پای صحبتِ معلمان برگزیدۀ کشور / دستاوردهایی که در دل محدودیتها خلق شد
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری خیر ایران، «جایزه معلم» یک جایزه بینالمللی است که از طرف بنیاد مردمنهاد برهان به معلمانی اهدا میشود که با خلاقیت و نوآوری خود نقش موثری در تربیت دانشآموزانشان داشته باشند. سومین دوره این جایزه ۴ برگزیده اصلی داشت که سه نفر آنها از ایران و یک نفر از اسپانیا بود. خیر ایران پیش از جنگ رمضان با این برگزیدگان گفتوگو کرده است که در این مجال تقدیم میشود و از نظرتان میگذرد.
فرزاد فاضلی و ایدهای برای موفقیت بچههای سیستانوبلوچستان در کنکور
«عبید، از بچههای روستای دوموکی است. او در بحبوحه کرونا، وقتی آموزشها، غیرحضوری بود، کنکور تجربی داد و داروسازی دانشگاه علوم پزشکی کرمان قبول شد.» اینها را فرزاد فاضلی، درباره شاگردش میگوید. اما فقط آقای فاضلی است که میداند پشت این چند جمله ساده، چه تلاشهایی نشسته است. قصه عبید، روایتگر همان کلیشههایی است که میگوید خواستن، توانستن است. اما این بار، خبری از فرسایش معنا در کلیشهها نیست. واقعا «خواستن» با کمک معلمی مثل فرزاد فاضلی، «توانستن» میشود؛ و عبید، مشتی از خروار تلاشهای اوست.

فرزاد فاضلی، معلم ۳۸ ساله اهل سراوان از استان سیستانوبلوچستان، جایزه مقام اول را از جشنواره معلم کسب کرده است. جایزه او به خاطر اجرای طرح رویش مهر- مهر گیتی در ۱۲ شهر محروم جنوب استان سیستانوبلوچستان به او تعلق گرفت. اما ریشه طرح رویش مهر که اجرای آن از سال ۱۴۰۱ کلید خورد، به سالهای خیلی دورتر برمی گردد: «من سال ۱۳۸۷ از دانشگاه فرهنگیان فارغالتحصیل شدم و در روستاهای اطراف سراوان به عنوان معلم، کار کردم. همان اوایل متوجه شدم که برخلاف تصور، ما بچههای بااستعدادی داریم اما اینها به خاطر فقر فرهنگی و اجتماعی به دنبال ترک تحصیل هستند.» آمارهای غیررسمی، خبر از ترک تحصیل ۷۰ درصد از محصلان روستایی و شهری در استان سیستانوبلوچستان را میدهد. بخش مهمی از این آمار هم متعلق به دختران ترکتحصیلکرده از استان سیستانوبلوچستان است.
فاضلی میگوید: «خیلی از بچهها بعد از ترک تحصیل، به سراغ شغلهای کاذب میروند یا به عنوان ملوان در دریا کارگری میکنند یا برای کارگری و پستهچینی به رفسنجان و باغهای آنجا میروند. این شغلها درآمدی هم ندارد و چرخه فقر تکرار میشود.»
رتبه زیر ۱۰ هزار آرزو بود
طرح فرزاد فاضلی و همکارانش، ایجاد یک مدرسه ۳۶۵ روزه و ۴ فصل به همراه برنامههای مدون آموزشی در سیستانوبلوچستان بود. هر روز این مدرسه، روز تلاش و مطالعه برای قبولی در کنکور بود.
فاضلی میگوید بچهها، امیدی به قبولی نداشتند. در سراوان، رتبه زیر ۱۰هزار، آرزو بود. معلمها احساس دلسردی و فرسودگی داشتند. فاضلی به دنبال راهی بود تا پای بچههای سراوان به دانشگاه باز شود. او و همکارانش، یک تیم مشاورهای از سال ۹۰ در مدرسه شهید مطهری تشکیل دادند و اولین قدم این بود که فراتر از وظایف یک معلم بیندیشد.
ریشه طرح رویش مهر- مهر گیتی هم به سالهای ۹۰ تا ۱۴۰۰ برمی گردد. طرح آنها، ایجاد یک مدرسه ۳۶۵ روزه و ۴ فصل به همراه برنامههای مدون آموزشی بود. «ما در بخش آموزش مدرسه، تحولی ایجاد کردیم. یک برنامه جامع کنکوری داشتیم. مدرسه را، یک مدرسه ۴ فصل کردیم که هر روزش، روز تلاش و مطالعه برای قبولی در کنکور بود. یا در پایههای پایینتر، به تقویت بنیه علمی بچهها کمک میکردیم.» نتیجه این تلاشها این شد که بچههای دبیرستان شهید مطهری سراوان، خطشکنی کردند. آنها توانستند رتبههای زیر هزار و حتی دو رقمی کسب کنند.
پای علما به میان آمد
موفقیت مدرسه مطهری باعث شد تا فاضلی و همکارانش یک طرح آموزشی تدوین کنند و آن را در ۱۲ منطقه محروم در جنوب استان سیستانوبلوچستان، طی ۳ سال اجرا کنند. آنها هر ماه به تمام این ۱۲ منطقه و مدارس دخترانه و پسرانهای که در مقطع متوسطه دوم، مشمول اجرای این طرح آموزشی هستند، سر میزدند و روند اجرای آن را زیرنظر داشتند. این یعنی سفر ماهانه در حدود ۲ هزار کیلومتر: «اجرای این طرح آسان نبود. ما باید نگاه مردم منطقه را هم تغییر میدادیم؛ بنابراین با اهالی بومی، اولیای بچهها، معلمان، بزرگان منطقه و علمای دینی ساعتها گفتوگو کردیم. بهویژه درباره تحصیل دختران صحبت کردیم. گفتیم ما پزشک، پرستار، کارمند و معلم زن بومی میخواهیم. از خود استان و از خود همین شهرها.» علمای دینی که پای کار آمدند، کار سادهتر شد. مشکل بعد فقدان فضای آموزشی بود: «علمای دینی تا حدی در تأمین فضای آموزشی به ما کمک کردند. گاهی هم چند کلاس را در یک اتاق برگزار میکردیم که اتاق دیگری برای مطالعه خالی شود.» بعضی از شهرها در این ۱۲ شهر، حتی رشته تجربی یا رشته ریاضی در کل شهر نداشتند.
در شهر بِنت، برای اولینبار، رشته تجربی دایر شد و بعد از ۳ سال، اولین خروجی این رشته، ۴ نفر قبولی پزشکی دانشگاه سراسری بود: «اولین دانشآموزی که از منطقه راسک، پزشکی قبول شد، یک دختر بود.»
معجزه تلاشها، آنجایی اتفاق افتاد که مثلا در شهر بِنت، برای اولینبار، رشته تجربی دایر شد و بعد از ۳ سال، اولین خروجی این رشته، ۴ نفر قبولی پزشکی دانشگاه سراسری داشت: «اولین دانشآموزی که از منطقه راسک، پزشکی قبول شد، یک دختر بود. سعدیه، ساکن روستای جنگل در اطراف راسک بود. خیلی نگران بود و درعینحال خیلی تلاش میکرد.»
بعد از تجربه موفق عبید از روستای دوموکی، حالا بااستعدادترین بچههای آن روستا، مثل خیلی از روستاهای دیگر، خود را به این ۱۲ منطقه میرسانند تا آینده را جور دیگری بسازند. آنها باور کردهاند که «می شود»؛ و این باور را مدیون تلاشهای آقای فاضلی و حامیان طرح رویش مهر- مهر گیتی هستند. فرزاد فاضلی، معلمی است که با محرومیت انباشته در استان مبارزه میکند تا سهمی از آینده را به دانشآموزان سیستانوبلوچستان بدهد اگرچه مسیر آینده، همیشه از دانشگاه نمیگذرد.
در استان برخوردار قزوین، قصه، متفاوت است. زیبا معروفی تلاش میکند تا مسیر شغلی و حرفهای را برای دانشآموزانش هموار کند.
زیبا معروفی و دانشآموزانی که متخصص انیمیشنسازی شدهاند
«از نوجوانی دلم میخواست دنیا را تغییر دهم. دلم میخواست دنیا را به جای بهتری تبدیل کنم.» اینها را زیبا معروفی، معلم مدرسه «هنرهای زیبا و سید ابوطالب تقوی» در قزوین میگوید. او بعدها فهمید، مسیر آرزوی نوجوانیاش از سردر مدرسه و تدریس میگذرد.
از یک معلم ساده مدرسه فنی حرفهای که به همان وظایفش اکتفا میکند تا معلمی که سقف آرزوی دانشآموزانش را بلند کرده، یک مسیر پیچدرپیچ در میان است که هر رونده آن باید به «تلاش» مجهز باشد. معروفی، کارشناسی کامپیوتر از دانشگاه شهید رجایی تهران و ارشد انیمیشنسازی از دانشگاه تربیت معلم دارد: «چون در رشته انیمیشن فعالیت میکردم، خیلی دوست داشتم که دانشآموزانم را از همان مدرسه به بازار کار هدایت کنم. برای همین منظور، آموزشهایی فراتر از کتاب درسی به آنها دادم.»

با همت زیبا معروفی، بچهها یک انیمیشن کامل تولید و در جشنوارههای مختلف شرکت کردند. دانشآموزان او موفق به کسب رتبههای استانی، کشور و بینالمللی شدند.
نگاه حرفهای معروفی به انیمیشن باعث شد تا هر کدام از دانشآموزانش در یک حوزه، متخصص شوند. «انیمیشنسازی مثل سینما است و حوزههای مختلف دارد. به همین منظور، ما تیمهای مختلفی از دانش آموزان را تشکیل دادیم و هر دانشآموز در یک تیم، متخصص شد.» خروجیِ این ریلگذاری خانم معروفی، تشکیل یک گروه حرفهای انیمیشنسازی در مدرسه بود که البته به مدرسه اکتفا نکردند: «در همین دوره دبیرستان، بچهها یک انیمیشن کامل تولید و در جشنوارههای مختلف شرکت کردند. دانشآموزانم موفق به کسب رتبههای استانی، کشور و بینالمللی شدند.» وقتی نگاه دانشآموزان به مقوله انیمیشن، نگاهی فراتر از نمره و امتحان شد، آنها موفق شدند به بازار کار وارد شوند. اتفاقی که خیلی از افراد در بهترین حالت، در دهه سوم زندگی آن را تجربه میکنند: «ما بیرون از مدرسه یک دفتر اجاره و ثبت حقوقی کردیم. الان در حال تلاشیم تا دفترمان را به یک مرکز رشد تبدیل کنیم. یعنی تمام گروههای انیمیشنسازی را جذب کنیم، گروهسازی کنیم، راه و چاه را به آنها نشان دهیم و در نهایت کمک کنیم تا خودشان بتوانند یک دفتر مستقل تاسیس کنند.»
تکنیک اگرچه در ساخت هر کار هنری مهم است، اما ایده و محتوا، بنمایه هر تولیدی است. طرح پایاننامه کارشناسی ارشد معروفی بر اساس انیمیشنهای آموزشی- سرگرمی نوشته شده و حالا او در تولیداتی که با کمک دانشآموزانش انجام میدهد، همین خط را دنبال کرده است.
هیچ دانشآموزی نباید متوقف بماند
از او درباره شاگردانش و نوجوانهای امروزی پرسیدم. از نسلی که ما را از آنها ترساندهاند. او معتقد بود: «سرعت تغییرات در بچههای امروز، در مقایسه با نسل گذشته، بالاست. در عین حال، بسیار صادق و شفاف هستند. تعارفات بیخود ندارند. اهل دروغ گفتن نیستند. اگر بخواهند کاری را انجام دهند، اتفاقا بسیار مسئول و مصمم هستند. در یک کلام، بچههای این نسل، خیلی ماهند.» از بین دانشآموزانش، کسانی هم بودند که وضع مالی خوبی نداشتند. تلاش معروفی این بود که این دانشآموزان هم متوقف نمانند. «برای انجام پروژهها به آنها ابزار میدادیم. در ادامه با کمک خیرین تلاش میکردم لوازمی مثل قلم نوری و لپتاپ در اختیارشان قرار گیرد.»
معروفی، همچنان یک معلم است اما انتهای مسیرش را خیلی فراتر مجسم میکند: «هدف ما این است که قطب تولید انیمیشن آموزشی- سرگرمی در ایران یا حتی در جهان باشیم. همین الان طرحهایی دادیم، سرمایهگذار هم جذب کردیم و مشغول کار روی پیشتولید انیمیشنی هستیم که قابلیت ارائه بین المللی دارد.»
تقدیرشدگان جشنواره معلم، فقط معلمان متوسطه دوم نیستند. گاهی تغییرات بنیادی را باید از دبستان شروع کرد. مثل میلاد لطیفی، معلم روستای رهنمون که برای دانشآموزان اندکش، بهروزترین روشهای آموزشی را میخواهد.
میلاد لطیفی و مدرسه هوشمند روستا
«من، معلم دبستان رهنمون واقع در روستای آشنا، از شهر خُنج از استان فارس هستم.» اینها را میلاد لطیفی میگوید؛ و وقتی همین چند کلمه ادامه مییابد، تصوراتمان از یک مدرسه روستایی از نقطهای دور، زیرورو میشود. «مدرسه ما، یک مدرسه هوشمند است و با روشهای نوین آموزشی، اداره میشود.» وجه تمایز میلاد لطیفی با هر معلم دیگر، دقیقا در جایی است که مدرسه را از یک مدرسه محروم که حتی آب آشامیدنی و ماژیک ندارد، به مدرسهای هوشمند، با بهروزترین روشهای آموزشی رسانده است.
«سال ۹۹ که به مدرسه رهنمون آمدم، مشکلات ریزودرشتی در مدرسه وجود داشت اما از سال ۱۴۰۰ طرحهایم را در مدرسه اجرا کردم که خدا را شکر بعد از ۴_۵ سال، نتیجه داد.» اولین طرح لطیفی، کشاندن اولیای بچهها به مدرسه بود. روستای آشنا، روستای محرومی نبود اما مردم منطقه به لحاظ فرهنگی، دلیلی برای کمک به مدرسه نمیدیدند. پس به بهانههای مختلف از جشنواره و مسابقه گرفته تا برگزاری جشنهای بومی، ملی و مذهبی در مدرسه، اولیا را به مدرسه کشاند. همین باعث شد تا خود والدین، مشکلات مدرسه را از نزدیک ببینند. «علاوه بر این، اگر اولیا، توانمندی، مهارت یا دانشی دارند، برای بچهها، کلاسهای فوق برنامه میگذارند و آن مهارت را به بچهها آموزش میدهند. این کار باعث میشود تا بچهها فقط به درس اکتفا نکنند و مهارت بیاموزند.»
هر دانشآموز با خودش رقابت میکند
لطیفی که خودش کارشناسی علوم تربیتی و کارشناسیارشد تکنولوژی آموزشی دارد، طرح دومش را بر پایه روشهای نوین آموزشی گذاشت: «دائما تلاش کردم تا دانشم در حوزه روشهای آموزشی را بهروز کنم. برای همین در انواع کلاسهای مجازی با موضوع روشهای آموزشی شرکت میکنم.» دانشآموزان دبستان روستای آشنا، حالا هر کدام یک پروفایل شخصی دارند که مسیر رشد دانشآموز در حوزههای مختلف در این پروفایل ثبت میشود. هر دانشآموز یک سطح مشخصی دارد و برای اینکه از یک سطح ارتقا پیدا کند، ملزم به مسئولیتپذیری و انجام کارهایی است. مثلا در روستا درخت بکارد و از آن مراقبت کند یا حتی کارهای کوچکتر، مثل جارو کردن حیاط مدرسه. وقتی سطح بچهها دائما بالا میرود، در نهایت یک جایزه فوقالعاده دریافت میکنند. همچنین بچهها، هر کدام یک الگو دارند: «الگوها را از طریق داستان یا انیمیشن به بچهها معرفی کردم. مثلا الگوی یکی امیرکبیر و الگوی یکی کوروش است. بچهها تلاش میکنند تا با انجام دادن کارهایی، به الگوی خودشان نزدیکتر شوند.» در مدرسه رهنمون، دانشآموزان با هم مقایسه نمیشوند و رقابت ندارند. بلکه آنها با خودشان مقایسه میشوند و با خودشان رقابت میکنند. همه اینها باعث میشود تا کلاس، فضایی تفریحی و بازیگونه به خود بگیرد.
زنده کردن فرهنگ بومی
سومین طرح لطیفی، زنده کردن فرهنگ بومی منطقه است: «مردم دیگر رغبت چندانی به فرهنگ بومی نشان نمیدهند. غذاها، نانها و فرهنگ بومی، کمکم به فراموشی سپرده میشود. پس من تلاش کردم تا آن را زنده نگه دارم.» مثلا از یک مادر درخواست میشود تا نانهای کمتر پختهشدۀ بومی را در مدرسه بپزد و همزمان نحوه پخت آن را به بچهها آموزش دهد. این موضوع علاوه بر زنده کردن نان محلی، بهانهای برای خوردن صبحانه دست جمعی در مدرسه است. همچنین لطیفی تلاش کرده است تا گیاهان دارویی بومی را احیا کند.

از او درباره برنامههایش در آینده پرسیدم. «دوست دارم مدرسه ۴۵ نفره رهنمون را به یک مدرسه خودکفای آینده نگر تبدیل کنم. به نحوی که ما حتی محتاج یک ۱۰۰۰ تومان از خارج از مدرسه نباشیم.» برنامه او برای این منظور، برپا کردن یک تولیدی و آموزش مهارتهای شغلی به دانش آموزان است. «مدرسه باید یک کارگاه تولیدی با کمک والدین مدرسه، داشته باشد و محصولات آن از طریق اینترنت و پست به سایر نقاط کشور فروخته شود و بخشی از درآمد به خود مدرسه بازگردد. از طرف دیگر دوست دارم دانش آموزانم برای آیندهای که بر مبنای تکنولوژی نوین بنا میشود آماده شوند و بر روی هوش اجتماعی، هوش عاطفی، تفکر خلاق و حل مسئله، متمرکز باشند.» همه اینها یعنی میلاد لطیفی، علاوه بر رشد دانش آموزان، موتوری برای آینده میبیند که نباید متوقف شود.
معلم خوب بودن، مرز نمیشناسد. برای همین جشنواره معلم، پذیرای معلمان غیرایرانی هم بوده است. آنخل لوییس گونزالس سرانو از اسپانیا یکی از تقدیرشدگان این جشنواره است که ترجمه یادداشتی از او در ادامه میآید.
آنخل لوییس گونزالس سرانو و معلمی در مدرسهای که کامپیوتر نداشت
«سرانو» کارشناس ارشد علوم کامپیوتر دارد و در یک مدرسه فنیوحرفهای قرار بود مونتاژ و نگهداری تجیهزات کامپیوتری تدریس کند: «اما مشکل اینجا بود که کامپیوتر نداشتیم. پس تصمیم گرفتم به جای تمرکز روی نداشتهها، از همان کامپیوترهای خراب مدرسه استفاده کنم. آنها را با کمک بچه.ها، باز و تعمیر کردیم.»
تقدیرشدگان جشنواره معلم، فقط ایرانی نبودند. آنخل سرانو، برگزیده اسپانیایی این جشنواره است که به دلیل اجرای دو طرح، در این جشنواره انتخاب شد: «وقتی وارد مدرسهای در منطقه محروم لاسیبریا شدم، اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، بی انگیزگی دانشآموزان بود که ریشه در محرومیت و عدم امکانات این مدرسه داشت.» آقای سرانو، کارشناس ارشد علوم کامپیوتر دارد و در این مدرسه فنیوحرفهای قرار بود مونتاژ و نگهداری تجیهزات کامپیوتری تدریس کند: «اما مشکل اینجا بود که کامپیوتر نداشتیم. پس تصمیم گرفتم به جای تمرکز روی نداشتهها، از همان کامپیوترهای خراب مدرسه استفاده کنم. آنها را با کمک بچهها، باز و تعمیر کردیم.» این شروع تحولات مدرسه بود. پس از آن، آنخل سرانو برای درس معماری کامیپوتر که درس خشکی است، یک بازی رایانهای طراحی کرد: «این موضوع کمک کرد تا دانشآموزان دوره را کامل کرده و اعتمادبهنفس پیدا کنند.»
طرح دوم آنخل سرانو برنامهنویسی و ایجاد یک شبکه برای متصل کردن تمام معلمان فنیوحرفهای به همدیگر بود: «یک شبکه ساختم تا منابع آموزشی را باهم به اشتراک بگذاریم. معلمها از انزوا بیرون آمدند. تجربهها به همدیگر منتقل شد. همه به رشد همدیگر در تدریس بهتر، کمک کردند.»
آنخل سرانو معتقد است که نوآوری به بودجههای بزرگ وابسته نیست. اگر دانش، خلاقیت و انگیزه مخلوط شود، نتیجهاش معجزه میکند: «جایزهای که گرفتم برایم ارزشمند است. اما قبل از آن دیدن برق امید در چشم دانشآموزانم برایم ارزش دارد.»
معلمان برگزیده جشنواره معلم، اگرچه در پایهها و عناوین مختلف و حتی در جغرافیای متفاوت تدریس میکنند، اما ویژگیهای مشترکی دارند. آنها در برابر مشکلات منفعل نیستند، برعکس تلاش میکنند تا شرایط را تغییر دهند. آنها فراتر از مدرسه میاندیشند و فراتر از وظایفشان، عمل میکنند. آنها به حداقلها کفایت نمیکنند بلکه از حداقلها، بیشترین استفاده را میبرند. در نهایت اینکه معلمی برای آن ها، به «روزمرگی» تبدیل نمیشود. آنها در شغل معلمی، زنده و پویا، ادامه میدهند.
گزارش از حکیمه صنیعفر