. در این نگاه، آکادمی باید بتواند نشان دهد برنامههای آموزشی و حمایتیاش چگونه کیفیت عملکرد مؤسسات را تغییر داده است، چه شکافهایی را پر کرده و چه توانمندیهایی را در سازمانها نهادینه کرده است.

همچنین تأکید شد که آکادمی باید دو مسیر را همزمان دنبال کند؛ هم نیازهای واقعی مؤسسات را از خود آنها استخراج کند و هم آموزش را به گونهای طراحی کند که پاسخگوی نیازهای واقعی باشد حتی اگر مؤسسات در ابتدا به همه ابعاد مسئله واقف نباشند. این رویکرد باعث میشود آکادمی صرفاً مجری درخواستهای کوتاهمدت نباشد، بلکه با نگاه مسئلهمحور، نقش راهبردی ایفا کند.
در جمعبندی نهایی جلسه، حاضران بر این نکته تأکید کردند که آکادمی خیر ایران در نقطهای قرار دارد که باید از مرحله آموزشدهی صرف عبور کند و به سمت طراحی یک اکوسیستم یادگیری و حل مسئله حرکت کند. تقویت ارتباط پس از دوره، استفاده هدفمند از فناوریهای نوین از جمله هوش مصنوعی، پیوند آموزش با پژوهش و میدانیکردن دانش مدرسان، ارزیابی اثربخشی با فاصله زمانی مشخص، پروندهمحور کردن آموزشهای حقوقی و مالیاتی، استانداردسازی خدمات، تعریف شاخصهای اثرگذاری و حرکت از تابآوری به پایداری، مهمترین محورهای مسیر آینده آکادمی معرفی شد.

در انتخاب دانش پژوهان خیر ایران انتخاب وگزینشی آگاهانه داشته باشد.ترکیب دانش پژوهان شرکت کننده در اموزشها متجانس نمیباشد.میشود دوره های تخصصی طراحی کرد مثلا برای مددکاران.امور مالی.منابع انسانی.حقوقی ومتناسب با شرح خدمات موسسه ها