چهل سال پس از چرنوبیل، درسهایی که باید به خاطر بسپاریم
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در آستانه چهلمین سالگرد فاجعه چرنوبیل، که در شب ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ رخ داد، زمان آن رسیده است که به تأثیرات ماندگار و درسهای این رویداد تاریخی بیندیشیم. حادثهای که نه تنها جامعه جهانی را تکان داد، بلکه چارچوبهای ایمنی اتمی را در سراسر جهان برای همیشه متحول کرد.
شبی که فاجعه آغاز شد

در جریان یک آزمایش ایمنی معمول در ساعت ۱:۲۳ بامداد روز ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، راکتور شماره ۴ «نیروگاه هستهای چرنوبیل» در اوکراین تحت شرایط ناپایداری شدید قرار گرفت. این راکتور که از نوع ناایمن «آر بی ام کی» (RBMK) با ضریب خلأ مثبت بود، در توانهای پایین رفتاری بسیار ناپایدار از خود نشان داد. ترکیب طراحی معیوب با خطای فاحش انسانی، قدرت خاموشناپذیری را به جهان رها کرد و بدترین حادثه اتمی تاریخ غیرنظامی را رقم زد.
برخلاف بمبهای اتمی هیروشیما و ناگاساکی که انفجاری آنی و هوایی داشتند، فاجعه چرنوبیل به دلیل انفجار زمینی و ذوب شدن هسته رآکتور، به راستی «بمب کثیف» مهیبی بود که نزدیک به ۴۰۰ برابر مواد رادیواکتیو بیشتری را نسبت به بمب هیروشیما به جو پرتاب کرد. ایزوتوپهایی مانند سزیم-۱۳۷ با نیمهعمری در حدود ۳۰ سال و پلوتونیوم با نیمهعمر هزاران سال، تا به امروز زمین و آب را آلوده نگه داشتهاند. ابر سمی حاصل از این انفجار، با تکیه بر سامانههای جوی، نیمرخ اروپا را برای یک دهه تحتالشعاع خود؛ از اسکاندیناوی در شمال تا سواحل مدیترانه در جنوب، قرار داد.
پیامدهای جبرانناپذیر برای بشریت و محیط زیست
با وجود تلاش دولت شوروی برای پنهانسازی ابعاد فاجعه، شدت آلودگی به حدی بود که نزدیک به ۳۵۰ هزار نفر از ساکنان مناطق اطراف مجبور به ترک خانههای خود شدند و منطقه ممنوعهای به وسعت بیش از ۴۲۰۰ کیلومتر مربع ایجاد شد. بر اساس تخمین سازمان ملل، نزدیک به ۸.۴ میلیون نفر در معرض تشعشعات ناشی از این حادثه قرار گرفتند و صدها هزار نفر دیگر آواره شدند. مطالعات علمی افزایش چشمگیر سرطان تیروئید به ویژه در میان کسانی را که در سنین پایین در معرض تشعشع قرار گرفته بودند، به ثبت رسانده است. بر پایه گزارش سازمان بهداشت جهانی تا سال ۲۰۰۶، بیش از پنج هزار مورد سرطان تیروئید در میان افرادی که در زمان حادثه کودک بودند تشخیص داده شده است. تا سال ۲۰۱۵، تعداد کل موارد در سه کشور آسیبدیده به ۲۰ هزار نفر رسید.
از منظر فنی، این فاجعه منجر به بازنگری بنیادین در طراحی راکتورهای هستهای و ایجاد تغییرات گسترده در آنها و دیگر رآکتورهای «آب سبک تحت فشار» شد. از سوی دیگر، شفافیت اطلاعاتی، فرهنگ پاسخگویی و ساختارهای آموزشیِ مبتنی بر ایمنی را در دستور کار نهادهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دولتها قرار داد. فاجعه چرنوبیل، جامعه جهانی را با واقعیتی تلخ روبهرو کرد: یک حادثه هستهای در یک نقطه از جهان میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ملی داشته باشد، در حالی که هیچ چارچوب حقوقی الزامآوری برای اطلاعرسانی و همکاری بینالمللی وجود نداشت.
معماری حقوقی سازمان ملل متحد برای مدیریت اضطراری هستهای
اتحاد جماهیر شوروی چند روز پس از حادثه، اطلاعات را از جهان پنهان کرد و این سکوت فاجعهبار، پیامدهای خطرناکی را برای جامعه جهانی به بار آورد که در نهایت منجر شد تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی در همان سال دو کنوانسیون بنیادین را تدوین و توسط مجمع عمومی تصویب کند که معماری حقوقی جدیدی برای مدیریت اضطراری هستهای پدید آوردند.
کنوانسیون اول، «کنوانسیون اطلاعرسانی زودهنگام در مورد یک حادثه هستهای» (Early Notification Convention)، سیستمی الزامآور برای اعلام فوری هر حادثه هستهای ایجاد میکند که ممکن است انتشار فرامرزی مواد رادیواکتیو را به همراه داشته باشد. بر اساس این کنوانسیون، کشور عضو موظف است «بلافاصله به طور مستقیم یا از طریق آژانس، حادثه هستهای، ماهیت آن، زمان وقوع و محل دقیق آن را به کشورهایی که ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند و همچنین به آژانس، اطلاع دهد». افزون بر اطلاعرسانی، کشورها باید اطلاعاتی شامل ویژگیهای رهاسازی رادیواکتیو، شرایط هواشناسی، نتایج پایش محیطی و اقدامات حفاظتی را در فواصل زمانی مناسب ارائه کنند. این کنوانسیون که در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۶ برای امضا گشوده شد و در ۲۷ اکتبر ۱۹۸۶ لازمالاجرا گردید، تاکنون ۱۳۳ عضو دارد و چارچوبی برای بهحداقلرساندن پیامدهای تشعشعی فرامرزی پدید آورده است.
کنوانسیون دوم، «کنوانسیون کمک در صورت وقوع حادثه هستهای یا اورژانس پرتوی» (Assistance Convention)، مکمل کنوانسیون نخست است. ماده ۱ این کنوانسیون تصریح میکند که کشورهای عضو «برای تسهیل ارائه کمک فوری در صورت وقوع حادثه هستهای یا اورژانس پرتوی، به منظور بهحداقلرساندن پیامدهای آن و حفاظت از زندگی، اموال و محیط زیست در برابر اثرات رهاسازیهای رادیواکتیو، با یکدیگر و با آژانس همکاری خواهند کرد». بر اساس ماده ۲، هر کشور عضو میتواند مستقیماً یا از طریق آژانس، کمک مورد نیاز خود را از سایر کشورها درخواست کند؛ خواه حادثه در قلمرو آن کشور رخ داده باشد یا خیر. کشور درخواستکننده باید نوع و محدوده کمک مورد نیاز و نیز اطلاعات لازم برای تعیین توانایی کمکدهنده را مشخص کند. نکته مهم آنکه کشورهای عضو میتوانند کمک در زمینه درمان پزشکی یا اسکان موقت افرادی را که در حادثه هستهای درگیر شدهاند، درخواست کنند. این کنوانسیون که در ۲۶ فوریه ۱۹۸۷ لازمالاجرا شد، یک شبکه جهانی همیاری برای مواقع اضطراری هستهای ایجاد کرده است.
اقدام عملی جامعه جهانی: از کنوانسیون تا سازه جدید مهار
اما واکنش به چرنوبیل تنها به قانونگذاری محدود نماند. جامعه بینالمللی در اقدامی بیسابقه، بزرگترین پروژه مهندسی ایمنی هستهای تاریخ را رقم زد. در سال ۲۰۱۹، «سازه جدید مهار» (New Safe Confinement) به ارتفاع یک ساختمان ۳۰ طبقه بر روی راکتور ویرانشده نصب شد. این پروژه عظیم با بودجه ۲.۲ میلیارد یورویی از سوی بیش از ۴۵ کشور و به مدیریت بانک اروپایی بازسازی و توسعه (EBRD) به پایان رسید. سازمان ملل نیز از سال ۲۰۰۲ استراتژی خود را از کمکهای اضطراری به توسعه پایدار مناطق آلوده تغییر داد و شبکه بینالمللی تحقیق و اطلاعات چرنوبیل (ICRIN) را راهاندازی کرد. این اقدامات نشان داد که جهان از چرنوبیل درس گرفته و هزینه سنگین پیشگیری و جبران را بهتر از هزینه فاجعهی مهارنشده میداند.
حمله به تأسیسات غیرنظامی هستهای: جنایتی جنگی با پیامدهای فاجعهبار
در حالی که دو کنوانسیون یادشده برای هماهنگی پس از وقوع حادثه طراحی شدهاند، متأسفانه شاهد هستیم که یک تهدید جدید و هشداردهنده در حال شکلگیری است: حمله نظامی مستقیم به تأسیسات هستهای غیرنظامی، که نهتنها نقض آشکار حقوق بینالملل است، بلکه منطقه و جهان را در آستانه یک فاجعه هستهای جدید قرار میدهد.
در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شاهد حملات متعددی به تأسیسات هستهای ایران بودهایم. بر اساس گزارشهای منتشرشده، اسرائیل تأسیسات هستهای ایران از جمله مجتمع آب سنگین خنداب در نزدیکی اراک و کارخانه تولید «یلاکیک» (نوعی اورانیوم تغلیظشده) در اردکان را هدف قرار داده است. همچنین گزارشی از اصابت پرتابه به نزدیکی نیروگاه اتمی بوشهر در جریان چهارمین حمله به این تأسیسات منتشر شده است. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، این حملات را محکوم کرد و ابراز داشت که «خطر فزایندهای وجود دارد که این درگیری به سرعت از کنترل خارج شود و پیامدهای فاجعهباری برای غیرنظامیان، منطقه و جهان به همراه داشته باشد». وزارت خارجه روسیه نیز این حملات را «نقض فاحش حقوق بینالملل، منشور ملل متحد و قطعنامههای شورای امنیت» خواند.
از منظر حقوق بینالملل، حمله به تأسیسات غیرنظامی هستهای یک جنایت جنگی محسوب میشود. ماده ۵۶ پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷ به کنوانسیونهای ژنو، «حمله به تأسیساتی که حاوی نیروهای خطرناک هستند، از جمله سدها، سیلبندها و نیروگاههای هستهای» را ممنوع کرده است. استثنای این ماده زمانی است که این تأسیسات «در عملیات مستقیم نظامی مورد استفاده قرار گیرند و هیچ راه دیگری برای توقف آن عملیات وجود نداشته باشد». اما مهمتر از جنبه حقوقی، خطرات جبرانناپذیر انسانی و زیستمحیطی چنین حملاتی است.
کارشناسان هشدار میدهند که آسیب به راکتور یا حوضچههای سوخت مصرفشده میتواند مواد رادیواکتیو خطرناک بهویژه سزیم-۱۳۷ را در محیط منتشر کند؛ آلودگیای که از طریق هوا و آب از مرزها عبور کرده و زمین، منابع غذایی و آب آشامیدنی را مسموم میسازد و خطرات طولانیمدت سلامتی از جمله سرطان را افزایش میدهد. اگر سامانههای خنککننده از کار بیفتند، هسته راکتور بیش از حد گرم شده و منجر به ذوب شدن آن میشود که میتواند تخلیه جمعیت را در شعاع صدها کیلومتر ضروری سازد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که به آبشیرینکنها وابسته هستند، در بدترین سناریو ممکن است تنها طی سه روز با کمبود شدید آب روبهرو شوند.
چرنوبیل و آموزه اطلاعرسانی بهموقع
فاجعه چرنوبیل یک حقیقت تلخ اما حیاتی را به بشر آموخت: اطلاعرسانی سریع و شفاف در یک حادثه هستهای، به اندازه خود ایمنی و پیشگیری اهمیت دارد. پنهانکاری دولت شوروی در روزهای نخست، نهتنها کشورهای همسایه را در تاریکی رها کرد، بلکه امکان واکنش سریع و حفاظت از جان مردم را سلب نمود. تجربه چرنوبیل نشان داد که شفافیت اطلاعاتی، فرهنگ پاسخگویی و ساختارهای آموزشی مبتنی بر ایمنی، ارکان جداییناپذیر مدیریت بحران هستهای هستند.
این درس بزرگ در مورد حملات عمدی به تأسیسات هستهای نیز صدق میکند. در صورت حمله به یک نیروگاه هستهای، اطلاعرسانی فوری و بهموقع میتواند دهها هزار یا حتی میلیونها نفر را نجات دهد. چرنوبیل به ما آموخت که آتش پس از حادثه، اگر با پنهانکاری همراه شود، بسیار مرگبارتر از خود حادثه است. اکنون زمان آن رسیده که جامعه جهانی این آموزه را نه فقط در مورد حوادث تصادفی، بلکه در مورد تهدیدهای عمدی علیه تأسیسات هستهای به کار بندد.
زهرا میرابیان
منابع: