از «حال خوب» تا «زیست نیکو»؛ نقش سمنها در ارتقای سلامت اجتماعی در شرایط بحران
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، پنجمین نشست مجازی هماندیشی تشکلهای مردم نهاد پیرامون کنشگری اجتماعی در شرایط بحران و جنگ با همت شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه و با همکاری بنیاد تعالی اجتماعی زندگی و مجموعه خیر ایران سهشنبه ۱۸ فروردین ساعت ۱۳ برگزار شد.
دکتر بهاره آذر؛ رئیس کمیسیون سلامت شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه و رئیس هیئتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان جسمیحرکتی و چندمعلولیتی «آفتاب سبز»، در این نشست به تشریح برخی مفاهیم بنیادین در حوزه سلامت و ارتباط آن با فعالیتهای اجتماعی پرداخت. وی با اشاره به رویکردهای سازمان بهداشت جهانی در تعریف و طبقهبندی سلامت گفت: در سال ۲۰۰۱ سازمان بهداشت جهانی روش جدیدی برای طبقهبندی وضعیت سلامت با عنوان «ICF» معرفی کرد که در آن عملکرد و میزان ناتوانی افراد مورد سنجش قرار میگیرد؛ در حالیکه در طبقهبندی پیشین یعنی «ICD» بیشتر بر تشخیص و علت بیماری تمرکز شده بود.
آذر همچنین به تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت در سال ۱۹۴۸ اشاره کرد و افزود: بر اساس این تعریف، سلامت تنها به معنای نبود بیماری یا معلولیت نیست، بلکه شامل برخورداری از حال خوب جسمی، روانی و اجتماعی است. با این حال در ترجمه فارسی این مفهوم در ایران چالشهایی به وجود آمده و به جای «حال خوب» از واژه «رفاه» استفاده شده است؛ در حالی که رفاه بیشتر به داراییها و امکانات مادی اشاره دارد و معادل دقیقی برای مفهوم سلامت در این تعریف نیست.
سلامت تنها به معنای نبود بیماری یا معلولیت نیست، بلکه شامل برخورداری از حال خوب جسمی، روانی و اجتماعی است. بُعد دیگری نیز به مفهوم سلامت افزوده شده و آن «مولد بودن» افراد در جامعه است؛ یعنی فرد سالم باید توانایی نقشآفرینی و مشارکت مؤثر در جامعه را داشته باشد.
رئیس کمیسیون سلامت شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه در ادامه با اشاره به بیانیه آلماآتا در سال ۱۹۷۸ گفت: در این بیانیه بُعد دیگری نیز به مفهوم سلامت افزوده شد و آن «مولد بودن» افراد در جامعه است؛ یعنی فرد سالم باید توانایی نقشآفرینی و مشارکت مؤثر در جامعه را داشته باشد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به شاخصهای «حال خوب» پرداخت و توضیح داد: این مفهوم را میتوان در چند شاخص مهم بررسی کرد؛ از جمله داشتن هدف، معنا و احساس تعلق. به گفته او، هدف و معنای زندگی زمانی عمق بیشتری پیدا میکند که با دیگران گره بخورد و در همین نقطه است که نقش سازمانهای مردمنهاد برجسته میشود، چرا که این نهادها بستری برای پیوند دادن معنا و هدف فردی با خیر جمعی فراهم میکنند.
آذر همچنین به مفهوم «نقاط تعالی» در زندگی به عنوان شاخص حال خوب اشاره کرد و گفت: نقاط تعالی لحظاتی هستند که فرد آنچنان در یک فعالیت یا ارتباط انسانی غرق میشود که گذر زمان و مکان را احساس نمیکند؛ برای مثال زمانی که فرد در کنار دوستان یا همکاران خود مشغول فعالیتی معنادار است و متوجه گذر زمان نمیشود.
وی «واگویههای درونی» را نیز یکی دیگر از مؤلفههای مهم حال خوب دانست و افزود: اینکه انسان در ذهن خود چه جملاتی را تکرار میکند و تا چه اندازه میتواند جنبههای مثبت زندگی را ببیند، نقش مهمی در سلامت روان و اجتماعی دارد.
به گفته آذر، در شرایط بحرانی و دشوار، توجه به این مؤلفهها بیش از پیش اهمیت پیدا میکند و میتواند به تقویت تابآوری کمک کند. آذر در ادامه سخنان خود با تأکید بر نگاه گستردهتر به مفهوم سلامت گفت: تعریف سلامت فراتر از آن است که صرفاً بگوییم فردی به بیماریای مانند سرطان مبتلاست و به دارو نیاز دارد. سلامت تنها به نام یک بیماری یا تشخیص پزشکی محدود نمیشود، بلکه باید دید چه میزان امکان مشارکت اجتماعی برای افراد فراهم است و تا چه اندازه میتوان شرایطی ایجاد کرد که افراد به «حال خوب» دست پیدا کنند.
وی با اشاره به رویکرد «ICF» افزود: در این مدل پرسش اصلی این است که فرد چه نوع محدودیتی یا نقصی دارد که مانع انجام یک فعالیت مشخص میشود و برای رفع آن چه اقداماتی باید انجام داد. این نگاه کمک میکند به جای تمرکز صرف بر بیماری، بر توانمندسازی افراد و فراهم کردن شرایط مشارکت آنان در جامعه تمرکز کنیم.
رئیس کمیسیون سلامت شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه همچنین تأکید کرد: حضور و همکاری جمعی ما در کنار یکدیگر میتواند زمینه دسترسی بهتر به این مؤلفهها را فراهم کند. وقتی شبکهای از کنشگران اجتماعی و سازمانهای مردمنهاد شکل میگیرد، امکان پاسخگویی مؤثرتر به نیازهای افراد نیز افزایش مییابد.
آذر در ادامه به برخی از محورهای مهم در تحقق این رویکرد اشاره کرد و گفت: توجه به محیط زندگی افراد، تأمین محصولات و خدمات مورد نیاز، آموزش خانوادهها و آگاهیبخشی به جامعه از جمله اقداماتی است که میتواند در این مسیر مؤثر باشد. همچنین دسترسپذیر کردن فضاها، مناسبسازی محیطهای شهری و اجتماعی، تغییر نگرشها و اصلاح برچسبهای اجتماعی نسبت به افراد دارای معلولیت از دیگر موضوعات مهم در این حوزه به شمار میرود.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت تعامل با نهادهای حاکمیتی خاطرنشان کرد: یکی از پرسشهای مهم این است که چگونه میتوان در این زمینه با حاکمیت تعامل مؤثر داشت تا سیاستها و برنامههایی تدوین شود که زمینه مشارکت بیشتر افراد و ارتقای سلامت اجتماعی در جامعه را فراهم کند.
در ادامه این نشست، دکتر سیدحسن موسوی چلک؛ معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، به بررسی نقش سازمانهای غیردولتی در شرایط جنگ و نسبت آن با مفهوم سلامت اجتماعی پرداخت. وی با بیان اینکه مسئله اصلی در چنین شرایطی چگونگی کنشگری سازمانهای مردمنهاد است، گفت: پرسش مهم این است که سازمانهای غیردولتی در زمان جنگ چگونه میتوانند نقش مؤثر و فعال در حوزه اجتماعی ایفا کنند.
موسوی چلک در ادامه به سه رویکرد اصلی در حوزه سلامت اجتماعی اشاره کرد و توضیح داد: در رویکرد نخست، سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامت در کنار سلامت جسمی و روانی در نظر گرفته میشود و بیشتر در چارچوب روابط بینفردی معنا پیدا میکند.
به گفته وی، رویکرد دوم بر «ابعاد اجتماعی مؤثر بر سلامت» تمرکز دارد؛ موضوعی که در یک دهه اخیر در ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در این نگاه، بسیاری از بیماریهای جسمی ریشه در عوامل و شرایط اجتماعی دارند و بنابراین برای ارتقای سلامت، باید این مؤلفههای اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران رویکرد سوم را «سلامت اجتماعی به منزله جامعه سالم» عنوان کرد و افزود: در این نگاه، دو رویکرد پیشین تا حد زیادی با یکدیگر تلفیق میشوند. در چنین رویکردی شاخصهایی مانند محیط زیست سالم و پایدار، جامعه عاری از خشونت، برخورداری از رفاه، برابری در برابر قانون و دسترسی به مسکن مناسب اهمیت پیدا میکند.
در جامعه سالم، مردم از «زیست نیکو» برخوردارند و شاخصهای مختلف اجتماعی باید در نهایت به بهزیستن اجتماعی منجر شوند. رفاه اجتماعی هدف نهایی نیست، به همین دلیل صرف برخورداری از درآمد بالا در کشورها نمیتواند معیار کامل رفاه و سلامت اجتماعی باشد.
وی تأکید کرد: در جامعه سالم، مردم از «زیست نیکو» برخوردارند و شاخصهای مختلف اجتماعی باید در نهایت به بهزیستن اجتماعی منجر شوند. موسوی چلک در ادامه با طرح این پرسش که آیا رفاه اجتماعی به خودی خود غایت نهایی است، گفت: رفاه اجتماعی هدف نهایی نیست، بلکه شاخصها باید در نهایت به بهزیستن اجتماعی و کیفیت بهتر زندگی در جامعه منتهی شوند. به همین دلیل صرف برخورداری از درآمد بالا در کشورها نمیتواند معیار کامل رفاه و سلامت اجتماعی باشد.
وی خاطرنشان کرد: مفاهیمی مانند آرامش، صلح و دگردوستی در شکلگیری یک جامعه سالم نقش اساسی دارند؛ همانگونه که در فرهنگ ایرانی نیز بر همبستگی انسانی تأکید شده است، چنانکه سعدی میگوید: «بنیآدم اعضای یکدیگرند».
موسوی چلک در ادامه با اشاره به تعریف جدید مددکاری اجتماعی گفت: بر اساس این تعریف، هر آنچه در جامعه رخ میدهد باید در نهایت به «زیست نیکو» منجر شود؛ مفهومی که صرفاً به شرایط عادی جامعه محدود نیست و در بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
وی با طرح این پرسش که آیا دولتها به تنهایی میتوانند در این زمینه پاسخگو باشند، افزود: تجربه زیسته من نشان میدهد که چنین امری ممکن نیست. در بحرانهایی مانند زلزله بم یا همهگیری کرونا، علاوه بر نهادهای دولتی، مددکاران اجتماعی و فعالان مدنی نیز نقش مهمی در ارائه خدمات و حمایت از مردم ایفا کردند.
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در ادامه به چگونگی کنشگری سازمانهای مردمنهاد در این حوزه پرداخت و گفت: این کنشگری میتواند در سه سطح «تصمیمسازی و سیاستگذاری»، «اجرا» و «نظارت» شکل بگیرد.
وی توضیح داد: تنوع و گستردگی فعالیتها و همچنین گروههای هدف این تشکلها اهمیت زیادی دارد. برخی از سازمانهای مردمنهاد ممکن است در حوزه تصمیمسازی و سیاستگذاری اثرگذار باشند و برخی دیگر نقش پررنگتری در حوزه اجرا داشته باشند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به نقش نظارتی تشکلها نیز افزود: در حوزه نظارت، سازمانهای مردمنهاد کمتر وارد شدهاند، در حالی که این حوزه نیز میتواند یکی از عرصههای مهم کنشگری مدنی باشد. وی همچنین خاطرنشان کرد: با وجود ظرفیت گسترده جامعه مدنی، برخی نهادهای دولتی از جمله سازمان مدیریت بحران نتوانستهاند بهطور کامل از توانمندیها و ظرفیتهای سازمانهای مردمنهاد در مدیریت بحران بهره بگیرند.
موسوی چلک در ادامه سخنان خود به برخی از اقداماتی که سازمانهای مردمنهاد میتوانند در شرایط جنگ و بحران انجام دهند اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین این اقدامات «حمایتطلبی» از دولت و حتی سازمانهای بینالمللی برای توجه بیشتر به مسائل اجتماعی و نیازهای گروههای آسیبپذیر است.
وی «نیازسنجی» را از دیگر کارکردهای مهم تشکلهای مردمنهاد دانست و افزود: این تشکلها به دلیل ارتباط نزدیک با مردم، شناخت دقیقتری از نیازهای جامعه دارند. از سوی دیگر، انجام نیازسنجی مبتنی بر زیستبوم هر منطقه نیز اهمیت زیادی دارد؛ به این معنا که هر تشکل میتواند بر اساس حوزه فعالیت و جامعه هدف خود، نیازهای خاص همان حوزه را شناسایی و پیگیری کند.
سازمانهای مردمنهاد میتوانند در سه سطح «تصمیمسازی و سیاستگذاری»، «اجرا» و «نظارت» کنشگری داشته باشند. تنوع و گستردگی فعالیتها و همچنین گروههای هدف این تشکلها اهمیت زیادی دارد. برخی از سازمانهای مردمنهاد ممکن است در حوزه تصمیمسازی و سیاستگذاری اثرگذار باشند و برخی دیگر نقش پررنگتری در حوزه اجرا داشته باشند.
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور همچنین به نقش سازمانهای مردمنهاد در مدیریت بحران در سه سطح «پیشگیری»، «مداخله» و «بازتوانی» اشاره کرد و گفت: در مرحله پیشگیری، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به جامعه اهمیت دارد؛ در مرحله مداخله، تشکلها میتوانند به ارائه خدمات و حمایتهای فوری بپردازند و در مرحله بازتوانی نیز در بازگشت افراد و خانوادهها به شرایط عادی زندگی نقشآفرینی کنند.
وی «محلهمحوری» را یکی دیگر از ظرفیتهای مهم تشکلهای مردمنهاد در شرایط بحران دانست و افزود: تجربه برخی کشورها مانند هند نشان میدهد که هر سازمان مردمنهاد در زمان وقوع بحران بهسرعت بر محله و محیط پیرامون خود تمرکز میکند و تلاش میکند در کوتاهترین زمان ممکن به نیازهای همان محدوده پاسخ دهد.
موسوی چلک در ادامه به موضوع «ظرفیتسازی» اشاره کرد و گفت: سازمانهای مردمنهاد میتوانند از ظرفیتهای یکدیگر نیز بهره بگیرند. برای مثال ممکن است یک تشکل تعداد مددجویان خود را افزایش دهد یا تشکل دیگری با پخت روزانه نان، آن را در اختیار مددجویان خیریههای دیگر قرار دهد. چنین اقداماتی نشاندهنده استفاده از ظرفیتهای متنوع جامعه مدنی است.
وی همچنین بر اهمیت همکاری میان سازمانهای مردمنهاد تأکید کرد و گفت: این تشکلها باید خود را عضوی از یک حلقه مشارکتی بدانند و از طریق شبکهسازی و همکاری، اثربخشی اقدامات خود را افزایش دهند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران «مراقبت از مراقبان» را نیز از موضوعات مهم در فعالیتهای اجتماعی دانست و افزود: فعالان اجتماعی و داوطلبان نیز نیازمند حمایت و مراقبت هستند تا بتوانند با توان و انگیزه بیشتری به فعالیتهای خود ادامه دهند.
به گفته وی، یکی دیگر از نقشهای سازمانهای مردمنهاد میتواند یادآوری و پیگیری وظایف قانونی سایر تشکلها باشد. همچنین مستندسازی فعالیتها و تجربهها از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که میتوان از طریق ثبت «درسآموختهها» این تجربهها را به مدلهای قابل استفاده تبدیل کرد و حتی در اختیار دیگر کشورها و جامعه جهانی قرار داد.
موسوی چلک در پایان به اهمیت ارتباط با خانوادههای آسیبدیده اشاره کرد و گفت: تأمین بستههای مشارکتی خرد برای خانوادههایی که خانههایشان آسیب دیده یا نیازمند درمان هستند، میتواند هم به حل مشکلات آنان کمک کند و هم انگیزه و رغبت خیریهها و نیکوکاران برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی را افزایش دهد.