کد خبر:۵۴۵۷
مقصود فراستخواه در نهصدوچهلمین شب از سلسله نشست‌های «شب‌های بخارا» با عنوان «شب همدلی»:

خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

مقصود فراستخواه در شب همدلی: آسمان پرستاره ایران، همان اندیشه، معارف و ذخیره فرهنگی و تمدنی ایرانی است که در آثار فکری و فرهنگی ایران قابل مشاهده است که کوشیده معرفت را پشتیبانی کرده و احساسات را تعالی دهد. همه این آثار به انسان ایرانی می‌گویند در جامعه‌ای که ناهمدلی وجود دارد، دیگری را بفهم و احساس کن. اینجاست که یک خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند.
خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نهصدوچهلمین شب از سلسله نشست‌های «شب‌های بخارا» با عنوان «شب همدلی» پنجشنبه سوم اردیبهشت‌ماه برگزار شد؛ در این نشست، مقصود فراستخواه، سعیده قدس، اکرم خدابنده و مجید صفری به سخنرانی پرداختند. پخش پیام تصویری پرویز پرستویی و نیز تقدیر از «لئو» سگ وفادار امدادگر، از دیگر بخش‌های این نشست بود.

 سخنران نخست این نشست، مقصود فراستخواه جامعه‌شناس بود. وی در آغاز اظهار امیدواری کرد که بتوان با عقلانیت، مسیر دشوار کنونی که پیش روی کشورمان است را طی کرد. او برای توضیح وضعیت پیچیده امروز، به سیر تاریخی جامعه ایرانی پرداخت و از «قاعده‌های نهادی» سخن گفت که در طول قرن‌ها و در دل تجربه‌های زیسته مردم شکل گرفته‌اند. به گفته او، یکی از مهم‌ترین این قاعده‌ها، توانایی زیستن در «صلح در دل ناصلح» است؛ ویژگی‌ای که به باور او، حاصل نوعی آگاهی تاریخی و خرد جمعی در میان ایرانیان است.

برای فهم ایران، باید سطور ریز آن را خواند

 وی با نقد روایت‌هایی که ایران را صرفاً در چارچوب بی‌ثباتی و ناامنی تعریف می‌کنند، تأکید کرد: واقعیت این سرزمین را باید در «روایت‌های کوچک» مردم جست‌و‌جو کرد. برای فهم ایران، باید سطور ریز آن را خواند. این نگاه، ما را از تصویر‌های کلان و گاه سیاه فاصله می‌دهد و به زندگی واقعی مردم نزدیک می‌کند؛ جایی که به‌رغم همه دشواری‌ها، نوعی همسازی و همدلی در جریان است.

خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

  فراستخواه در ادامه، به مفهوم همدلی و سه سطح خرد، میانی و کلان آن اشاره کرد و افزود: «در سطح کلان، همدلی نیازمند نهادهای اجتماعی و سیاسی در فضایی فارغ از رانت، انحصار، الیگارشی و طرد است. همدلی به صورت‌بندی حقوقی نیاز دارد، چرا که «ما» بودن یک ملت با وجود تفاوت‌ها نیازمند این صورت‌بندی است. تا نظم دسترسی باز نباشد، همدلی پایدار، خلاق، مولد و درون‌زا نهادینه نخواهد شد. همچنین این همدلی بدون حقوق مدنی، برابری، رفاه اجتماعی و شکاف عمودی بی‌معناست.

 وی در ادامه، به مکانیسم جبران در جامعه ایرانی اشاره کرد و گفت: «جامعه ایران با وجود این ضعف نهادی، با بهره‌گیری از این مکانیسم، مشکلات سطح کلان خود را با سطح میانی (اجتماع) و سطح خرد (اخلاق، معرفت و فرهنگ) همبستگی جبران می‌کرد.»

 این جامعه‌شناس در ادامه، به سطح میانی همدلی پرداخت و آن را متشکل از مدل‌هایی این‌چنین دانست: «آیین‌های شادی به‌مثابه مبادله لطف، آشتی و همدلی؛ آیین‌های سوگواری با هدف ایجاد همدلی و پیوند اجتماعی؛ آیین‌های همدلی مولد همچون تقسیم آب و تولید؛ مدل‌های همدلی اجتماعی همچون محلات و همسایگی با ویژگی‌های مردم‌مدارانه؛ همدلی‌های صنفی با الگوهایی چون فتیان و فتوت‌نامه‌ها با مدیریت مختص به خود؛ سازوکارهای عام‌المنفعه همچون نذر، قربانی و وقف؛ آیین‌های معنوی در اشکالی چون خانقاه؛ آیین‌های مذهبی؛ آیین‌های ادبی؛ آیین‌های اوقات فراغت در گونه‌هایی چون نقالی و قهوه‌خانه با کاربرد گفت‌وگو برای حل مشکلات؛ همدلی‌های ورزشی همچون زورخانه و یا ورزش‌های صبح‌گاهی؛ مدل‌های خویشاوندی که یکی از الگوهای صفات جامعه‌شناختی ایران است که شبکه اعتماد و همدلی ایجاد می‌کردند؛ مدل‌های خاندانی که هم‌بستگی‌ساز بود که می‌توانست در مقابل بلایا، عقلانیت را حاکم سازد؛ مدل دیوانی که در بخش‌هایی از آن، تنها دولت مسلط نبود، بلکه در لایه‌های دولت، مقاماتی بودند که بیشتر در کنار جامعه بودند که همدلی ایجاد می‌کرد؛ و نهایتاً مدل همدلی با خود که شاعرانگی روشی بود که انسان ایرانی بی‌پناه با کاربست آن سعی می‌کرد با صورت‌های خیال به خود دل‌داری بدهد که نمونه‌های آن در آثار شعرای شهیر ایرانی قابل مشاهده است». به‌باور فراستخواه، این مدل‌ها قادر بودند با پشتیبانی از زندگی با استفاده از ظرفیت‌های دیرین، نارسایی‌های سطح نهایی را جبران کنند.

 فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود، بیشترین توانایی و خلاقیت را به سطح خرد؛ سطح معرفتی، شناختی و عاطفی انسان ایرانی معطوف دانست و گفت: آسمان پرستاره ایران، همان اندیشه، معارف و ذخیره فرهنگی و تمدنی ایرانی است که در آثار فکری و فرهنگی ایران قابل مشاهده است که کوشیده معرفت را پشتیبانی کرده و احساسات را تعالی دهد. همه این آثار به انسان ایرانی می‌گویند در جامعه‌ای که ناهمدلی وجود دارد، دیگری را بفهم و احساس کن. اینجاست که یک خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند.» وی در ادامه، از عمده علل ایجاد همدلی در ایران را باور متفکران ایرانی به وجود شرارت در جهان دانست و خاطرنشان ساخت: «فهم جامعه و سرشت سوزناک زندگی و شرارت در کمین نشسته، انسان‌ها را به همدلی واداشت تا در مواجهه با نیروهای اهریمنی به‌نیکی زندگی کنند و این ویژگی، ایجاد احساس همدلی می‌کند.

 وی در ادامه بر لزوم عدم ارجاع به نهادها و ساختارها اشاره کرد و افزود: «در آن سطح، مشکلات و محدودیت‌هایی هست و لازم است اول خودمان را به‌لحاظ معرفتی آماده و امکان‌هایی در سطح خرد و میانی پیدا کنیم تا بتوانیم مشکلات سطح کلان را برای ایجاد همدلی پایدار در این سرزمین مرتفع نماییم.» وی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: «اگر در درازمدت، «ما» بودن‌مان لطمه ببیند، همه لطمه می‌بینیم و همه اجزای زندگی ما در امر کلی «ما» نهفته است که اگر آن را درک نکنیم و متوجه نباشیم اگر ایران لطمه ببیند ما هم لطمه می‌بینیم، تجاوزی به ذهن صورت می‌گیرد که در آن، ذهن، امر کلی را احساس نمی‌کند.»

تاریخ به ما نوعی زیرکی همدلی یاد داده

 سعیده قدس مدیر موسسه محک دیگر سخنران این نشست بود. وی در ابتدای سخن، به تفاوت سلام ایرانی با سلام در دیگر فرهنگ‌های جهان اشاره کرد و آن را منبعث از تاریخ سرفراز و غم‌انگیز ایران دانست و گفت: ایران سرزمینی استثنایی است که کشور‌های مجاور آن با آنچه در گذشته کهن خود بودند متفاوت شدند، اما ایران سرنوشتی دیگر یافت.

خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

 وی به راه ابریشم و جای‌پای فرهنگ ایرانی و نیز ویژگی چهارفصل آن اشاره کرد و افزود: با وجود تجاوز‌های مکرر به خاک ما که به‌طمع آن صورت گرفت، ایران پس از هزاران سال، هنوز بر سر جای خود مانده است و ایرانیان با وجود سختی‌های اقتصادی بسیار، به‌خاطر وطن‌شان در کنار هم ایستاده‌اند و جهان را به تعجب واداشته‌اند.». قدس اضافه کرد: «ما ملتی هستیم که در گزارش‌های سفرنامه‌نویس‌ها به دروغ‌گویی و دورویی معروف شده‌ایم. اگر ما این همدلی‌های زیرکانه را نداشتیم، نمی‌توانستیم آن کاری را که دوست داریم انجام دهیم. تاریخ به ما یاد داده نوعی زیرکانه از همدلی را داشته باشیم تا بتوانیم این همدلی را در لایه‌های زیرین مدیریت کنیم.

هیچ بیگانه‌ای دست ما را نگرفته است

 نهصدوچهلمین شب از سلسله شب‌های مجله بخارا پس از پخش پیام تصویری پرویز پرستویی در تقدیر از اکرم خدابنده قهرمان تکواندو و کاپیتان سابق تیم ملی تکواندوی زنان ایران، به سخنان این ورزشکار و نیکوکار ملی اختصاص داشت.

خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

 در ادامه اکرم خدابنده، به شرایط دشوار زندگی خود در کودکی پرداخت و دغدغه خود را از کودکی تا به امروز، اخلاقی نبودن انسان‌ها و رفتارهایشان دانست. خدابنده در ادامه، به رخداد‌های دوران ورزشی خود، از جمله علل عدم اعزام به مسابقات المپیک پرداخت و گفت: از آنجا که صدای من از صدای بقیه دختران ورزشکار بلندتر بود، تصمیم گرفتم این صدا را در قالب خداحافظی از تیم‌های ملی به دنیا و کشورم ایران نشان دهم.

 وی در ادامه، به مجموعه فعالیت‌های بشردوستانه خود در کنار رسول خادم و پرویز پرستویی اشاره کرد و گفت در حال حاضر مشغول کمک‌رسانی به شهر‌های نیازمند در استان‌های سیستان‌وبلوچستان و خراسان و دیگر شهر‌ها هستیم.

خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

 خدابنده به اعلام آمادگی در کمک به مردم آسیب‌دیده در جریان جنگ رمضان نیز گریزی زد و گفت: «پس از موج‌گرفتی در یکی از حملات، دوستان در وزارت ورزش‌وجوانان از من خواستند که دیگر در این صحنه‌ها حاضر نشوم.» وی به شکاف میان نگاه مردم و برخی نگاه‌های غالب در کشور اشاره کرد و افزود: «به‌عنوان کسی که همیشه منتقد بوده‌ام، بر این باور هستم که در طول تاریخ، هیچ بیگانه‌ای خارج از این مرز‌ها دست ما را نگرفته است و نمی‌خواهم کشور عزیزمان را از دست بدهم، پس تصمیم گرفتم دوباره با وجود شماتت‌ها وارد میدان شوم و در کنار مردم باشم، چون می‌دانم هیچ اتفاقی زیر این موشک‌ها و بمب‌های وحشتناک نخواهد افتاد و مهم‌ترین عامل پیروزی در این جنگ‌ها، مردم و اتحاد آنهاست.»

سگ‌های زنده‌یاب جان تعداد زیادی از هم‌وطنان را نجات دادند

 در نهایت مجید صفری، مربی سگ‌های زنده‌یاب هلال‌احمر نیز که همراه با «لئو» سگ زنده‌یاب حاضر شده بود، با روایت‌هایی از عملیات‌های امداد و نجات در روز‌های بحرانی، رنگی عینی‌تر به مفهوم همدلی بخشید. او از تلاش‌های سگ‌های زنده‌یاب، به‌ویژه «لئو»، سخن گفت که با حضور در بیست عملیات، جان افراد زیادی را نجات داده یا پیکر جان‌باختگان را از زیر آوار بیرون کشیده‌است.

خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم‌سازی و سازگاری می‌کشاند

 او گفت: «سگ‌های ما در جنگ اخیر موفق شدند بر حسب غریزه، جان تعداد زیادی از هم‌وطنان‌مان، همچنین پیکر شهدا که زیر آوار بودند و ما جای دقیق‌شان را نمی‌دانستیم را نجات دهند و پیدا کنند.» صفری در ادامه، به پرسش‌های حضار در خصوص نحوه عملیات امدادونجات توسط سگ‌های زنده‌یاب پاسخ داد و خاطراتی تلخ‌وشیرین از لابه‌لای رخداد‌های جنگ اخیر اشاره کرد.

منبع: اطلاعات‌آنلاین و ایبنا

ارسال دیدگاه
captcha