نگاهی دگرگونه به سیزدهم فروردین ماه و روز طبیعت در تفکر اساطیری ایرانیان
در تفکر اساطیری ایرانیان، بسیاری از ابعاد فلسفی و اخلاقیِ نگرش مردمان کهندیار در دورترین زمانهای تاریخ در قدیمترین سرودههای جهان در «اوستا»؛ کتاب آسمانی نیاکان هممیهنِ زردشتی ما گرد آمده است.
دین زردشتی از سوی دین مبین اسلام نیز در جایگاه دین و آیین آسمانی پذیرفته شده است و زردشت پیامبر در زمره پیامبران راستین از ایران کهن جایگاهی رفیع دارند. در پی وجود این گنجینه ملی کهن، هممیهنان زردشتی ما صاحب کتاب، میراثدار بخش بزرگی از میراث باستانی ایران و دین زردشتی در قانون اساسی کشور جز ادیان رسمی شناخته شده است و پیروان آن همواره از سوی ایرانیان احترام بسیار داشتهاند و هم در جایگاه هممیهن و هم در مقام پاسداران و پرستاران میراث کهن باستانی همه ایرانیان عزیز بودهاند.
در تفکر اساطیری ایران عمر جهان ۱۲ هزار سال (هزار در معنای دورهای از تاریخ نه از حیث عدد جبری) در نظر گرفته شده است. تحلیل مبتنی بر اسطورهشناسی یکی از فرضیههایی که از زاویهای به سیزده بدر یا سیزدهم فروردین مینگرد، چنین است. گویی هر روز از ۱۲ روز فروردین ماه بیانگر یک هزاره است. در طول این ۱۲ هزاره که بخش بزرگی از آن در تفکر اساطیری ایرانیان جنگ بین اهورامزدا یا پروردگار یکتا ( نماد راستی و تمام حق و روشنی) در برابر اهریمن (نماد دروغ و تمام باطل و تاریکی) در جریان است در نهایت به پیروزی حق بر باطل یا خیر بر شر یا راستی بر دروغ می انجامد.
در تفکر اساطیری ایران دوران باستان، جهان مادی با ظهور منجی به پایان میرسد و روز سیزدهم فروردین ماه نمادی از فرشگرد یا رستاخیز یا قیامت است.
گویی این روز نمادی بر پایان دنیای مادی و پیروزی نهایی حق بر باطل است. از سوی دیگر در تفکر اساطیری ایران، بخشی معنوی از وجود انسان « فَروَهَر» نام دارد که بخش آسمانی وجود انسان است و از وجود پروردگار در انسان به ودیعه گذاشته شده و بی آنکه به آلودگی و گناه دچار شود پس از مرگ به سوی پروردگار باز میگردد. روایتی اساطیری است که «من از روح خودم در انسان دمیدم» و «همه از اوییم و به سوی او باز می گردیم» در اسلام مبین را با زبان تفکر الهی دیگر در ذهن متبادر میکند. عجیب هم نیست زیرا منشأ ادیان الهی ذات اقدس پروردگار و پاکی ذات انسانهای نیک کردار است.
«فروردین» به معنای ماه «فرورهر» ها است و جالب آنکه همچنان ایرانیان روز پیش از نوروز و تحویل سال به سوی مزار رفتگان خود میروند و بر سنگ مزار آن شمع و فانوس روشن میکنند.
پیش از تحویل سال با جدیت خانه تکانی میکنند، لباس نو میخرند و منتظر مهمان هستند. بسیاری از مادران و پدران همچنان پیش از تحویل سال چراغی را در ورودی خانه یا حیاط روشن میکنند و تا روز سیزدهم نوروز چراغ را روشن نگاه میدارند. گویی بیآنکه فلسفه این زیارت اهل قبور پیش از نوروز، خانه تکانی پیش از نوروز و همچنین روشنایی سر در خانه روز نخست سال را بدانند در راستای تفکر اساطیری منطبق بر تفکرات احترام و اعتقاد به یاد و روان درگذشتگان که در اسلام مبین هم بدان سفارش شده است، میپردازند.
در تفکر باستانی ایرانیان، فروردین ماه متعلق به فروهرِ از دنیا رخت برگرفتگان است. شمع بر مزار رفتگان، خانه تکانی و افروختن آتش با روشنکردن چراغی بر سر در خانه استقبال و راهنمایی اساطیریِ فروهرِ رفتگان است که در هنگام نوروز از سرای برین به دیدار خانه وکاشانه و بستگان خود به مهمانی میآیند.
پس از گذشتِ ۱۲ روز از فروردین ماه، منطبق با آن ۱۲ هزاره اساطیری، در روز سیزدهم فروردین ماه، نیک مردان و نیک زنان ایرانی به شکل جمعی در آیینی اجتماعی با حضور در طبیعت و احترام به آن از بهترین جای ممکن، در کنار آب روان و درختان و طبیعت زیبای آفریدهای پروردگار، فروهر رفتگان خود را به آسمان و سرای برین بدرقه میکنند تا سال بعد که دگربار بار میزبان آنها باشند.
قطعاً این نگرش اساطیری با خرافات کاملاً متضاد است زیرا هر چند ظاهر و پوسته اسطوره، غیر واقعی به نظر آید اما این پوسته بیرونی دربرگیرنده بطنی عمیق، اخلاقی و فلسفی از درک نیاکان ما نسبت به زندگی پس از مرگ و آگاهی و همراهی روان رفتگان ما با بازماندگان از دورترین زمانهای تاریخ است. البته اگر نیک و خردورزانه بدان بنگریم.
قطعاً این نگاه تنها برداشتی از زاویهای به روز سیزدهم فروردین ماه بر مبنای متون و روایات باستانی و در قالب تفکر اساطیری ایران است. آنچه مهم است چگونگی استفاده از سنتها و آیینهای کهن در راستای ارج نهادن آفرینشهای نیک پروردگار همانند پاسداشت محیط زیست و طبیعت و نگاه خدامحور بر وجود انسان، روان و فروهر او و زندگی پس از مرگ و امید به رستاخیزی است که در نهایت راستی بر دروغ و حق بر باطل پیروز میشود و «امید» همچنان وجود دارد. غایت نیک تمام ادیان آسمانی و تفکر بخردانۀ انسانی که راستی، حق و روشنایی را پیروز نهایی جنگ حق علیه باطل میدانند.
یادداشت از دکتر اشکان تقی پور
کارشناس ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران
و مدرس دانشگاه