کد خبر:۵۴۲۵

خیریه‌ای که در جنگ آسیب دید، اما همدلی و خدمت را ادامه داد

در حالی که موج انفجار دفتر خیریه «پدران و مادران آسمانی نور» را تخریب و بسیاری از تجهیزات و اقلام اهدایی آن را نابود کرد، این مؤسسه مردمی نه‌تنها فعالیتش را متوقف نکرد، بلکه در دل بحران به یاری آسیب‌دیدگان شتافت. گفت‌وگوی خیر ایران با مرتضی عباسی؛ مدیرعامل این خیریه، روایتی نزدیک از روز‌های دشوار جنگ و بازگشت دوباره مجموعه به مسیر خدمت‌رسانی است.
خیریه‌ای که در جنگ آسیب دید، اما همدلی و خدمت را ادامه داد

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در روزهایی که بحران و جنگ آرامش مردم را نشانه گرفته و سایه‌ ناامنی بر زندگی‌ها گسترده می‌شود، جلوه‌های واقعی انسانیت، همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، نهادهای مردمی و خیریه‌هایی که در دل بحران می‌ایستند، نقش مهمی در حفظ روحیه جامعه، حمایت از آسیب‌دیدگان و زنده نگه‌داشتن امید بر عهده دارند.

 در میان این مجموعه‌ها، خیریه پدران و مادران آسمانی نور نیز که خود در جریان حملات اخیر دچار خسارت و آسیب شده، همچنان تلاش کرده خدمت‌رسانی به مردم را متوقف نکند. در همین راستا با مرتضی عباسی؛ مدیرعامل این خیریه، به گفت‌وگو نشستیم تا از وضعیت مؤسسه پس از حادثه، تجربه مواجهه با بحران و مسیر ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه آگاه شویم.

- آقای عباسی، کمی درباره فعالیت‌های خیریه پدران و مادران آسمانی نور از زمان شروع جنگ بفرمایید. فعالیت‌ها به چه شکل انجام می‌شد و چه خدماتی ارائه می‌دادید؟

 خدمت شما عرض کنم که خیریه پدران و مادران آسمانی نور در حوزه سالمندان فعالیت دارد. با شروع جنگ، با توجه به اهداف اساسنامه‌ای که داشتیم، تلاش کردیم در همین چارچوب به افراد آسیب‌دیده هم کمک کنیم. در ابتدا تعدادی از افراد را در محدوده‌های مختلف شناسایی کردیم و پس از سرکشی به این عزیزان و خانواده‌هایشان، سعی کردیم مشکلات آنها را برطرف کنیم.

 برخی از این افراد بیمارانی بودند که از بیمارستان ترخیص شده بودند و نیاز به مراقبت داشتند. در بعضی موارد خانه‌هایشان تخریب شده بود که با همکاری یکی از گروه‌های جهادی و همچنین یکی از یگان‌های ارتش توانستیم در زمینه بازسازی و تعمیر خانه‌هایشان کمک کنیم.

 از طرف دیگر، بعضی از بیمارانی که نیاز به مراقبت داشتند، پرستارانشان به دلیل شرایط موجود آنها را ترک کرده بودند. ما تلاش کردیم برای این افراد پرستار تأمین کنیم یا در محلی برایشان امکان نگهداری فراهم کنیم تا از آنها مراقبت شود که این کار همچنان ادامه دارد.

متأسفانه دفتر خیریه ما در جنگ دچار آسیب شد. تجهیزاتی مثل سیستم‌های رایانه‌ای و کامپیوتر‌ها کاملاً تخریب شدند. حتی تعدادی از وسایلی که برای نیازمندان تهیه کرده بودیم و آماده بود که در اختیارشان قرار بگیرد-مثل یخچال، اجاق گاز، ماشین لباس‌شویی-بر اثر موج انفجار روی زمین ریخت و آسیب دید. این وسایل دیگر قابل اهدا نبودند، چون کاملاً خراب شده بودند.

 البته مانند بسیاری از خیریه‌ها، بخشی از فعالیت‌ها هم مربوط به توزیع اقلام مورد نیاز، پرداخت هزینه‌های درمان و تهیه دارو‌های کمیاب بود. در این مدت با خیرین و افرادی که با ما همکاری داشتند تلاش کردیم بسیاری از نیاز‌های ضروری مردم را تهیه کرده و در اختیارشان قرار دهیم.

-بنابراین با توجه به شرایط جنگ، متناسب با فضا هم کار تخصصی خودتان را ادامه دادید و هم فعالیت‌هایتان را در حوزه‌های دیگر گسترش دادید؟

 بله، دقیقاً همین‌طور است. معمولاً هر خیریه‌ای بر اساس اساسنامه خود فعالیت می‌کند، اما در چنین شرایطی لازم بود فراتر از چارچوب‌های معمول هم وارد عمل شویم. ما با توجه به نیاز‌های ایجادشده در بخش‌های مختلف ورود کردیم و تلاش کردیم به اندازه توان خودمان خدمات ارائه دهیم و خدا را شکر توانستیم تا حدی رضایت ایجاد کنیم.

-شنیدم که متأسفانه خیریه شما بر اثر موج انفجار دچار آسیب شده. لطفاً توضیح بدهید چه زمانی این اتفاق افتاد و به چه شکلی بود.

 بله، متأسفانه دفتر خیریه ما دچار آسیب شد. دفتر خیریه در جوار یکی از محل‌های نظامی است. آن نقطه نظامی مورد اصابت قرار گرفت و موج انفجار باعث شد شیشه‌های دفتر ما خرد شود و تجهیزات داخل دفتر آسیب ببیند.

 تجهیزاتی مثل سیستم‌های رایانه‌ای و کامپیوتر‌ها کاملاً تخریب شدند. حتی تعدادی از وسایلی که برای نیازمندان تهیه کرده بودیم و آماده بود که در اختیارشان قرار بگیرد-مثل یخچال، اجاق گاز، ماشین لباس‌شویی-بر اثر موج انفجار روی زمین ریخت و آسیب دید. متأسفانه این وسایل دیگر قابل اهدا نبودند، چون کاملاً خراب شده بودند.

 در مورد خود دفتر هم همین‌طور؛ تجهیزات اصلی آسیب دیدند و فعلاً مجبور شدیم آنجا را رها کنیم. تنها کاری که توانستیم بکنیم این بود که برای جلوگیری از سرقت، تا حدی شرایط امنیتی را فراهم کنیم. بخشی از شیشه‌ها را تعمیر کرده‌ایم، اما درباره تجهیزات، متأسفانه خسارت زیادی وارد شد.

 وسایلی که برای نیازمندان کنار گذاشته بودیم قرار بود به چند خانواده اهدا شود، اما آسیب دیدند و عملاً از بین رفتند و نتوانستیم آنها را تحویل دهیم. متأسفانه خسارت مالی هم بالا بود و امکان جایگزینی سریع آنها را نداشتیم.

-آقای عباسی، بعد از اینکه این حمله اتفاق افتاد، کسی برای کمک آمد؟ مثلاً از طرف خیرین، نهاد‌های دولتی یا حتی مردم عادی؟

 ببینید، شرایط منطقه ما به شکلی بود که تقریباً همه‌جا دچار آسیب شده بود. به همین دلیل وضعیت طوری نبود که بتوانیم از کسی درخواست کمک کنیم. حتی بعضی از خیرینی که با ما همکاری داشتند، خودشان دچار خسارت شده بودند و خانه‌ها و محل کارشان آسیب دیده بود. از طرف دیگر، بسیاری از ادارات و اماکن دولتی منطقه هم تخریب شده بودند و طبیعتاً آنها هم در شرایطی نبودند که بتوانند کمک خاصی ارائه دهند. با چند نفر از خیرین صحبت کردیم و گفتیم حداقل کمکی کنند تا بتوانیم وسایلی را که برای نیازمندان تهیه کرده بودیم دوباره فراهم کنیم، اما آنها پیشنهاد وام دادند.

 شرایط گرفتن وام هم به گونه‌ای نبود که بتوانیم آن را بپذیریم، چون پرداخت اقساط برای ما دشوار بود؛ بنابراین متأسفانه در نهایت کمک خاصی به ما نشد.

ما سعی کرده‌ایم فعالیت‌هایمان را دوباره از سر بگیریم. به عنوان مثال، اکنون در حال رسیدگی به برخی مجروحان و افرادی هستیم که نیاز به کمک دارند. برای بعضی از آنها دارو تهیه می‌کنیم و برخی دیگر به وسایل مورد نیاز در منزل احتیاج دارند؛ مثلاً دستگاه اکسیژن یا اقلام و تجهیزات ضروری دیگر.

-با توجه به شرایط فعلی که آتش‌بس برقرار است، آیا فعالیت‌های شما تقریباً به روال قبل از جنگ برگشته است؟

 تقریباً تا حدی بله. ما سعی کرده‌ایم فعالیت‌هایمان را دوباره از سر بگیریم. به عنوان مثال، اکنون در حال رسیدگی به برخی مجروحان و افرادی هستیم که نیاز به کمک دارند. برای بعضی از آنها دارو تهیه می‌کنیم و برخی دیگر به وسایل مورد نیاز در منزل احتیاج دارند؛ مثلاً دستگاه اکسیژن یا اقلام و تجهیزات ضروری دیگر. ما تلاش کرده‌ایم تا جایی که امکان دارد، اگر فردی تحت پوشش ما بوده و نیاز داشته، این اقلام را برای او تهیه کنیم و خدمات لازم را ارائه دهیم.

-با توجه به تجربه‌هایی که در این مدت به دست آوردید، به نظرتان خیریه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد چه اقداماتی باید انجام دهند تا در شرایط بحران بتوانند بهتر و مؤثرتر خودشان را مدیریت کنند و به مددجو‌ها خدمت‌رسانی کنند؟

 خدمت شما عرض کنم، مهم‌ترین مسئله‌ای که در این شرایط به درد ما خورد، حضور مددکارانی بود که دوره‌های تخصصی مددکاری را گذرانده بودند. این افراد در بحث‌های مربوط به ارتباط با مددجویان، دلجویی، رسیدگی دقیق به وضعیت خانوار‌ها و شناخت نیاز‌ها بسیار حرفه‌ای عمل کردند و واقعاً کمک بزرگی برای ما بودند.

در سرکشی‌هایی که ما از برخی خانواده‌های تحت پوشش، به‌ویژه خانواده‌هایی که آسیب دیده بودند انجام می‌دادیم، خیلی از آنها صراحتاً می‌گفتند همین دیدار و سرزدن شما برای ما به اندازه کمک‌های معیشتی ارزش دارد. یعنی استقبالشان به‌گونه‌ای بود که می‌گفتند فقط بیایید و به ما سر بزنید؛ لازم نیست حتماً برای ما برنج یا روغن بیاورید. ما بیشتر تلاش می‌کردیم با آنها صحبت کنیم و دلداری بدهیم.

 برخی خیریه‌ها کارمند دارند، اما این افراد دوره‌های تخصصی را طی نکرده‌اند. اما خوشبختانه ما این بخش را داشتیم و واقعاً در بحران به کمکمان آمد. به نظر من اگر بتوان دوره‌هایی برای خیریه‌ها برگزار کرد و هر خیریه حداقل دو مددکار-خانم یا آقا-داشته باشد که دوره‌های مقدماتی و پیشرفته مددکاری را بگذرانند، بسیار مؤثر خواهد بود. این باعث می‌شود خیریه‌ها در شرایط خاص آمادگی لازم را داشته باشند.

 از طرفی، مددکار‌هایی که دوره‌های پیشرفته را گذرانده‌اند می‌توانند در حوزه‌های دیگری مثل جمع‌آوری کمک‌های مردمی، شرکت در جلسات ادارات و ارگان‌ها، هماهنگی‌های بین‌سازمانی و تعامل با نهاد‌های مختلف فعال باشند. این مهارت‌ها واقعاً در بحران‌ها ضروری است و به درد بسیاری از مجموعه‌ها می‌خورد.

 حتی سرکشی‌هایی که ما از برخی خانواده‌های تحت پوشش، به‌ویژه خانواده‌هایی که آسیب دیده بودند، انجام می‌دادیم نشان می‌داد که این حضور چقدر برایشان ارزشمند است. خیلی از آنها صراحتاً می‌گفتند همین دیدار و سرکشی شما برای ما به اندازه کمک‌های معیشتی ارزش دارد. یعنی استقبالشان به‌گونه‌ای بود که می‌گفتند فقط بیایید و به ما سر بزنید؛ لازم نیست حتماً برای ما برنج یا روغن بیاورید. ما در این سرکشی‌ها گاهی با یک کارت هدیه ساده-مثلاً یک میلیون یا یک‌ونیم میلیون تومان-به دیدارشان می‌رفتیم و بیشتر تلاش می‌کردیم با آنها صحبت کنیم و دلداری بدهیم.

 حتی برای خانواده‌های شهدا هم این سرکشی‌ها را انجام می‌دادیم. برخی از شهدا کارگر بودند و خانواده‌هایشان شرایط سختی داشتند. در این دیدار‌ها علاوه بر کمک‌های محدود، نوعی مشاوره و حمایت روانی هم ارائه می‌شد؛ به‌ویژه برای فرزندانشان. تلاش می‌کردیم با گفت‌و‌گو و همراهی، آنها را آرام‌تر کنیم تا بتوانند در آن شرایط سختِ داغ‌دیدگی و فضای جنگی، وضعیت روحی خودشان را بهتر مدیریت کنند.

 در کنار اینها، خیریه‌ها باید به گونه‌ای عمل کنند که بتوانند از طریق ارگان‌ها یا نهاد‌های مرتبط، با توجه به شرایط جنگ یا بحران، بخشی از نیاز‌های مددجویانشان را از منابع بیرونی تأمین کنند. زیرا خیریه‌ها معمولاً درآمد آنچنانی ندارند و بخش زیادی از فعالیتشان وابسته به کمک‌های مردمی است. اگر تجربه و مهارت کافی نداشته باشند، نمی‌توانند در چنین شرایطی مؤثر عمل کنند؛ بنابراین آموزش، آمادگی و تجربه عملی از مهم‌ترین نیاز‌های خیریه‌ها در زمان بحران است.

 

 


ارسال دیدگاه
captcha